در یک ماه اول درگیریها، جاده آبادان-اهواز از سمت کارون تصرف شد و سپس جاده ماهشهر نیز به دست دشمن افتاد، در حالی که خرمشهر هنوز سقوط نکرده بود. حصر یک سال به طول انجامید و عراق در ۴۰ روز جنگ، ۹ شهر و ۴۰۰۰ روستا را تصرف کرد، اما تنها شهری که سقوط نکرد، آبادان بود.
در همین حال، صدایی تاریخساز سکوت را شکست. پس از فرار بنیصدر، امام خمینی(ره) فرمان داد تا حصر آبادان شکسته شود. این فرمان، تنها یک دستور نظامی نبود؛ یک ندای الهی بود که در قلب همه رسوخ کرد و انگیزهای قوی ایجاد کرد. حرف امام هیچوقت روی زمین نمیماند و وقتی فرمان داد، همه آماده شدند.
از زمان صدور فرمان امام، سپاه، ارتش و نیروهای مردمی دستبهدست هم دادند و آماده نبردی سرنوشتساز شدند. این فرمان باعث شد حتی بعد از سقوط خرمشهر، آبادانیها شهر را تخلیه نکنند و بمانند؛ باور کردنی نبود در شهری که محاصرهشده، زنان، کودکان و پیرمردها بمانند و دفاع از شهر را ترجیح دهند.
سردار مکی یازع، رزمنده هشت سال دفاع مقدس در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی و مقاومت مردم آبادان، اظهار کرد: از پیروزی انقلاب، تردد اسلحه، بمبگذاریها و درگیریهای مرزی پراکنده وجود داشت. رسما از شهریور ۱۳۵۹ جنگ به ما تحمیل و بمبارانهای شدید آبادان و سپس خرمشهر آغاز شد. عراق با تمام امکانات زرهی، هوایی، توپخانه و خمپاره آمد، ولی ما سلاح کمی داشتیم.
وی افزود: در یک ماه اول درگیریها، مردم را جمع کردیم و به سمت خرمشهر بردیم. خرمشهر ۷۵ کیلومتر مرز آبی با عراق داشت. نیروهای مردمی را آموزش دادیم و همه دستبهدست هم دادیم. در تاریخ ١٩ مهر سال ۵٩، جاده آبادان-اهواز از سمت کارون تصرف شد و درگیریها شدید شد. سپس جاده ماهشهر را گرفتند، در حالی که خرمشهر هنوز سقوط نکرده بود.
رزمنده دفاع مقدس با اشاره به محاصره آبادان، بیان کرد: آبادان هم در محاصره بود و مردم از بیابان به منطقه ذوالفقاری میرفتند. بعد از چهل روز جنگ، عراق آنجا شکست خورد. در چهل روز جنگ ٩ شهر و ۴۰۰۰ روستا تصرف شد و کل نوار مرزی از مقابل شبهجزیره فاو در خلیجفارس تا هندیجان درگیر بود. تنها شهری که سقوط نکرد، آبادان بود، ولی یک سال در محاصره ماند.
وی با اشاره به بمباران روزانه آبادان، گفت: ما هر روز شهید میدادیم و روزی نبود که شهید نداشته باشیم. عراق ١١١٧ بار شهر را بمباران هوایی کرد و مردم زیر بمباران و در محاصره بودند و روزشمار جنگ ادامه داشت.
فرمان امام و شکستن محاصره آبادان
سردار یازع با اشاره به فرمان امام خمینی(ره)، بیان کرد: بعد از فرار بنی صدر، امام فرمان داد تا حصر آبادان شکسته شود. این فرمان، مردم را خوشحال کرد، زیرا حرف امام هیچوقت روی زمین نمیماند. وقتی امام فرمان داد، همه آماده شدند. از زمان فرمان امام تا عملیات، حدود دو ماه طول کشید و همه آماده شدند.
وی افزود: فرمان امام برای مردم یک حجت بود. همه پدرها جمع شدند، سپاه، ارتش و نیروهای مردمی دستبهدست هم دادند و عملیات ثامنالائمه انجام شد. این عملیات از بزرگترین عملیات جمهوری اسلامی بود که به شکست محاصره آبادان منجر شد.
این رزمنده در ادامه با اشاره به ویژگیهای عملیات ثامنالائمه، اظهار کرد: خط، هدف و جایگاه ارتش، سپاه و نیروی هوایی مشخص بود. این عملیات برای مردم و ما شادیآور بود. تنها عملیاتی بود که مردم از پشت آن را میدیدند به طوری که انگار تماشاگر بودند. زمانی که عملیات درحال انجام بود مردم از پشتمان خانه خود عملیات را میدیدند.
وی افزود: وقتی از عراق اسیر میگرفتیم، مردم سر پل ایستگاه هفت و دوازده ایستاده بودند و اسرای عراقی را میدیدند. بعد از حدود یک سال، محاصره آبادان شکسته شد و بسیاری از مردم به شهر خود برگشتند. فاصله ما با کشور عراق از سمت اروند، سیصد متر بیشتر نبود.
تأخیر در عملیات عامل موفقیت آن شد
سردار یازع با اشاره به تأخیر در عملیات، گفت: قرار بود عملیات ساعت دوازده انجام شود، اما با تأخیری، ساعت یک و نیم اجرا شد. وقتی با اسرای عراقی صحبت کردیم، گفتند ما میدانستیم شما میخواهید حمله کنید، ولی وقتی دیدیم حمله نشد، رفتیم خوابیدیم. ساعت یک و نیم که عملیات شد، آنها فکر نمیکردند عملیات شود و غافلگیر شدند. این تأخیر باعث موفقیت عملیات و کاهش تلفات ما شد.
وی افزود: اگر ساعت ۱۲ عملیات انجام میشد، تلفات بیشتری میدادیم. ساعت یک و نیم که عملیات انجام شد، عراقیها غافلگیر شدند.
سردار یازع با اشاره به حضور خود در عملیات، گفت: من در گروهی بودم که چند نفر از آنها به شهادت رسیدند. عملیات ثامنالائمه از نظر زمانی خیلی سریع انجام شد. عملیاتهای بعدی یک هفته تا دو هفته طول میکشید، اما این عملیات در نصف روز تمام شد. در کمتر از ٢۴ ساعت از رودخانه کارون عبور کردیم و به سمت خرمشهر رفتیم. آبادان پاکسازی شد و این آغازی برای عملیاتهای بزرگتر مانند فتحالمبین و بیتالمقدس بود.
این رزمنده با اشاره به انتقال این دستاوردها به نسل امروز، بیان کرد: در جنگ دوازدهروزه، مردم از کف خیابانها حاضر بودند و اکنون در هر نقطه از ایران تجمع شبانه داریم. مردم پای کار هستند، از رئیسجمهور تا نیروهای نظامی و مردم عادی، همه در مقابل ابرقدرتها ایستادهاند.
وی افزود: آن موقع مرزهایمان درگیر بود و عقبه درگیر نبود، اما الان کل ایران درگیر است. دشمن فکر میکرد میتواند نظام ما را در چند روز جمع کند، اما اینجا ایران است. مردم ایران در برابر دشمن ید واحد هستند و اختلافات جزئی در مقابل دشمن معنا ندارد.
سردار یازع گفت: من همیشه به بچههایم میگویم به این افتخار کنید که در زمانی زندگی میکنید که رهبر خوبی دارید و در برابر دشمنی که تا دندان مسلح است، ایستادهاید.
عبدالحسن بنادری، رزمنده دفاع مقدس نیز در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی، اظهار کرد: در مقطع شروع جنگ در آبادان، عضو سپاه پاسداران بودم. جنگ در ٣۰ شهریور سال ۱۳۵۹ آغاز شد و طبیعتاً نقاط مرزی مثل آبادان، خرمشهر و قصرشیرین مستقیماً با دشمن درگیر شدند. مسئولیت من ابتدا فرماندهی یک منطقه مرزی در آبادان بود و قبل از شروع جنگ، به فرماندهی عملیات سپاه آبادان منصوب شدم.
وی افزود: در آن زمان، سپاه تشکیلاتی برای اداره جنگ نداشت. فرمانده عملیات در واقع یک نفر با تعدادی نیرو و سلاحهای ابتدایی بود و حتی بیسیم هم نداشتیم. ما یک نیروی نظامی به آن معنا برای جنگ نبودیم و در حد امنیت شهری و مقابله با خرابکاریها آماده بودیم، ولی چون در نقطه صفر مرزی بودیم، از همان بدو پیروزی انقلاب، مجموعه نیروهای ما آموزشهای خاص دیده بودند و آمادگی رزمی نسبی داشتند.
این رزمنده با اشاره به غافلگیری در آغاز جنگ، بیان کرد: نزدیک شهریور ماه واقعاً غافلگیر شدیم. علیرغم تحرکات مرزی، نیروهای قدیمی ارتش معتقد بودند جنگ قاعده بینالمللی دارد و اینگونه نیست که از یک کشور به کشور دیگر حمله شود. غافل از اینکه صدام کارگزار ابرقدرتها از جمله آمریکا بود. آن ابرقدرتها او را تحریک کرده و آمادگی ذهنی داده بودند که خوزستان را تصرف کند.
وی گفت: صدام ادعا میکرد که ظرف سه روز خوزستان را تصرف خواهد کرد. به اعتقاد من اگر عنایت خدا نبود و آن بسیج عمومی شکل نمیگرفت، شاید میتوانست این کار را انجام دهد. با توجه به عدم آمادگی ما، نبود ساختار نظامی و تجهیزات، در مقابل دشمنی که با حمایت ارتشهای بیگانه، ساختار نظامی بسیار قوی داشت و مانورهای متعدد انجام داده بود، واقعاً غافلگیر شدیم.
بنادری با اشاره به هدف دشمن، اظهار کرد: منابع اقتصادی حیاتی ایران، نفت و گاز در خوزستان است و دشمن ادعا کرد تهاجم اصلی خود را از خرمشهر در منطقه جنوب شروع میکند، زیرا معتقد بود اگر خوزستان را بگیرد، عملاً حکومت مرکزی ساقط میشود. تصرف آبادان و خرمشهر از نظر ژئوپلیتیک و استراتژیک و به لحاظ بزرگترین پالایشگاه نفتی و بزرگترین بندر تجاری ایران، برای دولت بعثی برد بزرگی محسوب میشد. لذا تلاش عمومی و غیرت مردم اجازه نداد این اتفاق بیافتد.
وی افزود: ما در دفاع از مرز خرمشهر، یک گردان از لشکر ٩٢ تحت عنوان گردان دژ داشتیم که عملاً غافلگیر شد و نتوانست عمل کند. تعدادی تانک چیفتن داشتیم که آمادگی رزم نداشتند و همان روز اول از مسیر مبارزه خارج شدند. بنابراین دشمن بعثی از مرز خشکی شلمچه، نیروهای زرهی و پیاده خود را وارد کرد و آبادان و خرمشهر را زیر بمباران هوایی، توپخانه، کاتیوشا و خمپاره قرار داد.
بنادری با اشاره به وضعیت مردم آبادان در آن زمان، بیان کرد: فاصله آبادان با دشمن بسیار کم بود و مردم آبادان غافلگیر شده بودند و از جنگ تعریفی نداشتند. فکر میکردند جنگ در چند روز با پیامی جنگ تمام میشود، غافل از اینکه این جنگ با هدف سقوط جمهوری اسلامی و تصرف شهرهای ایران تمام میشد.
وی در ادامه گفت: بعد از چند روز، فرمانداری آبادان تصمیم گرفت مردم را تخلیه کند، زیرا آمار تلفات بالا میرفت و ما پناهگاهی نداشتیم. به همین دلیل مسئولین شهری تصمیم گرفتند آبادان را تخلیه کنند و حدود ۵۰ هزار نفر شامل عشایر، روستاییان و مردم بومی برای دفاع از شهرشان ماندند. زن و مرد، گیر و جوان در صحنه حاضر بودند و با دشمنی که تا بن دندان مسلح بود، میجنگیدند.
فرمان امام و تأثیر آن بر مقاومت آبادان
رزمنده دفاع مقدس با اشاره به فرمان تاریخی امام خمینی(ره)، بیان کرد: امام(ره) فرمان داد که حصر آبادان باید شکسته شود. این فرمان صرفا یک فرمان نظامی نبود، بلکه یک فرمان رهبری الهی بود که در قلب همه رسوخ کرد و انگیزه بسیار قوی ایجاد کرد. این باعث شد حتی بعد از سقوط خرمشهر، آبادانیها و کسانی که در آبادان بودند، شهر را تخلیه نکنند و بمانند.
وی افزود: باورنکردنی است که در شهری که در بین دو رودخانه اروند و بهمنشیر محاصره شده، زنها، بچههای کوچک و پیرمردها بمانند و دفاع از شهر را ترجیح دهند. این همان فرمان امام بود که نقطه قوت ماندگاری مردم شد.
عملیات ذوالفقاری؛ ضربه کاری به دشمن
بنادری با اشاره به عملیات ذوالفقاری، بیان کرد: عموم نیروهای ما در نبرد ذوالفقاری که نقطه عطف تاریخ دفاع مقدس در مبارزه مردم آبادان است، حضور داشتند. وقتی دشمن از رودخانه کارون عبور کرد، جاده آبادان-اهواز و آبادان-ماهشهر را تصرف کرد و از دلتای بین این دو جاده به سمت روستای سادات در حاشیه بهمنشیر آمد، در هشتم آبان سال ۱۳۵۹ آبادان در محاصره کامل قرار گرفت.
وی افزود: علیرغم این محاصره، مردم آبادان چنان در موضع دفاعی خود ماندند که دشمن بعثی تا غروب آفتاب هشتم آبان ماه با شکست فجیعی مواجه شد. بعد از شروع جنگ، دشمن چنین شکستی را متحمل نشده بود. فرمانده اسیر عراقی بعداً گفت ما در شکست ذوالفقاری چنان ترسی در دل ارتش و فرماندهان عراق انداخت که هر بار صدام میگفت بروید آبادان را بگیرید، جرئت نداشتیم و با دلایل واهی از این تحرک اجتناب میکردیم.
این رزمنده با اشاره به تجهیزات مردم آبادان در آن زمان، گفت: در ذوالفقاری، نیروهای بومی بسیجی و پاسدار مسلح به سلاحهای قدیمی جنگ جهانی دوم مانند برنو و M۱ بودند. مردم با این سلاحها با گردان کماندویی دشمن که از رودخانه بهمنشیر عبور کرده بود و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره از مقابل آبادان را هدف قرار میداد، جنگیدند. پالایشگاه در حال سوختن بود و مخازن نفت و گازوئیل در حال انفجار بود، اما مردم با غیرت و شهامت ماندند. این تبلور ایرانیت و حضور ملتی برای دفاع از سرزمینش بود.
بنادری با اشاره به شکست دشمن در ذوالفقاری، اظهار کرد: دشمن در هشتم آبان ۱۳۵۹ شکست خورد و به عقبنشینی مجبور شد. فرمانده عراقی در اعترافاتش گفت بعد از پیروزی خرمشهر و غنائم آن، آماده بودیم تا آبادان را غارت کنیم، ولی این ضربه کاری باعث شد تا جرئت نکنیم وارد آبادان شویم. نهایتاً در پنجم مهرماه سال ۱۳۶۰، بعد از فرمان گهربار امام که فرمود حصر آبادان باید شکسته شود، این محاصره شکسته شد.
وی افزود: بعد از رفتن بنیصدر و آمدن شهید رجایی، وفاق بین ارتش و سپاه ایجاد شد و عملیات ثامنالائمه با حضور فرماندهانی مانند شهید مهدی باکری، حمید باکری، سردار قربانی، سردار اسدی، شهید احمد کاظمی و شیخ حسین خرازی انجام شد. آبادان تبدیل به مرکز وفاق و وحدت همه اقوام ایرانی شد و عملیات ثامنالائمه که به فتحالفتوح معروف است، انجام شد.
آزادسازی آبادان؛ آغاز خودباوری برای عملیاتهای بعدی
رزمنده دفاع مقدس با اشاره به دستاوردهای آزادسازی آبادان، بیان کرد: بعد از عملیات ثامنالائمه، خودباوری در ما ایجاد شد و عملیات طریقالقدس، فتحالمبین و آزادسازی خرمشهر را رقم زدیم. آزادسازی آبادان این خودباوری را به ما القا کرد که میتوانیم دشمن را شکست دهیم و پشت سر هم دشمن با شکستهای مکرر مواجه شد.
بنادری با اشاره به حضور رهبر شهید در منطقه، اظهار کرد: یادی کنیم از رهبر شهیدمان که در زمان محاصره به عنوان قوت قلبی و فرماندهی به منطقه آمدند. علیرغم محاصره شهر، ایشان آمدند و با ما و شهید جهانآرا ملاقات کردند. به ایشان گفتند منطقه زیر بمباران است، اما ایشان فرمودند من قرار است برگردم و به امام نتیجه کار را بدهم و برای همین آمدم. ایشان تا خط مقدم رفتند و سنگر به سنگر بازدید کردند و با بچههای بسیجی ملاقات کردند. این ولایتمداری ایشان درس بزرگی برای همه ما بود.
مقاومت امروز تبلور مقاومت هشت سال دفاع مقدس است
بنادری با اشاره به مقاومت مردم در جنگ امروز، گفت: احساس من این است که مقاومت امروز، تبلور مقاومت هشت سال دفاع مقدس است. ما همان مردمی هستیم که آن روز مقاومت کردیم و امروز نیز در مقاومت حاضریم. این تبلور همان قابلیتها و توانمندیهایی است که به دستور رهبر شهیدمان از نظر نظامی ارتقا پیدا کردیم. همان آدمهایی که یک روزی فشنگ و سیم خاردار نداشتند، امروز به یک قدرت بزرگ نظامی در دنیا تبدیل شدهاند. انشاءالله با حضور این مردم، با حضور رهبرمان، فرزند شایسته امام شهید، و مسئولین عالیرتبه کشور، قطعاً به اذن خدا پیروزیم و کوزه استکبار به خاک خواهد رسید.
به گزارش ایسنا، شکست حصر آبادان، نشاندهنده نتیجه مقاومت و مبارزه در مقابل ابرقدرتهای استکباری جهان است. این روایتها به ما آموختند که با ایمان به خداوند، فرمانبری از مقام معظم رهبری و با ایستادگی و مقاومت در برابر استکبار جهانی، میتوان در نبردهای سرنوشتساز معجزهها خلق کرد.
همانگونه که رزمندگان در آن روزهای سخت، با دستانی خالی اما دلهایی سرشار از ایمان، در برابر دشمنی تا بن دندان مسلح ایستادند و پیروز شدند، امروز نیز این ملت با همان روحیه و همان ایمان، در برابر هر تهدیدی خواهد ایستاد و سرافراز بیرون خواهد آمد.
انتهای پیام
