دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ | ۱۶:۱۷
منبع: نمایندگی آذربایجان شرقی
از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

آذربایجان شرقی (ایسنا) - دیدار شمس تبریزی و مولانا را می‌توان یکی از تأثیرگذارترین نقطه‌عطف‌های تاریخ عرفان و ادبیات فارسی دانست؛ دیداری که مسیر زندگی مولانا را تغییر داد و از عالمی صاحب‌نام، شاعری ساخت که شور و عشق عرفانی را به یکی از ماندگارترین جلوه‌های شعر فارسی تبدیل کرد.

شمس تبریزی برای مولانا تنها یک دیدار یا آشنایی تازه نبود؛ حضوری بود که مسیر زندگی و اندیشه او را دگرگون کرد و عالمی فقیه و زاهد را به شاعری شوریده و عارف بدل ساخت. نسبت شمس و مولانا، از ماندگارترین پیوندهای تاریخ عرفان و ادبیات فارسی است؛ پیوندی که همچنان بخشی از جهان معنا و اندیشه ایرانی را شکل می‌دهد.

روایت شمس و مولانا، روایت عبور از جهان ظاهر به جهان معناست؛ از همین رو، شناخت شخصیت شمس و تأثیر او بر مولانا همچنان موضوعی برای تأمل و پژوهش در میان استادان، دانشجویان و علاقه‌مندان ادبیات و عرفان فارسی است. بررسی ابعاد این رابطه، می‌تواند دریچه‌ای برای بازخوانی اندیشه و آثار این دو چهره ماندگار ادبیات فارسی باشد.

در همین راستا، آیین بزرگداشت «شمس و مولانا؛ سیری در جهان معنا» با هدف پاسداشت شعر و عرفان پارسی و گرامیداشت نام شمس تبریزی و مولانا، دوشنبه ۱۳ مهرماه در تالار خاقانی دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز برگزار شد.

این برنامه به همت کانون سیمرغ سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی و با همکاری انجمن علمی ادبیات فارسی برگزار شد و استاد حسین مهرنگ، استاد زبان و ادبیات فارسی و دکتر باقر صدری‌نیا، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی در آن به سخنرانی پرداختند؛ همچنین خوشنویسی زنده ابیاتی از اشعار مولانا، شعرخوانی غزلیات و اشعار او و اجرای دف و سنتور از بخش‌های این آیین بود.

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

شمس، مولانا را از جهان ظاهر به جهان معنا عبور داد

استاد حسین مهرنگ، استاد زبان و ادبیات فارسی در این آیین با تأکید بر جایگاه شمس تبریزی و مولانا در عرفان و ادبیات فارسی، گفت: عارفان، چه شاعر باشند و چه نباشند، تلاش می‌کنند انسان را از جهان مادی به سوی جهان معنا هدایت کنند؛ همان پلی که شمس از طریق آن مولانا را به جهان معنا عبور داد.

وی عنوان کرد: گمشده مشترک انسان‌ها، جهان معناست؛ اما تفاوت در این است که برخی نمی‌دانند چیزی را گم کرده‌اند، برخی از گمشده خود آگاه‌اند اما نمی‌دانند چیست یا کجا باید آن را پیدا کنند و گروهی نیز می‌دانند چه چیزی را و در کجا گم کرده‌اند.

وی با اشاره به تأثیر شمس بر زندگی مولانا، افزود: مولانا پیش از دیدار شمس، فقیه و مفتی شهر بود، اما ورود شمس به زندگی او تحولی عمیق ایجاد کرد. این دگرگونی چنان گسترده بود که مولانا تمام تلاش خود را در آثارش به کار گرفت تا انسان را با جهان فراتر از ماده آشنا کند؛ تحولی که می‌توان آرزو کرد پرتوی از آن در زندگی دیگران نیز پدیدار شود.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه مولانا در مثنوی از حکایت‌ها و تمثیل‌ها برای بیان حقایق عمیق استفاده می‌کند، گفت: او می‌کوشد مفاهیمی را که بیان مستقیم آنها دشوار است، با روایت‌ها و مثال‌های گوناگون به مخاطب منتقل کند. دغدغه اصلی مولانا، رساندن انسان به حقیقتی است که ورای ظاهر امور قرار دارد و برای بیان آن، از شیوه‌های مختلف ادبی بهره می‌گیرد.

وی «فیه ما فیه» را از آثار مهم برای شناخت ابعاد معنوی و فکری مولانا دانست و اظهار کرد: در این اثر می‌توان با دغدغه‌های معنوی مولانا و سخنان او در مجالس و گفت‌وگوهایش آشنا شد؛ سخنانی که گاه با هدف بیدار کردن مخاطب بیان می‌شوند و نگاه ژرف او به قرآن و مفاهیم دینی را آشکار می‌کنند.

وی با اشاره به نگاه عرفانی مولانا به قرآن، تأکید کرد: مولانا به ظاهر الفاظ بسنده نمی‌کند، بلکه در پی درک لایه‌های عمیق‌تر و باطنی آن است. از نگاه او، رسیدن به حقیقت نیازمند عبور از ظاهر و راه یافتن به معنای درونی کلام است؛ رویکردی که در آثار عین‌القضات همدانی نیز می‌توان نمونه‌هایی از آن را مشاهده کرد.

مهرنگ همچنین با اشاره به جایگاه شمس در زندگی مولانا، گفت: شمس با شیوه زندگی و سخنان خود می‌کوشید مولانا را متوجه حقیقتی کند که به باور او، از دست رفتن آن زیان بزرگی بود. رابطه این دو نشان می‌دهد که گاهی حضور یک انسان و تأثیر عمیق او می‌تواند مسیر فکری و معنوی فردی دیگر را دگرگون کند.

وی در پایان، دانشجویان ادبیات را به مطالعه جدی آثار مولانا به‌ویژه مثنوی، توصیه کرد و گفت: مثنوی می‌تواند راهنمایی برای تأمل در مسائل زندگی و پرسش‌های انسان باشد. به باور او، آثار مولانا تنها متونی برای مطالعه ادبی نیستند، بلکه می‌توانند در نگرش و شیوه زندگی انسان نیز تأثیرگذار باشند.

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

شمس، مولانا را از زاهدی باوقار به شاعری دگرگون کرد

همچنین دکتر باقر صدری‌نیا، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز در این آیین با اشاره به سیمای شمس تبریزی در منابع تاریخی و ادبی، گفت: شمس با وجود آنکه در منابع نخستین مربوط به مولانا و مولویه معرفی شده، همچنان چهره‌ای اسطوره‌ای دارد و برای نزدیک شدن به سیمای واقعی او باید در «مقالات شمس» تأمل کرد و از تصویر افسانه‌ای او به واقعیت وجودی‌اش نزدیک شد.

وی اظهار کرد: برای شناخت تأثیر شمس بر مولانا باید توجه داشت که مولانا هنگام رویارویی با شمس، خود شخصیتی بزرگ و دانشمند بود و علوم زمان خود را به‌خوبی فراگرفته بود؛ چنان‌که خود شمس نیز با صراحت، جایگاه علمی و معنوی او را ستوده است.

وی افزود: دیدار دگرگون‌ساز مولانا با شمس، نخستین دیدار این دو نبود و شمس پیش از آن نیز مولانا را دیده و او را می‌شناخت؛ اما در دیدار نهایی، مولانا در شعاع تأثیر شمس قرار گرفت و این مواجهه مسیر زندگی، اندیشه و سلوک او را دگرگون کرد.

عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی شمس، درون‌گرایی و نهان‌کاری را از ویژگی‌های مهم او دانست و گفت: شمس از کودکی تلاش می‌کرد باطن و حقیقت وجودی خود را از دیگران پنهان کند و بعدها نیز بر این باور بود که انسان‌ها معمولاً تحمل رویارویی مستقیم با حقیقت درونی یکدیگر را ندارند؛ از این رو، همواره هویت و احوال درونی خود را آشکار نمی‌کرد.

وی ادامه داد: شمس در عین آنکه فقیه و اهل طریقت بود، خود را در قالب‌های رایج محدود نمی‌کرد؛ نه لباس اهل علم را بر تن می‌کرد و نه لباس درویشان را، بلکه با دسترنج خود زندگی می‌کرد و حتی برای مدتی به کارگری و عملگی می‌پرداخت. این استقلال رفتاری، بخشی از سیمای متفاوت شمس را شکل داده است.

وی با اشاره به روحیه قلندری شمس، اظهار کرد: او در عین پایبندی به سنت پیامبر، از هنجارهای معمول اجتماعی فاصله می‌گرفت و به سراغ گروه‌هایی می‌رفت که در حاشیه جامعه قرار داشتند؛ با این حال، اجازه نمی‌داد مولانا به دلیل جایگاه اجتماعی و دینی خود، در همه این موقعیت‌ها همراه او باشد.

صدری‌نیا، شمس را «نقاد بی‌ملاحظه مشرب‌ها و اندیشه‌ها» توصیف کرد و گفت: شمس با وجود آشنایی عمیق با جریان‌های عرفانی زمان خود، مرید و مقلد هیچ‌کس نبود و حتی از شخصیت‌های بزرگی مانند ابن‌عربی و دیگر عارفان و اندیشمندان با صراحت انتقاد می‌کرد. این روحیه انتقادی نشان می‌دهد که شمس استقلال فکری خود را حفظ کرده و اندیشه‌ها را بدون تعصب مورد ارزیابی قرار می‌داد.

وی در پایان با اشاره به نتیجه این تأثیرگذاری، گفت: دگرگونی مولانا پس از مواجهه با شمس، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های اثرگذاری یک انسان بر مسیر فکری و معنوی انسان دیگر است.

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

گرامیداشت شمس و مولانا، فرصتی برای پاسداشت میراث شعر و عرفان فارسی است

استاد اسدالله واحد، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز، در این آیین با گرامیداشت یاد و خاطره شمس و مولانا، بر اهمیت برگزاری چنین نشست‌هایی در فضای دانشگاهی تأکید کرد.

وی با اشاره به برگزاری این آیین در دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز، اظهار کرد: برگزاری این نشست فرصتی برای گرامیداشت یاد و نام شمس و مولانا و پرداختن به میراث شعر و عرفان فارسی است.

وی با قدردانی از حضور استادان، دانشجویان و علاقه‌مندان به شمس و مولانا در این برنامه، گفت: این آیین به همت کانون سیمرغ سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی و با همراهی انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی برگزار شده است.

این عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز همچنین با اشاره به حضور استادان پیشکسوت و صاحب‌نظر حوزه زبان و ادبیات فارسی در این نشست، بر نقش چنین برنامه‌هایی در تقویت فضای علمی و فرهنگی دانشگاه و آشنایی دانشجویان با میراث ادبی و عرفانی ایران تأکید کرد.

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

از زاهدی باوقار تا شاعری شوریده؛ شمس چگونه جهان مولانا را دگرگون کرد؟

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها