دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۳:۱۲
یادی از فریدون مشیری

یادی از فریدون مشیری

۳۰ شهریور، سالروز تولد فریدون مشیری است؛ شاعری که شعر «کوچه»‌اش یکی از محبوب‌ترین شعرهای دهه‌های اخیر بوده است.

به گزارش ایسنا، «فریدون مشیری که به قول ملک‌الشعرای بهار با شعر «کوچه» در بین جوانان ایران به شهرتی جاودانه دست یافت، اگر در قید حیات بود امروز صدساله می‌شد؛ او ۳۰ شهریورماه سال ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد.

او درباره تولد خود گفته بود: «بنده در سی‌ام شهریورماه ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمدم. تا هفت‌سالگی در تهران تا کلاس دو و سه ابتدایی به مدرسه رفتم و به علت مأموریت پدرم در خراسان، ما به مشهد منتقل شدیم و تا کلاس دهم در مشهد بودیم. شهریور ۱۳۲۰ که همه از هر جا به سویی می‌گریختند و روس‌ها هر روز مشهد را بمباران می‌کردند، ما دوباره به تهران، زادگاهمان برگشتیم و من بقیه دبیرستان را در تهران ادامه دادم. پس از آن در کنکور در رشته ادبیات قبول شدم، به دانشگاه تهران رفتم و در کنار آن رشته روزنامه‌نگاری را هم می‌خواندم. از بچگی به شعر خیلی‌خیلی علاقه داشتم و در منزل ما چندین کتاب بود که من ‌آن‌ها را بسیار خوانده بودم و با تعجب بسیار به شما بگویم که من آنقدر حافظ را در هفت‌ - هشت‌سالگی خوانده بودم که وقتی در کلاس سوم دبستان زنگ انشاء، معلم از من خواست که انشاء بخوانم، من آن را به زبان شعر گفته بودم.»

مشیری که از همان دوران کودکی به شعر علاقه‌ داشت و در این باره گفته است: «از بچگی فردوسی، سعدی، حافظ، عارف قزوینی، ایرج میرزا، خسرو و شیرین نظامی و بقیه‌ آثار نظامی، همه این‌ها را می‌خواندم و بسیاری را از حفظ بودم. در مدرسه، در زنگ انشاء معلمی داشتیم که می‌خواست به هر حال شعر بشنود. من تمام بچه‌های کلاس را در مشاعره به حرف «لام» می‌بستم. نمی‌دانم این حرف را چه‌ کسی به من القاء کرده بود که این کلمه سختی است و در مشاعره وقتی «لام» بخواهی (یک شعری بگویی که آخرش «لام» باشد) کسی نمی‌تواند، پاسخ دهد. من خوب یادم هست که معلم انشای ما زنگ تفریح مرا به دفتر برد، گفت: پسرجان آن شعر حافظ را که خواندی، دوباره بخوان. گفتم که «دل داده‌ام به یاری عاشق‌کشی نگاری/ مرضیه السجایا محموده الخصائل». برای این‌ من «لام» را انتخاب کرده بودم که او قطعا نمی‌توانست جواب بدهد یا یکی یک چیزی به بچه‌ها می‌گفت و یا به او کمک می‌کردند: «لب چون بگشود سوی آن به شتاب/ استخوانش فتاد اندر آب» بچه‌ها از حرف «لام» همین‌ها را بلد بودند. این‌ها می‌خواستند ببینند که من در آن سن و در آن مشاعره این کلمات (مرضیه السجایا و..) را همان‌طور حفظ کرده و خواندم. منظورم از این سخنان این است که این حافظه خیلی از سوال‌هایی را که در مغز کسی می‌تواند بارور شود و چیزهایی را در خودش ذخیره ‌کند، حاضر کرده و می‌خواند. این‌ها حمل بر خودستایی نشود. ولی کمتر شعری است از حافظ بخوانند و من حفظ نباشم، کمتر شعری است از سعدی و کمتر جایی است در فردوسی که صحبتش بشود و من حفظ نباشم؛ نظامی و درباره هرکدام از این‌ها هم اگر بخواهید آماده امتحان هستم.»

مشیری نخستین مجموعه شعرش را با نام «تشنه توفان» در سن ۲۸سالگی، با مقدمه محمدحسین شهریار و علی دشتی در سال ۱۳۳۴ منتشر کرد. خود درباره این مجموعه گفته است: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه هم شاعران نام‌داری شدند؛ زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آن‌ها بحث می‌کردیم و بر آن‌ها تکیه می‌کردیم.»

معروف‌ترین اثر این شاعر، شعر «کوچه» نام دارد که ابتدا در اردیبهشت ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» منتشر شد. این شعر از آن زمان تا سال‌ها بعد و حتی تاکنون یکی از محبوب‌ترین شعرهای معاصر  است؛ حتی محبوب کسانی است که چندان اهل شعر و ادبیات نیستند. او درباره این شعر گفته بود: «این شعر در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» چاپ شد. من هم تازه این شعر را گفته بودم؛ حالا واقعی، تخیلی، هر چی... شعر عاشقانه است.

بالای این شعر نوشته بودم: شاید شما هم روزی با کسی از کوچه‌ای گذشته باشید و شاید روزی دیگر تنها. و بعد بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم..»

فریدون مشیری، شاعری را در دورانی آغاز کرده بود که به قول خود «جنجال شدیدی بین شعر نو و کهنه بود». اما او راه میانه‌ای را انتخاب کرده بود؛ نه اسیر سنت‌گرایان بود و نه مجذوب نوپردازان.  محمدامین ریاحی، پژوهشگر در توصیف فریدون مشیری گفته بود، «وجود نازنین او شعر محض است. » معتقد بود: شعر مشیری برکنار از کهنگی و پوسیدگی نظم بعضی مقلدان چشم و گوش بسته شعر پیشینیان و بی‌راهی و خامی گفته‌های بعضی جوانان مدعی نوپرداز است.»

او یادآور شده بود: «به یاد ندارم که مشیری در جدال کهنه و نو شرکت کرده باشد و با اینکه سخن او شعر نو و امروزی شناخته می‌شود، در گرم‌بازار ستیز کهنه و نو بارها دیدم که استادان سنت‌گرا شعر او را ستایش می‌کردند. شعر مشیری در عین حال که از پشتوانه شاهکارهای هزار ساله شعر و ادب این سرزمین برخوردار است، بیان زندگی ایرانی امروز و با دید و اندیشه امروزی و به زبان ایرانی امروز است.»

با توجه به علاقه‌ای که فریدون مشیری به عرفان و تصوف ایرانی داشت، مجموعه‌ای از ۱۰۰ ماجرای منسوب به «شیخ ابوسعیدابوالخیر» را با عنوان «یک‌سو نگریستن و یکسان نگریستن» و با مقدمه‌ای به قلم دکتر جواد نوربخش در اوایل دهه ۱۳۴۰ منتشر کرد.

پس از هفت سال که از چاپ موفقیت‌آمیز «ابر و کوچه» می‌گذشت، مشیری در سال ۱۳۴۷ دفتر «بهار را باور کن» را به چاپ رساند و بعد «کتاب‌های مروارید مهر» را در سال ۱۳۵۵ و «از خاموشی» را در سال ۱۳۵۷ به چاپ رساند. فریدون مشیری در سال‌های دهه ۵۰ به‌عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو در آمد.

منوچهر آتشی - شاعر -  با باور بر اینکه فریدون مشیری دنباله‌رو نیما ماند، گفته بود: «فریدون مشیری همیشه وسواس کلمه و زیبایی کلمه داشت و در استفاده بسیار معنایی و منطقی از کلمه، خیلی دقت می‌کرد. شعر مشیری به‌عنوان بارقه گذشته تا سال‌های ‌۳۰ و ‌۳۱، جزو بهترین‌ها بود؛ اما از آن به بعد دیگر رشدی در این شعر دیده نشد.»

پرویز خائفی، شاعر و حافظ‌پژوه فقید، شعر مشیری را مانا دانسته و دربارۀ ویژگی‌های شعر او توضیح داده بود: «مشیری از شعر کلاسیک و غزل و حتی بهاریه‌ شروع کرده بود، اما خیلی زود به شعر توللی پیوست و زود هم از وزن‌های معمول پا به عرصۀ وزن نیمایی گذاشت. اما هرگز اصالت رمانتیک و تغزلی شعر خود را قربانی جنجال و هیاهوی موج نو نکرد. با کار کسی مخالف نبود.»

خائفی باور داشت که مشیری ساده و صریح و شفاف حرفش را می‌زد و می‌گفت: «شعر مشیری، شعر بالنده تغزل در کنار مشخصه‌های شعر سیاسی و اجتماعی معاصر است. خودش می‌گفت فلسفه و جهان‌بینی در شعر من از نگاه به گل و کل آفرینش در چهارچوب زیبائی شکل می‌گیرد. گاهی برای جنگ ویتنام و لومومباو اختلاف نژادی و نظایر این‌ها شعر می‌گفت، اما تنها بیان احساسی و انزجار بود، مرگ بر بدی و زنده باد خوبی بود، کنکاش ماهوی نبود، تعمق و تفکر سیاسی در حد شناخت جراحت‌ها و زخم‌ها و عوامل زاینده آنها بود. رنج می‌برد و رنجش را در معیار بیان تألم ادا می‌کرد. زودرنج و پایدار در دوستی بود و مدافع واقعیت.»

عبدالحسین زرین‌کوب - نویسنده و منتقد - درباره‌ شعر فریدون مشیری نوشته است: «در طی سال‌ها شاعری، فریدون از میان هزاران فراز و نشیب روز، از میان هزاران شور و هیجان و رنج و درد هرروزینه آن‌چه را به روز تعلق دارد، به دست روزگاران می‌سپارد و به قلمرو افسانه‌های قرون روانه می‌کند. چهل سالی – بیش و کم – هست که او با همین زبان بی‌پیرایهٔ خویش، واژه واژه با همزبانان خویش همدلی دارد... زبانی خوش‌آهنگ، گرم و دلنواز. خالی از پیچ و خم‌های بیان ادیبانه شاعران دانشگاه‌پرورد و در همان حال خالی از تأثیر ترجمه‌های شتاب‌آمیز شعرهای آزمایشی نوراهان غرب.»

محمد شمس لنگرودی، شاعر   نیز فریدون مشیری را شاعر توده‌های شعرخوان می‌خواند و معتقد است:  زاویه‌هایی که مشیری از آن به شعر می‌پردازد، زوایه‌هایی است که خیلی از مردم در مقطع سنی نوجوانی درگیر آن بوده‌اند و خیلی‌ها حتا اگر سن‌شان هم بالا رفته باشد، باز از لحاظ عاطفی، در آن مرحله مانده‌اند. اگر بخواهیم با تمثیلی شعر مشیری را بیان کنیم، باید بگویم که شعر مشیری، شعر نوجوانی تاریخی مدرن ایران است.

از فریدون مشیری مجموعه‌های شعر «تشنه توفان»، «گناه دریا»، «نایافته»، «ابر و کوچه»، «بهار را باور کن»، «از خاموشی»، «مروارید مهر»، «آه باران»، «از دیار آشتی»، «یک آسمان پرنده»، «تا صبح تابناک اهورایی»، «با پنج سخن‌سر»، «لحظه‌ها و احساس» و «آواز آن پرنده غمگین» به چاپ رسیده است.

از او تعدادی مجموعه به صورت گزینه شعر نیز منتشر شده که عبارت‌اند از:‌ «پرواز با خورشید»، «برگزیده‌ها»، «گزینه اشعار»، «سه دفتر»، «دلاویزترین»، «زیبای جاودانه»، «ریشه در خاک» و همچنین برگزیده‌ای از کتاب اسرارالتوحید به نام «یکسان گریستن».

فریدون مشیری سوم آبان‌ماه سال ۱۳۷۹ در سن ۷۴سالگی در تهران درگذشت.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری