گلاله اسکویی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه گرافیک محیطی در واقع نحوه ارتباط بصری انسان با محیط است، اظهار کرد: این مفهوم بسیار فراتر از تابلو، تبلیغات و عناصر تزئینی است. در واقع گرافیک محیطی زبان بصری شهر و زبانی است که به شهروند میگوید کجاست، به کجا میرود، چه چیزی در اطرافش قرار دارد و چگونه میتواند با محیط ارتباط برقرار کند.
وی افزود: تابلوهای تبلیغاتی تنها یکی از اجزای فضای بصری شهر هستند و هدف اصلی آنها معمولاً معرفی کالا، برند یا خدمات است، اما گرافیک محیطی وظایف گستردهتری دارد. سیستمهای راهیابی، علائم و نشانههای شهری، اطلاعات گردشگری، نامگذاری فضاها، طراحی ورودیها، هویت بصری فضاهای عمومی و نحوه ارائه اطلاعات در محیط شهری، همگی میتوانند بخشی از گرافیک محیطی باشند.
مدیر گروه ارتباط تصویری موسسه آموزش عالی فردوس با تاکید بر اینکه گرافیک محیطی نباید صرفاً زیبا باشد، تصریح کرد: ممکن است یک طرح از نظر زیباییشناسی جذاب به نظر برسد، اما اگر شهروند نتواند با آن ارتباط برقرار کند و مفهوم آن به سرعت منتقل نشود، در عمل نمیتوان آن طراحی را موفق دانست.
اسکویی با اشاره به سه موضوع مهم در گرافیک محیطی گفت: خوانایی، راهیابی و هویت سه مسئله مهمی هستند که در این حوزه با آنها مواجه هستیم. خوانایی یعنی شهروند بتواند ساختار اطلاعات محیط را به درستی درک کند، راهیابی یعنی بدون سردرگمی مسیر خود را پیدا کند و هویت نیز به معنای در نظر گرفتن ویژگی و شخصیت بصری شهر است.
وی ادامه داد: به همین دلیل، شهر موفق شهری نیست که پر از عناصر بصری باشد، بلکه شهری است که عناصر بصری آن بتوانند با یکدیگر ارتباط منطقی داشته باشند و از یک نظام منسجم پیروی کنند.
عضو هیات علمی موسسه آموزش عالی فردوس بیان کرد: این موضوع در شهری مانند مشهد اهمیت بیشتری دارد، زیرا مشهد علاوه بر شهروندان خود همواره میزبان تعداد زیادی زائر و گردشگر در طول سال است که بسیاری از آنها برای نخستینبار وارد مشهد میشوند و شناخت کاملی از ساختار شهری ندارند. گرافیک محیطی میتواند شهر را برای فردی که با آن ناآشناست، قابل فهم کند.
اسکویی با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی مشهد گفت: مشهد ازجمله شهرهایی است که باید هویت بصری قدرتمندی داشته باشد، اما به نظر میرسد اکنون میان این ظرفیتها و فضای بصری شهر فاصله وجود دارد. به صورت کلی، در مشهد با کمبود عناصر بصری مواجه نیستیم، بلکه با کمبود انسجام بصری مواجه هستیم.
وی افزود: در سطح شهر تابلوهای تبلیغاتی، علائم، مبلمان شهری، نشانهها، ورودیها و المانهای مختلف زیادی وجود دارد، اما این عناصر در قالب یک سیستم واحد و منسجم با یکدیگر ارتباط برقرار نمیکنند. این موضوع یکی از عوامل ایجاد آشفتگی بصری در شهر است.
مدیر گروه ارتباط تصویری موسسه آموزش عالی فردوس خاطرنشان کرد: آشفتگی بصری صرفاً به این معنا نیست که تعداد تابلوها زیاد باشد. زمانی که اندازهها، رنگها، فونتها، تصاویر تبلیغاتی و نشانههای مختلف بدون یک منطق مشترک در کنار یکدیگر قرار میگیرند، حجم زیادی از اطلاعات و دادهها را به چشم و ذهن شهروند منتقل میکنند و در نتیجه تشخیص اطلاعات مهم و ضروری دشوار میشود.
وی ادامه داد: این مسئله برای مشهد، به دلیل زائرپذیر بودن شهر، باید پررنگتر و با اهمیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. فردی که وارد شهر میشود باید بتواند فرودگاه، راهآهن، حرم مطهر، مراکز اقامتی، درمانی و گردشگری و دیگر مقاصد مهم را بر اساس یک منطق بصری مشخص و قابل فهم پیدا کند.
اسکویی درباره مفهوم هویت بصری شهر مشهد اظهار کرد: هویت بصری را نمیتوان تنها با چند المان یا نماد ایجاد کرد. استفاده از تعدادی المان و نماد مشابه به معنای ایجاد هویت شهری نیست. هویت زمانی شکل میگیرد که زبان بصری شهر، ازجمله تایپوگرافی، نشانهها، تابلوها، فضاهای عمومی و حتی نحوه ارائه اطلاعات، از انسجام برخوردار باشد.
وی با اشاره به اهمیت پیشینه تاریخی و فرهنگی کلانشهر مشهد، خاطرنشان کرد: باید لایههای مختلف هویتی مشهد را به یک تعادل رساند و به جای اینکه با انباشت نمادها به دنبال هویتبخشی باشیم، هویت مشهد را در قالب یک نظام طراحی منسجم و معاصر بازتعریف کنیم.
مدیر گروه ارتباط تصویری موسسه آموزش عالی فردوس در پاسخ به اینکه مدیریت شهری در راستای اصلاح گرافیک محیطی شهر چه اقداماتی میتواند در اولویت قرار دهد، پیشنهاد کرد: لازم است اتاقهای فکری با حضور طراحان گرافیک و متخصصانی از حوزههای مختلف مانند روانشناسی و جامعهشناسی تشکیل شود تا نیازها و خواستههای جامعه در زمینه گرافیک محیطی شناسایی شود.
اسکویی تصریح کرد: مدیریت شهری پیش از آنکه به سراغ طراحی تابلوهای جدید برود، باید به فکر ایجاد یک نظام منسجم گرافیک محیطی برای شهر باشد. در صورت اولویتبندی، پیشنهاد میشود یک نظام جامع گرافیک محیطی برای شهر تعریف شود که در آن مشخص باشد رنگ، فونت، پیکتوگرام، اندازه، نور، جنس، محل نصب و سلسلهمراتب انواع نشانههای شهری چگونه باید باشد تا کل شهر از یک زبان مشترک برخوردار شود.
وی ادامه داد: در عین حال، این نظام باید به گونهای طراحی شود که محلهها و فضاهای شاخص بتوانند هویت خاص خود را نیز حفظ کنند. برای مثال، محدوده اطراف حرم مطهر هویت متفاوتی از منطقهای مانند ملکآباد دارد، اما هر دو میتوانند در کنار هویت محلی خود از یک زبان بصری مشترک برخوردار باشند.
عضو هیات علمی موسسه آموزش عالی فردوس با بیان اینکه یکی دیگر از اولویتها تفکیک اطلاعات ضروری شهری از تبلیغات است، خاطرنشان کرد: شهروند نباید برای پیدا کردن نام یک خیابان، ایستگاه مترو، بیمارستان یا دیگر اطلاعات ضروری، با همان شرایطی مواجه شود که برای دیدن یک تبلیغ تجاری با آن مواجه است. اطلاعات عمومی شهر باید از نظر جایگاه، اندازه، خوانایی و سایر ویژگیها در اولویت قرار داشته باشد و بر تبلیغات غلبه کند.
اسکویی افزود: گرافیک محیطی از منظر مدیریت شهری نباید یک موضوع پروژهای و مقطعی باشد که در دورهای پروژهای برای آن تعریف شود و پس از آن کنار گذاشته شود، بلکه باید به عنوان بخشی از سیاستگذاری شهری مورد توجه قرار گیرد تا بتواند زبان مشترکی میان شهر و شهروند ایجاد کند.
وی با تاکید بر استفاده از ظرفیتهای دانشگاهی گفت: میتوان از ظرفیت دانشگاهها و رشتههای مختلف مانند گرافیک، طراحی صنعتی و معماری استفاده کرد و با تشکیل تیمهای تخصصی، ارتباط درست میان فضا و مخاطب را شناسایی و برای هر بخش، بهترین مکان و نقطه را برای شکلگیری هویت بصری تعیین کرد.
مدیر گروه ارتباط تصویری موسسه آموزش عالی فردوس تصریح کرد: هدف از این اقدامات باید ایجاد ارتباط درست میان شهر و شهروند و پاسخ به اهداف مدیریت شهری در طراحی گرافیک محیطی باشد؛ ضمن اینکه شهروند در زمان حضور و قدمزدن در فضای شهری نیز با یک انسجام بصری مناسب مواجه شود و درک و دید بصری او تقویت شود.
انتهای پیام
