سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ | ۰۹:۳۲
منبع: نمایندگی آذربایجان شرقی
شمس تبریزی؛ عارفی که هنوز در سایه‌روشن تاریخ قدم می‌زند

شمس تبریزی؛ عارفی که هنوز در سایه‌روشن تاریخ قدم می‌زند

آذربایجان شرقی (ایسنا) - هشت قرن پس از روزگاری که شمس تبریزی در جست‌وجوی حقیقت قدم در راه نهاد، نام او همچنان در میان روایت‌های عرفانی و تاریخی ایران زنده است؛ عارفی که گذر زمان نتوانسته همه ابعاد شخصیت و اندیشه‌اش را آشکار کند و هر بار بازخوانی زندگی او، دریچه‌ای تازه به جهان پررمز و راز عرفان می‌گشاید.

شمس تبریزی از آن چهره‌هایی در تاریخ فرهنگ و عرفان ایران است که گذر قرن‌ها نه‌تنها از رمز و راز پیرامون او نکاسته، بلکه همچنان پرسش‌های بسیاری درباره زندگی، اندیشه، سلوک و سرنوشتش باقی گذاشته است. عارفی که نامش بیش از هر چیز با مولانا گره خورده، اما شخصیت او فراتر از یک «استاد» یا «مرشد» برای مولاناست؛ شمس در تاریخ عرفان ایرانی چهره‌ای متفاوت و گریزان از چارچوب‌های شناخته‌شده بود که بخش مهمی از شناخت امروز ما از او، از نوشته‌ها و روایت‌های برجای‌مانده درباره‌اش به دست آمده است.

شمس‌الدین محمد تبریزی در سده هفتم هجری می‌زیست و سال‌های بسیاری را در سفر و جست‌وجوی حقیقت گذراند تا سرانجام دیدار او با مولانا در قونیه، نقطه عطفی در زندگی هر دو شد. این دیدار تنها رابطه دو عارف را شکل نداد، بلکه زمینه‌ساز دگرگونی عمیق در مسیر فکری و ادبی مولانا و پدید آمدن آثاری شد که بعدها جایگاهی ماندگار در ادبیات و عرفان جهان یافتند. با این حال، زندگی شمس همچنان با ابهام‌هایی درباره سرنوشت و محل دفن او همراه است و همین ناشناختگی، چهره او را در مرز میان تاریخ و روایت‌های اسطوره‌ای نگه داشته است.

به مناسبت هفتم مهر، روز بزرگداشت شمس تبریزی، بازخوانی شخصیت و جایگاه این عارف نام‌آشنا فرصتی است برای بازگشت به پرسش‌هایی که هنوز درباره او مطرح است؛ شمس که بود، چه اندیشه‌ای داشت و دیدار او با مولانا چگونه مسیر زندگی و آثار این شاعر بزرگ را تغییر داد؟ در این گزارش، با نگاهی به دیدگاه‌های استادان ادبیات دانشگاه تبریز، جایگاه شمس در تاریخ عرفان، نسبت او با مولانا و ابهام‌های موجود درباره زندگی و سرنوشتش بررسی شده است.

برجسته‌ترین اثر شمس، خودِ مولاناست / اگر شمس با مولانا دیدار نمی‌کرد، مولانا نمی‌شد

باقر صدری‌نیا، استاد ادبیات دانشگاه تبریز در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه شمس تبریزی پس از بیش از ۸۰۰ سال همچنان در مرز اسطوره و تاریخ ایستاده است، گفت: با وجود منابع تاریخی و پژوهش‌های متعدد، همچنان بخش‌هایی از زندگی و شخصیت شمس در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و «مقالات شمس» از مهم‌ترین منابع برای شناخت دیدگاه‌ها، شخصیت و مناسبات او با مولاناست.

وی با اشاره به تأثیر دیدار شمس و مولانا بر زندگی و اندیشه مولانا اظهار کرد: شمس دانش تازه‌ای به مولانا نیاموخت، بلکه نگاه تازه‌ای به او داد و باعث شد مولانا خدا، انسان و جهان را از زاویه‌ای متفاوت ببیند. به اعتقاد من، برجسته‌ترین اثر شمس خودِ مولاناست؛ چراکه اگر آن دیدار در سال ۶۴۲ هجری قمری رخ نمی‌داد، مولانا به چهره‌ای که امروز می‌شناسیم تبدیل نمی‌شد.

وی همچنین درباره محل دفن شمس گفت: آرامگاه منسوب به شمس در قونیه تقریباً هیچ پشتوانه مستندی ندارد و روایت کشته شدن او نیز نخستین بار حدود ۱۱۰ سال پس از ناپدید شدنش در «مناقب‌العارفین» مطرح شده است.

به گفته وی، منابع قدیمی‌تر از جمله آثار سلطان ولد و فریدون سپهسالار به کشته شدن شمس اشاره‌ای ندارند و با توجه به شواهد تاریخی، احتمال مدفون بودن شمس در خوی بیشتر است، هرچند نمی‌توان با اطمینان صددرصدی درباره محل دفن او داوری کرد.

شمس در جست‌وجوی خدا بود و از دلبستگی‌های دنیوی می‌گریخت / مولانا شمس را به شهرت رساند و شمس، مولانا را دگرگون کرد

محمد مهدی‌پور، عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به پیوند ناگسستنی شمس و مولانا مطرح کرد: شناخت شمس بدون توجه به مولانا ممکن نیست؛ چراکه این دو در ارتباط با یکدیگر به کمال رسیدند. مولانا فقیه، واعظ و شیخ نامدار قونیه بود و شمس، فقیهی بی‌قرار که مولانا موجب شهرت او شد و شمس نیز مولانا را به مرتبه‌ای رساند که نامش در جهان عرفان و ادبیات ماندگار شد.

وی افزود: شمس آن‌گونه که باید شناخته نشده و بخش مهمی از شناخت او از خلال اشعار و سخنانش امکان‌پذیر است. حتی پدر شمس نیز نتوانست شخصیت او را درک کند و او را دیوانه می‌خواند؛ در حالی که شمس در جست‌وجوی خدا بود و هرجا نشانی از دلبستگی‌های دنیوی می‌یافت، آنجا را ترک می‌کرد. سفرها و دیدارهای مختلف نیز او را آرام نکرد تا اینکه آوازه مولانا، فقیه مشهور قونیه، او را به این شهر کشاند.

وی ادامه داد: شمس پس از چند ماه خلوت و مصاحبت با مولانا، به دلیل حسادت مریدان او قونیه را به مقصد دمشق ترک کرد، اما با اصرار مولانا بازگشت و سرانجام بار دیگر، این‌بار برای همیشه، مولانا را ترک کرد.

به گفته وی، بیشتر محققان معتقدند همین مدت مصاحبت و هم‌نشینی برای تأثیرگذاری شمس بر مولانا کافی بود و اگر این همراهی بیش از دو سال ادامه می‌یافت، شاید مسیر مولانا برای رسیدن به عرفان طولانی‌تر می‌شد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها