سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ | ۱۳:۱۴
منبع: نمایندگی خوزستان
نمی‌شناسمت ولی جانم را فدایت می‌کنم... 

/گزارش/ 

نمی‌شناسمت ولی جانم را فدایت می‌کنم... 

خوزستان (ایسنا) - هفتم مهر، روز آتش‌نشان است؛ روز کسانی که صدای آژیر برایشان آغاز یک مأموریت است. وقتی همه از منطقه خطر دور می‌شوند، آن‌ها هستند که باید با تجهیزات محدود به قلب حادثه بزنند؛ از حریق و انفجار تا امدادرسانی در بمباران و آماده‌باش‌های طولانی و بی‌مرخصی.

در روزهایی که جنگ، نفس‌ها را در سینه‌ها حبس کرده بود و هر لحظه ممکن بود خبری تلخ از گوشه‌ای برسد، آتش‌نشان‌ها نه فقط با شعله‌های آتش، که با اضطراب، کمبود تجهیزات، فرسودگی ماشین‌ها، خستگی جسمی و نگرانی خانواده‌ها می‌جنگیدند. 

به مناسبت ۷ مهرماه روز آتش‌نشان امروز پای حرف‌هایی نشستیم که کمتر شنیده می‌شود؛ از چند ماه آماده‌باش کامل و بی‌مرخصی، از پراکنده کردن ماشین‌ها در سطح شهر برای حفظ آمادگی در شرایط جنگی، از استرسی که به خانه و خانواده سرریز می‌شود، از حق جنگی که به آتش‌نشان‌ها تعلق نگرفت تا تجهیزات فرسوده و لباس‌های بی‌کیفیتی که حتی جان خود آتش‌نشان را به خطر می‌اندازد.

آتش‌نشانان از جان مایه می‌گذارند اما... 

مهراب زمانی، آتش‌نشان اهوازی از ایستگاه مرکزی با ۶ سال سابقه خدمت در این حرفه، در گفت‌وگو با ایسنا به مناسبت روز آتش‌نشان از شرایط سخت همکارانش می‌گوید؛ از تجهیزات تا حقوق و رفاهیات. 

بنا به گفته او، در حوزه تجهیزات، به خصوص در یک سال اخیر، نه بازسازی جدی انجام شده و نه ناوگان آتش‌نشانی ورودی داشته است؛ انگار تجهیزات، راکد مانده است.

وی با اشاره به عدم پرداخت فوق‌العاده ویژه به آتش‌نشانان می‌گوید: حتی در مواردی کار به شکایت از شهرداری کشیده، چون متولی ما شهرداری است. بحث فوق‌العاده ویژه و حق فنی آتش‌نشانان هنوز در کل کشور تعیین تکلیف نشده و ما پیگیر آن هستیم. حق خودروی آتش‌نشانان هر ماه ۱۴۰ هزار تومان و حق غذا ماهانه ۶۰ هزار تومان است اما امروز هفتم مهر، پاداش یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی را برای ما واریز کردند. 

نمی‌شناسمت ولی جانم را فدایت می‌کنم... 

این آتش‌نشان اهوازی با اشاره به شرایط جنگی کشور ادامه می‌دهد: از اسفندماه سال گذشته، از نخستین روزهای جنگ، درگیر بودیم. از آن زمان تا اواخر خرداد، حدود پنج ماه آماده‌باش کامل بودیم و کسی حق مرخصی نداشت. در بسیاری از عملیات‌ها، از جمله جاهایی که بمباران می‌شد، حاضر بودیم. یکی از آتش‌نشانان در یکی از عملیات مصدوم شد اما نه رسانه‌ای شد و نه هیچ پرداختی به او تعلق گرفت. 

زمانی می‌افزاید: استاندار به ایستگاه مرکزی ما آمد و قول پیگیری داد اما هیچ‌چیز به عنوان حق جنگ پرداخت نشد. در حالی که ارگان‌های دیگر مثل نفت، حق جنگ و حق مقاومت را گرفتند.

وی می‌گوید: از ماشین‌آلات فرسوده و کمبود تجهیزات هم هرچه بگویم کم است. این کمبودها در عملیات‌ها تأثیر مستقیم دارد. ما با دل و جان می‌رویم؛ بچه‌ها از جان مایه می‌گذارند این در حالی است که بیشتر ایستگاه‌های ما تک‌خودرو شده‌اند و ایستگاه مرکزی باید مدام به آن‌ها کمک کند. 

زمانی بیان می‌کند: قطعات یدکی، دستگاه‌های اکسیژن و تجهیزات تنفسی در ایستگاه‌ها کم است. وقتی حریق بزرگی پیش می‌آید و کد می‌خورد، باید چند ایستگاه کمک بیایند اما دستگاه تنفسی برای ورود به داخل حریق نداریم.

او می‌گوید: آخرین لباس‌هایی که گرفتیم هم خیلی بی‌کیفیت بود؛ خیلی از لباس‌ها پاره می‌شوند. همین دیشب در ایستگاه مرکزی، لباس یکی از آتش‌نشانان به دلیل بی‌کیفیتی پاره شد؛ در حادثه‌ای که در یک خانه مسکونی رخ داده بود، آب داغ از لباس به بدنش وارد شد و گردنش سوخت و به بیمارستان اعزام شد. این مسائل را به مدیرعامل هم اطلاع داده‌ایم اما می‌گوید شهرداری چیزی نمی‌دهد. 

قلب آتش‌نشانان در گیر و دار حوادث 

محمد حسن سبزقبا آتش‌نشان دزفولی که بیش از ۱۶ سال است در این حوزه کار می‌کند، به ایسنا می‌گوید: آتش‌نشانی تنها یک شغل نیست؛ عشق است. باید در این کار باشی تا بفهمی چه می‌گویم.

وی ادامه می‌دهند: ما در شهری زندگی می‌کنیم که از نظر عملیاتی تقریباً یک پکیج کامل است؛ چاه و قنات، کوه‌های مرتفع، رودخانه و حالا هم جنگ. بعضی شهرها و استان‌ها خیلی از این شرایط را ندارند. 

او می‌گوید: آتش‌نشان بودن یعنی زمانی که همه از منطقه فرار می‌کنند، تو باید با تجهیزات به سمت آنجا بروی.امروز حرف اول را تجهیزات می‌زند. آمادگی جسمانی برای آتش‌نشان مهم است اما با شرایط جدید باید تجهیزات به‌روز داشته باشیم. ما همه توان‌مان را می‌گذاریم تا تجهیزات جدید برسد و بتوانیم جان مردم را نجات دهیم.

نمی‌شناسمت ولی جانم را فدایت می‌کنم... 

سبزقبا بیان می‌کند: در جنگ، ماشین‌ها را در سطح شهر پراکنده کردیم تا ماشین سالم و آماده داشته باشیم. استرس و فشار این شرایط را به خانواده‌ها هم منتقل می‌کنیم. تجهیزات ما نسبت به شهرهای اطراف و حومه تقریبا تراز اول است اما اگر با شهرهایی مانند اهواز، اصفهان و اراک مقایسه کنید، خیلی عقب‌تریم و حتی به ۵۰ درصد آن‌ها هم نمی‌رسیم. در تجهیزات انفرادی هم مشکل داریم؛ حتی در زمان کرونا مجبور بودیم تجهیزات مشترک استفاده کنیم. 

این آتش‌نشان دزفولی می‌گوید: از نظر حقوق و مزایا، در این وضعیت اقتصادی نسبت به بعضی شغل‌های دیگر، وضع ما تقریبا خوب است، اما خطرات شغل آتش‌نشانی چیز دیگری است. آتش‌نشان باید از نظر حق و حقوق و رفاه تأمین باشد و خانواده‌اش پشتوانه و آرامش داشته باشد، زیرا استرس کار را با خود به خانه می‌برد. فکر می‌کنم بیش از ۶۰ درصد آتش‌نشان‌ها به خاطر همین استرس دچار ناراحتی قلبی شده‌اند.

او ادامه می‌دهد: در جنگ، ادارات دیگر مانند شرکت گاز و بانک‌ها حق جنگی گرفتند اما به آتش‌نشان نگاه درستی نشد. حتی وقتی می‌خواستیم برای جنگ ثبت‌نام کنیم به ما می‌گفتند شما خودتان در جنگ هستید، ولی حق جنگی در نظر گرفته نشد. ما جنگ ۱۲ روزه را واقعاً جنگ دیدیم و در آماده‌باش کامل بودیم. 

این آتش‌نشان می‌گوید: وقتی نیرو بی‌انگیزه شود، ممکن است حتی یک درصد هم در نجات جان مردم شک کند. آتش‌نشان باید با انگیزه باشد تا بدون تردید جان کسی را نجات دهد. بین خودمان شعری معروف است: «تو را نمی‌شناسم، ولی جانم را فدایت می‌کنم.» این دقیقاً واقعیت کار ماست. وقتی برای نجات کسی می‌رویم، نمی‌دانیم رئیس‌جمهور است یا کارگر؛ فقط می‌رویم نجاتش دهیم.

به گزارش ایسنا، روز آتش‌نشان، فقط یک روز در تقویم نیست؛ فرصتی است برای شنیدن صدای کسانی که در سخت‌ترین روزها، بی‌ادعا و بی‌چشمداشت، از جان خود می‌گذرند تا زندگی دیگران ادامه پیدا کند، اما آتش‌نشانان در سایه کمبودها و بی‌توجهی‌ها، گاهی از خود می‌پرسند، آیا کسی صدای ما را می‌شنود؟ 

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها