محیط کار برای بسیاری از کارگران، تنها محلی برای گذران ساعتهای روز نیست، همان جایی است که بخش بزرگی از زندگی، توان و جوانی خود را در آن میگذارند تا چرخ زندگی بچرخد، اما وقتی محیط کار از محلی برای کسب درآمد و حفظ کرامت به فضایی برای تحمل فشار، نادیده گرفته شدن حقوق قانونی و نگرانی دائمی از دست دادن شغل تبدیل میشود، دیگر مسئله فقط کار کردن نیست، بلکه پای امنیت شغلی، سلامت روان و شأن انسانی نیروی کار به میان میآید.
در برخی واحدهای تولیدی، کارگران از انجام وظایفی خارج از شرح شغل گرفته تا رعایت نشدن برخی حقوق قانونی و شرایط نامناسب کاری گلایه دارند، اما آنچه این وضعیت را پیچیدهتر میکند، ترس از اعتراض است، اعتراضی که ممکن است به جای شنیده شدن، به عنوان نارضایتی از کار تلقی شود و در نهایت به پایان همکاری، عدم تمدید قرارداد یا تعدیل نیرو منجر شود.
قراردادهای کوتاهمدت سه ماهه، ۶ ماهه و یکساله و نگرانی از آینده شغلی نیز دست بسیاری از کارگران را برای مطالبه حقوقشان میبندد، کارگری که نمیداند چند ماه دیگر همچنان شغلی خواهد داشت یا نه؟ گاهی ناچار است سکوت کند، از کنار برخی رفتارها بگذرد و حتی کاری را بپذیرد که خارج از مسئولیت تعریف شده برای اوست، زیرا در شرایط اقتصادی امروز، از دست دادن یک حقوق ثابت میتواند به معنای به خطر افتادن معیشت یک خانواده باشد.
در چنین شرایطی، برخی کارگران میان دو انتخاب دشوار گرفتار میشوند، ماندن و تحمل کردن یا رفتن و پذیرفتن تبعات بیکاری برای عدهای، در چنین شرایطی استعفا دیگر یک انتخاب ساده شغلی نیست، تصمیمی است که امکان دارد پس از ماهها فشار، فرسودگی و تحمل شرایط نامطلوب برای حفظ سلامت روان گرفته شود، تصمیمی سخت و پرهزینه که گاهی میتوان آن را تلاشی شجاعانه برای نجات خود از محیطی دانست که ادامه حضور در آن، بیش از آنکه امنیت اقتصادی ایجاد کند، آرامش و سلامت روان را فرسوده میکند.
پشت هر قرارداد کاری، یک انسان ایستاده است، انسانی که حق دارد در محیطی امن، محترمانه و منطبق با قانون کار کند، وظایفش را بشناسد و بدون ترس از دست دادن شغل، درباره حقوق خود سخن بگوید، امنیت شغلی نباید به بهای سکوت تمام شود و اعتراض به شرایط نامناسب کاری نباید به عاملی برای حذف نیروی کار تبدیل شود، زیرا کارگری که از ترس بیکاری سکوت میکند، لزوماً از شرایط خود رضایت ندارد، بلکه شاید میان تحمل کردن و از دست دادن نان گرفتار شده باشد.
استعفا همیشه به این سادگی امکانپذیر نیست
امیدی، یکی از کارکنان واحدهای تولیدی چهارمحال و بختیاری که در چند ماه گذشته استعفا داده بود، اظهار کرد: وقتی وارد آن محیط کاری شدم، فکر میکردم قرار است فقط کار کنم، تجربه به دست بیاورم و در ازای زمانیکه میگذارم، حقوق و احترام دریافت کنم، اما خیلی زود متوجه شدم شرایط آنجا با چیزی که تصور میکردم تفاوت زیادی دارد.
وی افزود: کار در یک واحد تولیدی، به خودی خود ساده نیست، فشار کاری، مسئولیتها و ساعتهای طولانی کار را میشود تحمل کرد، وقتی بدانی در مقابل زحمتی که میکشی، حداقل احترام و عدالت وجود دارد، اما چیزی که برای من سختتر از خود کار بود، برخوردهایی بود که به مرور باعث شد احساس کنم شأن و جایگاه کاریام نادیده گرفته میشود.
این خانم با بیان اینکه بخشی از کارهایی که توسط کارفرما از من خواسته میشد، ارتباطی با شرح وظایفم نداشت، یادآور شد گاهی از من انتظار میرفت کارهای شخصی مدیر را انجام بدهم، کارهایی که هیچ ارتباطی با مسئولیتی که برای آن استخدام شده بودم نداشت، اگر هم درباره این موضوع صحبت میکردم یا سعی میکردم محدوده وظایفم را مشخص کنم، برخورد مناسبی نمیدیدم.
وی با بیان اینکه موضوع دیگری که به مرور من را فرسوده کرد، رعایت نشدن ساعت کاری بود، حتی زمانیکه از محل کار خارج میشدم و زمان استراحتم شروع شده بود، باز هم تماسها و پیامهای کاری ادامه داشت، انتظار این بود که همیشه در دسترس باشم و انگار ساعت کاری من هیچوقت تمام نمیشد.
امیدی خاطرنشان کرد: گاهی در ساعات استراحت، زمانیکه باید ذهنم را از کار جدا میکردم، تلفنم زنگ میخورد یا پیامی دریافت میکردم که باید همان لحظه پاسخ میدادم و کاری انجام میدادم، این وضعیت کمکم باعث شد حتی زمانیکه در خانه بودم هم احساس کنم هنوز سر کار هستم، مدام تلفن همراهم را چک میکردم و نگران بودم اگر پاسخ ندهم، با برخورد یا سرزنش مواجه شوم.
وی تاکید کرد: از طرف دیگر، مسئله تفاوت در پرداخت حقوق و احساس تبعیض هم وجود داشت، وقتی میدیدی افرادی با شرایط کاری مشابه، دریافتی متفاوتی دارند و دلیل روشنی برای این تفاوت وجود ندارد، طبیعی است که احساس بیعدالتی کنی و این موضوع انگیزه آدم را بهشدت کاهش میدهد و باعث میشود با خودش فکر کند زحماتش آنطور که باید دیده نمیشود.
این خانم بیان کرد: در کنار فشار کاری، نوع برخورد برخی مدیران بالادستی هم برای من آزاردهنده بود، گاهی احساس میکردم قرار نیست فقط نیروی کار باشم، بلکه باید بدون چونوچرا هر کاری را که از من خواسته میشود انجام بدهم، احترام متقابل، که به نظرم باید پایه هر محیط کاری باشد، در مواردی جای خودش را به دستور، سرزنش و بیاحترامی میداد.
وی بیان کرد: این شرایط به مرور روی زندگی شخصی و حال روحی من هم تأثیر گذاشت، دیگر فقط از رفتن به محل کار خسته نبودم، اضطراب و فشار کاری را با خودم به خانه میبردم، حتی در زمانهایی که کاری نداشتم، ذهنم درگیر اتفاقات محل کار بود، خواب، آرامش و روابط روزمرهام تحت تأثیر قرار گرفته بود و احساس میکردم از نظر روحی دیگر توان ادامه دادن ندارم.
امیدی تاکید کرد: شاید کسی که بیرون از این فضاست، بگوید اگر ناراضی بودی، استعفا میدادی، اما استعفا همیشه به این سادگی امکانپذیر نیست، آدم برای پیدا کردن شغل زمان میگذارد، به درآمدش نیاز دارد و ممکن است مدتها بین حفظ شغل و حفظ آرامش خودش گرفتار باشد، من هم مدتها تلاش کردم شرایط را تحمل کنم و با آن کنار بیایم، اما در نهایت به جایی رسیدم که احساس کردم ادامه دادن این وضعیت هزینه بیشتری برایم دارد و در نهایت تصمیم به استعفا گرفتم، تصمیم آسانی نبود، اما احساس کردم برای حفظ آرامش و سلامت خودم باید از آن محیط فاصله بگیرم.
این خانم شاغل در بخش اداری یکی از واحدهای تولیدی تاکید کرد: امروز که به آن دوران نگاه میکنم، شاید بیش از هر چیز این سؤال برایم باقیمانده که چرا در بعضی محیطهای کاری، کارمند باید برای ابتداییترین حقوق خود، یعنی احترام، رعایت زمان استراحت، مشخص بودن وظایف و برخورد عادلانه، مدام تلاش کند؟کار کردن فقط دریافت حقوق در پایان ماه نیست، افراد بخش قابل توجهی از زندگی خود را در محیط کار میگذرانند و طبیعی است که انتظار داشته باشند در این محیط، شأن انسانی و حرفهایشان هم حفظ شود.
امیدی در پایان تصریح کرد: من از آن محیط خارج شدم، اما آثار آن دوران برایم تمام نشد، فشار و شرایط نامناسب کاری، آسیبهای روحی برایم به جا گذاشت و مدتها طول کشید تا دوباره بتوانم احساس آرامش کنم، تجربه من شاید فقط تجربه یک نفر باشد، اما فکر میکنم باید جدی گرفته شود، چون پشت هر نیروی کاری که خسته، بیانگیزه یا خاموش شده، ممکن است داستانی از فشارهایی وجود داشته باشد که هیچوقت دیده نشده است.
کارگر زمانیکه امنیت شغلی و آرامش نداشته باشد از بیان مشکلات خودش هم بترسد
امینی، یکی از نیروهای سابق چند واحد تولیدی در چهارمحال و بختیاری که از سال گذشته استعفا داده و اکنون کسبوکار کوچکی برای خود دارد، در گفتوگو با ایسنا، عنوان کرد: سال کارگری کردهام و در چند محیط مختلف کار کردهام، کارگری برای من فقط یک شغل نبوده، بلکه راه تأمین معاش زندگی و خانوادهام بود، همیشه میدانستم کار سخت است و قرار نیست همه چیز راحت باشد، اما چیزی که یک نیروی کار انتظار دارد، این است که حداقل در محیط کار، جان و سلامت او جدی گرفته شود و در مقابل کاری که انجام میدهد، حق و حقوقش به موقع پرداخت شود.
وی ادامه داد: یکی از سختترین تجربههای کاری من مربوط به کار در یک واحد تولیدی فولادی بود، جایی که مستقیماً با کوره، حرارت و آتش سروکار داشتیم، شرایط کار واقعاً سنگین و پرخطر بود، کوچکترین اشتباه یا بیاحتیاطی میتوانست حادثهای جدی ایجاد کند، در چنین محیطی، رعایت اصول ایمنی باید اولین اولویت باشد، اما همیشه اینطور نبود.
امینی بیان کرد: کارگر باید کنار کوره و در معرض حرارت شدید کار کند و در عین حال تجهیزات و شرایط ایمنی لازم را داشته باشد، در طول مدتی که آنجا کار میکردم، مواردی از حادثه و سوختگی برای کارگران پیش میآمد، زمانیکه با آتش و حرارت بالا کار میکنی، سوختگی دیگر یک اتفاق ساده نیست، ممکن است در چند ثانیه اتفاقی بیفتد که آثارش برای مدت طولانی روی بدن و زندگی یک نفر باقی بماند.
وی در خصوص مشکلات کار خود در یک واحد بستهبندی محصولات، گفت: در این واحد در زمستان، شرایط کاملاً دشوار بود، بیرون کارخانه هوا بهشدت سرد بود و گرمایش محیط کار هم حداقل بود، کارگری که ساعتها در چنین محیطی مشغول کار است، عملاً باید سرمای شدید را هم تحمل کند، بدن کارگر در طول یک شیفت کاری تحت فشار زیادی قرار میگیرد و پوشیدن تعداد بالای لباس مشکل را حل نمیکرد.
این نیروی جدا شده از محیط کار خاطرنشان کرد: گاهی احساس میکردیم کسی که برای کارگر تصمیم میگیرد، خودش شرایطی را که ما در آن کار میکنیم تجربه نکرده است، شاید اگر یک نفر فقط چند ساعت کنار کوره و یا در سرمای زمستان در سوله کار بایستد، بهتر متوجه شود که رعایت ایمنی، تجهیزات مناسب و فراهم کردن شرایط استاندارد، موضوع تشریفاتی نیست، بلکه مسئله جان انسان و امنیت روانی او است.
وی توضیح داد: موضوع دیگری که در بعضی محیطهای کاری تجربه کردم، رفتار مدیران میانی و ایجاد اختلاف میان کارگران بود، به جای اینکه کارگران در کنار هم باشند و مشکلاتشان را مطرح کنند، گاهی رفتارهایی شکل میگرفت که باعث اختلاف و دو دستگی بین نیروها میشد و وقتی کارگران با هم اختلاف پیدا کنند، طبیعتاً مطالبهگری و پیگیری مشکلات هم دشوار میشود.
امینی ادامه داد: کارگر وقتی امنیت شغلی و آرامش نداشته باشد، حتی ممکن است از بیان مشکلات خودش هم بترسد، چون همیشه این نگرانی وجود دارد که مبادا اعتراض یا صحبت کردن درباره شرایط کاری، برایش تبعاتی داشته باشد، پرداخت نشدن یا تأخیر در پرداخت حقوق هم یکی دیگر از مشکلاتی بود که با آن مواجه بودیم، برای کسی که با دستمزد کارگری زندگی میکند، حقوق فقط یک عدد در حساب بانکی نیست، بلکه هزینه اجاره خانه، خوراک، درمان، تحصیل فرزند و دهها خرج روزمره زندگی به همان حقوق وابسته است، وقتی حقوق به موقع پرداخت نمیشود، فشار آن مستقیماً وارد زندگی خانواده کارگر میشود، کارگر ممکن است صبح تا شب در محیطی سخت و پرخطر کار کند، اما در پایان ماه برای دریافت حقوق خودش مجبور باشد منتظر بماند و این شرایط از نظر روحی هم فشار زیادی ایجاد میکند.
این نیروی کار در پایان تاکید کرد: بنده در چند محیط کار کردهام و مشکلات مختلفی را دیدهام، از نبود یا ضعف امکانات ایمنی گرفته تا شرایط نامناسب محیط کار، اختلاف میان کارگران و تأخیر در پرداخت حقوق، شاید یک کارگر بتواند سختی کار را تحمل کند، اما تحمل بیتوجهی به جان و حقوقش سختتر است، کارگران دنبال چیز عجیب و غیرممکنی نیستند، انتظار دارند وقتی قرار است کنار کوره و آتش کار کنند، ایمنی آنها جدی گرفته شود، وقتی زمستان است، حداقل شرایط مناسب برای کار فراهم باشد، وقتی ماه تمام میشود، حقوقمان به موقع پرداخت شود و اگر مشکلی داریم، به جای ایجاد اختلاف میان نیروها، به حرفمان گوش داده شود، کارگر هم انسان است، خسته میشود، خانواده دارد، نگرانی دارد و بعد از پایان شیفت کاری باید بتواند سالم به خانه برگردد، به نظرم هیچ تولید و سودی نباید باعث شود سلامت و امنیت نیروی انسانی به حاشیه برود.
به خاطر نپذیرفتن وظایف خارج از شرح وظایف تعدیل شدم
خانم مبینی، یکی از نیروهای کار تعدیل شده در یک شرکت بخش خصوصی در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: من برای انجام یک کار مشخص استخدام شده بودم و از همان ابتدا هم وظایف و مسئولیتهایم مشخص بود، اما به مرور زمان کارهایی به من محول میشد که ارتباطی با شرح وظایفم نداشت، در ابتدا سعی کردم همکاری کنم و شرایط محیط کار را درک کنم، چون نمیخواستم تصور شود که نیرویی هستم که از زیر کار درمیرود.
وی تاکید کرد: اما این همکاری کمکم تبدیل به یک انتظار دائمی شد، هر بار که نیروی کم داشتند یا کاری روی زمین میماند، از من میخواستند آن را انجام بدهم، حتی بعضی از این کارها نیازمند تخصص یا مسئولیت متفاوتی بود، وقتی اعتراض میکردم، پاسخ مشخصی دریافت نمیکردم و بیشتر با این جمله مواجه میشدم که همه باید همکاری کنند،
من مخالف همکاری و کمک به مجموعه نبودم، حرفم این بود که اگر قرار است مسئولیت جدیدی به من سپرده شود، باید حدود وظایف، مسئولیت و حتی تبعات آن مشخص باشد، نمیتوان انتظار داشت یک کارگر هر کاری را که به او گفته میشود، بدون توجه به تخصص، قرارداد و شرایط ایمنی انجام دهد.
مبینی خاطرنشان کرد: در نهایت وقتی حاضر نشدم برخی از کارهای خارج از وظیفهام را بپذیرم، شرایط برایم سختتر شد، بعد از مدتی به من اعلام کردند که دیگر نیازی به ادامه همکاری نیست، شاید روی کاغذ اسم این اتفاق تعدیل نیرو یا پایان همکاری باشد، اما برای من اینطور نبود، من احساس کردم به دلیل اینکه از یک حدی به بعد حاضر نشدم هر کاری را بپذیرم، شغلم را از دست دادم، چیزی که برایم سختتر بود این بود که تمام مدت تلاش کردم وظیفهای را که برایش استخدام شده بودم، درست انجام بدهم، هیچوقت نگفتم کار نمیکنم، گفتم کاری را که مسئولیتش بر عهده من نیست یا برای انجامش آموزش و شرایط لازم را ندارم، نمیتوانم قبول کنم.
این نیروی تعدیل شده بیان کرد: کارگر برای حفظ شغلش خیلی چیزها را تحمل میکند، فشار کاری، خستگی، نگرانی از آینده و حتی بعضی بینظمیها، اما وقتی این تحمل به جایی برسد که از نیروی کار انتظار داشته باشند هر کاری را بدون چونوچرا انجام دهد، دیگر بحث فقط همکاری نیست، بحث حقوق و کرامت نیروی کار است، من شغلم را از دست دادم، اما هنوز معتقدم گفتن «نه» به کاری که خارج از وظیفه و توانم بود، به معنی نخواستن کار نیست، نیروی کار هم حق دارد بداند دقیقاً برای چه کاری استخدام شده، چه مسئولیتی دارد و در برابر چه کاری باید پاسخگو باشد.
حوزه بازرسی از محیطهای کارگری در چهارمحال و بختیاری نسبت به سالیان گذشته تقویت شده است
رستم قنبری، مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی چهارمحال و بختیاری در پاسخ به خبرنگار ایسنا در خصوص وجود نارضایتی از محیطهای کارگری در استان و حمایت از نیروی کار در واحدهای تولیدی و فعال در بخش خصوصی، اظهار کرد: نمیتوان نارضایتیهایی جزئی در محیطهای کاری را به کل جامعه کارگری در استان تعمیم داد، تشکلات کارگری و کارفرمایی در استان، تعامل لازم را با ادارهکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی چهارمحال و بختیاری دارند و در قانون سه جانبهگرایانه کارگر، کارفرما و دولت، تعامل خوبی بین سه بخش وجود دارد.
وی افزود: حوزه بازرسی از محیطهای کارگری در چهارمحال و بختیاری نسبت به سالیان گذشته تقویت شده است، دو بازرس نیز به تعداد بازرسان ادارهکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان از ابتدای سال افزوده شده است، همچنین مجوز اخذ ۲۰ نیرو نیز گرفته شد و بخشی از این نیروها به بخش بازرسی افزوده خواهند شد، در انتظار تامین اعتبار برای آغاز بکار نیروها هستیم.
قنبری با بیان اینکه بازرسی از محیطهای کارگری در چهارمحال و بختیاری به دو شیوه ادواری و موردی انجام میشود، گفت: بازرسیهای اردواری طبق برنامه زمانبندی انجام میشود، در بازرسیهای موردی نیز بر اساس گزارشات نارضایتی اعلامی از سوی نیروی کار انجام میشود، در ۱۲ شهرستان نیز نمایندگی وجود دارد و گزارشات بینام نیز در کمتز از ۲۴ ساعت با اعزام بازرس مورد پیگرد قرار میگیرد.
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی چهارمحال و بختیاری بیان کرد: اگر نیرویی حتی به مدت یکماه در یک واحد تولیدی، صنفی و بخش خصوصی فعالیت کند، باید تمام حق و حقوق خود اعم از عیدی، سنوات و ... را به میزان کارکرد دریافت کند، در غیراینصورت میتواند شکایت کند.
وی عنوان کرد: هر کارگری بدون میل خود بیکار شود، مشمول بیمه بیکاری میشود، از ابتدای جنگ رمضان حدود ۲۲۰۰ در استان بیکار شدند که با پیگیری ۱۵۰۰ مشمول دریافت بیمه بیکاری شدند و مابقی پس از یک وقفه بازگشت بکار شدند.
انتهای پیام
