دکتر سمانه پورهادی، دکترای تخصصی سالمندشناسی و استادیار دانشگاه علوم پزشکی بابل، به مناسبت روز جهانی سالمند، با طرح این پرسش که «چرا بسیاری از افراد از اینکه سالمند یا پیر خطاب شوند ناراحت میشوند؟»، اظهار کرد: شاید دلیل این نگرانی آن باشد که نخستین تصویری که در ذهن بسیاری از ما از سالمندی شکل گرفته، تصویری از محدودیت، بیماری، ضعف یا وابستگی است؛ در حالی که سالمندی مترادف با بیماری نیست.
وی افزود: با افزایش سن، تغییراتی تدریجی و پیشرونده در قدرت عضلات، سرعت حرکت، خواب، بینایی، شنوایی و برخی تواناییهای شناختی ایجاد میشود و کاهش ظرفیتهای جبرانی بدن در برابر عوامل استرسزای داخلی و خارجی، فرد را نسبت به گروههای سنی دیگر مستعد ابتلا به برخی بیماریها میکند؛ اما بسیاری از مشکلاتی که به سالمندی نسبت داده میشوند، الزاماً نتیجه اجتنابناپذیر افزایش سن نیستند.
پورهادی با اشاره به نقش سبک زندگی در کیفیت دوران سالمندی تصریح کرد: بیماریهای مزمن، کمتحرکی، انزوای اجتماعی، تغذیه نامناسب و عوامل متعدد دیگر میتوانند بر کیفیت زندگی در سالمندی تأثیرگذار باشند و به همین دلیل لازم است مفهوم سالمندی را در ذهن خود بازتعریف کنیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بابل ادامه داد: همانگونه که کودکی، نوجوانی و جوانی را مراحل طبیعی زندگی میدانیم، سالمندی نیز ادامه همین مسیر است؛ مرحلهای که ویژگیها، نیازها، فرصتها و چالشهای خاص خود را دارد و اگر زندگی فرد ادامه پیدا کند، در نهایت به این مرحله خواهد رسید.
وی تأکید کرد: پذیرش سالمندی به معنای پذیرفتن هر بیماری یا محدودیتی به عنوان امری طبیعی و اجتنابناپذیر نیست؛ باید میان «پذیرش سن» و «تسلیم شدن در برابر ناتوانی» تفاوت قائل شویم.
پورهادی با بیان اینکه هدف باید «خوب پیر شدن» باشد، گفت: خوب پیر شدن یعنی تا حد امکان سلامت خود را حفظ کنیم، استقلالمان را برای مدت طولانیتری نگه داریم، روابط اجتماعی خود را حفظ کنیم، همچنان احساس مفید بودن داشته باشیم و بتوانیم در تصمیمگیریهای مربوط به زندگی خود نقش داشته باشیم.
وی پذیرش سالمندی را موضوعی فراتر از یک مسئله فردی دانست و افزود: گاهی از سالمند انتظار داریم همچنان همان نقشها و تواناییهای دوران جوانی را داشته باشد و گاهی نیز به محض رسیدن فرد به سن سالمندی، او را ناتوان، وابسته یا نیازمند تصمیمگیری دیگران فرض میکنیم؛ در حالی که سالمندان یک گروه کاملاً یکسان نیستند.
استادیار دانشگاه علوم پزشکی بابل خاطرنشان کرد: یک فرد ۶۵ ساله ممکن است کاملاً فعال و مستقل باشد و فرد دیگری در همین سن به حمایت بیشتری نیاز داشته باشد؛ بنابراین سن به تنهایی نمیتواند تواناییهای یک انسان را تعریف کند و باید هر فرد را بر اساس تواناییها، علایق، تجربهها، انتخابها و نقشی که میتواند در خانواده و جامعه داشته باشد، دید.
وی با اشاره به ظرفیتهای ارزشمند سالمندان گفت: سالمندان فقط دریافتکنندگان خدمات نیستند؛ آنها سالها تجربه، دانش، مهارت و خاطره با خود دارند و بسیاری از آنان میتوانند همچنان در خانواده، جامعه، آموزش، فرهنگ و فعالیتهای داوطلبانه نقشآفرین باشند.
پورهادی پذیرش سالمندی را از دو منظر قابل توجه دانست و اظهار کرد: نخست، پذیرش سالمندی خودمان است؛ یعنی بدانیم رفتارها و انتخابهای امروز ما بخشی از سالمندی آیندهمان را شکل میدهد و دوم، پذیرش سالمندی دیگران است؛ به این معنا که سالمندان را همانگونه که هستند ببینیم، نه بر اساس کلیشههایی که درباره پیری در ذهن داریم.
وی تغییر نگاه و ادبیات جامعه نسبت به سالمندان را ضروری دانست و گفت: به جای اینکه بگوییم «دیگر از او گذشته است»، باید بپرسیم «چه کاری هنوز میتواند انجام دهد؟» و به جای اینکه صرفاً به دلیل سالمند بودن فرد تصور کنیم نمیتواند کاری را انجام دهد، باید بپرسیم «چه حمایتی لازم دارد تا بتواند انجام دهد؟»
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بابل خاطرنشان کرد: این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سالمندی فقط آن چیزی نیست که در بدن یک انسان اتفاق میافتد، بلکه بخشی از تجربه سالمندی به تصویری مربوط است که جامعه از سالمند میسازد.
وی افزود: روز جهانی سالمند فرصت مناسبی است تا علاوه بر توجه به سالمندان امروز، به آینده خودمان نیز فکر کنیم؛ زیرا هر کدام از ما سالمند آینده هستیم و نوع نگاه امروز ما به سالمندان، در واقع نوع جامعهای را نشان میدهد که میخواهیم فردا در آن سالمند باشیم.
پورهادی در پایان گفت: سالمندی نباید چیزی برای ترسیدن، پنهان کردن یا انکار کردن باشد، بلکه باید آن را فصلی طبیعی از زندگی بدانیم؛ فصلی که میتواند همچنان با یادگیری، ارتباط، مشارکت، تجربه، عشق و معنا همراه باشد. قرار نیست از سالمندی فرار کنیم؛ قرار است برای خوب سالمند شدن آماده شویم.
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی دانشگاه علومپزشکی بابل در روز چهارشنبه هشتم مهر، وی تأکید کرد: سالمندی پایان زندگی نیست؛ ادامه زندگی است، با شکل و نیازهای متفاوت خواهد بود.
انتهای پیام
