محمدمهدی عبداللهی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: متولد سال ۱۳۴۸ در روستایی از توابع شهرستان فسا (استان فارس) هستم. پدرم با اینکه سواد آکادمیک نداشت، اما فردی بسیار روشن و دغدغهمند بود. او در سفری که برای کار به قطر رفته بود، توفیق آشنایی و دیدار حضوری با حضرت امام خمینی(ره) را پیدا کرده بود. عکسی از امام(ره) در خانهمان داشتیم و پدرم با سختی رساله ایشان را نیز از نجف به ایران آورده بود. این فضا بستر مناسبی را فراهم کرد تا من از همان دوران کودکی و نوجوانی با نام و اندیشههای امام خمینی(ره) آشنا شوم.
وی ادامه داد: با شروع جنگ تحمیلی و با اینکه سن و سال کمی داشتم و سال اول دبیرستان بودم، شوق حضور در جبهه تمام وجودم را فرا گرفته بود. کار به جایی رسید که با دستکاری تاریخ تولدم در شناسنامه، راه خود را بهسمت جبهههای نبرد باز کرده و وارد بسیج و گردانهای لشکر ۳۳ المهدی و ۱۹ فجر شدم.

تأمین مهمات آموزشی، متکی به مشارکتهای مردمی بود
این استاد دانشگاه با یادآوری روزهای آموزش مقدماتی خود در جهرم و کازرون، به تفاوتهای میان تئوریهای خشک نظامی و واقعیتهای سخت میدان نبرد اشاره کرد و گفت: آموزشها بسیار سخت، فشرده و نفسگیر بود. کار با اسلحه، عبور از میدان مین و پرتاب نارنجک را با تمام وجود مشق میکردیم و جالب است بدانید که پول تهیه مهمات آموزشی ما از طریق کمکهای داوطلبانه مردم تهیه میشد، برای نمونه به خاطر دارم که در آموزش پرتاپ نارنجک به ما گفتند که دو نارنجک در اختیار ما با پول حاصل از فروش تخممرغهای پیرزنی روستایی خریداری شده است؛ بنابراین ما با دست خالی، تحریم کامل و مدیریت قطرهچکانی منابع هنر مقاومت را آموختیم.
عبداللهی با ذکر رشادتهای فرماندهان بزرگ دفاع مقدس، بهویژه شهید مرتضی جاویدی ملقب به اشلو بیان کرد: شهید جاویدی از استثنائات جنگ بود. در عملیات والفجر ۲ گردان ما در محاصره شدید دشمن قرار گرفت و شرایط بهگونهای بود که احتمال تکرار واقعه احد انتظار میرفت، اما در آن لحظات بحرانی تدبیر، شجاعت و توکل شهید جاویدی به داد بچهها رسید. از سوی دیگر پیامی از امام خمینی (ره) رسید که فرموده بودند: «سلام مرا به فرزندانم برسانید و بگویید استقامت کنید، عقبنشینی جایز نیست.» این کلام بذر امید را در دلهای ما کاشت و عملیات را از شکست حتمی به پیروزی رساند.

