عباس عطاری در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: تجهیزات عراق در اواخر جنگ نسبت به ابتدای جنگ ۵ برابر شده بود. اما ما در مقابل آنها ایستادگی کردیم. امام(ره) فرموده بود اگر این جنگ حتی ۲۰ سال طول بکشد ما ایستادهایم. این جمله امام(ره) حرف اول و آخر ما بود.
وی خاطرنشان کرد: من وقتی به جبهه رفتم دانشجو بودم. اما تقریباً بیخیال درس و دانشگاه شده بودم. همه بچهها با تمام قوا ایستادگی کردند، نه ذرهای نگرانی داشتیم، نه ذرهای ناامیدی به دل راه میدادیم. ما آن ایام حتی فشنگ هم نداشتیم. یک روز سر پست بودم، دیدم یکی از نیروهایم که اهل لرستان بود، با خودش چوب دستی آورده است. به او گفتم چرا اسلحهات را نیاوردهای؟ گفت اسلحهای که فشنگ ندارد به چه دردم میخورد؟ حداقل اگر دشمن را دیدم این چوب دستی را بالای سرم میچرخانم، اما با اسلحه خالی که نمیشود کاری کرد. اینها در شرایطی بود که دشمن برای ما چهارلول میزد، یعنی چهارلولی را که باید برای هواپیما میزدند، به خاکریزهای ما میزدند. با همه این تفاوتها در تجهیزات، ما ایستادگی کردیم. اصل اول در جنگیدن این است که نباید کم بیاوریم.
این رزمنده تاکید کرد: الان هم در شرایط جنگی قرار داریم، باید ایستاد و ذرهای کوتاه نیامد. از منظر تجهیزات، الان اصلاً با شرایط دوران دفاعس مقدس قابل مقایسه نیست. الان ما همه چیز داریم و مردم هم اتحاد دارند، قطعاً ما پیروز خواهیم شد.
عطاری تصریح کرد: در عملیات کربلای ۴، بچههای ما علاوه بر ایستادگی تبعیت داشتند. تبعیت از رهبری مهمترین قاعده جنگ بود. در زمان جنگ یک قاعده کلی وجود داشت و آن هم این بود که اطاعت از فرماندهی مانند اطاعت از امام واجب بود. یعنی اگر فرمانده میگفت از یک پرتگاه باید بپرید، همه میپریدیم، حتی اگر جانمان را از دست میدادیم. این تبعیت در عملیات کربلای ۴ به اوج خود رسیده بود.
این رزمنده افزود: خانواده ما از ابتدا مبارزات انقلابی داشتند و از اولین مبارزان قزوین بودند. ما برادرها و خواهرانم، همه انقلابی و مبارز بودیم. یکی از برادران من در سال ۶۱ شهید شد. اولین اعزام من به جبهه هم سال ۶۲ بود. آن زمان دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بودم، اما رشتهام را دوست نداشتم و مسیر دانشگاه هم برایم دور و سخت بود، بنابراین انصراف دادم. در سال ۶۵ مجدد در کنکور شرکت کردم و در رشته مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم. ما در آن ایام با نگاه اعتقادی جلو میرفتیم. من لباس دانشجوییام را هم لباس رزم میدیدم. من به جبهه میرفتم و میآمدم، گاهی هم در کلاسهای دانشگاه شرکت میکردم. برخی از واحدهایم را در دوران جنگ پاس کردم، اما بعد از اینکه جنگ تمام شد به صورت قرص و محکم پای درسم نشستم. خیلی سخت بود که پس از گذراندن آن دوران دوباره سفت و سخت به کلاسهای درس بازگردم، اما با هر سختی که بود درسم را به اتمام رساندم. در جمع ما تعداد زیادی دانشجو بودند. تحصیلکردههای درجه یک داشتیم، طلبههای فاضل داشتیم. سید باقر علمی یکی از همان طلبهها بود.
در همه جنایتها پای آمریکا در میان است
عطاری اظهار کرد: آمریکا در ماجرای مکفارلین به دنبال باج دادن بود، اما امام(ره) اصلاً مک فارلین را به حضور نپذیرفت و حتی اجازه نداد او از هواپیما پیاده شود. رسانهای شدن این ماجرا برای آمریکا خیلی سنگین تمام شد، و همان جا گفت من این را تلافی میکنم. آمریکا همیشه از رژیم بعث حمایت میکرد، اما حمایتهایش معمولاً به نحوی بود که طبق قوانین بینالمللی تا حدودی آنها را توجیه میکردند، اما در ماجرای کربلای ۴ اطلاعات دقیقی را از طریق ماهواره از نیروهای ایرانی به رژیم بعث دادند. اطلاعاتی که آنها به دشمن دادند، در شکست عملیات ما بسیار موثر بود. خیلی از بچههای ما در این عملیات شهید شدند، دلیلش هم این بود که دشمن با تمام امکاناتش و با توجه به اطلاعات دقیقی که آمریکا به او داده بود، منتظر ما بود. اگر در طول جنگ ایران و عراق، آمریکا ۶۰ تا۷۰ درصد مقصر بود، در عملیات کربلای ۴ بدون شک ۱۰۰ درصد مقصر بود.
وی عنوان کرد: نسل امروز دو دسته کاملاً متفاوت هستند، در آن زمان فاصله بین نسلها اینقدر زیاد نبود. متاسفانه امروز به خاطر دسترسی آزاد به فضای مجازی، باورها و اعتقادات برخیها به فنا رفته است. گویا دیگر حب و بغضها هیچ مبنایی ندارند. برای مثال برخیها نسبت به دشمن هیچ بغضی ندارند. این یک طیف هستند، طیف دوم هم در جبهه انقلاب قرار دارند، این طیف هم الحمدلله کم نیستند. اما کلونیهای آنها مخفی است و عمدتاً در محافل بسته و مساجد هستند و صرفاً در بزنگاهها بیرون میآیند. این طیف کم نیستند، اما متاسفانه دیده نمیشوند. این جریان هم باید مراقب باشند تحت تاثیر وسوسههای دشمن قرار نگیرند. شما وقتی وارد فضایی مانند اینستاگرام میشوید، بدون اینکه خودتان تمایل داشته باشید، میبینید که یک پیام منفی و در راستای اهداف دشمن برای شما میآید. جوانها باید به صورت مرتب با افراد مطلعی مرتبط باشند تا بتوانند برای شبههها و سوالات ذهنی شان پاسخ پیدا کنند، چرا که فضای مجازی معمولاً سوالات بیپاسخ در ذهن جوانان میاندازد، جوانها باید دائماً با افراد آگاه و مطلع در ارتباط باشند تا پاسخ سوالاتشان را بگیرند.
خدای امروز همان خدای ایام دفاع مقدس است
این رزمنده بیان کرد: خدای امروز همان خدای ایام ۸ ساله دفاع مقدس است. ما در ایام جنگ معجزات زیادی دیدیم. برای مثال ماشین نیروهای ما درست در وسط منطقه دشمن بنزین تمام کرده بود و ۴ نفر از افرادی که اکنون جزو سران نظامی ما هستند، در شرایطی قرار گرفتند که ممکن بود اسیر شوند. اینها از ماشین پیاده شدند، نماز حاجت خواندند و وقتی مجدد پشت فرمان نشستند، دیدند ماشین روشن شد، همین که به مقصد رسیدند ماشین خاموش شد. این اگر معجزه نیست، چیست؟ در جای دیگری، یکی از رزمندهها که سن و سال کمی داشت، با یک سنگ که شبیه کلت بود، ۵ تا اسیر گردنکلفت گرفته بود. وقتی به جبهه خودی رسیده و میخواست کلت را تحویل اسلحهخانه بدهد، بچهها دیدند این کلت نیست، یک تکه سنگ است. از این قبیل معجزات در دوران ۸ سال دفاع مقدس زیاد داشتیم.
عطاری خاطرنشان کرد: در یکی از عملیاتها بچهها دو تا اسیر عراقی گرفته بودند. اسرا اصرار کرده بودند که ما حتماً باید فرمانده شما را ببینیم. به آنها گفته بودند نمیشود، اما اسرا گریه و زاری کرده بودند که ما حتماً باید فرمانده شما را ببینیم. این اسرا را نزد فرمانده آورده بودند. اسرا گفته بودند نه این فرمانده شما نیست، آن کسی که سوار اسب بود و با شمشیر شما را هدایت میکرد فرمانده شماست. ما چنین حمایتهای غیبی داشتیم. امروز هم معجزات زیادی میبینیم. اینکه ماجرای طبس مجدداً در اصفهان تکرار شد، اینکه آمریکا با قدرت جلو آمد و فکر میکرد طی یکی دو هفته میتواند جنگ را تمام کند، اما نتوانست کاری از پیش ببرد و خودش در باتلاق گیر افتاد، اینها همه معجزات الهی هستند. مردم یقین داشته باشند که پیروزی با ماست و به هیچ عنوان ذرهای تردید نداشته باشند.
حضور مردم در خیابانها، مقدمه بعثت است
این رزمنده تاکید کرد: امام شهید ما به درستی اشاره کرده و فرمودند مردم مبعوث خواهند شد. بنده اعتقاد دارم چیزی که تاکنون اتفاق افتاده، بعثت نیست، بلکه مقدمه بعثت است. بعثت ماموریت دارد و همراه با یک حادثه است. بعثت در پیش است. مردم در حال تمرین ایستادگی، تمرین خسته نشدن، تمرین با هم بودن و شناخت یکدیگر هستند. هر کدام از ما در محلهای که هستیم شاید حتی نمیدانستیم همسایه ما هم اینقدر مواضع انقلابی دارد، اما این شبها همدیگر را بهتر شناختیم. برخی خانمها را در این شبها میبینیم که شاید حجابشان زیاد مناسب نباشد، اما وقتی به میدان میآیند و حرف میزنند، مواضع اصولی و انقلابی دارند. ما در این شبها همدیگر را پیدا کردهایم. ما روزگار سخت اما قابل عبوری را در پیش داریم. مردم باید همچنان پای کار انقلاب بایستند و خسته نشوند. در طول تاریخ اسلام چنین چیزی وجود نداشته است که برای کار سادهای مثل پرچمگردانی در میادین، این حجم از ثواب برای مردم در نظر گرفته شده باشد. ثواب این پرچم تکان دادنها، شاید کمتر از ثواب رزمندگان اسلام نباشد. هر شرایط سختی هم در آینده پیش بیاید، مردم باید پای کار نظام باشند و ذرهای عقبنشینی نکنند.
وی تصریح کرد: غیبت امام حاضر حکمتی دارد. ما باید به مرحلهای برسیم که نشان بدهیم این قابلیت را داریم که امام را از غیبت در بیاوریم. اگر این را نشان بدهیم، خدا انشاءالله به ما جایزه ظهور را خواهد داد.
وی اظهار کرد: از سوی دیگر، مردم عزیز ما باید قدر بازماندگان جنگ را بدانند. در همه دنیا همین طور است که قدر کهنهسربازان را میدانند. برخی از این کهنهسربازان سختیها و جراحاتی کشیدهاند که بهواسطه همین سختیها مستجابالدعوه شدهاند. اینها سالهاست با دردهای جسمی و روحی زندگی میکنند. آدم درد کشیده مستجابالدعوه میشود. باید قدر این آدمهای زجرکشیده را دانست و از آنها حمایت معنوی کرد.
عطاری عنوان کرد: قبل از ظهور امام زمان(عج) ثواب کردن خیلی راحت است. در اطرافمان فقرای زیادی را داریم، میتوان به آنها دستی رساند و گرفتاریهای آنان را رفع کرد. اما وقتی امام زمان(عج) ظهور کند، آن زمان دیگر ثواب کردن سخت است و شما اگر بخواهید به فقیری کمک کنید، به این راحتی نمیتوانید کسی را پیدا کنید. بنابراین باید این لحظات را قدر بدانیم و از گنجینههای موجود استفاده کنیم. باید کتابهای جبهه و جنگ را بخوانیم و روایتها را بشنویم و برای نسل جدید تعریف کنیم تا ایستادگی و مقاومت در جامعه تقویت شود.
انتهای پیام
