چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۲۱
اثر پیاده‌روی منظم در پیشگیری از آلزایمر

اثر پیاده‌روی منظم در پیشگیری از آلزایمر

البرز (ایسنا) - یک متخصص مغز و اعصاب گفت: پیاده‌روی منظم، به مدت نیم ساعت در روز، می‌تواند در پیشگیری از آلزایمر مؤثر باشد.

دکتر سیدمحمد پاک‌نژاد در نشستی که توسط انجمن همیاران سلامت‌پرور البرز به مناسبت ماه جهانی آلزایمر روز چهارشنبه اول مهر در تالار شهیدان نژاد فلاح کرج برگزار شد، با تأکید بر ضرورت توجه همزمان خانواده‌ها و نظام مراقبت رسمی به سالمندان، گفت: نباید این تابو را داشته باشیم که نگهداری از سالمندان در آسایشگاه مساوی با یک کار غلط است؛ به‌ویژه در شرایط امروز که اکثر افراد مشغول کار هستند و کمتر پدر و مادری پیدا می‌شوند که زمان کافی برای نگهداری حتی از فرزندان خود داشته باشند، چه رسد به پدر و مادرشان.

وی افزود: در کنار اهمیت مراقبتی که ما به‌عنوان خانواده باید از بزرگ‌ترهای خود داشته باشیم، نباید فراموش کنیم که باید به سیستم مراقبت رسمی و مراقبت توسط افراد غیر فامیل نیز توجه داشته باشیم.

این متخصص مغز و اعصاب ادامه داد: با توجه به اینکه جمعیت ایران به‌تدریج به سمت سالمندی و پیری حرکت می‌کند، باید به فکر ایجاد آسایشگاه‌های خوب، مناسب و در شأن سالمندان باشیم. فردی که به بیماری آلزایمر مبتلاست، ممکن است متوجه نشود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

رشد مغز تا ۲۵ سالگی ادامه دارد

این متخصص مغز و اعصاب در ادامه با اشاره به روند رشد مغز انسان گفت: مغز انسان از زمان تولد همچنان رشد فیزیکی خود را ادامه می‌دهد. بسیاری از اندام‌های ما ممکن است هنگام تولد رشد فیزیکی اصلی خود را داشته باشند، اما مغز تا حدود دو سالگی همچنان رشد فیزیکی می‌کند. دلیل آن نیز این است که اگر هنگام تولد، سر انسان به اندازه نهایی خود بود، تولد طبیعی برای ما غیرممکن می‌شد.

وی افزود: مغز و سر انسان هنگام تولد تقریباً یک‌چهارم اندازه نهایی خود را دارند و به‌تدریج با افزایش حجم مغز و جمجمه، رشد فیزیکی مغز تا حدود دو سالگی ادامه پیدا می‌کند. پس از آن نیز رشد توانایی‌های مغزی و شناختی تا حدود ۲۰ تا ۲۵ سالگی ادامه دارد و پتانسیلی که هر فرد دارد، می‌تواند به مرحله بالایی از رشد و شکوفایی برسد.

پاک‌نژاد با بیان اینکه تفاوت توانایی‌های ذهنی افراد به ارتباطات میان سلول‌های عصبی و سیناپس‌ها مربوط می‌شود، گفت: از نظر فیزیکی و همچنین از نظر مغز و اعصاب و توانایی‌های شناختی، ممکن است تعداد و وزن مغز افراد با هم تفاوت معنی‌داری نداشته باشد. سؤال این است که تفاوت فرد عادی و یک نابغه در چیست؟ در واقع تفاوت در توانایی‌هایی است که فرد در دوران کودکی آموخته و در ارتباطاتی است که میان سلول‌های عصبی و سیناپس‌ها شکل گرفته است.

وی ادامه داد: تعداد سلول‌های ما تفاوت معنی‌داری با یکدیگر ندارد، بلکه توانایی ذهنی ما و ارتباطاتی که میان این سیناپس‌ها ایجاد می‌شود، اهمیت دارد؛ مانند یک معماری پیچیده که ظرفیت و عملکرد ذهن را شکل می‌دهد.

زوال طبیعی توانایی‌های ذهنی با افزایش سن

این متخصص مغز و اعصاب اظهار کرد: حدود ۲۰ تا ۲۵ سال طول می‌کشد تا قوای ذهنی ما از نظر عملکردی به بلوغ برسد. به‌تدریج و به‌طور طبیعی، با افزایش سن، کاهش آرام و طبیعی در قوای ذهنی نیز اتفاق می‌افتد. ذهنی که محو می‌شود، به‌تدریج نوعی کم‌رنگ شدن توانایی‌ها را تجربه می‌کند، اما زمانی که سرعت این کم‌رنگ شدن بیش از حد معمول باشد، ما زوال عقل را به‌عنوان یک بیماری در نظر می‌گیریم که آن را دمانس می‌نامیم.

پاک‌نژاد همچنین با اشاره به روند سالمندی جمعیت در جهان و ایران گفت: آینده دنیا به سمت سالمندی و پیر شدن جمعیت حرکت می‌کند و کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. در حال حاضر در جهان حدود ۵۰ میلیون نفر مبتلا به آلزایمر هستند و آمارها نشان می‌دهد که هر پنج سال، نرخ شیوع بیماری آلزایمر دو برابر خواهد شد و تا سال ۲۰۵۰ به ۱۵۲ میلیون نفر خواهد رسید.

وی درباره هزینه‌های ناشی از بیماری آلزایمر نیز گفت: یک بخش از هزینه‌ها مربوط به این است که فرد عملکرد خودش را از دست می‌دهد. اگر پزشک دیگر نتواند طبابت یا جراحی کند، اگر خلبان نتواند شرایط خلبانی را داشته باشد و اگر معلم نتواند وظایف خود را انجام دهد، بخشی از هزینه‌های ناشی از بیماری ایجاد می‌شود.

وی افزود: علاوه بر این، یک‌سری هزینه‌های مستقیم و یک‌سری هزینه‌های غیرمستقیم نیز وجود دارد که برای نگهداری از این افراد باید در نظر گرفته شود. هزینه سالانه بیماری نیز در حال حاضر حدود یک تریلیون دلار عنوان شده است.

آلزایمر فقط فراموشی ساده نیست

این متخصص مغز و اعصاب با تأکید بر اینکه آلزایمر تنها به معنای فراموشی ساده نیست، اظهار کرد: اینکه فرد بگوید چیزی را یادم رفته، اسم بچه‌ها را فراموش کرده‌ام یا رمز کارت بانکی‌ام را به خاطر نمی‌آورم، به‌تنهایی به معنای آلزایمر نیست. در اینجا سه قسمت عمده را می‌توان مورد توجه قرار داد.

وی ادامه داد: یکی از این بخش‌ها مربوط به زبان و توانایی حرف زدن و بیان کردن است. در برخی بیماران، هم توانایی بیان دچار اختلال می‌شود و هم ممکن است درک کلام با مشکل مواجه شود. بعضی از انواع آلزایمر، این مسئله در آنها بارزتر است و ممکن است بیمار ارتباط کلامی خود را از دست بدهد.

پاک‌نژاد با اشاره به اهمیت تشخیص افتراقی گفت: در تشخیص افتراقی نیز نکات مهمی وجود دارد. یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت یکی از اقوامش دچار آلزایمر شده است و از من خواست پزشکی را در تبریز معرفی کنم. من یکی از دوستان باتجربه‌ام را معرفی کردم. بعد از مدتی از او پرسیدم چه اتفاقی افتاد. گفت برای بیمار سمعک تجویز شده و حالش خوب شده است؛ چراکه این فرد مشکل شنوایی داشت و نمی‌توانست با محیط ارتباط برقرار کند، اما تصور شده بود که دچار فراموشی شده است.

وی افزود: بنابراین این قطع ارتباط گاهی اوقات با یک اقدام ساده و ارزان‌قیمت ممکن است برطرف شود.

