به گزارش ایسنا، اختلافنظر میان اعضای هیاترئیسه فدراسیون فوتبال نهتنها بد نیست، که میتواند نشانه سلامت یک نهاد باشد اما آنچه دیشب از زبان دو عضو هیاترئیسه در یک برنامه تلویزیونی شنیده شد، دیگر در چارچوب «اختلافنظر» نمیگنجید.
وقتی یک عضو، عضو دیگر را در آنتن زنده تلویزیون به فساد متهم میکند، دیگر نمیتوان از کنار ماجرا گذشت. باید همهچیز را زیر ذرهبین برد؛ تصمیمها، قراردادها، عملکردها و روندهایی که در هیاترئیسه فدراسیون فوتبال شکل گرفته است.
این ماجرا دو حالت بیشتر ندارد؛ یا اتهام درست است که در این صورت، متهم باید بدون ملاحظه برکنار، محروم و برای همیشه از فوتبال کنار گذاشته شود یا اتهام دروغ است و برای کسب منفعتی سیاسی، مدیریتی یا شخصی مطرح شده که در این صورت نیز تهمتزننده باید برکنار و محروم شود. نمیشود هم فساد را دید و سکوت کرد و هم تهمت زد و هزینهای نپرداخت.
این بهتانزنیها باید یک بار برای همیشه به فرجامی روشن برسد.
مردم این روزها آنقدر گرفتار زندگی و دشواریهایش هستند که فوتبال را بیشتر برای چند دقیقه آسودن از واقعیتها میخواهند. سزاوار نیست وقتی به فوتبال پناه میآورند، خود با تیرهای بیاخلاقی، فساد و کشمکشهای مدیریتی روبهرو شوند.
درست است که کشور با جنگ، تحریم و دشواریهای گسترده در روابط خارجی روبهرو است اما نمیتوان همه ناکارآمدیهای فوتبال را به این مشکلات نسبت داد. فوتبال ایران بیش از اینها گرفتار سستی ساختاری و سوءمدیریت شده است. سخنان دو عضو هیاترئیسه شاید، اگر جدی گرفته شود، کلیدی باشد برای پاسخ به یک پرسش اساسی؛ چرا فوتبال ایران به این روز افتاده و راه برونرفت چیست؟
پاسخ، دستکم در گام نخست، پیچیده نیست؛ برخورد بیملاحظه با دروغ، خرابکاری، فساد و هر رفتاری که فوتبال را از اخلاق و خرد دور میکند؛ بدون رودربایستی، چشمپوشی و ملاحظهکاری.
تا آغاز جام ملتهای آسیا زمان چندانی نمانده و تیم ملی در یکی از نگرانکنندهترین حالتهای خود قرار دارد. سرمربی نقدها را نمیشنود و ارزیابی دیگران را نادیده میگیرد. مدیران فدراسیون نیز چشم بر ناکارآمدیها بسته و زبان به ستایش اغراقآمیز از زیرمجموعهها گشودهاند. فریاد دلسوزان به دیوار سردِ مدیریت میخورد و پنبهی انکار همچنان در گوش مدیران فوتبال است.
نجات فوتبال کار یک روز و دو روز نیست اما طولانیترین راهها هم با یک گام آغاز میشوند.
گام نخست، پاکسازی سرچشمه است. فدراسیون فوتبال، بهعنوان متولی این رشته، باید از فساد، بیانضباطی، نادرستی و آشوب مدیریتی پاک شود و این کار جز با میدان دادن به مدیران دلسوز، کارآزموده و کاردان ممکن نیست.
گام دوم، فوتبال پایه است؛ بازآرایی و بازسازی ساختاری کارآمد که از پایینترین ردههای سنی آغاز شود و آینده فوتبال را بسازد، نه اینکه صرفاً امروز را اداره کند.
گام سوم، شفافیت است؛ همه گزینشها و تصمیمهای اقتصادی، انضباطی و فنی باید در برابر رسانهها و مردم روشن باشند؛ مردمی که صاحبان واقعی فوتبالاند.
اگر اتهام فساد مطرح میشود، باید حقیقت روشن شود. اگر دروغ گفته شده، دروغگو باید هزینه بدهد. اگر مدیری ناکارآمد است، باید کنار برود. فوتبال ایران بیش از این تابِ ملاحظهکاری، رودربایستی و پاک کردن صورتمساله را ندارد.
وقت آن رسیده که به جای ستایشهای بیحساب و انکارهای همیشگی، سرچشمه را پاک کنیم.
انتهای پیام