این جانباز و آزاده به نقش کلیدی دیگر فرماندهان شهید اشاره کرد و افزود: فرماندهانی مانند شهیدان حسنعلی اشرافی، جواد اسماعیلی، مجتبی جاویدی و فرزاد دلجویی از جمله ستارگان درخشانی بودند که تا آخرین نفس پای آرمانهای خود ایستادند، همچنین نقش شهدایی مانند حسن تهرانیمقدم و حسن شفیعزاده در پایهگذاری قدرت موشکی و توپخانه سپاه نمونه بارز تبدیل خواستن به توانستن بود.
وی با اشاره به خاطرات خود از عملیاتهای بزرگ کربلای ۴ و ۵ تصریح کرد: عملیات کربلای ۴ با پیچیدگیها و موانع سختی روبهرو شد و دشمن بعثی بهدلیل اطلاعات به دستآمده از ما آماده شکار نیروهای ایرانی بود. در آنجا فشار زیادی به رزمندگان وارد شد و بسیاری از دوستانمان به شهادت رسیدند، اما طولی نکشید که با تدابیر فرماندهان، عملیات کربلای ۵ با همان روحیه و با محوریت فرماندهی شهیدان حاج قاسم سلیمانی و مرتضی جاویدی طراحی و اجرا شد؛ عملیاتی که دژهای محکم دشمن در شلمچه را درهم شکست و نشان داد بنبستی در فرهنگ دفاع مقدس وجود ندارد.
اسارت، دانشگاهی بزرگ و کوره آدمسازی بود
عبداللهی با اشاره به اینکه در عملیات کربلای ۴ به اسارت نیروهای بعثی درآمده و دوران سختی را در زندانهای بصره و سلولهای تاریک بازداشتگاه الرشید بغداد سپری کرده است، گفت: اسارت دانشگاهی بزرگ بود؛ کوره آدمسازی که در آن صبر، ایمان و مقاومت معنای واقعی خود را پیدا کرد. در زندانهای بغداد شرایط بهشدت وخیم بود؛ شکنجههای روحی و جسمی، گرسنگی مفرط، نبود دارو و هجوم شپشها تنها بخش کوچکی از سختیهای روزمره اسرا بود. بعثیها رفتارهای قسیالقلبی داشتند، اما در مقابل اسرای ایرانی با تکیه بر معنویت، حتی در داخل زندانها کلاسهای قرآن، نهجالبلاغه و آموزش زبان برگزار میکردند تا روحیه بچهها حفظ شود.

این آزاده در ادامه با ذکر خاطرهای از شهادت همرزمانش در اسارت بیان کرد: شهید حیدر گلبازی نصرآبادی ازجمله افرادی بود که بر اثر شدت جراحات و عدم رسیدگی در بیمارستان زبیر بصره به شهادت رسید. وضعیت بدنی او بهگونهای بود که جراحتهایش عفونت شدید کرده بود، اما در هنگام شهادت او معجزهای رخ داد که نه تنها ما، بلکه نگهبانان بعثی را هم متحیر کرد و آن این بود که از پیکر مطهرش بوی عطر بسیار خوشایندی تمام سلول را فرا گرفت؛ بو بهقدری نافذ و عجیب بود که بعثیها تصور کردند ما از بیرون عطر آوردهایم. وقتی وارد سلول شدند و موضوع را بررسی کردند، در سکوت و حیرت فرو رفتند. اینها نشانههایی بود تا ما فراموش نکنیم راهی که آمدهایم، راه حق است.
این استاد دانشگاه به تفاوت بنیادین رفتار جمهوری اسلامی ایران با اسرای عراقی در مقایسه با رفتار ددمنشانه رژیم بعث با اسرای ایرانی اشاره کرده و افزود: ایران در اوج جنگ و تحریم با اسرای عراقی براساس آموزههای انسانی و اسلامی رفتار کرد و اردوگاههای اسرای عراقی در ایران مجهز به امکانات رفاهی، ورزشی و حتی کلاسهای آموزشی بود. بسیاری از همین اسرا بعدها در ایران ازدواج کردند و ترجیح دادند در ایران بمانند و حتی علیه رژیم صدام فعالیت کنند؛ این رفتار مکتبی، بزرگترین مبلغ انقلاب اسلامی در میان نیروهای دشمن بود.

وی در پایان گفت: امروز جنگ تمام نشده است، بلکه خاکریزها تغییر کردهاند و دشمن با جنگ نرم، تهاجم فرهنگی و تلاش برای تحریف تاریخ دفاع مقدس به میدان آمده است. وظیفه امروز ما در عرصه رسانه، دانشگاه و جامعه پاسداری از خون شهدا و بیان واقعیتهای آن دوران با زبان هنر، قلم و اخلاق است تا نسلهای آینده بدانند این آب و خاک با چه بهای سنگینی حفظ شده است.
انتهای پیام
