به گزارش ایسنا، راسخون نوشت:
پرسش درباره محل دفن مشاهیر ایرانی در خارج از کشور، در نگاه نخست ممکن است یک پرسش ساده جغرافیایی به نظر برسد؛ اما در حقیقت، این پرسش ما را به لایههای عمیقتری از تاریخ، فرهنگ، سیاست و هویت میبرد. ایران، به عنوان یکی از کهنترین تمدنهای پیوسته جهان، همواره مرزهای فرهنگیاش بسیار فراتر از مرزهای سیاسیاش بوده است. زبان فارسی قرنها زبان ادب، دانش و دیوان در گسترهای از آسیای مرکزی تا آناتولی و از قفقاز تا شبهقاره هند بود. از این رو، بسیاری از بزرگان اندیشه و ادب که امروزه «ایرانی» خوانده میشوند، در سرزمینهایی زیستهاند و در خاکهایی آرمیدهاند که اکنون درون مرزهای کشورهای دیگر قرار دارند.
این مقاله میکوشد تصویری جامع از مشاهیر ایرانی مدفون در خارج از کشور ارائه دهد. برای این منظور، نخست به شخصیتهای کلاسیک و تاریخی میپردازیم که آرامگاهشان در کشورهای همسایه و فراتر از آن قرار دارد. سپس به دوران معاصر میرسیم، جایی که مهاجرت، تبعید و انتخاب شخصی، شمار بیشتری از ایرانیان سرشناس را به خاک دیار غربت سپرده است. در پایان، به تحلیل چرایی و پیامدهای این پراکندگی میپردازیم و نشان میدهیم که آرامگاه یک مشاهیر، تنها یک مکان نیست؛ بلکه نمادی از تعلق، حافظه جمعی و پرسشهای هویتی است.
بخش یکم: شخصیتهای کلاسیک؛ میراثی فراتر از مرزهای امروز
در دوران پیش از شکلگیری دولت-ملتهای مدرن، «ایران» بیش از آنکه یک واحد سیاسی باشد، یک قلمرو فرهنگی بود. زبان فارسی در دستگاههای حکومتی سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و تیموریان زبان رسمی و ادبی بود. بسیاری از شاعران و دانشمندانی که امروزه در ایران به عنوان مفاخر ملی شناخته میشوند، در شهرهایی زاده شدند، زیستند و درگذشتند که امروزه در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه، سوریه و عراق قرار دارند. آرامگاه اینان، امروزه بخشی از میراث فرهنگی مشترک منطقه است و گاه به محل نزاع نمادین میان کشورها تبدیل میشود.
ابوعبدالله رودکی، پدر شعر فارسی، در سده سوم و چهارم هجری در دربار سامانیان در بخارا و سمرقند میزیست. زادگاه او روستای پنجکنت در نزدیکی سمرقند بود که امروزه در تاجیکستان قرار دارد. آرامگاه او در همان منطقه، در نزدیکی شهر پنجکنت، بازسازی شده و به یکی از نمادهای فرهنگی تاجیکستان تبدیل شده است. رودکی نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای تاجیکها نیز بنیانگذار سنت ادبی مشترک به شمار میرود.
ابونصر فارابی، فیلسوف بزرگ و شارح آثار ارسطو، در حدود سال ۲۵۹ هجری در فاراب، در ماوراءالنهر، زاده شد. او سالهای پایانی عمر خود را در حلب و دمشق گذراند و در سال ۳۳۹ هجری در دمشق درگذشت. آرامگاه او در بابالصغیر دمشق قرار دارد و از زیارتگاههای فرهنگی سوریه به شمار میرود. فارابی را «معلم ثانی» لقب دادهاند و آثارش در فلسفه، منطق و موسیقی، میراث مشترک جهان اسلام است.
ابوریحان بیرونی، دانشمند نامدار سده چهارم و پنجم، در خوارزم زاده شد. او در نجوم، ریاضیات، جغرافیا و مردمشناسی آثار ماندگاری پدید آورد. بیرونی در غزنه، در افغانستان امروزی، درگذشت و آرامگاهش در همان شهر قرار دارد. هرچند برخی منابع محل دفن او را در غزنه و برخی دیگر در کابل ذکر کردهاند، آنچه مسلم است، آرامگاه او در افغانستان امروزی است.
ناصرخسرو قبادیانی، شاعر و فیلسوف اسماعیلی، در قبادیان بلخ زاده شد. او سفرهای گستردهای کرد و سرانجام در یمگان، در بدخشان، در افغانستان امروزی، درگذشت. آرامگاه او در همان منطقه قرار دارد و از اماکن مورد احترام اسماعیلیان و دوستداران ادب فارسی است.
حکیم سنایی غزنوی، شاعر بزرگ و سراینده «حدیقةالحقیقه»، در غزنه افغانستان درگذشت و آرامگاهش در همان شهر است. سنایی را پیشگام شعر عرفانی فارسی میدانند و تأثیر او بر مولوی و عطار انکارناپذیر است.
عبدالرحمان جامی، آخرین شاعر بزرگ سبک کلاسیک فارسی، در خرگرد جام زاده شد و در هرات درگذشت. آرامگاه او در هرات، در افغانستان امروزی، قرار دارد و از مهمترین بناهای تاریخی آن شهر است. جامی در زمان خود در خراسان بزرگ میزیست که امروزه میان ایران و افغانستان تقسیم شده است.
شهابالدین سهروردی، بنیانگذار فلسفه اشراق، در سهرورد زنجان زاده شد. او در حلب، در سوریه امروزی، به دلیل اختلافات عقیدتی با علمای حلب، در سال ۵۸۷ هجری به قتل رسید و در همان شهر دفن شد. آرامگاه او در حلب از بناهای تاریخی مهم این شهر بوده است.
نظامی گنجوی، بزرگترین شاعر منظومهسرای فارسی و خالق «خمسه»، در گنجه، در آذربایجان امروزی، زاده شد و تمام عمر خود را در همان شهر گذراند و در همانجا درگذشت. آرامگاه او در گنجه، امروزه یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی جمهوری آذربایجان است. نظامی به زبان فارسی میسرود و آثارش در شمار شاهکارهای ادب فارسی است، اما او هرگز در ایران امروزی زندگی نکرد.
جلالالدین محمد مولوی، بزرگترین شاعر عرفانی فارسی و خالق «مثنوی معنوی»، در بلخ زاده شد. خانواده او در پی حمله مغول از بلخ مهاجرت کردند و پس از سالها سفر، در قونیه، در ترکیه امروزی، ساکن شدند. مولوی در سال ۶۷۲ هجری در قونیه درگذشت و آرامگاه او، با گنبد سبز معروفش، امروزه یکی از مهمترین جاذبههای فرهنگی و گردشگری ترکیه است. مولوی به فارسی میسرود و آثارش در قلب ادب فارسی جای دارد، اما آرامگاهش در ترکیه است.
این فهرست نشان میدهد که بخش بزرگی از مفاخر ادبی و علمی ایران، در سرزمینهایی دفن شدهاند که امروزه «خارج از ایران» محسوب میشوند. اما باید توجه داشت که این افراد در زمان خود «مهاجر» نبودند؛ آنان در قلمروی فرهنگی میزیستند که زبان فارسی در آن زبان ادب و دانش بود. مرزهای سیاسی امروزی، بعدها آنان را «خارجی» کرد.
بخش دوم: شخصیتهای معاصر؛ مهاجرت، تبعید و انتخاب
در دوران معاصر، به ویژه از سده بیستم به این سو، شمار مشاهیر ایرانی که در خارج از کشور دفن شدهاند به مراتب بیشتر شده است. این افزایش، پیامد عواملی چون مهاجرت گسترده، تبعید سیاسی، انقلاب ۱۳۵۷ و جنگ هشتساله است. برخلاف شخصیتهای کلاسیک که در گستره فرهنگی ایران بزرگ میزیستند، مشاهیر معاصر اغلب آگاهانه ایران را ترک کردند یا ناخواسته به مهاجرت رانده شدند.
صادق هدایت، نویسنده بزرگ و خالق «بوف کور»، یکی از شناختهشدهترین مشاهیر معاصر ایرانی مدفون در خارج از کشور است. هدایت در سال ۱۹۵۱ میلادی (۱۳۳۰ خورشیدی) در پاریس خودکشی کرد و در گورستان پرلاشز، در کنار مشاهیر جهانی، به خاک سپرده شد. آرامگاه او امروزه یکی از زیارتگاههای فرهنگی ایرانیان در فرانسه است. هدایت نماد روشنفکری ایرانی است که در غربت به پایان راه رسید.
غلامحسین ساعدی، نویسنده، نمایشنامهنویس و روانپزشک برجسته، در سال ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در همان گورستان پرلاشز، نزدیک به آرامگاه صادق هدایت، دفن شد. ساعدی از چهرههای مهم ادبیات معاصر ایران و از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود. او پس از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد و در غربت درگذشت.
بهرام بیضایی، نمایشنامهنویس، کارگردان تئاتر و سینما و پژوهشگر برجسته، در سال ۲۰۲۶ میلادی در سن ۸۹ سالگی در آمریکا درگذشت و در شهر سانفرانسیسکو به خاک سپرده شد. بیضایی از مهمترین چهرههای فرهنگی ایران معاصر بود که سالهای پایانی عمر خود را در خارج از ایران گذراند.
ابراهیم گلستان، نویسنده، کارگردان و مترجم نامدار، در سال ۲۰۲۳ میلادی در سن ۱۰۱ سالگی در بریتانیا درگذشت. او از چهرههای تأثیرگذار ادبیات و سینمای مستند ایران بود و سالهای پایانی عمرش را در خارج از کشور گذراند.
بخش سوم: چرا این پراکندگی اهمیت دارد؟
پرسش درباره محل دفن مشاهیر، پرسشی درباره هویت، تعلق و حافظه جمعی است. آرامگاه یک شاعر یا اندیشمند، تنها یک مکان فیزیکی نیست؛ بلکه نقطهای است که در آن، تاریخ، فرهنگ و سیاست به هم میرسند. هنگامی که آرامگاه رودکی در تاجیکستان، مولوی در ترکیه، نظامی در آذربایجان و هدایت در فرانسه قرار دارد، این پرسش مطرح میشود که میراث فرهنگی این افراد از آنِ کدام سرزمین است.
از یک سو، این پراکندگی نشاندهنده غنای فرهنگی ایران است. زبان و ادب فارسی، فراتر از مرزهای سیاسی امروز، در گسترهای وسیع نفوذ داشته و دارد. کشورهای تاجیکستان، افغانستان، آذربایجان و ترکیه، هر یک بخشی از میراث مشترک فارسی را در خود جای دادهاند. این میراث مشترک میتواند زمینهساز گفتوگوی فرهنگی و همکاری منطقهای باشد.
از سوی دیگر، این پراکندگی پرسشهای هویتی را نیز برمیانگیزد. وقتی یک شاعر بزرگ فارسیسرا در کشور دیگری دفن شده است، رقابتهای نمادین بر سر تعلق او به یک ملت خاص میتواند ظهور کند. نمونه بارز این رقابتها، بحثها درباره تعلق مولوی به ایران یا ترکیه، یا نظامی به ایران یا آذربایجان است. این بحثها نشان میدهد که آرامگاه مشاهیر، عرصهای برای سیاست هویت نیز هست.
بخش چهارم: چالشهای ثبت و مستندسازی
یکی از مشکلات پژوهش درباره مشاهیر ایرانی مدفون در خارج از کشور، کمبود منابع منسجم و رسمی است. برخلاف آرامگاه شخصیتهای کلاسیک که غالباً شناختهشده و ثبتشدهاند، آرامگاه مشاهیر معاصر پراکنده، کمتر مستند و گاه محل اختلاف است. دلایل این امر عبارتند از:
نخست، پراکندگی جغرافیایی. ایرانیان مهاجر در سراسر جهان پراکندهاند و بسیاری از آنان در آرامگاههای محلی و بدون نشانههای خاص دفن شدهاند.
دوم، ملاحظات سیاسی. برخی از مشاهیر معاصر به دلایل سیاسی ایران را ترک کردهاند و ثبت رسمی محل دفن آنان در ایران با محدودیت همراه است.
سوم، تفاوت در شیوههای تدفین. در برخی فرهنگها، تدفین در آرامگاههای خانوادگی یا عمومی رایج است و نشانهگذاری خاصی برای مشاهیر انجام نمیشود.
چهارم، نبود نهاد متولی. تاکنون نهاد رسمی یا پژوهشی مشخصی در ایران یا خارج از ایران، فهرست جامعی از آرامگاه مشاهیر ایرانی در خارج از کشور تهیه نکرده است.
بخش پنجم: جمعبندی
فهرست مشاهیر ایرانی مدفون در خارج از کشور را میتوان در دو گروه اصلی خلاصه کرد:
گروه نخست: شخصیتهای کلاسیک که در گستره فرهنگی ایران بزرگ میزیستند و آرامگاهشان امروزه در کشورهای همسایه قرار دارد. از جمله: رودکی در تاجیکستان، فارابی در سوریه، ابوریحان بیرونی در افغانستان، ناصرخسرو در افغانستان، سنایی در افغانستان، جامی در افغانستان، سهروردی در سوریه، نظامی در آذربایجان و مولوی در ترکیه.
گروه دوم: شخصیتهای معاصر که به دلایل مهاجرت، تبعید یا انتخاب شخصی، در خارج از ایران وفات یافته و به خاک سپرده شدهاند. از جمله: صادق هدایت در فرانسه، غلامحسین ساعدی در فرانسه، بهرام بیضایی در آمریکا و ابراهیم گلستان در بریتانیا.
این پراکندگی، هم نشاندهنده غنای فرهنگی ایران و هم بیانگر پیچیدگیهای تاریخی و سیاسی آن است. آرامگاه یک مشاهیر، تنها یک مکان نیست؛ آینهای است که در آن، تاریخ یک ملت و نسبت آن با جهان را میتوان دید. پرسش «کدام مشاهیر ایرانی در خارج دفن شدند؟» در نهایت، پرسشی درباره معنای ایرانی بودن در گذر زمان و فراسوی مرزهاست.
انتهای پیام
