سید علیرضا حسنی، در گفت و گو با ایسنا با اشاره به فضای حاکم بر آسایشگاهها در دوران اسارت گفت: در آسایشگاه یک جلد قرآن داشتیم و بچهها به نوبت از آن استفاده میکردند. گاهی ساعت ۱۲ شب یکی از اسرا ۱۰ یا ۲۰ دقیقه قرآن میخواند و بعد نفر بعدی ادامه میداد. همان قرآن برای ما خیلی ارزش داشت و ارتباط با قرآن کمک میکرد سختیها را تحمل کنیم.
وی ادامه داد: بچهها نمیخواستند اسارت تمام زندگیشان را تحت تأثیر قرار دهد. برای همین هر کس چیزی بلد بود، به دیگران یاد میداد. کسانی که دانشجو بودند مطالب درسی را آموزش میدادند و افرادی که زبان خارجی میدانستند، به بقیه زبان یاد میدادند.
این آزاده افزود: بعضیها زبانهایی مثل فرانسه یا اسپانیایی میدانستند و همان دانستهها را منتقل میکردند. کسانی هم که سواد نداشتند، با کمک بقیه حروف الفبا و خواندن و نوشتن را یاد میگرفتند. اگر کسی ریاضی میدانست، ریاضی درس میداد و اگر کسی نهجالبلاغه بلد بود، همان را آموزش میداد.
حسنی این آموزشها را بخشی از تلاش اسرا برای حفظ روحیه دانست و گفت: در آن شرایط اگر آدم بیکار میماند و کاری برای انجام دادن نداشت، خیلی زود خودش را میباخت. بچهها سعی میکردند همیشه برنامهای داشته باشند؛ درس، قرآن، دعا یا آموزش به یکدیگر. همین کارها باعث میشد ذهنمان درگیر باشد.
وی با اشاره به مراسم مذهبی در اردوگاه اظهار کرد: دعای توسل و برنامههای مذهبی را مخفیانه برگزار میکردیم. اگر عراقیها متوجه میشدند، شکنجه میکردند و حتی ممکن بود فرد را به سلول انفرادی ببرند، بنابراین برای برگزاری این برنامهها باید خیلی مراقب میبودیم.
این آزاده دوران دفاع مقدس ادامه داد: مناسبتهایی مانند عید غدیر و میلاد ائمه(ع) را هم فراموش نمیکردیم. با وجود همه محدودیتها، برای این مناسبتها برنامه داشتیم و مراسم را مخفیانه برگزار میکردیم.
حسنی درباره سختترین مقطع اسارت گفت: شش ماه اول خیلی سخت بود. شکنجهها و فشارهای زیادی وجود داشت و اتفاقاتی افتاد که هنوز هم بخشی از خاطرات آن دوران است.
وی با اشاره به برخی خاطرات تلخ دوران اسارت افزود: رحلت امام خمینی(ره) و ایام عاشورا را در همان شرایط تجربه کردیم. حتی واکسنهایی به ما میزدند که بعد از آن دستمان دچار مشکل میشد و نمیتوانستیم به راحتی حرکتش دهیم.
این آزاده درباره تجربه اسرا از انتظار برای آزادی نیز گفت: بارها تصور کردیم که قرار است آزاد شویم. حتی یک بار بچهها را تا فرودگاه بردند، اما دوباره برگرداندند. بعد از آن، وقتی صلیب سرخ میآمد و ما را تا مرز میبردند، باز هم باورمان نمیشد که این بار واقعاً آزاد میشویم؛ چون تجربه برگشتن را داشتیم.
حسنی ادامه داد: سالها در انتظار آزادی بودیم و همیشه این احتمال را میدادیم که شاید اتفاقی بیفتد و دوباره برگردیم. به همین دلیل وقتی آزادی قطعی شد، باورش برایمان آسان نبود.
وی با اشاره به ضرورت بازخوانی خاطرات اسرا برای نسل جوان گفت: سالها از آن دوران گذشته است و باید از خودمان بپرسیم جوانان امروز چقدر از سختیهایی که اسرا تحمل کردند اطلاع دارند. خاطرات زیادی از آن دوران وجود دارد که باید برای نسل جدید روایت شود.
این آزاده دوران دفاع مقدس افزود: رسانهها بهویژه صداوسیما میتوانند بیشتر به این موضوع بپردازند تا جوانان با واقعیت زندگی اسرا آشنا شوند و بدانند کسانی که در آن سالها به اسارت درآمدند، چه شرایطی را پشت سر گذاشتند.
حسنی در پایان گفت: توصیه من به خانوادهها و جوانان این است که ارتباط با قرآن و نماز را جدی بگیرند. حتی اگر فرصت کمی دارند، هر شب زمانی را برای خواندن قرآن اختصاص دهند، یاد خدا را در زندگی حفظ کنند و در کنار آن دنبال علم باشند. ما در سختترین شرایط اسارت هم تلاش میکردیم یاد بگیریم و دانستههایمان را به دیگران منتقل کنیم.
انتهای پیام
