میزگرد ایسنا با دانشجویان نسل Z، ترسیمکننده تصویری از نسلی بود که اگرچه درگیر تناقض میان «خواستن و نتوانستن» است، اما همچنان با نگاهی لحظهای و هوشمندانه به جهان، بهدنبال مسیری است که در آن، کار نه فقط راهی برای بقا، بلکه ابزاری برای خلق ارزش و تغییر باشد.
این میزگرد با حضور محمدصالح نوریفرد دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیک پلاسما، پوریا افشار دانشجوی کارشناسی فیزیک و زینب مهاجری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مواد، در ایسنای قزوین برگزار شد.
بهعنوان یک جوان ۱۸ ساله اگر محدودیتی برای شما وجود نداشت چه شغل و مسیری را انتخاب میکردید و چه عناصری شما را به این مسیر جذب میکند؟
مهاجری: بهعنوان یک جوان ۱۸ ساله، برای انتخاب یک مسیر برای زندگی، ترجیح میدهم بهجای چسبیدن به یک روتین تکراری و خالی از هیجان، یک مسیر چالشی و پر ریسکتر انتخاب کنم. سازمانهای اطلاعاتی احتمالاً جایی بود که میتوانست نیاز من به یک مسیر مهیج را برطرف کند.
نوریفرد: اگر قرار بود رشتهای برای تحصیل انتخاب کنم، با توجه به روحیه معاشرتی و علاقهام به ارتباط با افراد و کمک به زندگی آنها، به پزشکی فکر میکردم.
گردشگری مسیری بود که اگر دغدغههای مالی و مسائل تحصیلی وجود نداشت انتخاب میکردم؛ معاشرت با آدمهای مختلف، تجربه فرهنگهای متفاوت، قدم زدن میان آثار تاریخی و دیدن معماریهای شگفتانگیز دنیا، مسیر جالبی برای من است.
افشار: من دوباره مسیر فیزیک را انتخاب میکردم. «چگونگی کارکرد وسایل» و حس کنجکاوی عمیقی که به مسائل دارم باعث شد به این نتیجه برسم که این مسیر پاسخگوی نیازهای من میتواند باشد. باتوجه به مرتبط بودن رشته بنده با صنعت، اگر به چندسال پیش برمیگشتم، تلاش میکردم تا با افراد بزرگی در این زمینه ارتباط داشته باشم.
یک مسئلهای که در نسل Z وجود دارد خلأ آگاهی سیاسی، اجتماعی و تاریخی است. ما حتی گاهأ مطالعه میکنیم ولی اینکار را برای رفع تکلیف انجام میدهیم نه یاد گرفتن موضوعی؛ این روش مطالعهای منجر شده تا بچهها قدرت تشخیص درست مسائل را نداشته باشند.

تعریف «تعهد» به شغل در نسل Z چه تفاوتی با نسلهای قبلی دارد؟
نوریفرد: جنس تعهد نسل Z به کار، نسبت به نسلهای قبل متفاوت است. تعهد این نسل بیشتر به خودش و رشد شخصیاش است. سنجشگر بودن این نسل و توجه به کیفیت خروجیای که از شغل خود به دست میآورد، تفاوت نگاه آن را نسبت به کار و اشتغال پررنگ میکند.
عمق این تفاوت را میتوان در این موضوع دید که نسل دهه ۶۰ بیشتر معتقد به کار کردن و یکجا ننشستن است، حتی اگر مجبور شود برای کار کردن هزینهای هم از جیب میپردازد. اما نگاه این نسل بیشتر بر سنجیدن هزینهها و درآمدی است که در نهایت به دستش میرسد؛ به همین دلیل ممکن است در شرایطی، خانه ماندن را به انجام کاری که صرفه اقتصادی ندارد ترجیح دهد.
افشار: یک نسل Z ای بیشتر از یک ماه روی یک موضوع تمرکز و وقت نمیگذارد. طبق مستندات از مشاغل، بیشتر بچههای دهه ۸۰ بیشتر از ۶ ماه در یک پُستی نمیمانند. این سبک زندگی به شکلی درآمده که کار کردن برای بچهها، صرفاً یک فعالیت موقت و تفریحی است تا فقط بتوانند درآمد همان لحظه را خرج کنند. این نسل با این تصویر که آینده برای من گران است پس در لحظه زیست کنم به جلو میرود.
شغل و مسیر رؤیایی شما با توجه به شرایط فعلی چقدر قابل دسترسی است؟
مهاجری: قدم گذاشتن در مسیر رویایی که دوست دارم در حال حاضر دور از ذهن بهنظر میرسد. فکر میکنم تنها زمانی میتوانم مسیر رویایی خودم را در پیش بگیرم که از شغل امن و درآمد ثابت برای زندگی برخوردار باشم تا در نهایت بتوانم به فعالیت مورد علاقه خودم که تحقیق و کنکاش در موضوعات است بپردازم.
نوری فرد: برای من هم این مسیر دور از ذهن است. در کنار مدیریت مسائل تحصیلی و کاری، محدودیت مالی یکی از موانع اصلی رسیدن به بُعد تفریحی و جنبه آرمانی زندگیام است. برای سفر کردن بهصورت شخصی، حتی در داخل یک کشور، باید از بودجه نسبتاً معقولی برخوردار بود؛ موضوعی که برای یک جوان در این شرایط اقتصادی میتواند دشوار و حتی شاید غیرقابل دسترسی باشد.
افشار: نکتهای که وجود دارد این است که محدودیتهای اقتصادی مهمترین عامل نرسیدن خیلی از افراد این نسل به مسیر آرمانیشان است. عدم ثبات اقتصادی و سیاستگذاریهایی که وجود دارد قدرت برنامهریزی برای آینده را نه فقط از دهه هشتادیها بلکه از همه جامعه گرفته است.

چقدر به فعالیت در رشته تحصیلی خودتان پس از فارغالتحصیلی تمایل دارید؟
مهاجری: من به شخصه با همه وجودم علاقه دارم تا در رشته خودم در همان زمینههای تحقیقاتی که علاقه دارم فعالیت کنم و حتی کارآفرین حوزه خودم باشم؛ اما موانع راه برای موفق شدن در این مسیر زیاد هستند. ثبات و امنیت مالی میتواند ذهن آرامی برای رسیدن به فعالیتهای کاوشگرانه را به من بدهد. در غیر این صورت امکان فعالیت مورد پسند خودم در این رشته را ندارم.
نوریفرد: جواب من خیر است؛ در رشتهای که من خواندم برای کار کردن در این حوزه گاه باید از لحاظ فکری و ظاهری مطابق فیلتر و چارچوب مشخص شده رفتار کرد. اینکه برای هر موقعیتی باید مطابق قانون آن رفتار کرد امر بدیهی است اما اینکه فضای کاری، انحصاری دست افراد خاصی باشد قابل قبول نیست.
افشار: تحقیقات و فعالیتهایی که در رشته تحصیلی خودم داشتم، این دید را به من داد که موضوع انرژی یکی از کلیدیترین بخشهای قرن ۲۱ است. در همین راستا و بر حسب شرایط تصمیم گرفتم که تواناییهای خودم را در همین مسیر نشان دهم.
چرا مقوله «سربازی» برای نسل Z رنگ باخته است؟
نوریفرد: مقوله سربازی زمانی میتوانست محیطی برای تربیت جوانان باشد، اما امروز از نگاه من بیشتر به محیطی برای خرد و فرسوده کردن شخصیت افراد تبدیل شده است. در نهایت، از بین رفتن شور و انگیزه جوانی را بهعنوان نشانهای از مرد شدن تعریف میکنند؛ در حالی که این دو موضوع لزوما ارتباطی با یکدیگر ندارند. به همین دلیل، پسرها ترجیح میدهند حداقل با مدرک تحصیلی بالاتر به سربازی بروند تا از شانس بیشتری برای برخورداری از پُست یا موقعیت مناسب برخوردار باشند.
افشار: سؤالی که در این زمینه مطرح میشود این است که چرا قانون سربازی متناسب با شرایط بروز نمیشود و ما همچنان پیرو قوانینی که چندین دهه درج شده است هستیم؟ به صورت پیشفرض از من بهعنوان که مرد انتظار میرود شغل مناسب با درآمد خوبی داشته باشم تا بتوانم یک زندگی مشترک تشکیل بدهم؛ درنتیجه ترجیح میدهم به تحصیل یا ورود به بازار کار فکر کنم تا مقوله سربازی که صرفاً ۲ سال از طلاییترین زمان کار کردن من را بدون آورده مورد قبولی از من میگیرد.
امریه واجب بودن سربازی بر کسی پوشیده نیست، اما بهتر میشد اگر تبصرههایی برای بهبود شرایط سربازی و متناسب با توانمندی افراد به آنها پیشنهاد میشد تا در کنار خدمت به وطن از تواناییهای درست خود هم استفاده کنند. برای مثال بنیاد نخبگان، یک طرح خوبی برای جایگزینی خدمت در مقطع کارشناسی با شرط معدل بالای ۱۵ گذاشته که افراد بالای این معدل میتوانند با انتخاب یک راهبر در بنیاد نخبگان در انجام یک پروژه حاضر شوند؛ اما نکته این موضوع این است که این قانون نباید صرفاً به شرط معدلی وابسته باشد بلکه میتواند به شایستگی افراد توسط افرادی هم بپردازد.
چه عاملی میتواند دلیل مهاجرت نسل Z باشد؟
مهاجری: فکر میکنم نادیده گرفتن توانمندی و ظرفیتهای وجودی این نسل باعث شده تا آنها با حس دیده نشدن روبهرو شوند و ترجیح دهند جایی باشند که به این موضوعات بیشتر توجه نشان دهند.
نوریفرد: نسل Z نسلی توانمند است که وقتی با موضوع مورد علاقه خود مواجه میشود، میتواند آن را با سرعت زیادی یاد بگیرد. وقتی این نسل با مجموعهای از توانمندیها در خودش مواجه میشود که نیاز به بروز و استفاده دارد، اگر احساس کند تواناییهایش بیشتر از ظرفیتی است که محیط اطرافش برای او فراهم کرده، ممکن است دست به مهاجرت بزند.
نکته قابل طرح این است که اتفاقاً جایی برای گرفتن دست دانشجو وجود دارد اما ضعفی که وجود دارد، تمرکز ظرفیتهای پیشرفت صرفاً در تهران است. دانشگاه، بهعنوان سکوی پرتاب دانشجو به محیط کار، در تهران بهدلیل امکانات و فرصتهای بیشتر، شرایط مناسبتری برای ورود به بازار کار فراهم میکند.
افشار: «جهانبینی» و «نقطه مشترکی» که حاکمیت به دانشجو عرضه میکند میتواند دلیل ماندن یا رفتن باشد. درواقع نسل جوان هیچ نقطه مشترکی با سیاستی که دولت و حاکمیت در پیش گرفته است نمیتواند پیدا کند؛ درنهایت انسانی که نمیتواند در حالت خلسه قرار بگیرد تصمیم به مهاجرت به کشوری میگیرد که بیشترین نقطه اشتراک را درجهانبینی با آن دارد. برای مثال رویکرد ما در کشور، محور مقاومتی است اما چقدراز نسل دهه هشتاد در این مسیر کنش سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی انجام میدهند؟
موضوع این است که بعد از یک بُرههای این نسل را به حال خودشان رها کردند، دیگر کسی نبود که دست نسل Z را برای کمک یا داشتن چشمانداز روشن در مسیرش بگیرد. نسل من باید تجربه زیسته یک فرد موفق را با چشم ببیند که تحت چه شرایطی و در چه مسیری به رشد و موفقیت رسیده تا در کنار سرنخهایی که برای مسیر خود پیدا میکند انگیزه تلاش را هم کسب کند.

چه موضوعی در نظام رفتاری جامعه میتواند به منبع ناراحتی و فشار روانی در نسل Z منجر شود؟
مهاجری: «تعهد» و «مسئولیت پذیری» هر فردی نسبت به وظایفی که متناسب با جایگاهش دارد؛ عدم رعایت این موارد به فشار و ناراحتی براین این نسل مبدل میشود.
نوریفرد: «ریاکاری» و «پوشش غیرواقعیای» که افراد برای حضور در محیط کاری خود استفاده میکنند، میتواند یکی از دلایل معذب بودن این نسل در محیط کار باشد.
فاصلهای که میان شخصیت واقعی فرد و تصویری که مجبور است در محیط کاری از خود نشان دهد، میتواند برای نسلی که تمایل بیشتری به واقعی بودن و حفظ هویت شخصی خود دارد، فشار ایجاد کند.
افشار: از نظر بنده «دیده نشدن» و «شنیده نشدن» منبع فشار روانی در این نسل است و فکر میکنم بهقدری این موضوع روشن است که حتی جایی برای صحبت باقی نمیگذارد.
نگاه نسل Z به مقوله ازدواج چگونه است؟
مهاجری: یک مسئلهای که در کنار مسائل مالی وجود دارد، توجه به بحرانهایی است که ما درحال حاضر با آنها دستوپنجه نرم میکنیم؛ بحران کمبود آب از آن دست موضوعاتی است که باید برای سلامت و بهداشت فرزند به آن توجه ویژهای کرد.
همچنین فرزندآوری به یک شعور فرهنگی و اجتماعی لازم دارد، ما نمیتوانیم با این دیدگاه قدیمی که «بچه را بیاوریم باقی مسائل درست میشود» پیش برویم، زندگی باید در ابتدا درست و از امنیت برخوردار باشد تا مستحق این موضوع که یک موجود زنده را با تمام مسئولیت وارد خود کند، باشد.
نوریفرد: در این دوره از زمان، حس مسئولیتپذیری بار سنگینی روی دوش نسل Z قرار داده است. این نسل به مسئله تأمین نیازهای زندگی، بیش از هر چیز دیگری اهمیت میدهد.
ما نسل فرار از ازدواج و تشکیل خانواده نیستیم، بلکه به تأمین مسائل مالی در فرایند تشکیل خانواده اهمیت و توجه بیشتری داریم.
در کنار مسائل مالی مربوط به تأمین نیازهای زندگی و فرزند، یکی از نگرانیهای افراد این نسل، بحران فرهنگی و تربیتی موجود در جامعه است. نگرانی درباره محیطی که فرزندشان در آن تربیت میشود و افرادی که قرار است با آنها در ارتباط باشد، باعث شده است این نسل نسبت به شرایطی که قرار است فرزند خود را در آن بزرگ کند، حساستر باشد.
افشار: موضوع جالبی که در نسل Z وجود دارد، وجود ۲ نگاه متفاوت به انتخاب شریک عاطفی در امر ازدواج است. عدهای از این نسل وزنه تأثیر «خانواده» در این امر را سنگینتر از اولویتهای دیگر میبینند و به تطبیق و سنخیت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خانوادهها اهتمام میورزند؛ درحالی که برای عدهای دیگر تأثیر این وزنه کمتر شده و درمقابل، توانایی رشد فردی و قابل اتکا بودن شخص پررنگتر به نظر میرسد. درخصوص فرزند داشتن هم ترجیح میدهم زمانی این مسئولیت را قبول کنم که بتوانم آینده مطمئنی را برای فرزندم رقم بزنم.
به گزارش ایسنا، نسل Z با رویکردی مسئلهمحور و نگاهی پرسشگر، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به پیشران توسعه و نوآوری در جامعه دارد. کارشناسان معتقدند اگرچه این نسل با چالشهای اقتصادی جدی دستوپنجه نرم میکند، اما دغدغهمندی و مسئولیتپذیری آنها در تصمیمگیریهای اخلاقی، نشان از ظرفیت بالای آنها برای ایجاد تغییرات سازنده دارد. در این میان، مشارکت دادن این نسل در فرآیندهای تصمیمگیری و شنیدن صدای آنها، میتواند از مسیر بیراهه جلوگیری کرده و آنها را به نیروی محرکهی پیشرفت در دنیای امروز تبدیل کند.

انتهای پیام
