ساناز صیدی سامانی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: آسیبهای فرهنگی در استان چهارمحال و بختیاری بهویژه در قشر جوان و نوجوان به چند دسته تقسیم میشود. اولین چالش در این حوزه، افزایش فاصله نسلی والدین است. نوجوانی که بخش مهمی از جهانش را اینترنت، شبکههای اجتماعی و همسالان شکل میدهند، در نتیجه با والدین خود دچار چالشهای فراوان در حوزه گفتمان میشود و احساس میکند والدین او را درک نمیکنند.
وی افزود: ضعف گفتوگوی والدین با نوجوانان یکی از سوژههای مهم و کمتر دیدهشده است. بهطور عمده، خانوادهها درباره موضوعاتی مانند هویت، دوستی، فضای مجازی، انتخاب رشته، آینده شغلی، ازدواج، روابط اجتماعی و فشار همسالان با نوجوانان گفتوگو نمیکنند و این مسئله چالشبرانگیز شده است.
معاون فرهنگی جهاددانشگاهی استان چهارمحال و بختیاری تصریح میکند: اعتیاد و گرایش به موادمخدر و دخانیات بهویژه سیگار، قلیان و محصولات دخانی جدید در میان نوجوانان و جوانان امروز بهعنوان یک چالش فرهنگی و آسیب اجتماعی درتضاد با فرهنگ بومی و سنتی این استان بهشمار میرود.
صیدی ادامه داد: کاهش مطالعه و فعالیتهای فرهنگی عمیق نیز یکی دیگر از چالشهای فرهنگی در چهارمحال و بختیاری و بالتبع در کشور محسوب میشود. امروز قشر جوان و نوجوان تمایلی به مطالعه ندارند و ترجیح میدهند اوقات فراغت خود را در جمع دوستان، کافه و ... سپری کنند.
وی اشاره کرد: کاهش تمایل به ازدواج و تشکیل خانواده نیز از دیگر چالشهای فرهنگی محسوب میشود. این موضوع فقط اقتصادی نیست، بلکه تغییر نگرش نسبت به ازدواج، نگرانی از آینده، تغییر سبک زندگی و افزایش سن ازدواج نیز باید بررسی شود.
تغییرات فرهنگی نباید به قیمت فراموشی هویت بومی تمام شوند
این فعال فرهنگی اضافه کرد: استان چهارمحال و بختیاری یکی از استانهای برخوردار از تنوع و غنای فرهنگی و قومیتی در کشور محسوب میشود؛ استانی که اقوام ترک، لر و فارس با حفظ آداب، رسوم، گویشها، پوشش و سبک زندگی بومی سالها در کنار یکدیگر زندگی کرده و بخشی از هویت فرهنگی این سرزمین را شکل دادهاند. این تنوع فرهنگی، سرمایهای ارزشمند است که اگر بهدرستی حفظ و به نسلهای آینده منتقل شود، میتواند به یکی از مهمترین ظرفیتهای فرهنگی و حتی گردشگری استان تبدیل شود.
صیدی در راستای نشانههای تغییر سبک زندگی در نسل جوان مناطق روستایی و عشایری گفت: کمرنگ شدن استفاده از پوششهای محلی و بومی یکی از نمودهای این موضوع است. پوششهایی که زمانی بخش جداییناپذیر از هویت اجتماعی مردم محسوب میشدند، اما امروز برخی نوجوانان و جوانان تمایل کمتری به استفاده از آنها دارند و گاه حتی پوشیدن لباس محلی را نشانهای از فاصله گرفتن از فضای مدرن تلقی میکنند.
وی افزود: ریشه این تغییرات را باید در عوامل مختلفی جستوجو کرد که ورود گسترده فناوری، گسترش شبکههای اجتماعی، دسترسی آسان به رسانههای مختلف و تغییر الگوهای ارتباطی تنها بخشی از آن است. نوجوان امروز بیش از هر نسل دیگری در معرض سبکهای مختلف زندگی قرار دارد و هر روز از طریق تلفن همراه و فضای مجازی با الگوهای پوشش، رفتار، گفتار و تفکر جوانان در پایتخت و کلانشهرها و دیگر کشورهای جهان نیز مواجه میشود.
معاون فرهنگی جهاددانشگاهی استان چهارمحال و بختیاری اظهار کرد: در چنین شرایطی، گاهی این تصور در میان نوجوانان شکل میگیرد که برای موفق بودن، پذیرفته شدن در جمع همسالان و قرار گرفتن در مسیر پیشرفت، باید از الگوهای رایج در کلانشهرها پیروی کنند. به بیان دیگر، برخی جوانان احساس میکنند اگر در نوع پوشش، گفتار، تفکر و سبک زندگی با آنچه در فضای مجازی و میان همسالان خود میبینند تفاوت داشته باشند، از دایره رقابت و موفقیت اجتماعی عقب میمانند.
صیدی ادامه میدهد: البته تغییر سبک زندگی در ذات خود پدیدهای منفی نیست و جامعه نمیتواند در برابر تحولات فناوری و فرهنگی بهطور کامل ایزوله بماند، اما مسئله اصلی آنجاست که این تغییرات به قیمت فراموشی هویت بومی و فرهنگی تمام شود. مدرن شدن نباید به معنای کنار گذاشتن ریشهها باشد، یک نوجوان میتواند همزمان با استفاده از فناوریهای روز، تحصیل و زندگی مدرن، به فرهنگ، گویش، لباس، موسیقی، آیینها و سنتهای سرزمین خود نیز افتخار کند.
وی توضیح میدهد: از سوی دیگر، اگر خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی نتوانند زیبایی و کارکرد فرهنگی این میراث را برای نسل جدید بازتعریف کنند، طبیعی است که الگوهای جذابتر و پررنگتر فضای مجازی جایگزین آن شوند. بنابراین حفظ فرهنگ بومی صرفاً با توصیه به جوانان برای پوشیدن لباس محلی یا پایبندی به سنتها محقق نمیشود، بلکه باید این فرهنگ را با زبان نسل جدید، در قالبی جذاب، امروزی و متناسب با نیازهای آنان معرفی و بازآفرینی کرد.
تبدیل شدن دانشگاهها به یکی از محورهای حفظ و بازآفرینی هویت فرهنگی
این معاون فرهنگی گفت: گسست تدریجی بخشی از نسل جدید از فرهنگ و آداب و رسوم بومی، یکی از چالشهای مهم فرهنگی در استان چهارمحال و بختیاری است؛ استانی که تنوع قومی و فرهنگی آن، از اقوام لر، ترک و فارس گرفته تا فرهنگ غنی عشایری و روستایی، سرمایهای ارزشمند و بخشی از هویت تاریخی آن به شمار میرود. در این میان، دانشگاهها و جهاددانشگاهی میتوانند نقشی فراتر از فعالیتهای مناسبتی و جشنوارههای مقطعی ایفا کنند و به یکی از محورهای اصلی حفظ و بازآفرینی هویت فرهنگی استان تبدیل شوند.
صیدی اضافه کرد: نخستین گام، شناخت دقیق دلایل فاصله گرفتن جوانان از فرهنگ بومی است. دانشگاهها میتوانند با انجام پژوهشهای میدانی و افکارسنجی، بررسی کنند که چرا نسل جدید نسبت به پوشش محلی، گویشها، موسیقی، آیینها و سنتهای بومی علاقه کمتری نشان میدهد و چه عواملی مانند شبکههای اجتماعی، تغییر سبک زندگی و الگوپذیری از کلانشهرها در این روند مؤثر بوده است.
وی افزود: از سوی دیگر، حفظ فرهنگ بومی نباید به معنای بازگرداندن جوانان به شیوه زندگی گذشته باشد، بلکه باید این فرهنگ با زبان و سلیقه نسل جدید بازتعریف شود. برای نمونه، میتوان با همکاری دانشجویان رشتههای هنر، طراحی لباسهای امروزی با الهام از پوششهای محلی یا تولید محتوای جذاب درباره موسیقی، غذا، صنایع دستی، گویشها و زندگی عشایری استان را دنبال کرد.
فعال فرهنگی اظهار کرد: جهاددانشگاهی نیز به دلیل برخورداری از ظرفیتهای پژوهشی، فرهنگی و رسانهای میتواند میان دانشگاه، جامعه و رسانه پیوند ایجاد کند. ایجاد بانک دیجیتال فرهنگ بومی استان، مستندسازی خاطرات و روایتهای نسلهای گذشته، تولید پادکست و فیلم کوتاه و حمایت از ایدههای دانشجویی در حوزه گردشگری و صنایع فرهنگی، از جمله اقداماتی است که میتواند فرهنگ بومی را از یک میراث صرفاً تاریخی به بخشی زنده از زندگی امروز تبدیل کند.
صیدی گفت: در نهایت، باید به جوان نشان داد که مدرن بودن و حفظ هویت بومی دو مفهوم متضاد نیست و میتوان با فناوری و جهان امروز همراه بود، اما همچنان به ریشهها، فرهنگ و هویت سرزمین خود افتخار کرد.
ضرورت ایجاد یک سازوکار پایدار برای عملی کردن مطالبات دانشجویی
وی تصریح کرد: دانشگاهها و نهادهای فرهنگی همچون جهاددانشگاهی، بهعنوان یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری اندیشه، گفتوگو و کنش اجتماعی، ظرفیت بالایی برای تقویت روحیه مطالبهگری در میان دانشجویان دارند، با این حال به نظر میرسد هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله وجود دارد. در سالهای اخیر فرصتهایی برای برگزاری نشستهای تخصصی، کرسیهای گفتوگو، مناظرههای دانشجویی و فعالیتهای فرهنگی فراهم شده و میتواند تقویت شود.
معاون فرهنگی جهاددانشگاهی استان چهارمحال و بختیاری ادامه داد: یکی از مهمترین خلأها، فاصله میان گفتوگو و نتیجه است، دانشجو زمانی به مطالبهگری اعتماد میکند که احساس کند بیان دیدگاه و طرح پرسش او میتواند به شنیده شدن، تصمیمسازی و در نهایت تغییر منجر شود.
صیدی اضافه کرد: اگر نشستها صرفاً به بیان دیدگاهها محدود شوند و دانشجو بازخوردی از سرنوشت مطالبات خود دریافت نکند، بهتدریج انگیزه حضور و مشارکت نیز کاهش پیدا میکند. از سوی دیگر، باید پذیرفت که نسل جدید دانشجو، نسلی پرسشگرتر و متنوعتر است و نمیتوان با الگوهای قدیمی فرهنگی با او ارتباط برقرار کرد. دانشگاه باید فضای امن و محترمانهای برای بیان دیدگاههای متفاوت فراهم کند؛ فضایی که در آن نقد کردن به معنای تقابل تلقی نشود و مسئولان نیز به جای صرفاً پاسخ دادن، شنونده مطالبات دانشجویان باشند.
وی تصریح کرد: به اعتقاد من، مهمترین خلأ موجود، نبود یک سازوکار پایدار برای تبدیل مطالبه دانشجویی به مسئله پژوهشی و سپس تصمیم و اقدام عملی است.
انتهای پیام
