دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۳
از رهاترین عضو جشنواره‌های فجر چه می‌دانیم؟!

از رهاترین عضو جشنواره‌های فجر چه می‌دانیم؟!

جشنواره مد و لباس فجر در سال‌های اخیر، بیش از آنکه شمایل یک رویداد تثبیت‌شده را پیدا کند، درگیر تغییر زمان برگزاری، بازتعریف جایگاه خود، فاصله با بازار و پرسش‌هایی درباره نسبتش با جریان واقعی مد و لباس بوده است. حالا چهاردهمین دوره فراخوانی با وعده‌هایی درباره نزدیک‌تر شدن ایده به محصول و تجاری‌سازی منتشر کرده است که تا اینجای کار و روی کاغذ، خوب به نظر می‌رسند، اما همچنان باید منتظر اجرا ماند.

به گزارش ایسنا، فراخوان چهاردهمین جشنواره مد و لباس فجر در حالی منتشر شده که این رویداد در دوره جدید قرار است با میزبانی اصفهان و با تداوم موضوع «کشف ایران» برگزار شود؛ موضوعی که برای دومین سال متوالی محور جشنواره قرار گرفته و بنابر اعلام برگزارکنندگان، قرار است در یک افق سه‌ساله دنبال شود.

با این حال، اگر فراخوان دوره چهاردهم را نه به‌عنوان یک فهرست از بخش‌ها و مقررات، بلکه به‌عنوان تصویری از نگاه برگزارکنندگان به مسئله «مد و لباس» بخوانیم، تغییر مهم‌تری خود را نشان می‌دهد؛ جشنواره این بار دست‌کم روی کاغذ تلاش کرده است مرز میان طراحی، تولید و بازار واقعی پوشاک را کمرنگ‌تر کند.

این تغییر بیش از همه در بخش‌های رقابتی دیده می‌شود؛ جایی که دیگر صرف داشتن یک ایده یا حتی یک لباس چشمگیر برای رسیدن به مرحله نهایی کافی نیست و قابلیت اجرا، تولید، استفاده، توسعه و در برخی موارد تجاری‌سازی نیز وارد فرایند ارزیابی شده است.

این رویکرد را باید در کنار تجربه سیزدهمین جشنواره دید؛ دوره‌ای که یکی از بحث‌های مطرح درباره آن، فاصله میان آثار جشنواره و لباس‌های مورد استفادۀ مردم بود. آن زمان محسن گرجی - دبیر جشنواره که برای دوره چهاردهم نیز به عنوان دبیر منصوب شده است - تأکید کرده بود که لزومی ندارد آثار ارائه‌شده عینا به «کف جامعه» برسند و تولیدکنندگان می‌توانند از آنها الگوبرداری و آنها را برای بازار ساده‌سازی کنند. حالا فراخوان چهاردهمین جشنواره مد و لباس فجر، دست‌کم در سطح سیاست‌گذاری روی کاغذ، یک قدم جلوتر گذاشته و بخشی از مسئولیت این فاصله را متوجه خود جشنواره کرده است؛ جایی که قید شده «اثر باید از ابتدا قابلیت تبدیل شدن به محصول را نشان دهد».

«کشف ایران»؛ از شعار تا عمل

فراخوان چهاردهمین جشنواره مد و لباس فجر همچنان بر شعار «کشف ایران» تاکید دارد، اما تعریف گسترده‌تری از آن ارائه می‌دهد. در این تعریف، ایران فقط مجموعه‌ای از نقش‌ها، نمادها، پوشش اقوام یا عناصر تاریخی نیست؛ تجربه زیسته انسان ایرانی معاصر، مفاهیم فرهنگی و اجتماعی و حتی روایت تصویری سبک پوشش امروز نیز بخشی از این کشف محسوب می‌شود. اهمیت این تغییر در آن است که جشنواره تلاش کرده است «ایرانی بودن» را از استفاده مستقیم و تزئینی از چند نشانه آشنا جدا کند. در معیارهای بخش‌های طراحی، بارها تأکید شده که استفاده سطحی از نشانه‌های فرهنگی به‌تنهایی امتیازآور نیست. حتی در طراحی لباس مدارس، یکی از معیارهای ارزیابی به کیفیت تفسیر موضوع جشنواره اختصاص یافته، اما همزمان تصریح شده که این تفسیر نباید صرفا به استفاده تزئینی از نشانه‌های فرهنگی محدود شود.

اما اینجا یک پرسش اساسی‌تر مطرح می‌شود؛ وقتی عنوان محوری جشنواره «کشف ایران» است، دقیقا قرار است چه چیزی کشف شود؟ آیا قرار دادن چند نماد آشنا از فرهنگ ایرانی روی یک لباس، از نقش‌های سنتی و معماری گرفته تا موتیف‌های شناخته‌شده، به‌تنهایی می‌تواند مصداق «کشف ایران» باشد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، تفاوت یک طراحی خلاقانه با کنار هم گذاشتن چند نشانۀ آماده و شناخته‌شده کجاست؟ جشنواره در متن فراخوان تلاش کرده دامنه این مفهوم را به نشانه‌های فرهنگی و همچنین تجربه زیسته ایرانیان امروز گسترش دهد، اما همین گستردگی، مسئله داوری را جدی‌تر می‌کند. چراکه «ایرانی بودن» یک اثر لزوما از تعداد نمادهایی که روی آن دیده می‌شود به دست نمی‌آید؛ یک طراح می‌تواند بدون استفاده مستقیم از هیچ نقش یا نشانه سنتی، بخشی از زندگی امروز ایرانی را به زبان لباس روایت کند و در مقابل، اثری می‌تواند سرشار از نمادهای ایرانی باشد اما در نهایت چیزی فراتر از یک بازتولید تزئینی ارائه ندهد.

از این منظر، «کشف ایران» زمانی می‌تواند به یک معیار واقعی برای رقابت تبدیل شود که داوری فقط به حضور نشانه‌های ایرانی در اثر نگاه نکند، بلکه بپرسد طراح چه چیزی را درباره ایران دیده، فهمیده و به زبان طراحی تبدیل کرده است. آیا اثر به یک مسئله اجتماعی، سبک زندگی، جغرافیا، خاطره جمعی، شیوه زیست یک گروه یا حتی تغییری که در زندگی ایرانیان معاصر رخ داده است، پاسخ می‌دهد؟ آیا این برداشت به فرم، کاربرد، پارچه، الگو، رنگ یا ساختار لباس راه پیدا کرده یا «ایران» فقط در سطح تصویر و تزئین باقی مانده است؟ اهمیت این پرسش از آنجا بیشتر می‌شود که خود فراخوان، «کشف ایران» را صرفا به گذشته تاریخی محدود نکرده و تجربه زیسته ایرانیان امروز را نیز بخشی از آن دانسته است.

از رهاترین عضو خانوادۀ جشنواره‌های فجر چه می‌دانیم؟!

جشنواره از ویترین فاصله می‌گیرد؟

مهم‌ترین تغییر فراخوان جشنواره در دو دوره اخیر در بخش مسابقات طراحی رخ داده است. ساختار مسابقات از یک فرایند ساده ارسال اثر و انتخاب برگزیده فاصله گرفته و به سه مرحله رسیده است: انتخاب اولیه بر اساس پورتفولیو (رزومه تصویری و محتوایی یک اثر)، حضور منتخبین در کارگاه‌های تخصصی و تولید نمونه نهایی و سپس امکان ورود برگزیدگان به مسیر شتابدهی و تجاری‌سازی.

در مرحله اول، برگزارکنندگان فقط به تصویر یک لباس نگاه نمی‌کنند و از شرکت‌کننده می‌خواهند منطق شکل‌گیری ایده و توانایی او برای توسعه آن را نشان دهد. در مرحله دوم نیز نمونه واقعی وارد میدان می‌شود و کیفیت متریال، الگو، دوخت، جزئیات ساخت و امکان تولید بررسی می‌شود. در مرحله سوم، دیگر بحث فقط دریافت جایزه نیست و امکان ورود به دوره شتابدهی تجاری و حمایت برای راه‌اندازی کسب‌وکار یا تولید کلکسیون مطرح می‌شود. این ساختار در واقع پاسخ مستقیمی به این پرسش است که آیا جشنواره قرار است محل نمایش ایده‌های خاص باشد یا باید بتواند اثری بر صنعت پوشاک هم بگذارد؟

در دوره قبل هم با وجود اینکه تأکید برگزارکنندگان بر این بود که اثر جشنواره‌ای الزاما نباید به همان شکل در بازار نمود پیدا کند، اما عملا فاصله‌ای میان «اثر جشنواره‌ای» و «محصول قابل مصرف» وجود داشت و نکاتی درباره کاربردی نبودن لباس‌ها مطرح می‌شد. اکنون در فراخوان جدید، قابلیت تولید، کاربرد، امکان اجرای ایده در محیط واقعی و قابلیت پیاده‌سازی صنعتی، صریح‌تر از قبل وارد معیارهای ارزیابی شده‌اند، اما باید دید در مرحله عمل تا چه اندازه جدی گرفته می‌شوند؟ جشنواره چهاردهم حداقل در سطح فراخوان پذیرفته است که اگر می‌خواهد از استعدادهای جوان حمایت کند، نمی‌تواند حمایت را در مرحله انتخاب و اهدای جایزه متوقف کند. طراح باید بداند بعد از انتخاب چه اتفاقی برای ایده‌اش می‌افتد.

البته همین‌جا یک نکته مهم باقی می‌ماند. فراخوان از امکان ورود به شتابدهی، سرمایه‌گذاری و حمایت سخن می‌گوید و پذیرش نهایی را به ضوابط مرکز شتابدهی یا سازوکارهای بعدی واگذار می‌کند. بنابراین هنوز نمی‌توان گفت جشنواره برای هر برگزیده یک مسیر قطعی از طراحی تا تولید ایجاد کرده است. چهاردهمین دوره در سطح فراخوان قدمی به سمت بازار برداشته، اما میزان موفقیت این سیاست را باید بعد از پایان جشنواره و در زمان مشاهده سرنوشت آثار سنجید.

از رهاترین عضو خانوادۀ جشنواره‌های فجر چه می‌دانیم؟!

جای لباس مدرسه در جشنواره بود؟

شاید ملموس‌ترین بخش رقابتی فراخوان، مسابقه طراحی لباس مدارس باشد؛ بخشی که برخلاف بسیاری از مسابقات طراحی، نمی‌تواند صرفا با یک ایده مفهومی پیش برود. اما پرسش مهم این است که آیا اصلا جای طراحی لباس مدارس در جشنواره فجر بود؟ موضوعی که طبق شنیده‌های ایسنا با پیشنهاد اصفهان به عنوان میزبان برگزاری جشنواره به فراخوان وارد شده است و به نظر می‌رسد لازم است توضیحات بیشتری در این زمینه ارائه شود.

فراخوان برای شش گروه تحصیلی و جنسیتی، از ابتدایی دخترانه و پسرانه تا متوسطه دوم، طراحی «سیستم کامل پوشش مدرسه» را پیش‌بینی کرده است. لباس باید متناسب با سن، حرکت، راحتی، شرایط آب‌وهوایی، استفاده مستمر، شست‌وشوی مکرر، تعمیرپذیری و امکان تولید انبوه باشد. حتی هزینه تولید و دسترسی به مواد اولیه نیز در معیارهای داوری آمده است.

ورود این معیارها به یک جشنواره مد و لباس، اتفاق مهمی است؛ زیرا طراحی لباس مدرسه مستقیما با زندگی روزمره، اقتصاد خانواده و تجربه واقعی مصرف‌کننده تلاقی دارد. از این منظر، مسابقه لباس مدارس شاید بیش از هر بخش دیگری نشان دهد که جشنواره تا چه اندازه توانسته از مفهوم «لباس برای نمایش» به مفهوم «لباس برای زندگی» نزدیک شود. اما یک حلقه مفقوده همچنان وجود دارد؛ فراخوان درباره معیارهای طراحی و ارزیابی بسیار دقیق‌تر صحبت کرده است، اما از مسیر قطعی ورود طرح برگزیده به مدارس سخن روشنی نمی‌گوید. بنابراین ممکن است بهترین طراحی مدرسه نیز در نهایت به یک نمایشگاه برسد، جایی که بسیاری از ایده‌های جشنواره‌ای در دوره‌های قبل رسیده‌اند.

مسئله مهم کاربردی بودن لباس

در طراحی لباس کاربردی اجتماعی نیز فراخوان بر عرضه کوتاه‌مدت به بازار تأکید کرده است. طراح باید نشان دهد که مجموعه او صرفا یک ایده تصویری نیست و می‌تواند به محصول تبدیل شود. این بخش به‌طور مشخص به مسئله‌ای پاسخ می‌دهد که در دوره قبل محل بحث بود؛ مرز میان لباس جشنواره‌ای و لباس قابل استفاده در بازار کجاست؟ دبیر دوره سیزدهم در همان زمان گفته بود که اگر قرار باشد آنچه در جشنواره ارائه می‌شود عینا در جامعه پوشیده شود، شرایط دیگر از حالت جشنواره‌ای خارج می‌شود و تولیدکنندگان باید از ایده‌ها برای تولید ساده‌تر استفاده کنند.

فراخوان جشنواره چهاردهم ظاهرا تلاش کرده این دوگانه را به شکل دیگری حل کند؛ اثر می‌تواند همچنان واجد خلاقیت و ویژگی جشنواره‌ای باشد، اما طراح باید همزمان مسیر تبدیل آن به محصول را هم بشناسد. این تغییر رویکرد مهم است، اما به همان اندازه یک چالش جدید ایجاد می‌کند؛ اگر بازار به یکی از معیارهای اصلی جشنواره تبدیل شود، آیا جشنواره همچنان می‌تواند محل تجربه، ریسک‌پذیری و ایده‌های متفاوت باشد؟ یا فشار برای تولیدپذیری و فروش، به تدریج طراحی را به سمت محصولاتی می‌برد که از قبل با منطق بازار سازگارند؟ یا از سوی دیگر اگر صرفا به بحث زیبایی‌شناسی توجه کنیم، پس سهم لباس‌هایی که در جشنواره به نمایش درمی‌آید دقیقا کجاست؟ در سطح جامعه یا در ویترین‌های پر زرق و برق؟

از لباس تا کیف، کفش و زیورآلات

در طراحی کیف، کفش، زیورآلات و پارچه نیز همین منطق تکرار شده است. «کشف ایران» همچنان منبع الهام است، اما اولویت با به‌روز بودن طراحی و توانایی تبدیل ایده به محصول قرار گرفته است. در طراحی پارچه، استفاده از نقوش تاریخی و معاصر، خطاطی و مفاهیم فرهنگی پیشنهاد شده، اما خروجی باید به یک قطعه واقعی پارچه تبدیل شود. در کیف، کفش و زیورآلات نیز جشنواره طراح را تا مرحله ساخت نمونه پیش می‌برد. این یعنی حداقل روی کاغذ «ایرانی بودن» در این دوره قرار نیست جای «طراحی کردن» را بگیرد. اتفاقا فراخوان تلاش کرده است این دو را در کنار هم قرار دهد؛ محصول باید هم ریشه یا روایت ایرانی داشته باشد و هم به زبان طراحی امروز سخن بگوید.

از رهاترین عضو خانوادۀ جشنواره‌های فجر چه می‌دانیم؟!

از سوی دیگر ورود عکاسی مد به فراخوان پس از چند دوره نیز قابل توجه است. در این بخش، موضوع فقط عکاسی از لباس‌های جشنواره نیست. عکاس می‌تواند پوشش مردم در شهرها و روستاها، گروه‌های اجتماعی و حرفه‌ای، محیط کار، آیین‌ها، ورزش و موقعیت‌های روزمره را روایت کند. این بخش می‌تواند معنای «کشف ایران» را از ویترین جشنواره به خیابان ببرد؛ جایی که پوشش واقعی مردم اتفاق می‌افتد. 

فقط «سبز بودن» کافی نیست

در بخش غیررقابتی، یکی از جدی‌ترین بخش‌ها به «مد پایدار» اختصاص دارد. فراخوان دامنه این بخش را از طراحی لباس فراتر برده و محصول، فناوری، فرایند تولید، مدل کسب‌وکار، پژوهش کاربردی و پروژه فرهنگی را نیز دربر می‌گیرد. مهم‌تر از آن، برگزارکنندگان صراحتا اعلام کرده‌اند که استفاده از واژه‌هایی مانند «سبز»، «دوستدار محیط زیست»، «پایدار» یا «بازیافتی» به‌تنهایی امتیازی ندارد و متقاضی باید ادعای خود را با شواهد قابل راستی‌آزمایی اثبات کند.

حتی معیارهای امتیازدهی نیز بر اثری قابل مشاهده یا قابل سنجش، با امکان اجرا، قابلیت توسعه، امکان تکرار و مستند بودن ادعاها تکیه کرده‌اند. این بخش از فراخوان از معدود جاهایی است که جشنواره یک مفهوم پرکاربرد و گاه شعاری در ادبیات مد را به مسئله‌ای واقعی متصل کرده است. اگر این معیار در عمل نیز رعایت شود، مد پایدار در جشنواره از یک عنوان تزئینی فاصله می‌گیرد.

در بخش کسب‌وکار نوپای برتر، فروش، درآمد، رشد، تعداد مشتریان، سفارش مجدد، تداوم فعالیت، پایداری اقتصادی و اشتغال وارد ارزیابی شده‌اند. همچنین در بخش معرفی کلکسیون‌های برتر، جشنواره سراغ مجموعه‌هایی می‌رود که پیش از انتشار فراخوان تولید و عرضه شده و سابقه واقعی فروش دارند.

این بخش‌ها شاید از نظر عنوان در حاشیه مسابقات طراحی باشند، اما از نظر سیاست‌گذاری اتفاق مهمی را نشان می‌دهند؛ جشنواره پذیرفته است که صنعت مد فقط با «طراح» ساخته نمی‌شود. حتی برای کلکسیون‌های موجود نیز ارتباط با «کشف ایران» شرط اصلی نیست و صرفا می‌تواند امتیاز تشویقی ایجاد کند. در عوض، کیفیت طراحی، تولید واقعی، فروش مستند و استمرار تقاضا معیار اصلی هستند.

از رهاترین عضو خانوادۀ جشنواره‌های فجر چه می‌دانیم؟!

بازگشت به فجر

سیزدهمین جشنواره پس از وقفه‌ای چندماهه در خرداد ۱۴۰۴ برگزار شد و همان زمان مسئولان بر ضرورت بازگشت رویداد به موعد اصلی فجر تأکید کردند. چهاردهمین دوره از این نظر نیز در مسیر متفاوتی قرار گرفته و بر اساس اعلام برگزارکنندگان، در دی‌ماه ۱۴۰۵ و با میزبانی اصفهان برگزار خواهد شد. کوچ جشنواره از تهران به اصفهان فقط یک تغییر مکانی نیست. برگزارکنندگان آن را در چارچوب استفاده از ظرفیت استان‌ها و تمرکززدایی از رویدادهای فرهنگی تعریف کرده‌اند. در خود فراخوان نیز بخش ویژه‌ای برای اصفهان در نظر گرفته شده تا فرهنگ، معماری، صنایع دستی و زیست معاصر این شهر و استان بتواند به موضوع طراحی و روایت تبدیل شود.

این جابه‌جایی البته به خودی خود نه موفقیت جشنواره را تضمین می‌کند و نه مشکل دوره‌های گذشته را حل می‌کند. اهمیت آن زمانی مشخص می‌شود که ظرفیت اصفهان از یک «محل» برای برگزاری رویداد فراتر برود و واقعا در زنجیره طراحی، تولید، آموزش و بازار جشنواره حضور پیدا کند.

روی کاغذ همه چیز خوب است

در نهایت، شاید مهم‌ترین نکته فراخوان جشنواره چهاردهم این باشد که برگزارکنندگان در سطح متن تلاش کرده‌اند به بخشی از انتقادهای واردشده به دوره قبل پاسخ دهند. اگر در دوره سیزدهم درباره فاصله جشنواره با بازار بحث می‌شد، در فراخوان جدید قابلیت تولید و تجاری‌سازی وارد ارزیابی شده است. اگر درباره نبود نگاه عمومی و نقش مخاطب در داوری صحبت می‌شد، در بخش‌هایی از دوره جدید رأی بازدیدکنندگان در کنار داوران و دست‌اندرکاران صنعت قرار گرفته است. اگر جشنواره قبلا بیشتر بر نمایش ایده تأکید داشت، حالا در بسیاری از بخش‌ها نمونه واقعی و امکان اجرای آن بررسی می‌شود و اگر یکی از مشکلات دوره قبل، فاصله زمانی با موعد فجر بود، این بار برگزاری در موعد زمستانی پیش‌بینی شده است. اما همه اینها فعلا در سطح فراخوان است.

آنچه چهاردهمین جشنواره را از دوره‌های قبل متمایز خواهد کرد، در نهایت تعداد بخش‌های فراخوان یا تنوع عناوین آن نیست؛ بلکه این است که آیا ایده‌ای که در پورتفولیو انتخاب می‌شود، واقعا به نمونه می‌رسد، نمونه‌ای که در نمایشگاه دیده می‌شود به تولیدکننده متصل می‌شود، محصولی که تولید می‌شود مشتری پیدا می‌کند و طراح یا کسب‌وکاری که در جشنواره شناسایی شده، بعد از اختتامیه نیز امکان ادامه مسیر پیدا می‌کند یا نه.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری