حمیدرضا گلمحمدی تواندشتی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: بازار در فرهنگ روستایی مازندران هیچگاه صرفاً محلی برای خرید و فروش کالا نبوده است، بلکه بخشی از زندگی اجتماعی مردم به شمار میآمد؛ جایی که محصول باغ و زمین کشاورزی به دست خریدار میرسید، همسایهها یکدیگر را میدیدند، خویشاوندان از حال هم باخبر میشدند و اخبار روستاهای اطراف نیز در همین رفتوآمدها منتقل میشد.
وی افزود: بازارهای هفتگی در واقع بخشی از تقویم زندگی مردم بودند؛ روزی مشخص که فرارسیدن آن برای بسیاری از اهالی، معنایی فراتر از دادوستد داشت. مسیر روستاها در آن روز به بازار ختم میشد و بازار نیز بهانهای برای دیدار، گفتوگو و حفظ پیوندهای اجتماعی بود.
حاجیبازار؛ بخشی از حافظه تاریخی باقرتنگه
این پژوهشگر فرهنگ و آیینهای مازندرانی با اشاره به «حاجیبازار» در روستای باقرتنگه شهرستان بابلسر، گفت: بر اساس روایتهای محلی، این بازار حدود پنج دهه پیش محل عرضه محصولات باغی، میوه و تربار اهالی باقرتنگه و روستاهای پیرامون بوده است.
گلمحمدی ادامه داد: اهمیت حاجیبازار را باید در ارتباط مستقیم آن با اقتصاد بومی منطقه جستوجو کرد. محصولی که در باغها و زمینهای کشاورزی باقرتنگه و اطراف آن تولید میشد، به بازار میآمد و بخشی از نیازهای مردم نیز از همین طریق تأمین میشد.
وی خاطرنشان کرد: در آن دوره، فاصله میان تولیدکننده و مصرفکننده به پیچیدگی امروز نبود. کشاورز محصول خود را به بازار میآورد، خریدار نیاز خود را تهیه میکرد و همین دادوستد ساده، بخشی از اقتصاد محلی را شکل میداد.

ضرورت تطبیق روایتهای محلی با اسناد تاریخی
گلمحمدی با تأکید بر ضرورت مستندسازی دقیق تاریخ حاجیبازار، بیان کرد: بر اساس برخی روایتهای محلی، محل حاجیبازار در محدودهای از باقرتنگه و در مجاورت منزل مرحوم حاجی باباعلی دکلان قرار داشته است، اما برای ثبت این موضوع در تاریخ مکتوب روستا، باید روایتهای افراد سالخورده و شاهدان آن دوره با اسناد، تصاویر قدیمی و نشانههای جغرافیایی تطبیق داده شود.
وی افزود: اینجا اهمیت «تاریخ شفاهی» مشخص میشود. روایتی که از زبان یک سالمند یا شاهد یک واقعه شنیده میشود، زمانی ارزش پژوهشی بیشتری پیدا میکند که بتوان آن را با روایتهای مستقل دیگر و اسناد موجود مقایسه و تکمیل کرد.
خاطرهای از پاکتهای کاغذی و اقتصاد ساده مردم
این پژوهشگر فرهنگ مازندران یکی از روایتهای جالب مربوط به حاجیبازار را خاطره ساخت پاکتهای کاغذی توسط کودکان دانست و گفت: بر اساس روایتهای محلی، کودکان با استفاده از کیسههای سیمان و چسباندن آنها با سریش، پاکتهای کاغذی تهیه میکردند و با قیمت ۱۰ شاهی در بازار به فروش میرساندند تا برای حمل محصولات مورد استفاده قرار گیرد.
گلمحمدی افزود: شاید این موضوع در نگاه نخست جزئی و ساده به نظر برسد، اما همین جزئیات میتواند تصویری روشن از سبک زندگی مردم آن دوره ارائه دهد؛ از امکانات محدود و صرفهجویی گرفته تا خلاقیت کودکان و اقتصادی که در آن بسیاری از وسایل مورد نیاز با دست و ابتکار خود مردم ساخته میشد.
وی تأکید کرد: گاهی همین خاطرات کوچک، بهتر از گزارشهای رسمی میتوانند چهره واقعی یک دوره تاریخی را برای نسل امروز ترسیم کنند.

بازار؛ محلی برای دیدار و تبادل خبر
این فعال فرهنگی و رسانهای با اشاره به کارکرد اجتماعی بازارهای قدیمی، گفت: بازارهای هفتگی را نباید فقط با میزان کالا و حجم معاملات ارزیابی کرد. بازار، محل دیدار آدمها نیز بود.
وی ادامه داد: مردم یکدیگر را میدیدند، درباره محصول و کشاورزی گفتوگو میکردند، از اتفاقات روستاهای اطراف باخبر میشدند و روابط خانوادگی و همسایگی در همین رفتوآمدها استمرار پیدا میکرد.
گلمحمدی افزود: به همین دلیل است که وقتی پای صحبت سالمندان مینشینیم، خاطرات آنها از بازار فقط درباره کالا و قیمت نیست؛ آنها از آدمها، مسیرها، فروشندگان، کودکان، صداها، گفتوگوها و اتفاقات روزهای بازار سخن میگویند.
وی تصریح کرد: آنچه امروز از حاجیبازار باقی مانده، فقط نام یک مکان نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی مردم باقرتنگه است.
از حاجیبازار تا دوشنبهبازار
گلمحمدی در ادامه به تداوم سنت بازار هفتگی در باقرتنگه اشاره کرد و گفت: بر اساس روایتهای محلی، پس از انقلاب، سنت بازار هفتگی در قالب «دوشنبهبازار» و در محدوده بلوار نیروی هوایی ادامه پیدا کرد.
وی افزود: این تغییر را میتوان در چارچوب تحولات اجتماعی و کالبدی منطقه در دهههای پس از انقلاب بررسی کرد، اما برای ترسیم دقیق مسیر تاریخی بازار، لازم است روایتهای افراد حاضر در آن دورهها به صورت جداگانه گردآوری و زمانبندی شود.
این پژوهشگر فرهنگ و آیینهای مازندرانی بیان کرد: از این منظر، حاجیبازار و دوشنبهبازار را میتوان دو حلقه از یک زنجیره دانست؛ زنجیرهای که از اقتصاد کشاورزی و باغداری آغاز میشود و با تحولات اجتماعی، جمعیتی و کالبدی منطقه در طول چند دهه پیوند میخورد.

هشدار درباره از دست رفتن تاریخ شفاهی
وی یکی از دغدغههای مهم در ثبت تاریخ اجتماعی باقرتنگه را از دست رفتن تدریجی شاهدان مستقیم وقایع دانست و اظهار کرد: بسیاری از کسانی که حاجیبازار را دیدهاند، امروز در سنین سالخوردگی قرار دارند و اگر خاطرات آنان ثبت نشود، ممکن است بخشی از این اطلاعات برای همیشه از دست برود.
گلمحمدی گفت: عکسهای قدیمی نیز در این زمینه گنجینهای ارزشمند هستند. ممکن است در یک عکس خانوادگی، چهره چند نفر در کنار بازار ثبت شده باشد که امروز تنها یکی از اعضای خانواده قادر به شناسایی آنها باشد. همین اطلاعات کوچک، اگر گردآوری و مستند شود، میتواند به شکلگیری یک آرشیو تصویری ارزشمند از تاریخ اجتماعی باقرتنگه کمک کند.
وی پیشنهاد کرد: میتوان فراخوانی عمومی میان اهالی باقرتنگه و خانوادههای قدیمی روستا برای گردآوری عکس، نگاتیو، سند، دستنوشته و خاطرات مرتبط با حاجیبازار و دوشنبهبازار منتشر کرد.
این پژوهشگر تأکید کرد: در چنین طرحی، حفظ اصل اسناد و عکسها، تهیه نسخه دیجیتال باکیفیت و ثبت اطلاعاتی مانند نام افراد، تاریخ تقریبی، محل ثبت تصویر و صاحب اثر اهمیت زیادی دارد؛ زیرا عکس بدون نام و تاریخ ممکن است چند سال بعد تنها تصویری بینام از گذشته باشد.
حاجیبازار؛ روایتی فراتر از باقرتنگه
گلمحمدی با بیان اینکه مطالعه حاجیبازار میتواند بخشی از تاریخ اجتماعی مازندران را روشن کند، گفت: روایت حاجیبازار تنها به باقرتنگه محدود نمیشود. بازارهای هفتگی در بسیاری از روستاها و شهرهای مازندران، نقشی مهم در اقتصاد محلی و روابط اجتماعی مردم داشتهاند.
وی افزود: مطالعه این بازارها میتواند دریچهای برای شناخت شیوه تولید و مصرف، روابط همسایگی، مناسبات اجتماعی، فرهنگ عمومی و سبک زندگی مردم در دهههای گذشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: از این منظر، ثبت تاریخ حاجیبازار و دوشنبهبازار میتواند بخشی از تاریخ اجتماعی مازندران را برای نسل آینده حفظ کند. گذشته را باید پیش از فراموشی ثبت کرد.

این پژوهشگر فرهنگ و آیینهای مازندران گفت: شناخت گذشته به معنای ماندن در گذشته نیست؛ جامعهای که گذشته خود را میشناسد، بهتر میتواند تحولات امروز و مسیر آینده خود را درک کند.
گلمحمدی افزود: نسل امروز شاید بسیاری از دشواریها و محدودیتهای زندگی چند دهه پیش را بهسادگی تصور نکند، اما زندگی ساده مردم، تلاش کشاورزان، رونق باغها، بازارهای هفتگی، روابط همسایگی و همکاری میان اهالی، همگی بخشی از هویت اجتماعی این سرزمین را شکل دادهاند.
وی تأکید کرد: باید پای صحبت پیشکسوتان نشست، خاطرات آنان را ثبت کرد، عکسهای قدیمی را از صندوقچهها بیرون آورد و روایتهای شفاهی را پیش از آنکه راویانشان از میان ما بروند، ثبت و مستند کرد.
گلمحمدی تصریح کرد: هر عکس، هر نام، هر خاطره و هر روایت، قطعهای از تاریخ یک سرزمین است و اگر امروز برای حفظ آنها اقدام نکنیم، ممکن است بخشی از تاریخ اجتماعی باقرتنگه و حتی گوشهای از تاریخ فرهنگی مازندران برای همیشه در گذر زمان از دست برود.
انتهای پیام
