یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ | ۰۹:۲۱
روایت اسکویی از رقابت سخت اسکار تا ضعف در مستندسازی

روایت اسکویی از رقابت سخت اسکار تا ضعف در مستندسازی

مهرداد اسکویی که این روزها فعالیت جدی برای معرفی فیلم «روباه و ماه صورتی» به اعضای آکادمی اسکار دارد، با توضیح درباره کارهای جدیدش، از وضعیت مستندسازی در ایران و توجه به آن در مقایسه با مستندسازی روز دنیا صحبت کرد.

این عکاس و مستندساز که چند هفته‌ای است پس از تجربه‌ای تلخ در مسیر رسیدن به جشنواره داکیوفست، به ایران سفر کرده، این روزها در تهران و برخی شهرهای دیگر مشغول نمایش فیلمش یا رونمایی از کتاب‌های جدیدش است.

اسکویی در این مدت دو کتاب  «سفرنامه‌های مصور مظفرالدین‌شاه؛ سفر کنترکس‌ویل فرانسه» و «غیاب شاعرانه» و نیز دو دقیقه از فیلم در دست تولیدش را، با نام «هنوز خیره به خورشید» رونمایی کرد؛ فیلمی که از نظر ساختاری شبیه «روباه و ماه صورتی» است و طبق برنامه‌ریزی تیم تهیه و تولیدش باید تا دو سال دیگر آماده شود.

او که به زودی به عنوان رئیس هیأت داوران جشنواره فیلم مستند بارسلونا باید به اسپانیا سفر کند، در گفت‌وگویی با ایسنا جزئیاتی را از کتاب‌هایش، فیلم‌هایی که در دست تولید دارد و آخرین وضعیت «روباه و ماه صورتی»  با کارگردانی مشترک ثریا اخلاقی در مسیر اسکار ارائه کرد.

امیداوری برای راهیابی «روباه و ماه صورتی» به فهرست ۵ فیلم نهایی اسکار

مهرداد اسکویی درباره فیلم «روباه و ماه صورتی» که پس از دریافت جایزه اصلی جشنواره ایدفا حائز شرایط رقابت در اسکار شد و او آن را به عنوان فیلمی از ایران معرفی می‌کند، بیان کرد: در حال حاضر همراه با ثریا اخلاقی (کارگردان مشترک) و سیاوش جمالی (تهیه‌کننده مشترک فیلم) و نیز همکاران خارجی در کمپین اسکار فیلم کار می‌کنیم. چندین جلسه و فعالیت در این مسیر انجام شده و یک تیم درگیر آن است. من اصلا تصور چنین مسیر سختی را در اسکار نداشتم و با وجود آنکه هیچ مستندی در سال ۲۰۲۶ به اندازه «روباه و ماه صورتی» جایزه نگرفته (۳۶ جایزه در ۶۵ حضور جشنواره‌ای)، اما رقبایی جدی داریم که موضوع برخی از آن‌ها حول جنگ غزه است.

او افزود: رسیدن به اعضای آکادمی و معرفی فیلم به آن‌ها، به منابع مالی و تبلیغاتی قابل توجهی نیاز است. در میان فیلم‌هایی که امسال در این مسیر قرار دارند، فیلم‌های دیگری هم هستند که از حمایت‌های مالی و ارتباطات گسترده‌ای برخوردارند. در این مسیر امیدواریم «روباه و ماه صورتی» در جمع ۱۵ فیلم قرار بگیرد و بعد بتواند به پنج فیلم نهایی رقابت در اسکار برسد، اما از مرحله بعد، رقابت بسیار پیچیده‌تر می‌شود.  این فیلم در حال حاضر به عنوان نماینده ایران در این مسیر فعالیت می‌کند و ما تلاش می‌کنیم هر کاری که برای معرفی آن لازم است انجام دهیم.

سومین کاراکتر سه گانه جدید در دست بررسی است

او درباره پروژه‌های جدیدش نیز گفت: من معمولا فیلم‌هایم را به شکل گروه‌ها و مجموعه‌های چندگانه طراحی می‌کنم. بعد از مجموعه چهارگانه‌ای که در کانون اصلاح و تربیت ساختیم و مجموعه‌ شش گانه «نصرت کریمی؛ هنرمند بودن در ایران» با کارگردانی مشترک بابک کریمی و روحی انصاری، سه‌گانه جدیدی را هم آغاز کرده‌ام که ساختار هر کدامشان شبیه یک سفر ادیسه‌وار است. در این سه‌گانه، کاراکترها یک رویای بزرگ دارند و در حال انجام یک سفر هستند. «ثریا» در «روباه و ماه صورتی» برای رسیدن به مادرش سفر می‌کند، «اسماعیل» در «هنوز خیره به خورشید» رویای سفر به کوه دماوند و اورست را دارد و سومین کاراکتر نیز دختری‌ است که رویای بزرگی در سر دارد.

وی بیان کرد که حدود دو هفته است کار روی فیلم سوم را آغاز کرده‌ایم و شخصیت در حال بررسی است تا ببینم سوژه، ظرفیت ادامه پروژه را دارد یا نه.

ماجرای «سفرنامه‌های مصور مظفرالدین‌شاه»؛ از ایرج افشار تا «کنترکسویل»

اسکویی درباره کتاب «سفرنامه‌های مصور مظفرالدین‌شاه؛ سفر کنترکس‌ویل فرانسه» که به تازگی توسط نشر دانیار در تهران رونمایی شده و باهمکاری علیرضا بهارلو پژوهش شده، با اشاره به علایقش درباره پژوهش در زمینه تاریخ بصری ایران توضیح داد: یکی از رویاهای من بود که حدود ۱۷ سال پیش شکل گرفت. پیش از سال ۱۳۸۸ یک بار که استادم ایرج افشار مرا به خانه‌اش دعوت کرده بود، تعداد زیادی آلبوم از عکس هایی که خودش گرفته بود را نشانم داد. او به من پیشنهاد کرد به جای اینکه فقط عکاسی و فیلمسازی مستند انجام بدهم، کارت‌پستال‌های تصویری، عکس‌های تاریخی و نامه‌های مردمی و تجارتخانه ها را جمع‌آوری و روی آن‌ها پژوهش کنم چون معتقد بود در این تصاویر و نامه‌ها بخش مهمی از تاریخ ایران پنهان مانده است. بنابراین از همان زمان سه مسیر برای من شکل گرفت؛ عکاسی، فیلمسازی مستند و پژوهشِ تاریخ عکاسی. برای این کار از تعدادی دانشجوی نخبه رشته‌های مختلف، از تاریخ و باستان‌شناسی تا علوم اجتماعی و عکاسی، دعوت کردم و با هم شروع به پژوهش کردیم.

ضعف مستندسازی ایران از نگاه مهرداد اسکویی



او افزود: من یک فیلمساز و عکاسم که به سمت پژوهش تاریخ رفته‌ام، اما پژوهشم بیشتر پژوهش بصری تاریخ است. ای کاش مرکز میراث تصویری بتواند حتا به قدری اندک، جای خالی اطلاعات تصویری تاریخ ایران ما را پر کند تا وقتی درباره بنایی در کارت‌پستال‌های تاریخی کار می‌کنیم، فقط اطلاعاتی مثل نوع معماری و طول و عرض بنا یا نوع کاشی‌ها نوشته نشود بلکه خوب است روایت هم شکل بگیرد. برای من یک عکس به اندازه یک فیلم، قصه در خود دارد.

وی با بیان اینکه در این سال‌ها بیش از ده کتاب پژوهشی با همکاری همکارانش منتشر کرده‌ و تمرکزش بیشتر روی ایران و جهان اسلام بوده، ادامه داد: در سفرهایم، در کتابفروشی‌ها، موزه‌ها، بازارهای دست‌دوم و مجموعه‌های شخصی، دائماً دنبال عکس و کارت‌پستال تاریخی می‌گردم.  در تاریخ تصویری، به موضوعاتی علاقه دارم که در تاریخ رسمی کمتر دیده شده‌اند؛ زنان، کودکان، کارگران، برده‌ها و آدم‌های عادی، به همین دلیل سراغ «میکروهیستوری» یا «تاریخ خرد» رفتم. با همکاری سمیه امیری کتابی درباره کودکان دوره قاجار منتشر کردم و اکنون با همکاری دکتر محمد غفوری کتابی درباره کودکان دوره پهلوی اول در دست انتشار است. در این پروژه عکس‌هایی را جمع‌آوری کرده‌ و تلاش کرده‌ایم نشان بدهیم تصویر کودکی در دوره قاجار و پهلوی اول چگونه بوده است. برای مثال، در بسیاری از این عکس‌ها، کودک و کودکی اش را نمی‌بینیم؛ او در لباس و ژست یک آدم بزرگ ظاهر شده است. انگار مفهوم کودکی به معنای امروزی وجود نداشته و کودک از همان ابتدا با ظاهر و نقش یک فرد بزرگسال به تصویر کشیده شده است.

ضعف مستندسازی ایران از نگاه مهرداد اسکویی



این مستندساز اضافه کرد: «در مورد مظفرالدین‌شاه، برخلاف ناصرالدین‌شاه، منابع تصویری و پژوهش‌های زیادی وجود ندارد. ده‌ها کتاب درباره ناصرالدین‌شاه، نقاشی‌ها، یادداشتهاو سفرنامه‌ها و مضامین متنوعی از دوران حکومت او نوشته شده، اما مظفرالدین‌شاه تا حد زیادی در پژوهش تاریخی و تصویری مغفول مانده است. همین موضوع برای من و دکتر علیرضا بهارلو جذاب بود.  حدود سال ۱۳۹۰ در شهر کوچک کنترکسویل در فرانسه، کارت‌پستال‌هایی پیدا کردم که تصویر مظفرالدین‌شاه روی آن‌ها بود. در یکی از آن‌ها شاه ایران در حال نوشیدن آب و در دیگری در حال شکار کبوتر دیده می‌شد. بعد متوجه شدم این شهر همان محلی است که مظفرالدین‌شاه برای درمان سه بار در زمان های مختلف به آن سفر کرده بود.  این شهر در آن دوره به دلیل داشتن آب معدنی و امکانات درمانی، محل رفت‌وآمد افراد مشهور و رجال بود. عکاسی به نام «پرنو» در آنجا فعالیت می‌کرد و از مسافران و اقامتگاه‌ها عکس می‌گرفت و کارت‌پستال منتشر می‌کرد. بخش قابل توجهی از کارت‌پستال‌های مظفرالدین‌شاه در این شهر توسط همین عکاس به جا مانده است. ده‌ها کارت‌پستال از سفر مظفرالدین‌شاه به این شهر پیدا کردم و بعد سراغ مجلات، عکس‌ها و اسناد دیگر رفتم. عکس‌هایی پیدا کردم که او را در موقعیت‌های مختلف، از جمله در حال بازی و حضور در تئاتر نشان می‌دادند.

وقتی چهار سال پیش با علیرضا بهارلو (دیگر مؤلف کتاب) آشنا شدم، کارت‌پستال‌ها را به او نشان دادم و پیشنهاد شد آن‌ها را در کنار سفرنامه و اسناد مربوط به سفر مظفرالدین‌شاه بررسی کنیم. بعد از مدتی جلسه‌ای با شهردار آن شهر برگزار کردیم و تعدادی از تصاویر را نشان دادیم. آن‌ها خودشان هم برخی از این تصاویر را ندیده بودند و بعد از آن دعوت کردند به شهر سفر کنم. در آنجا تمام مکان‌هایی را که در کارت‌پستال‌های تاریخی دیده بودم، دوباره عکاسی کردم. اتاقی که مظفرالدین‌شاه در آن اقامت داشت هنوز تقریباً به همان شکل باقی مانده است. محل غذا خوردن، راه‌پله‌ها، هتل، آبخوری و بسیاری از فضاهای مرتبط با سفر او را پیدا کردم. حتی خیابانی که به نام شاه نامگذاری شده بود، هنوز وجود داشت. زمانی که عکس‌ها و کتابی حدود ۳۸۰ صفحه‌ای را به شهردار و مسئولان فرهنگی شهر نشان دادیم، آن‌ها گفتند این بخش از تاریخ شهرشان کمتر شناخته شده و به دلیل این پژوهش درباره ارتباط تاریخی و فرهنگی ایران و فرانسه، مدال ونشان شهر به ما اهدا شد.  این کتاب جلد اول یک مجموعه پنج جلدی است. جلد دوم درباره سفرنامه مصور مظفرالدین‌شاه به پاریس، جلد سوم درباره سفر او به عثمانی و روسیه و جلد چهارم درباره سفر او به اروپا خواهد بود. جلد پنجم هم درباره تدارک مظفرالدین‌شاه برای سفرهایش به فرنگ خواهد بود.»

روایتی از جنسیت و خشونت و صدای آدم‌های دیده نشده در تاریخ

اسکویی گفت: کتاب دیگری که به‌زودی منتشر می‌شود، درباره جنسیت و خشونت در اواخر قرن نوزدهم است. این کتاب بر اساس اسناد پلیس شکل گرفته و با همکاری معصومه آقاجان‌پور نشلی روی آن کار کرده‌ایم. در این اسناد، پلیس با مردانی که زنان خود را به قتل رسانده‌اند گفت‌وگو کرده است. یکی از موارد درباره زنی است که تازه زایمان کرده بود و شوهرش پس از امتناع او از رابطه، با وسیله‌ای به سرش ضربه زد و او را کشته، کدخدا و اهالی روستا مرگ زن را به بیماری پس از زایمان نسبت داده بودند، اما اسناد پلیس روایت دیگری ارائه می‌کنند. برای من مهم است که از طریق این اسناد صدای آدم‌هایی را که در تاریخ رسمی دیده نمی‌شوند، دوباره به گوش ها برسانیم.

وی با اشاره به دیگر کتابی که در این مدت پیرامون فیلم های او منتشر شده، بیان کرد: یکی از اتفاق‌های مهم برای من این است که روی فیلم‌هایم کار پژوهشی انجام شده و خانم ستاره پیرخدری که فیلم‌نامه نویس و فارغ‌التحصیل دانشگاه سوربن است، پس از چهار سال پژوهش، کتابی را درباره سه فیلم «روزهای بی‌تقویم»، «آخرین روزهای زمستان» و «رویاهای دم صبح» نوشت. برای من اهمیت آن در این است که یک تک‌نگاری عمیق درباره چند فیلم شکل گرفته و فیلم‌ها از زاویه‌ای تحلیل شده‌اند که حتی خودم را وادار می‌کند دوباره آن‌ها را ببینم و درباره آن‌ها و فیلم‌های بعدی‌ام عمیق‌تر فکر کنم.

«غیاب شاعرانه» و گرفتن قدرت از گارگردان

به گفته وی بحث اصلی این پژوهش، مفهوم «غیاب شاعرانه» در فیلم‌های اسکویی است؛ اینکه چگونه با کم‌کردن حضور خودش و تیمش، به کاراکترها اجازه می‌دهد جهان خودشان را بسازند. در این زمینه اسکویی توضیح داد: این شیوه‌ای بود که من و همکارانم در کارمان به آن رسیدیم؛ اینکه به تدریج قدرت کارگردانی را به شخصیت‌ها دادیم. در «رویاهای دم صبح» به دختران اجازه دادم دوربین و میکروفون را ببینند، با آن‌ها بازی کنند و حتی ادای من کارگردان را دربیاورند. این شیوه به آن‌ها امکان می‌داد در فرآیند فیلمسازی شریک شوند. امروز در جهان، بحث دادن قدرت کارگردانی به کاراکترهایم، بخصوص به زنان و جوانانی که آسیب دیده‌اند یا کسانی که صدایشان شنیده نمی‌شود، جدی‌تر شده است. آن‌ها می‌توانند وارد یک فیلمسازی تعاملی شوند و بخشی از قدرت کارگردان را در اختیار بگیرند.

ضعف مستند ایران و نیاز به تعریف فرم‌های جدید روایی 

او در ادامه پس از اشاره به شیوه‌های مستندسازی و نگاهی که در دنیا تغییر کرده، درباره مستندسازی در ایران گفت: به نظرم سینمای مستند ایران نیازمند تعریف استفاده از فرم‌های جدید روایی است. من هم در این زمینه نیازمند تجربه‌های جدید و متفاوت هستم. فیلم‌های مستندی که چندین پلان می‌گیرد و به شکلی سنتی آن‌ها را کنار هم قرار می‌دهد تا یک محتوا بسازد، دیگر در جهان امروز به همان شکل گذشته کار نمی‌کند.  

 اسکویی تاکید کرد: ما باید به ضعف روایی و ساخاری درسینمای مستند خودمان و استفاده از شیوه‌های جدید روایت در فیلمسازی توجه کنیم.

فرهنگ نباید تعطیل شود

این مستندساز در بخش پایانی گفت‌وگوی خود با اشاره به حال و احوالی که پس از حضور در کشور و ماه‌ها بعد از جنگ ۴۰ روزه در میان مردم مشاهده کرده، گفت: با وجود شرایط اقتصادی دشوار، معتقدم فرهنگ نباید تعطیل شود. تولید کتاب و حفظ اسناد تصویری تاریخ ایران هزینه دارد، اما اگر این کارها انجام نشود، بخش‌هایی از تاریخ تصویری ما برای همیشه مغفول مانده و از بین می‌رود. تیم پژوهشی ما ممکن است یک کتاب منتشر کند که هنوز بخش‌هایی از آن ناقص باشد و پژوهشگران دیگری بعدها آن بخش‌ها را تکمیل کنند. مهم این است که کار آغاز شود و مواد اولیه برای پژوهش‌های بعدی دیگران آماده شود.

اسکویی افزود: من از ۵۰ سالگی به بعد احساس کردم باید بیشتر از قبل روی پروژه‌هایی که برایم اهمیت دارند تمرکز کنم. حدود ۲۰ سال تدریس کرده‌ام و حالا ترجیح می‌دهم بخش زیادی از انرژی‌ و توان و تمرکزم را صرف فیلمسازی، عکاسی، پژوهش و انتشار کتاب کنم. نمی‌دانم چند سال دیگر فرصت زندگی و کار دارم، اما می‌دانم که به همراه همکاران خلاق و تلاشگرم می‌خواهیم تا جایی که می‌توانیم تعدادی فیلم مستند و چند کتاب عکاسی و پژوهشی دیگر درباره تاریخ این سرزمین کهن تولید و منتشر کرده و به مردم عزیز ایران تقدیم کنیم.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری