اسکندر مختاری، پژوهشگر میراث معماری و شهرسازی و چهره ماندگار میراث فرهنگی، به بهانه روز تهران در گفتوگو با ایسنا، درباره وضعیت هویت تاریخی تهران و آنچه در تهدید است، اظهار کرد: مهمترین نمود هویت تاریخی این شهر در شرایط امروز را باید در میراث ناملموس آن جستوجو کرد. به طور حیرتانگیزی از جنگ ۱۲ روزه به این طرف، یک اتحاد ملی بین اهالی این شهر شکل گرفته است. همه فکر میکنند که به جای اینکه از این شهر انتقاد کنند، باید آن را نگه دارند، باید با هم متحد باشند و به هم کمک کنند تا از این دوره سخت و از این روزهای سخت عبور کنند. من به این میگویم میراث ناملموس تهران و حتماً این روزها در تاریخ ماندگار خواهد شد.
مبارزه برای جلوگیری از تخریبهای تهران خیلی سختتر شده است
او درباره وضعیت بافت تاریخی تهران و روند حفاظت از آن نیز توضیح داد: مبارزه برای جلوگیری از تخریبها خیلی سختتر از گذشته شده است، چون ارزش و قیمت زمین بالا رفته و پولهای سرگردان به هر جایی که امکان انباشت سرمایه بیشتر دارد، هجوم آوردهاند.
مختاری با اشاره به بازدیدهای اخیر خود از محلههای تاریخی تهران ادامه داد: من در این روزها از محله «سیروس» بازدید کردم و چند روز قبل از آن هم محله «اودلاجان» (عودلاجان) بازدید کرده بودم و شاهد این هستم که تراکم زیادی دارد وارد بافت میشود. واقعاً بافت تاریخی توان مقابله با این میزان از تراکم را ندارد. وقتی به یک خانه در یک کوچه مثلاً سهمتری، تراکم پنج طبقه میدهند که حالا قرار است در آینده شش متر شود، اما هنوز خیلی مانده تا آن زمان، ماشینها نمیتوانند وارد پارکینگ خانه تاریخی مجاور شوند.
او اضافه کرد: در چنین شرایطی، وقتی برای ساختمان مجاور مجوز داده میشود و ساختمان ساخته میشود، خانه تاریخی دیگر نمیتواند با این حجم از قیمت زمین و مسکن مقابله کند و خودش را حفظ کند.
تونلهای مترو قناتهای تهران را قربانی میکنند!
این پژوهشگر میراث فرهنگی، مهمترین نگرانیهای خود درباره آینده تهران را متوجه زیستبوم این شهر دانست و گفت: مهمترین نگرانیها را من در مرحله اول متوجه زیستبوم تهران میدانم و فکر میکنم با این تراکمی که الان در منهای تراز خیابانها داده میشود؛ پنج طبقه و ۱۰ طبقه زیرزمین، تمام قنوات شهر از بین خواهند رفت و تمام سفرههای آب زیرزمینی یا به هرزآب میروند یا کور میشوند.
او با اشاره به تأثیر احداث تونلهای مترو بر قنوات تهران ادامه داد: تونلهای مترو هم که شهر را مرتباً در حال قطعهقطعه کردن هستند، هیچ اهمیتی نسبت به برگرداندن آب قنوات به مجرای اصلیشان ندارند، در حالی که این کار شدنی بود و شدنی است. میشود با یک شترگلو، قناتهایی را که قطع میشوند، به مسیر اصلیشان برگرداند.
مختاری با اشاره به وضعیت قناتهای تهران گفت: ببینید چه فاجعهای در چشمهعلی اتفاق افتاده است. همه قول دادند که آن را احیا کنند، اما کاری نکردند. در حالی که به نظر من کاری ندارد، فقط میخواهند هزینه نکنند. حاضرند هزار جور هزینه کنند، اما این یک هزینه را نکنند، چون فکر میکنند ضرورتی ندارد یا ضرورتی که برای ما دارد، برای آنها ندارد.
او تأکید کرد: من فکر میکنم بزرگترین چالش، بحث آب، سفرههای آب زیرزمینی و قنوات است.
مختاری در ادامه، توسعه فضای سبز با الگوی فعلی را نیز نیازمند بازنگری دانست و گفت: تصور میکنم دیگر در جایی که آب کم است، توسعه فضای سبز موضوعیتی نخواهد داشت. فضای سبزی که ما الان داریم، برای یک منطقه پُرآب طراحی شده، در حالی که ما هر روز از این جهت دچار مشکل میشویم.
او با اشاره به تجربه شهرهای دیگر ادامه داد: نه فقط در تهران، مثلاً در اصفهان هم شاهد چنین صحنههایی بودم که خیابانها، خیلی از خیابانها، مثل جنگل شدهاند؛ خیابانهایی که تازه در شهر شکل گرفتهاند، در حالی که اصفهان آب ندارد. من نمیدانم این چه معنایی دارد. وقتی آب نداریم، چرا این همه فضای سبز باید گسترش پیدا کند؟ باید شکل دیگری عمل کرد، باید درختانی را انتخاب کرد که آب کمتری مصرف کنند و گیاهانی را انتخاب کرد که آب کمتری مصرف کنند.
باغهای تاریخی تهران را خشک میکنند و گرانترین خانهها را میسازند
این پژوهشگر یکی دیگر از چالشهای تهران را خشکشدن باغهای تاریخی و ساختوساز در آنها دانست و گفت: چالش دیگر، خشکشدن باغهای تاریخی و طمع برجسازی در آنهاست که بلاوقفه ادامه دارد. در عرض ۳۰ سال اخیر اصلاً این روند متوقف نشده است؛ نهتنها متوقف نشده، بلکه تراکم در این باغها بالاتر رفته است.
او ادامه داد: در حال حاضر گرانترین خانههای تهران در همین باغهای تاریخی که دیگر وجود ندارند، در حال ساختهشدن، فروش و زندگی هستند.
مختاری در بخش دیگری از از این گفتوگو به وضعیت جنگلکاریهای حریم تهران اشاره کرد و گفت: نگرانی دیگری دارم که خیلی دردناک است. در حریم تهران، جنگلکاریهایی که انجام شده، همه در حال خشکشدن هستند. من از پارک جنگلی چیتگر بازدید کردم، به نظر میآید که دیگر کاری نمیشود برای آن انجام داد. همین اتفاق در سرخهحصار، تلو و حتی لویزان افتاده است.
او با اشاره به کارکرد این جنگلکاریها افزود: نمیدانم چه اتفاقی افتاده است. این جنگلکاریها هم شهر را خوشمنظر میکردند، هم از رفتن شهر به سمت ارتفاعات جلوگیری میکردند و هم به ترتیب هوای تهران کمک میکردند. شهر از آنها خاطره داشت. حال، دارند نابود میشوند و هیچکس پاسخگو نیست.
خطر بزرگ برای تهران؛ رشد ساختمانهای ۳۰ و ۵۰ طبقه!
مختاری در ادامه، افزایش تراکم را یکی دیگر از نگرانیهای جدی درباره آینده تهران عنوان کرد و گفت: یک نگرانی دیگر هم تراکم است؛ تراکم خارج از طرح تفصیلی که در حال حاضر اعمال میشود. در دوران دولت آقای احمدینژاد بر خلاف طرح جامع تهران که سال ۸۵ تهیه شد، ٢٠ درصد تراکم جمعیت افزایش یافت.
مختاری افزود: زمانی که دولت وقت توانست ۲۰ درصد تراکم را افزایش دهد، همه میدانستیم که این اتفاق فاجعهبار است. حالا با اینکه همان ۲۰ درصد هم به تراکم اضافه شده بود، باز هم این تراکم را افزایش میدهند و به سمت ساختمانهای بالای ۲۰ طبقه رفتهاند. الان صحبتهایی که میشنوم، نشان میدهد برای ساختمانهای ۳۰ و حتی ۵۰ طبقه نیز برنامهریزی میشود. این شهر ظرفیت زیستمحیطی ندارد و این یک خطر بزرگ برای تهران است.
وقتی اهل شهر کوچ میکند
او یکی دیگر از مشکلات تهران را افزایش هزینه زندگی و به دنبال آن جابهجایی جمعیت دانست و افزود: گران شدن شهر باعث میشود اهل شهر از شهر بروند، نتوانند در شهر بمانند و نااهلان به شهر بیایند؛ یعنی کسانی که تازه قدرتهای اقتصادی بیشتری پیدا کردهاند. حداقل در بسیاری از محلات، من جابهجایی جمعیت را میبینم. یک عده نمیتوانند در جایی زندگی کنند و باید به مناطق دیگری بروند. این روند، تداوم حیات مدنی را از بین میبرد.
مختاری بیان کرد: حیات مدنی وقتی ممکن است که تداوم نسلی اتفاق بیفتد. با دو سال زندگی کردن در یک محله، حیات مدنی اتفاق نمیافتد و حساسیت نسبت به محله شکل نمیگیرد. الان در محلات تهران ساکنینی داریم که اهل محله نیستند و این هم به نظر من یک خطر است.
او جنگ و تبعات آن را نیز یکی دیگر از مسائل اثرگذار بر هویت و زندگی شهری تهران دانست و افزود: یک خطر دیگر هم این جنگ و تبعات جنگ است که واقعاً مانند یک جراحت دردناک، بر اندام این شهر شده است. ما بالاخره با اینها مواجه میشویم؛ در حین حرکت، در حین زندگی در شهر، از این نقاط رد میشویم و این صحنهها به خاطر آن اتفاق میآید. حتی کشتههایی که این جنگ داده، بچههایی که از بین رفتند، زنها، مردها، سالمندان و … همه اینها برای ما خاطره دارند. مثلاً یک مدرسه نزدیک خانه من است که دو تا از بچههای آن در جنگ شهید شدند. وقتی از کنار این مدرسه رد میشوم، دلم به درد میآید.
مختاری در ادامه به آلودگی هوا و ترافیک نیز اشاره کرد و گفت: یک چالش هم آلودگی هوا و ترافیک است که دیگر بیداد میکند.
ساختارهای جدید چقدر به حفظ هویت تاریخی تهران کمک کردهاند؟
در ادامه از مختاری درباره ساختارهای جدیدی که در شهرداری و وزارت راه و شهرسازی، از جمله معاونتهای مرتبط با بافت تاریخی و معماری و شهرسازی شکل گرفتهاند و اینکه آیا این ساختارها توانستهاند به حفظ و احیای هویت تاریخی تهران کمک کنند، پرسیده شد، که او در پاسخ گفت: بیاثر نبودهاند، اما به آنها میدان داده نشده، بها داده نشده و اعتبار کافی به آنها داده نمیشود. نهادسازی وقتی مؤثر است که مورد حمایت قرار بگیرد. وقتی یک نهادی مورد حمایت قرار نمیگیرد، اشکال ایجاد میشود. به نظر من، این حمایتی که از آثار تاریخی توسط نهادها انجام میشود، با آن وجهی که در حال خراب کردن این آثار است، توان مقابله ندارد و به اندازه کافی توان ندارد که بتواند در حفظ آثار موفق باشد. موفقیتهایی دارد، ولی این کافی نیست.
این تراکمها از کجا آمده است؟
این پژوهشگر در پاسخ به پرسشی درباره تخریبها و جرایم مرتبط با میراث و بافت تاریخی تهران و اینکه چه میزان از این موارد جرمانگاری شده و چه تعداد از پروندهها به نتیجه رسیدهاند، با اشاره به تجربه چند دهه فعالیت در پروژههای مرمتی تهران گفت: من فکر میکنم قدرت سرمایه خیلی نسبت به دو دهه یا سه دهه پیش زیاد شده است. تقریباً قدرت پول و سرمایه تمام موانع را از سر راه برمیدارد.
او ادامه داد: فرض بفرمایید این ساختوساز گستردهای که در سرای کوچه مروی با تجمیع چند پلاک دارد صورت میگیرد، بدون وقفه ادامه دارد. با وجود اینکه معلوم است این کار هم از جهت ضوابط میراث فرهنگی و هم از جهت ضوابط تفصیلی غیرقانونی است. ولی اینها توانستند صحنه را قانونی کنند و کارشان را پیش ببرند و حتماً هم کارشان تسریع پیدا میکند؛ یعنی سرمایهگذارهای دیگری میآیند و به این مجموعه اضافه میشوند.
مختاری با بیان اینکه چنین اتفاقاتی در بخشهای مختلف مرکز تهران قابل مشاهده است، گفت: در تمام مرکز شهر شما شاهد این اتفاقات هستید؛ اتفاقاتی که مثلاً لبههای خیابان، که قبلاً حفظ میشدند، الان در معرض تراکم هستند. در خیابان وحدت اسلامی، روبهروی پارک شهر، چسبیده به مسجد ـ مدرسه میرزا عیسی وزیر و میرزا موسی وزیر، که از ظرفیتهای گردشگری و تاریخی تهران هستند، یک ساختمان افراشته شده است. این تراکم از کجا آمده است؟
او افزود: حال ساختمان بالا رفته و تمام ساختمان را قرمز کردهاند؛ این رنگ قرمز تمام خیابان را گرفته است. میآییم سمت میدان حسنآباد، همینطور است. این رنگها همینطور دارند در شهر خودشان را مسلط میکنند و اصلاً نمیگذارند چیزی از تاریخ و هویت دیده شود.
مختاری تأکید کرد: اینها در همه شهر دارند حضور پیدا میکنند. این اقتصاد مخرب و این سرمایه سرگردان، موانع را رد میکند و غیرقانونی را قانونی میکند. من بیشتر از این نمیتوانم این را باز کنم و به نظر من باید یک ایستادگی در برابر آنها به وجود بیاید؛ یعنی یک نفر باید بالاخره پاسخگو باشد.
او در ادامه با اشاره به وضعیت خیابان سعدی گفت: همین اتفاقی که در خیابان سعدی قرار است بیفتد نمونه دیگر این موضوع است. اگر در خیابان سعدی آن ساختمان اجازه پیدا کند که خراب شود، در حالی که ساختمان طرح ضوابط بلدی است؛ تمام خیابانکشیهایی که در دوره رضاشاه شکل گرفته که ثروتهای امروز ما هستند و جزو میراث شهری معاصر به حساب میآیند، در معرض خطر قرار میگیرند. این چیست که میتواند برود و تمام موانع را رد کند؟
فقط اشکالات تهران را نبینیم
مختاری در ادامه با تأکید بر اینکه تهران را نباید فقط از منظر مشکلات و آسیبهای آن دید، گفت: ما نمیتوانیم فقط اشکالات را مطرح کنیم. این تهران، همین جایی که الان هستیم، علیرغم همه مشکلاتی که دارد، مرکز تولید دانش در سطح کشور است، مرکز خدمات و کانون خدمات بهداشتی است؛ یعنی عدهای از تمام ایران اینجا مداوا میشوند. قطب صنعتی و قطب تولید است، مرکز تجارت و اقتصاد جهانی است. هر ارتباطی که ما در بالاترین سطح با جهان پیرامون میتوانیم داشته باشیم، مرکز آن تهران است.
او ادامه داد: اینجا مرکز تعاملات اجتماعی است و بسترهای مناسبی برای شکلگیری تعاملات اجتماعی دارد. اینجا مرکز تولید فرهنگی و قطب فرهنگی ایران است. بنابراین این تهران هنوز ارزش تولید میکند. حداقل ۱۰ میلیون نفر جمعیت ساکن دارد و تا ۱۵ میلیون نفر جمعیت شناور را در خودش جا میدهد.
مختاری تأکید کرد: همین جایی که از آن اینهمه گله داریم، جایی است که هویت دارد، بنیان دارد، معلوم است که ریشهاش کجاست؛ قطبهای مذهبی دارد، قطبهای فرهنگی دارد و بسیاری از مؤسسات آموزشی نطفهشان در تهران گذاشته شده است.
این چهره ماندگار میراث فرهنگی در جمعبندی سخنان خود گفت: به نظر من تهران پایتخت، هنوز هم که هنوز است میتواند به نیازهای کشور برای مدیریت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پاسخ دهد و از این جهت، پاسداشت روز تهران باید همچنان که متوجه مشکلات تهران است، متوجه ارزشهایش هم باشد. ما وقتی میتوانیم ارزشها را حفظ کنیم که اول آنها را قبول داشته باشیم، به آنها باور داشته باشیم و بعد بتوانیم به سمت حفاظت از آنها حرکت کنیم.
انتهای پیام