از دست رفتن مهارت‌های روزمره

این متخصص مغز و اعصاب یکی دیگر از علائم مهم این بیماری‌ها را از دست دادن مهارت‌های قبلی دانست و گفت: یکی دیگر از علائم عمده یا قابل‌ملاحظه این گروه از بیماری‌ها، از دست دادن مهارت‌هایی است که فرد قبلاً آنها را داشته است. برای مثال، رانندگی یک مهارت است. وقتی پشت فرمان می‌نشینیم، دیگر لازم نیست دائماً فکر کنیم که چرا باید راهنما بزنیم یا چگونه کلاچ بگیریم. این اقدامات به‌تدریج به مهارت تبدیل شده‌اند و دیگر برای انجام آنها نیاز به فکر کردن نداریم. پشت ماشین می‌نشینیم، استارت می‌زنیم و حرکت می‌کنیم. این یک مهارت است و بیمار ممکن است به‌تدریج این مهارت را از دست بدهد.

وی ادامه داد: گاهی اوقات این از دست دادن مهارت‌ها به‌قدری پیشرفت می‌کند که حتی مهارت‌های ساده‌ای مانند راه رفتن نیز از بین می‌رود. بیماری‌هایی وجود دارند که در آنها ممکن است آب در مغز جمع شود و بیمار مشکل خاص دیگری نداشته باشد، اما نحوه راه رفتنش تغییر کند.

پاک‌نژاد افزود: در این شرایط، نوعی راه رفتن آهنربایی یا مگنتیک دیده می‌شود؛ مانند فضانوردانی که در فضا حرکت می‌کنند و گویی کفش‌هایشان سنگین است. حالا تصور کنید فردی نتواند راه برود. دیگر نمی‌تواند از خودش مراقبت کند، نمی‌تواند به‌راحتی موهایش را بشوید یا صورتش را اصلاح کند و حتی در انجام کارهای ساده روزمره نیز با مشکل مواجه می‌شود.

وی اظهار کرد: بیمار در انجام کارهای روزمره کم می‌آورد و متأسفانه، چه بخواهد و چه نخواهد، بیماری آلزایمر می‌تواند باعث کوتاه شدن عمر شود؛ چراکه فرد دیگر نمی‌تواند از خودش مراقبت کند. اینجاست که اهمیت نگهداری از بیمار مبتلا به آلزایمر خودش را نشان می‌دهد.

اختلال در شناخت

این متخصص مغز و اعصاب درباره آگنوزی نیز گفت: آگنوزی به معنای ناتوانی در شناخت برخی چیزهاست. ممکن است فرد محیط اطراف خود را بشناسد اما نتواند برخی اشیا یا حتی جهت‌ها را تشخیص دهد؛ برای مثال ممکن است سمت راست خودش را نشناسد. این موضوع به نقشه جغرافیایی و عملکردی مربوط است که در قشر مغز وجود دارد. اگر آن بخش از مغز عملکرد خود را از دست بدهد، عملکرد مربوط به آن نیز از بین می‌رود.

وی ادامه داد: برای مثال، بیماران سکته مغزی تقریباً هیچ‌گاه کاملاً شبیه یکدیگر نیستند، زیرا شریان‌های خون‌رسان مانند تنه یک درخت از یک مسیر بالا می‌آیند و سپس شاخه‌شاخه می‌شوند. هر شاخه که قطع شود، علامت خاص خودش را ایجاد می‌کند. بنابراین، ترکیب این علائم می‌تواند مجموعه‌ای از اختلالات را برای ما ایجاد کند.

پاک‌نژاد تأکید کرد: در نتیجه، آلزایمر فقط یک فراموشی ساده نیست.

تغییرات مغز در بیماری آلزایمر

وی با اشاره به تغییرات ایجادشده در مغز بیماران مبتلا به آلزایمر گفت: در آلزایمر، در واقع مغز لاغر می‌شود. شیارهایی که خداوند در مغز ایجاد کرده‌اند باعث می‌شوند سطح مغز افزایش پیدا کند. جالب است بدانید مغزی که حدود یک کیلو وزن دارد، سطحی در حدود صفحات یک روزنامه دارد. این شیارها آن‌قدر در سطح مغز ایجاد شده‌اند که بتواند در حجم بسیار کم، سطح بیشتری از قشر مغز را در خود جای دهد. به همین دلیل، هر نقطه از قشر مغز عملکرد خاصی دارد.

این متخصص مغز و اعصاب افزود: وقتی قشر مغز لاغر می‌شود، شیارها و فضاهای خالی بیشتر می‌شوند. مکانیسم اصلی بیماری نیز به پروتئین‌هایی مربوط می‌شود که در خارج و داخل سلول‌ها تجمع پیدا می‌کنند و با عملکرد سلول‌ها تداخل ایجاد می‌کنند.

وی ادامه داد: سلول‌های مغزی از طریق ارتباط با نورون‌های دیگر به یکدیگر متصل می‌شوند؛ مانند یک سیم‌کشی منظم که پیام را از یک سلول به سلول بعدی منتقل می‌کند. وقتی بیماری ایجاد می‌شود، این ارتباط و سیم‌کشی دچار اختلال می‌شود و سلول توانایی خود را از دست می‌دهد و سرعت هدایت پیام نیز کاهش پیدا می‌کند.

پاک‌نژاد اظهار کرد: در این بیماری، از خارج سلول، یک‌سری پروتئین‌ها و پلاک‌های سمی ایجاد می‌شوند که به سلول‌ها آسیب می‌زنند و از طرف دیگر، یک‌سری کلاف‌های پروتئینی نیز در داخل سلول ایجاد می‌شوند که ساختار سلول را تخریب می‌کنند. به‌تدریج سلول‌ها از بین می‌روند.

وی افزود: اگر به ساختار پروتئین غشای سلولی نگاه کنیم، موضوع بسیار ساده‌تر قابل توضیح است. آنزیم‌ها وارد عمل می‌شوند و این پروتئین‌ها را ناقص و دچار آسیب می‌کنند. به‌تدریج کلافه‌هایی از پروتئین‌های سمی و فیبرها شکل می‌گیرد و عملکرد مغز را مختل می‌کند.

وی ادامه داد: در نهایت، مغز که باید مانند یک ساختار منظم و کارآمد عمل کند، به‌تدریج عملکرد طبیعی خود را از دست می‌دهد. پیام باید از یک نقطه به گیرنده‌ها برسد، اما پلاک‌ها در مسیر ایجاد اختلال می‌کنند.

شناخت عوامل خطر برای پیشگیری اهمیت دارد

این متخصص مغز و اعصاب با اشاره به عوامل خطر بیماری گفت: این موضوع مانند یک مثلث خطر است. وقتی عوامل خطر را بشناسیم، می‌توانیم تا حدی از پیشرفت بیماری جلوگیری کنیم. البته بعضی از عوامل را نمی‌توان دستکاری کرد؛ برای مثال عوامل ژنتیکی. اغلب بیماری‌های انسان یک زمینه و استعداد پایه در بدن دارند و عوامل محیطی می‌توانند این استعدادها را فعال کنند.

پاک‌نژاد افزود: برای مثال، ممکن است فردی مستعد فشار خون بالا باشد و با مصرف نمک فشار خونش افزایش پیدا کند، در حالی که فرد دیگری همان میزان نمک را مصرف کند اما فشار خونش افزایش پیدا نکند. نمونه‌هایی از اهمیت ژنتیک را نیز در دوران کرونا مشاهده کردیم.

وی ادامه داد: در مواردی که عوامل قابل کنترل هستند، باید روی آنها تمرکز کنیم؛ از جمله عوامل مربوط به بیماری‌های عروقی.

کنترل فشار خون، قند، چربی و سیگار

این متخصص مغز و اعصاب با اشاره به آسیب‌های مغزی گفت: آسیب‌هایی که به سر وارد می‌شود نیز می‌تواند یکی از عوامل خطر باشد. این آسیب‌ها ممکن است ناشی از تصادفات، عفونت‌ها یا حتی سکته باشند. اگر می‌خواهیم دچار سکته نشویم، باید فشار خون، قند خون، چربی خون و مصرف سیگار را کنترل کنیم و این موارد را رعایت کنیم.

وی درباره اهمیت پیاده‌روی نیز گفت: یکی از موضوعاتی که خود من نیز مدت زیادی به آن توجه کرده‌ام، مسئله پیاده‌روی است. همیشه می‌شنیدیم که پیاده‌روی برای جسم بسیار خوب است. همچنین درباره تأثیر پیاده‌روی بر استرس و اعصاب نیز صحبت شده است و به ما یاد داده‌اند که پیاده‌روی می‌تواند به آرامش کمک کند.

پاک‌نژاد افزود: نکته‌ای که اخیراً یاد گرفته‌ام این است که پیاده‌روی منظم، به مدت نیم ساعت در روز، می‌تواند در پیشگیری از آلزایمر نیز مؤثر باشد؛ اینکه این پیاده‌روی هر روز انجام شود یا تعداد روزهای آن کمتر باشد، موضوعی است که می‌تواند محل بحث باشد.

این متخصص مغز و اعصاب درباره روش‌های تشخیص نیز اظهار کرد: برای تشخیص از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود؛ از جمله آزمایش‌های آزمایشگاهی، تصویربرداری و نوار مغزی. یکی از دلایلی که می‌تواند باعث ایجاد دمانس شود، بیماری‌ها و کمبودهای تغذیه‌ای و ویتامینی است؛ از جمله کمبود ویتامین B۱۲

پاک‌نژاد تأکید کرد: بنابراین، اگر فردی را داریم که تصور می‌کنیم به آلزایمر مبتلا شده است، نباید او را رها کنیم. باید بلافاصله او را برای معاینه، بررسی و تشخیص مناسب ببریم.

وی ادامه داد: ما به‌عنوان پزشک، بیمار مبتلا به آلزایمر را فقط برای تشخیص آلزایمر بررسی نمی‌کنیم؛ بلکه هدف این است که تشخیص‌های افتراقی و بیماری‌های دیگری را که ممکن است قابل درمان باشند نیز پیدا کنیم.

درمان قطعی آلزایمر همچنان وجود ندارد

این متخصص مغز و اعصاب درباره درمان آلزایمر نیز گفت: در مورد داروهای اصلی باید گفت که هنوز درمان قطعی بیماری وجود ندارد. البته من شنیده‌ام که دارویی وارد شده است، اما هنوز چنین درمان قطعی‌ای ارائه نشده است. در کشورهای غربی نیز آمپول‌هایی وجود دارند که به‌صورت هفتگی یا ماهانه تزریق می‌شوند و هزینه‌های بسیار هنگفتی دارند، اما این داروها تنها می‌توانند روند بیماری را به تأخیر بیندازند و سرعت پیشرفت آن را کاهش دهند.

وی اظهار کرد: اگر بخواهیم این چرخه را به‌طور کامل در نظر بگیریم، سه مرحله مهم وجود دارد؛ نخست، تشخیص زودهنگام؛ دوم، مداخلات پیشگیرانه که در طول بیماری و پس از آن انجام می‌شوند؛ و سوم، درمان‌های هدفمند.

پاک‌نژاد در پایان گفت: بحث ما فقط درمان بیماری آلزایمر به‌تنهایی نیست. گاهی اوقات عوارض آلزایمر اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. ممکن است خود بیماری درمان قطعی نداشته باشد، اما اگر بی‌خوابی بیمار را کنترل کنیم یا بی‌قراری او را کاهش دهیم، در واقع می‌توانیم به خانواده کمک کنیم و یک خانواده را از فشار و مشکلات ناشی از این شرایط نجات دهیم.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها