امروز، هشتم مهرماه، همزمان با روز بزرگداشت مولانا جلالالدین محمد بلخی، فرصتی برای بازخوانی ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه این شاعر و عارف نامدار فراهم میشود؛ شخصیتی که شناخت دقیقتر سیمای تاریخی او، افزون بر بررسی آثار ادبی و عرفانی، مستلزم توجه به ابعاد اجتماعی، خانوادگی و مناسبات او با ساختارهای سیاسی و اجتماعی عصر خویش است. در این میان، بررسی مکتوبات مولانا و نامههای او به عالمان، نزدیکان و صاحبان نفوذ و قدرت، میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره جایگاه اجتماعی و ارتباطات او در جامعه قرن هفتم هجری در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
مهدی حیدری عضو هیات علمی دانشگاه یزد در گفتوگو با ایسنا ضمن اشاره به تغییر رویکرد پژوهشهای معاصر درباره مولانا جلالالدین محمد بلخی اظهار کرد: در سالهای اخیر، مطالعات مولاناپژوهی تنها بر جنبههای عرفانی و ادبی آثار او متمرکز نمانده و توجه پژوهشگران بیش از گذشته به بازسازی سیمای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مولانا معطوف شده است.
وی افزود: یکی از مهمترین منابع در این زمینه، «مکتوبات» مولاناست؛ مجموعهای از نامههایی که خطاب به افراد مختلف، از اعضای خانواده و مریدان گرفته تا عالمان، شخصیتهای اجتماعی و صاحبان قدرت سیاسی نوشته شده است.
حیدری ادامه داد: اهمیت مکتوبات از این جهت است که برخلاف آثاری مانند «مثنوی معنوی» و «دیوان شمس» که عمدتاً در چارچوب بیان اندیشههای عرفانی، اخلاقی و فلسفی شکل گرفتهاند، نامهها در ارتباط با اشخاص مشخص و در موقعیتهای اجتماعی و تاریخی معین نوشته شدهاند و از این جهت میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی عملی و مناسبات اجتماعی مولانا در اختیار پژوهشگران قرار دهند.
این دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تصریح کرد: هدف پژوهشهای جدید تنها ترجمه نامههای مولانا نیست، بلکه نسخههای خطی، تفاوت روایتهای متنی، ساختار و زبان نامهها، هویت مخاطبان، اصطلاحات تاریخی و اداری، مکانها و مناسبات اجتماعی و سیاسی منعکسشده در آنها نیز مورد بررسی قرار میگیرد تا تصویر دقیقتری از جایگاه تاریخی مولانا به دست آید.
وی با بیان اینکه مکتوبات مولانا میتواند بهعنوان منبعی تاریخی برای شناخت جامعه آناتولی در سده هفتم هجری مورد استفاده قرار گیرد، گفت: مخاطبان این نامهها تنها شاگردان و مریدان مولانا نیستند، بلکه اعضای خانواده، نزدیکان، عالمان، صاحبان مناصب و شخصیتهای بانفوذ سیاسی و اجتماعی را نیز شامل میشوند.
حیدری ادامه داد: بنابراین، این نامهها امکان بررسی شبکه گسترده ارتباطات مولانا را فراهم میکنند و نشان میدهند که زندگی او در خلأ اجتماعی و جدا از ساختارهای سیاسی و اقتصادی زمانه شکل نگرفته است.
عضو هیات علمی دانشگاه یزد ضمن بیان اینکه این شواهد به معنای آن نیست که مولانا را بتوان «سیاستمدار» به معنای امروزی کلمه دانست، گفت: آنچه از مکتوبات میتوان دریافت، حضور فعال او در مناسبات اجتماعی و در مواردی ارتباط مستقیم با ساختارهای قدرت سیاسی است.
حیدری خاطرنشان کرد: مولانا در برخی نامهها برای افراد مختلف درخواست کمک، حمایت، میانجیگری یا حل مشکلات داشته و از ارتباط خود با شخصیتهای بانفوذ برای پیگیری مسائل دیگران استفاده کرده است؛ بنابراین، برای توصیف این وجه از شخصیت او، تعبیر «کنشگر اجتماعی» میتواند دقیقتر از عنوان «سیاستمدار» باشد.
وی در خصوص محتوای نامههای مولانا، ضمن بیان اینکه موضوعات مورد توجه او تنها مسائل عرفانی و معنوی نبوده و بسیاری از نامهها با مسائل کاملاً روزمره و عینی زندگی اجتماعی ارتباط دارند، گفت: محتوای این نامهها شامل درخواست برای یافتن شغل، پیگیری مشکلات مالی، حمایت از اشخاص گرفتار، میانجیگری در اختلافات، درخواست بخشش یا مساعدت از صاحبان قدرت، مسائل مربوط به اموال و داراییها و حمایت از اعضای خانواده و نزدیکان بوده است.
دانشیار زبان و ادبیات فارسی افزود: این مضامین تصویری متفاوت از مولانا در اختیار پژوهشگر قرار میدهد؛ تصویری که در آن، شاعر و عارف بزرگ قرن هفتم هجری در کنار فعالیتهای فکری و عرفانی خود، با مسائل ملموس زندگی اجتماعی نیز درگیر بوده است.
وی با اشاره به برخی نمونههای موجود در مکتوبات گفت: در شماری از نامهها، مولانا از شخصیتهای قدرتمند سیاسی برای حل مشکلات افراد مختلف درخواست مساعدت کرده است؛ در برخی موارد، موضوع نامه فراهم کردن شغل برای فردی مشخص بوده و در مواردی دیگر، درخواست بخشش، جلوگیری از مصادره اموال یا رسیدگی به مسائل مالی و ملکی مطرح شده است.
حیدری ادامه داد: در برخی نامهها نیز حمایت از نزدیکان و وابستگان مولانا یا پیگیری امور مربوط به آنان دیده میشود و این شواهد نشان میدهد ارتباط او با صاحبان قدرت صرفاً جنبه تشریفاتی یا معنوی نداشته و در مواردی با مسائل عینی زندگی افراد ارتباط پیدا میکرده است.
وی از معینالدین پروانه بهعنوان یکی از شخصیتهای سیاسی مرتبط با مکتوبات مولانا نام برد و گفت: معینالدین پروانه از چهرههای مهم سیاسی آناتولی در دوره سلجوقیان روم و عصر مغول بود و بررسی نامههای مولانا به او نشان میدهد که میان این دو ارتباط وجود داشته و مولانا در مواردی برای کمک به اشخاص مختلف از او درخواست کرده است.
این استاد دانشگاه افزود: این مسئله از نظر تاریخی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد مولانا برخلاف تصویری که ممکن است از یک عارف منزوی و جدا از ساختارهای اجتماعی در ذهن ایجاد شود، در جامعه زمان خود دارای شبکهای از ارتباطات اجتماعی بوده و در مواردی میتوانسته از این شبکه برای میانجیگری و حمایت از دیگران استفاده کند.
حیدری ضمن تأکید بر اینکه رابطه مولانا با صاحبان قدرت را نمیتوان به وابستگی سیاسی یا درباری بودن او تقلیل داد، گفت: شواهد موجود تصویری پیچیدهتر ارائه میکنند، بهطوری که از یک سو مولانا با برخی شخصیتهای قدرتمند ارتباط داشت و در نامههای خود از آنان درخواست مساعدت میکرد و از سوی دیگر، در برخی آثار منثور منسوب به او، از جمله «فیه ما فیه»، مواضعی انتقادی نسبت به برخی رفتارهای سیاسی و مناسبات قدرت دیده میشود.
وی ادامه داد: رابطه مولانا با ساختار قدرت باید در چارچوب مناسبات اجتماعی و سیاسی پیچیده آناتولی در سده هفتم هجری بررسی شود و نمیتوان آن را تنها در قالب دوگانه ساده مخالفت با قدرت یا وابستگی به قدرت توضیح داد.
این پژوهشگر با اشاره به اهمیت مکتوبات برای شناخت روابط خانوادگی مولانا نیز گفت: این نامهها اطلاعاتی درباره روابط خانوادگی و شخصی او در اختیار پژوهشگران قرار میدهند و از طریق آنها میتوان به جنبههایی از روابط خانوادگی، توصیهها، نگرانیها، اختلافات و مسائل عملی زندگی دست یافت که در زندگینامههای عرفانی متأخر الزاماً با همین وضوح دیده نمیشوند.
وی اظهار کرد: از این جهت، مکتوبات میتواند منبعی ارزشمند برای مقایسه میان «مولانای تاریخی» و تصویری باشد که در روایتهای متأخر عرفانی از او شکل گرفته است.
حیدری یکی از مفاهیم مهم در پژوهشهای جدید درباره مکتوبات را چهرهشناسی تاریخی دانست و گفت: در این روش، پژوهشگر تنها به محتوای یک نامه توجه نمیکند، بلکه تلاش میکند هویت و پیشینه تمام اشخاصی را که در نامهها ظاهر میشوند شناسایی و روابط میان آنها را بازسازی کند.
استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد تصریح کرد: این رویکرد از آن جهت اهمیت دارد که میتواند تصویری چندلایه از زندگی مولانا ارائه کند که در این تصویر، مولانا تنها شاعر «مثنوی معنوی» و غزلیات «دیوان شمس» نیست، بلکه شخصیتی تاریخی است که در میان گروههای مختلف اجتماعی زندگی میکرد، با عالمان و مریدان ارتباط داشت، اعضای خانواده خود را حمایت میکرد، برای حل مشکلات افراد میانجیگری میکرد و در مواردی با صاحبان قدرت سیاسی و اقتصادی مکاتبه داشت.
حیدری مسئله اصالت و انتساب نامهها را نیز از مهمترین مسائل روششناختی این حوزه دانست و گفت: همانند بسیاری از متون برجایمانده از قرون میانه، آثار مولانا نیز از طریق نسخههای خطی و فرایندهای پیچیده انتقال متنی به دورههای بعد رسیدهاند و در این فرایند احتمال تغییر واژگان، حذف یا افزوده شدن بخشهایی از متن، خطای کاتبان و حتی انتساب نادرست برخی آثار وجود دارد.
وی تأکید کرد: بنابراین، وجود یک نامه در مجموعهای که با عنوان «مکتوبات مولانا» شناخته میشود، بهتنهایی برای اثبات قطعی انتساب آن کافی نیست و باید شواهد نسخهشناختی، تاریخی، زبانی و سبکی نیز مورد بررسی قرار گیرد.
عضو هیات علمی دانشگاه یزد در جمعبندی این مباحث گفت: اهمیت پژوهشهای جدید درباره مکتوبات مولانا در این نیست که ناگهان تصویری کاملاً ناشناخته از او کشف شده باشد، بلکه اهمیت اصلی در تغییر زاویه نگاه به شخصیت تاریخی او است.
وی ادامه داد: پژوهشهای جدید تلاش میکنند مولانا را نه تنها بهعنوان شاعر و عارف، بلکه بهعنوان انسانی تاریخی در متن جامعه، اقتصاد، سیاست، خانواده و مناسبات اجتماعی قرن هفتم هجری مطالعه کنند و این رویکرد امکان شکلگیری تصویری پیچیدهتر از او را فراهم میکند؛ تصویری که در آن تجربه عرفانی و فعالیت ادبی از زندگی اجتماعی جدا نیست.
حیدری در پایان گفت: یکی از مهمترین روندهای مولاناپژوهی معاصر، حرکت از «مولانای اسطورهای و روایی» به سوی «مولانای تاریخی و مستند» است و در این رویکرد، نامهها، نسخههای خطی، اسناد تاریخی و شواهد همعصر مولانا اهمیت بیشتری پیدا میکنند و روایتهای متأخر نیز در پرتو این شواهد دوباره ارزیابی میشوند.
انتهای پیام
