محمدعلی حضرتی در این نشست به واکاوی دلایل زوال امپراتوری هخامنشی پرداخت و با تأکید بر نقش کلیدی دیپلماسی در بقای حکومتها، ناتوانی در دستگاه دیپلماسی دهههای پایانی هخامنشیان را یکی از عوامل اصلی فروپاشی دانست و اظهار کرد: در حالی که در یونان، خطبا و سیاستمداران، مردم را به وحدت و انسجام در برابر ایران فرا میخواندند، در داخل ایران، رقابت میان کانونهای قدرت، دیپلماسی خارجی را به حاشیه راند.
وی در ادامه بیان کرد: این انزوا باعث شد دستگاه سیاسی ایران از تحولات واقعی و پویاییهای جاری در یونان بیاطلاع بماند و تصور درستی از جریانهای رقیب نداشته باشد.
این پژوهشگر تاریخ «بحران اقتصادی» را دومین عامل فروپاشی برشمرد و تصریح کرد: پس از دوران خشایارشا، نظام مالیاتی سنگینی بر مردم تحمیل شد که نارضایتیهای گستردهای را به همراه داشت.
وی خاطرنشان کرد: همزمان، سیاست انباشت طلا و نقره در خزانه هخامنشی و عدم چرخش ثروت در جامعه، به رکود اقتصادی دامن زد و این نابسامانیهای اقتصادی، زمینهساز ناآرامیهای اجتماعی و شورشهای مردمی شد که در نهایت، فروپاشی اقتصادی را به مقدمهای برای فروپاشی سیاسی بدل کرد.
حضرتی همچنین به فقدان نگاه جامع راهبردی در حاکمیت اشاره کرد و افزود: فارغ از ضعفهای دیپلماتیک و اقتصادی، پدیده خیانت و نفوذ نیز در اواخر این دوره آسیبهای جدی به بدنه حکومت وارد کرد و در مقابل، دولتشهرهای یونانی با بهرهگیری از غفلت ایران، توانستند اتحاد استراتژیکی ایجاد کنند.
وی در ادامه با اشاره به اقدامات «فیلیپ دوم» مقدونی گفت: فیلیپ دوم با ساماندهی نیروهای شبهنظامی و ایجاد یک ارتش منسجم پیادهنظام که با سوارهنظام هماهنگ بود، هژمونی قدرت جدیدی در یونان ایجاد کرد.
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی جهاددانشگاهی استان قزوین، شنبه ۲۸ شهریور، این نویسنده بیان کرد: در آن شرایط، وضعیت دشوار اقتصادی مقدونیه نیز عاملی بود که یونانیان را به سمت جنگ با ایران سوق داد و در نهایت، ضعفهای ساختاری هخامنشیان در برابر این قدرت نوظهور، منجر به سقوط این امپراتوری شد.
انتهای پیام