به گزارش ایسنا، الگوی توسعه نامتوازن در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، پیامدهایی فراتر از رشد اقتصادی داشته است. وقتی سرمایهگذاری، زیرساخت و فرصتهای شغلی به شکل عادلانه میان مناطق توزیع نمیشود، شکاف میان استانها و شهرها عمیقتر میشود. نتیجه این وضعیت، افزایش نرخ بیکاری، کاهش کیفیت زندگی و گسترش مشاغل غیررسمی در مناطق محروم است. در چنین شرایطی، بخشی از جمعیت که در پایینترین سطوح اقتصادی قرار دارند، برای تأمین نیازهای اولیه خود ناچار به انتخاب راههایی میشوند که اغلب پرخطر و خارج از چارچوب رسمی اقتصاد است. کولبری، سوختبری، دستفروشی و شوتیسواری از جمله این شیوههای معیشتی هستند که در سالهای اخیر بیشتر دیده میشوند.
اقشار پایین دست شهری، یعنی کسانی که به دلایل اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی از دسترسی به فرصتهای برابر محروم ماندهاند، بیشترین سهم را در این نوع فعالیتها دارند. بسیاری از این افراد به دلیل فقر، نداشتن مهارتهای تخصصی یا نبود فرصت شغلی پایدار، امکان ورود به بازار کار رسمی را پیدا نمیکنند. اقتصاد غیررسمی برای آنها هم فرصت است و هم تهدید؛ از یک سو منبع درآمد است و از سوی دیگر چرخهای از ناامنی، بیثباتی و آسیبهای اجتماعی را بازتولید میکند. در ایران نیز توسعه ناهماهنگ منطقهای و ضعف برخی نهادهای اقتصادی و اداری، زمینه را برای گسترش چنین فعالیتهایی فراهم کرده است.
در همین رابطه، امین روشنپور، عضو گروه علوم اجتماعی دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا همدان، پژوهشی درباره تجربه جوانان حاشیهنشین انجام داده است. او در این مطالعه به بررسی پدیده شوتیسواری به عنوان نوعی راهبرد بقا پرداخته است. تمرکز این تحقیق بر فهم نگاه و تجربه خود افرادی بوده که وارد این فعالیت شدهاند؛ اینکه چرا چنین مسیری را انتخاب کردهاند و این کار در زندگی آنها چه جایگاهی دارد.
این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام شده است. پدیدارشناسی روشی است که تلاش میکند تجربه زیسته افراد را از زبان خودشان درک کند. در این مطالعه، با ۱۴ نفر از شوتیسواران مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شده است. مصاحبه نیمهساختاریافته به این معنا است که پژوهشگر پرسشهای مشخصی داشته، اما به افراد اجازه داده آزادانه تجربهها و دیدگاههایشان را بیان کنند. سپس دادههای بهدستآمده با روش تحلیل مضمون بررسی شده تا الگوها و موضوعات مشترک در گفتههای مصاحبهشوندگان استخراج شود.
یافتههای پژوهش نشان میدهند شوتیسواری تنها یک انتخاب شخصی یا تصمیم فردی نیست، بلکه ریشه در نابرابریهای ساختاری و توزیع ناعادلانه فرصتها دارد. بسیاری از افراد مورد مطالعه، خود را قربانی شرایطی میدانند که در آن دسترسی به شغل رسمی و پایدار بسیار محدود است. بیکاری، فقر اقتصادی، تبعیض در توزیع منابع و دسترسی آسان به شبکههای مرتبط با این فعالیت، از عوامل مهم گرایش به شوتیسواری عنوان شده است.
در کنار این عوامل، فرهنگ مردانگی ماجراجویانه و نوعی افتخار به ریسکپذیری نیز در میان برخی جوانان نقش داشته است. برای بسیاری از این افراد، شوتیسواری راهی برای کسب درآمد سریع و تأمین نیازهای خانواده است؛ حتی اگر با خطر تصادف، تعقیب و پیامدهای قانونی همراه باشد. در واقع، آنان این فعالیت را نه صرفاً تخلف، بلکه راهی برای بقا در شرایط محدودکننده میدانند.
نتایج این مطالعه که در «فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران» وابسته به موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران انتشار یافتهاند، نشان میدهند نگاه صرفاً تنبیهی به این پدیده نمیتواند راهحل مؤثری باشد. پژوهش تأکید میکند تا زمانی که فرصتهای شغلی پایدار در مناطق کمتر توسعهیافته ایجاد نشود، فعالیتهای غیررسمی و پرخطر ادامه خواهد داشت. به باور پژوهشگر، مسئله اصلی نه خود شوتیسواری، بلکه شرایطی است که جوانان را به سمت آن سوق میدهد.
بر اساس یافتهها، اصلاح ساختارهای اقتصادی و نهادی، توسعه اشتغال پایدار در بخشهایی مانند کشاورزی، دامداری، صنایع کوچک و گردشگری و حمایت مالی از کسبوکارهای خرد میتواند بخشی از راهحل باشد.
همچنین پیشنهاد شده است که نهادهای انتظامی و قضایی با درک عوامل اجتماعی و اقتصادی این پدیده، رویکردی چندبعدی و پیشگیرانه در پیش بگیرند و تمرکز برخورد قانونی بیشتر بر شبکههای سازمانیافته قاچاق باشد تا افراد سطح پایین.
انتهای پیام
