دوران امام حسن عسکری(ع) را باید یکی از حساسترین مقاطع تاریخ تشیع دانست؛ زیرا فشار سیاسی عباسیان با یک مسئله بسیار مهم اعتقادی یعنی مسئله امامت پس از امام عسکری(ع) پیوند خورده بود. امام در سامرا تحت کنترل حکومت قرار داشتند و همین محدودیت، ارتباط مستقیم ایشان با جامعه شیعه را دشوار میکرد. در چنین شرایطی، تهدید فقط برخورد سیاسی با شیعیان نبود؛ بلکه هرگونه قطع ارتباط با امام، میتوانست زمینه را برای شکلگیری اخبار نادرست، برداشتهای انحرافی و اختلاف درون جامعه شیعه فراهم کند. به مناسبت ولادت امام حسن عسگری (ع) و با هدف بررسی و تبیین سیره حضرت در مواجهه با جنگ شناختی با حجتالاسلام رسول چگینی مدیر گروه امامت تطبیقی پژوهشکده امامت پرداختیم. در ادامه متن کامل این گفتوگو را میخوانیم:
ایسنا: دوران امامت امام حسن عسکری(ع) با فشار سیاسی، محدودیت ارتباط با شیعیان و فعالیت جریانهای مخالف همراه بود؛ مهمترین تهدیدهای فکری و تبلیغاتی علیه جامعه شیعه در آن دوره چه بود؟
جریانهای فکری مختلف در فضای فکری آن روز فعال بودند و امام باید هم مرزهای اعتقادی تشیع را روشن میکردند و هم اجازه نمیدادند عناصر منحرف از درون جامعه شیعه، به نام اهلبیت(ع) سخن بگویند.
یکی از مهمترین این جریانها، غلو بود. غلات با نسبت دادن مقامهایی فراتر از جایگاه واقعی امامان، مرز میان توحید و امامت را مخدوش میکردند و حتی در مواردی برای پیشبرد اهداف خود به جعل روایت و سوءاستفاده مالی متوسل میشدند. درباره برخی غالیان عصر امام عسکری(ع)، از جمله محمد بن نصیر و حسن بن محمد بن بابای قمی، گزارشهای صریحی از برائت امام وجود دارد. در نامهای که درباره فهری و حسن بن محمد بن بابای قمی نقل شده، امام(ع) از آنان اعلام برائت کرده و شیعیان را از نزدیک شدن به آنان برحذر داشتهاند. بنابراین یکی از تهدیدهای مهم آن دوره، روایتسازی از درون جامعه شیعه با استفاده از نام و جایگاه امامان بود.
امام حسن عسکری(ع) در برابر این جریان، فقط به مخالفت سیاسی بسنده نکردند، بلکه مرزهای معرفتی را روشن کردند. نکته بسیار مهم این است که در مکتب اهلبیت(ع)، محبت به امام با غلو درباره امام یکی نیست. امامان همواره بر توحید و جایگاه واقعی امامت تأکید داشتند. این مسئله برای جامعهای که تحت فشار تبلیغاتی قرار دارد بسیار مهم است؛ زیرا دشمن فکری گاهی با نفی کامل یک حقیقت و گاهی با تحریف همان حقیقت فعالیت میکند. از این رو، در دوره امام عسکری(ع) باید سه تهدید را در کنار هم دید؛ فشار سیاسی و کنترل ارتباطات، جریانهای منحرف درون جامعه شیعه و فضای گسترده شبهه و اختلافات فکری که میتوانست اعتماد عمومی به مرجعیت امام را تضعیف کند.
ایسنا: امام حسن عسکری(ع) برای مقابله با شبههافکنی، تحریف واقعیت و روایتسازی جریانهای مخالف، از چه شیوههای تبلیغی و معرفتی استفاده میکردند؟
یکی از ویژگیهای مهم سیره امام حسن عسکری(ع)، تبیین و روشنگری متناسب با شرایط ارتباطی عصر خود بود. وقتی امکان ارتباط عمومی و مستقیم محدود است، طبیعی است که شیوه انتقال پیام نیز باید تغییر کند. امام از نامهنگاری، ارتباط با نمایندگان و وکلا، پاسخ به پرسشهای اعتقادی و فقهی و تربیت عالمان استفاده میکردند. در واقع، ایشان اجازه ندادند محدودیت ارتباط مستقیم به معنای تعطیلی ارتباط معرفتی با جامعه شیعه باشد. این نکته بسیار مهم است: فشار سیاسی میتوانست دسترسی فیزیکی مردم به امام را محدود کند، اما امام شبکهای از ارتباطات علمی و اجتماعی را فعال نگه داشتند.
از نمونههای مهم این روش، تقویت عالمان و متکلمان مورد اعتماد است. فضل بن شاذان از شخصیتهای برجسته علمی آن دوره بود و گزارش شده است که امام عسکری(ع) درباره یکی از آثار او فرمودند: «هَذَا صَحِیحٌ یَنْبَغِی أَنْ یُعْمَلَ بِهِ»؛ «این اثر صحیح است و شایسته است بر اساس آن عمل شود.» این گزارش در منابع رجالی و تراجم شیعه نقل شده است. این اقدام نشان میدهد که مقابله با شبهه فقط با پاسخ مستقیم امام انجام نمیشد؛ بلکه امام افراد صاحب صلاحیت علمی را تقویت میکردند تا جامعه شیعه قدرت علمی و معرفتی برای پاسخگویی به شبهات پیدا کند.
از سوی دیگر، امام در برابر نقلهای غیرمعتبر، معیار تشخیص ارائه میکردند. این مسئله در شرایطی که امکان جعل و نسبت دادن سخنان ساختگی به امام وجود داشت، اهمیت فراوان داشت. قرآن کریم نیز همین اصل را به عنوان یک قاعده عمومی مطرح کرده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر فردی فاسق خبری برای شما آورد، تحقیق و بررسی کنید» (حجرات: ۶). بنابراین منطق قرآنی و سیره امام(ع) در اینجا به هم نزدیک میشوند؛ خبر را نباید تنها به دلیل جذابیت، سرعت انتشار یا انتساب آن به یک شخصیت معتبر پذیرفت؛ بلکه باید منبع و اعتبار آن بررسی شود.
ایسنا: با توجه به محدودیت شدید ارتباط مستقیم امام(ع) با شیعیان، شبکه وکالت و ارتباطات غیرمستقیم چه نقشی در انتقال صحیح اطلاعات و جلوگیری از شکلگیری شایعات و انحرافات فکری داشت؟
شبکه وکالت را باید یکی از مهمترین سازوکارهای ارتباطی نهاد امامت در دوره امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) دانست. البته نباید ساختار آن را با یک سازمان رسانهای امروزی یکسان دانست؛ اما از نظر کارکرد، این شبکه امکان میداد که ارتباط میان امام و شیعیان در مناطق مختلف، با وجود فشار حکومت، به صورت کنترلشده ادامه پیدا کند. در منابع، از عثمان بن سعید عمری و دیگر وکلای امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) به عنوان شخصیتهای مهم این شبکه یاد شده است و گزارش شده که شیعیان به آنان مراجعه میکردند.
اهمیت این شبکه در شرایطی بیشتر میشود که بدانیم حکومت عباسی به شدت نسبت به ارتباطات امام و شیعیان حساس بود. در یکی از گزارشها، حتی شیوه انتقال نامهها و اموال به شکل پنهانی نقل شده است؛ به گونهای که اسناد در چوبی جاسازی شده و از مسیرهایی منتقل میشد که حساسیت مأموران را برنینگیزد. این گزارشها نشان میدهد که ارتباط امام با پیروان خود، یک ارتباط ساده و آشکار نبوده و نیازمند تدبیر و رعایت ملاحظات امنیتی بوده است.
اما مهمتر از جنبه ارتباطی، اعتمادسازی بود. اگر هر فردی میتوانست خود را نماینده امام معرفی کند، شبکه وکالت به جای اینکه عامل انسجام باشد، خود به منشأ اختلاف تبدیل میشد. از این رو، تأیید و معرفی افراد مورد اعتماد اهمیت اساسی داشت. در گزارشهای مربوط به امام حسن عسکری(ع)، عثمان بن سعید جایگاه ویژهای دارد و همین اعتمادسازی زمینهای شد تا پس از شهادت امام نیز بخشی از جامعه شیعه بتواند ارتباطات خود را از مسیر شناختهشده ادامه دهد. از این منظر، یکی از درسهای مهم این دوره آن است که در فضای بحران اطلاعاتی، کانال معتبر ارتباطی و مرجع قابل اعتماد، نقش اساسی در جلوگیری از انتشار اخبار متناقض دارد.
ایسنا: یکی از اهداف جنگ شناختی، ایجاد اختلاف و بیاعتمادی در جامعه هدف است؛ امام حسن عسکری(ع) چگونه برای حفظ انسجام و وحدت میان شیعیان و جلوگیری از اختلافات داخلی تلاش میکردند؟
یکی از مهمترین اقدامات امام حسن عسکری(ع) برای حفظ انسجام جامعه شیعه، تثبیت محوریت امامت و جلوگیری از چندپارگی مرجعیت بود. این مسئله در پایان دوران امامت ایشان اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ زیرا دشمن سیاسی میدانست که اگر جامعه شیعه درباره امام خود دچار تردید و اختلاف شود، انسجام آن از درون آسیب خواهد دید. امام از سالهای پیش، مسئله امامت پس از خود و جایگاه فرزندشان حضرت مهدی(عج) را برای گروهی از شیعیان تبیین کرده بودند. در یک گزارش، امام گروهی از شیعیان را گرد آوردند و فرزند خود را به آنان نشان دادند و فرمودند: «هَذَا إِمَامُکُمْ بَعْدِی وَخَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ، أَطِیعُوهُ وَلَا تَتَفَرَّقُوا»؛ «این امام شما پس از من و جانشین من بر شماست؛ از او اطاعت کنید و پراکنده نشوید» (طوسی، الغیبة، ص ۳۵۷).
تعبیر «وَلَا تَتَفَرَّقُوا» در این گزارش بسیار قابل توجه است. امام در شرایطی که جامعه شیعه با فشار بیرونی و اختلافات احتمالی درونی مواجه بود، بر عدم تفرقه تأکید میکنند. البته این به معنای نادیده گرفتن اختلاف علمی نیست؛ بلکه به معنای جلوگیری از تبدیل اختلافات به فروپاشی هویتی و اجتماعی است. قرآن نیز میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»؛ «همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید» (آلعمران: ۱۰۳). بنابراین انسجام در نگاه دینی، بر پایه یک حقیقت مشترک و مرجعیت معتبر شکل میگیرد، نه فقط بر اساس یک توافق ظاهری.
از سوی دیگر، امام با مرزبندی روشن نسبت به جریانهای انحرافی، مانع از آن میشدند که عناصر منحرف به نام امام و تشیع سخن بگویند. این نکته بسیار مهم است؛ زیرا انسجام به معنای پذیرش همه روایتها و همه مدعیان نیست. جامعه برای حفظ انسجام خود نیازمند مرزهای معرفتی روشن است. امام حسن عسکری(ع) همزمان دو کار را دنبال میکردند: از یک سو جامعه شیعه را حول محور امامت متحد میساختند و از سوی دیگر با جریانهایی که میتوانستند این هویت را تحریف کنند، مرزبندی میکردند. این ترکیب، یکی از مهمترین سازوکارهای حفظ انسجام تشیع در آن دوره بود.
ایسنا: تربیت شاگردان، تقویت قدرت تشخیص و ارجاع مردم به منابع معتبر چه جایگاهی در سیره امام حسن عسکری(ع) داشت و چگونه میتوان این اقدامات را الگویی برای افزایش سواد رسانهای و مقابله با روایتهای جعلی دانست؟
اگر بخواهیم یک ویژگی مهم در سیره امام حسن عسکری(ع) را برای امروز برجسته کنیم، باید به تربیت انسانهایی اشاره کنیم که خود توانایی تشخیص و انتقال صحیح معارف را داشته باشند. در شرایطی که امام امکان ارتباط مستقیم گسترده با همه شیعیان را نداشتند، وجود راویان، فقیهان، متکلمان و وکلای مورد اعتماد اهمیت دوچندان پیدا میکرد. فضل بن شاذان نمونه روشنی از این جریان است؛ شخصیتی که هم در حوزه علمی فعال بود و هم در برابر جریانهای فکری مخالف به دفاع علمی از آموزههای تشیع پرداخت. منابع رجالی گزارشهایی از حمایت و تأیید علمی امام عسکری(ع) از او نقل کردهاند.
در اینجا یک اصل مهم وجود دارد: مقابله با روایت جعلی تنها با تکذیب یک خبر امکانپذیر نیست؛ باید جامعهای تربیت کرد که خودش قدرت تشخیص داشته باشد. قرآن کریم میفرماید: «وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»؛ «از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن» (اسراء: ۳۶). این آیه یک اصل مهم معرفتی ارائه میدهد: انسان نباید فقط بر اساس شنیدهها تصمیم بگیرد. در آیهای دیگر نیز خداوند درباره اختلافات اجتماعی میفرماید: ﴿وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ؛ هنگامی که خبری از امنیت یا ترس به آنان برسد، آن را منتشر میکنند» و سپس قرآن کسانی را که توان تحلیل دارند به ارجاع مسئله به مرجع صالح توصیه میکند (نساء: ۸۳). این آیه حتی از منظر سواد رسانهای امروز نیز بسیار قابل تأمل است.
البته باید در استفاده از تعبیر «سواد رسانهای» دقت کنیم؛ این اصطلاح متعلق به فضای معاصر است و نباید آن را عیناً به جامعه قرن سوم هجری نسبت داد. اما میتوان از سیره امام یک الگوی معرفتی قابل استفاده برای امروز استخراج کرد: هر خبری را فوراً منتشر نکنیم، منبع آن را بشناسیم، میان سخن امام و سخن مدعیان تفاوت بگذاریم، به افراد متخصص و مورد اعتماد مراجعه کنیم و در برابر اخبار هیجانی تصمیم شتابزده نگیریم. در واقع، یکی از مهمترین اقدامات امام عسکری(ع) این بود که جامعه شیعه را به گونهای تربیت کنند که در نبود ارتباط مستقیم و گسترده، بتواند مسیر معرفتی خود را از طریق افراد و منابع معتبر ادامه دهد.
ایسنا: با توجه به شرایط رسانهای امروز و گسترش سریع شایعات و روایتهای جعلی در فضای مجازی، مهمترین درسها و راهکارهایی که میتوان از سیره امام حسن عسکری(ع) برای مقابله با جنگ شناختی امروز استخراج کرد، چیست؟
به نظر من مهمترین درس سیره امام حسن عسکری(ع) این است که در بحران اطلاعاتی، قبل از آنکه با دشمن روایتساز مقابله کنیم، باید جامعهای حقیقتجو و برخوردار از قدرت تشخیص تربیت کنیم. امام در شرایطی زندگی میکردند که دسترسی مستقیم به ایشان محدود بود و جریانهای مختلف میتوانستند از این فاصله برای تولید روایتهای نادرست استفاده کنند؛ اما حضرت با سه اقدام اساسی این خلأ را مدیریت کردند: ارتباط مطمئن با جامعه از طریق وکلا و نمایندگان، تقویت عالمان و راویان معتبر و مرزبندی روشن با جریانهای منحرف. این سه اصل را میتوان در فضای رسانهای امروز نیز به عنوان یک چارچوب معرفتی مورد استفاده قرار داد.
اصل دوم، توقف در برابر خبر و تحقیق درباره منبع آن است. قرآن میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ»؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر فردی فاسق خبری برای شما آورد، بررسی کنید؛ مبادا از روی ناآگاهی به گروهی آسیب برسانید و سپس از کرده خود پشیمان شوید» (حجرات: ۶). امروز سرعت انتشار یک خبر نباید جای اعتبار آن را بگیرد. خبر فوری لزوماً خبر درست نیست و خبر پربازدید نیز لزوماً خبر معتبر نیست. این همان نقطهای است که آموزه قرآنی میتواند به یک اصل عملی در فضای رسانهای تبدیل شود.
اصل سوم، حفظ انسجام اجتماعی در برابر اختلافافکنی است. جنگ شناختی زمانی موفق میشود که جامعه را نسبت به یکدیگر بدبین کند و اعتماد عمومی را از بین ببرد. امام حسن عسکری(ع) در چنین شرایطی جامعه شیعه را حول محور امامت و منابع معتبر معرفتی سامان دادند و همزمان با جریانهایی که از درون جامعه شیعه به تحریف میپرداختند، مرزبندی کردند. بنابراین امروز نیز مقابله با روایتهای جعلی نباید تنها به معنای تکذیب شایعات باشد؛ بلکه باید شامل تقویت اعتماد به منابع معتبر، تربیت نیروهای متخصص، آموزش روش تشخیص خبر، پرهیز از بازنشر هیجانی و حفظ وحدت اجتماعی باشد.
در نهایت، شاید بتوان سیره امام حسن عسکری(ع) را در مواجهه با جنگ شناختی امروز در چهار واژه خلاصه کرد: «مرجع معتبر، خبر معتبر، تحلیل معتبر و جامعه منسجم.» امام(ع) نشان دادند که وقتی ارتباط مستقیم محدود میشود، نباید ارتباط معرفتی قطع شود؛ بلکه باید شبکهای از عالمان و افراد امین شکل گیرد تا حقیقت را منتقل کنند. امروز نیز اگر جامعه بخواهد در برابر روایتهای جعلی مقاوم باشد، باید از مصرفکننده منفعل خبر به جامعهای تحلیلگر و مسئول تبدیل شود. این شاید یکی از مهمترین درسهای تاریخی دوران امام حسن عسکری(ع) برای عصر رسانه و فضای مجازی باشد.
انتهای پیام
