محمد رحیمیخوش در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: اگر بخواهیم درباره ظرفیت روستاهای گردشگری خراسان رضوی براساس آمار رسمی صحبت کنیم، در حال حاضر حدود ۱۲۰ روستا دارای ظرفیت جذب گردشگر شناسایی شدهاند که از این تعداد ۱۷ روستا در زمره روستاهای هدف گردشگری قرار گرفتهاند.
وی با تأکید بر ضرورت تفکیک میان «روستای تاریخی»، «روستای دارای ظرفیت گردشگری» و «روستای هدف گردشگری»، ادامه داد: همه ۱۲۰ روستایی که ظرفیت جذب گردشگر دارند، الزاماً روستای تاریخی به معنای تخصصی این واژه نیستند، بخشی از این روستاها از ظرفیتهای تاریخی و معماری برخوردارند، برخی دارای جاذبههای طبیعی هستند و گروهی نیز به واسطه صنایعدستی، فرهنگ بومی، آیینها، غذاها و سبک زندگی مردم محلی ظرفیت گردشگری دارند.
وی اضافه کرد: در میان روستاهایی که از ظرفیت تاریخی و فرهنگی قابل توجهی برخوردارند میتوان به کنگ، مزار، ریاب، بوژان، مزینان و دیزباد و همچنین برخی روستاهای محورهای نیشابور، گناباد، بجستان، تربتجام، خواف و طرقبهشاندیز اشاره کرد، البته میزان بالفعل شدن ظرفیت گردشگری در این روستاها یکسان نیست و هرکدام شرایط متفاوتی دارند.
رحیمیخوش با اشاره به تجربه روستای ریاب گناباد در حوزه گردشگری روستایی و بومگردی، بیان کرد: ریاب در زمینه گردشگری روستایی و توسعه اقامتگاههای بومگردی عملکرد موفقتری داشته و به یکی از قطبهای بومگردی استان تبدیل شده است، اما در مقابل، روستاهایی مانند مزار بجستان با وجود برخورداری از بافت تاریخی، مسجد دستکند، قلعهها، عناصر معماری و میراث ناملموس، همچنان ظرفیت بسیار بیشتری برای تبدیل شدن به یک مقصد تخصصی گردشگری دارند.
جاذبه بهتنهایی گردشگر جذب نمیکند
وی با بیان اینکه وجود یک بنای تاریخی یا طبیعت زیبا به تنهایی برای تبدیل شدن یک روستا به مقصد گردشگری کافی نیست، خاطرنشان کرد: مسئله اصلی بسیاری از روستاهای استان، نبود زنجیره کامل گردشگری است. ممکن است یک روستا معماری ارزشمند، تاریخ چندصدساله، غذای محلی، صنایعدستی و طبیعت جذابی داشته باشد، اما صرف وجود این عناصر به معنای شکلگیری یک مقصد گردشگری نیست.
این کارشناس مدیریت گردشگری ادامه داد: برای شکلگیری یک مقصد گردشگری باید حداقل پنج حلقه «جاذبه، دسترسی، خدمات، تجربه گردشگری و بازاریابی» در کنار یکدیگر قرار بگیرند. در برخی روستاهای خراسان رضوی جاذبه وجود دارد، اما معرفی حرفهای، تابلوهای راهنما، روایتگری، اقامت و پذیرایی، حملونقل، سرویسهای بهداشتی، برنامه مشخص گردشگری، فروش محصولات محلی و حضور مؤثر در بازارهای دیجیتال هنوز به اندازه کافی شکل نگرفته است.
رحیمیخوش اضافه کرد: در چنین شرایطی ممکن است یک روستا از نظر میراث تاریخی یا طبیعی بسیار ارزشمند باشد، اما در نقشه سفر گردشگران جایگاه مشخصی پیدا نکند. بنابراین باید از نگاه صرفاً جاذبهمحور عبور کرده و به سمت ایجاد مقصد و شبکه گردشگری حرکت کنیم.
مشهد نباید پایان سفر گردشگر به خراسان رضوی باشد
وی با اشاره به جایگاه مشهد در گردشگری خراسان رضوی، اظهار کرد: گردشگری استان به شدت تحت تأثیر برند بسیار قدرتمند مشهدالرضا و گردشگری زیارت قرار دارد. این موضوع یک فرصت بسیار بزرگ برای استان است، اما اگر به درستی مدیریت نشود، میتواند موجب شود بخش قابل توجهی از سفرها در مشهد متوقف شده و اثر اقتصادی حضور زائر و مسافر به سایر نقاط استان سرریز نشود.
این فعال حوزه صنعت گردشگری و هتلداری با تأکید بر اینکه باید از «جاذبههای پراکنده» به سمت «شبکه و مقصد گردشگری» حرکت کرد، خاطرنشان کرد: خراسان رضوی میتواند از ظرفیت بسیار بزرگ گردشگری زیارت برای معرفی سایر جاذبههای استان استفاده کند. زائرانی که برای زیارت به مشهد سفر میکنند، در بسیاری از موارد برای سفرهای کوتاه، نیمروزه یا یکروزه نیز آمادگی دارند و میتوان از این ظرفیت برای افزایش مدت اقامت و توزیع فضایی سفر استفاده کرد.
رحیمیخوش ادامه داد: در این شرایط لازم نیست همیشه تلاش کنیم گردشگر جدیدی را از نقطهای دور به استان بیاوریم، بخشی از راهحل این است که سفر موجود را در سطح استان توزیع کرده و مدت اقامت مسافر را افزایش دهیم.
لزوم طراحی کریدورهای گردشگری روستایی
وی با اشاره به ضرورت طراحی مسیرها و کریدورهای گردشگری، اضافه کرد: برای بهرهگیری از ظرفیت زائران مشهد باید از مدل تورهای پراکنده عبور کرده و مدارها و کریدورهای گردشگری طراحی کنیم. میتوان بستههایی تعریف کرد که زائر پس از زیارت، یک یا دو روز از سفر خود را به تجربه فرهنگی و روستایی اختصاص دهد، اما چنین بستههایی باید از نظر زمان، قیمت، حملونقل و کیفیت خدمات با نیاز زائر هماهنگ باشند.
رحیمیخوش خاطرنشان کرد: در این زمینه بازاریابی دیجیتال، همکاری هتلها، دفاتر خدمات مسافرتی، شرکتهای حملونقل، اقامتگاههای بومگردی و حتی ظرفیتهای تبلیغاتی پیرامون حرم مطهر میتواند مورد استفاده قرار گیرد. البته نباید زائر را صرفاً به مصرفکننده خدمات گردشگری تبدیل کنیم، بلکه میتوان گردشگری زیارت، فرهنگی، روستایی و طبیعی را به صورت مکمل طراحی کرد. در محورهای تاریخی شرق استان نیز این رویکرد قابل اجراست و برای نمونه، طرح ایجاد کریدور گردشگری تربتجام و خواف با هدف اتصال جاذبههای تاریخی، فرهنگی و میراث ناملموس منطقه در همین راستا مطرح شده است.
این کارشناس مدیریت گردشگری درباره نحوه بهرهگیری از خانههای تاریخی و بافتهای سنتی روستاها، اضافه کرد: اصل اساسی در این زمینه، گردشگری پایدار و گردشگری مبتنی بر جامعه محلی است. نباید روستا را برای گردشگر بازسازی کنیم، بلکه باید شرایطی ایجاد شود، که گردشگر بتواند روستای واقعی را با کمترین مداخله و بیشترین احترام تجربه کند. برای نمونه، یک خانه تاریخی میتواند به اقامتگاه بومگردی تبدیل شود، اما در این فرآیند نباید عناصر معماری اصلی آن از بین برود. همچنین غذای محلی میتواند بخشی از تجربه گردشگر باشد، اما نباید صرفاً به یک رستوران تجاری تبدیل شود.
وی خاطرنشان کرد: صنایعدستی نیز باید توسط خود مردم تولید و روایت شود و گردشگر بتواند فرآیند تولید آن را ببیند. حتی میتوان مسیرهای پیادهروی میراثی طراحی کرد که گردشگر در جریان آن با معماری، قنات، مسجد، آسیاب، باغ، کارگاه صنایعدستی، غذاهای محلی و داستانهای شفاهی روستا آشنا شود.
این فعال حوزه صنعت گردشگری و هتلداری با اشاره به تغییر رویکردهای گردشگری در جهان، ادامه داد: در ادبیات گردشگری امروز، هدف صرفاً «دیدن یک بنا» نیست، بلکه ایجاد یک تجربه جدید برای گردشگر اهمیت دارد. گردشگر باید بتواند با مقصد ارتباط برقرار کند و بخشی از فرهنگ و سبک زندگی آن را تجربه کند.
رحیمیخوش در عین حال نسبت به توسعه بدون برنامه گردشگری در روستاها هشدار داد و گفت: ظرفیت برد روستا باید مشخص شود. اگر ورود گردشگر از ظرفیت اجتماعی، زیستمحیطی و کالبدی روستا بیشتر شود، همان گردشگری که قرار بوده به حفاظت از میراث کمک کند، میتواند به عامل تخریب آن تبدیل شود. بنابراین توسعه گردشگری روستایی نباید صرفاً با هدف افزایش تعداد گردشگران دنبال شود. باید مشخص شود یک روستا چه تعداد گردشگر را در چه بازه زمانی میتواند بپذیرد و این حضور چه اثری بر منابع طبیعی، معماری، زندگی روزمره مردم و هویت فرهنگی آن خواهد داشت.
جامعه محلی نباید صرفاً نیروی کار گردشگری باشد
این فعال حوزه صنعت گردشگری و هتلداری با تأکید بر نقش جامعه محلی در توسعه گردشگری روستایی، بیان کرد: با بررسی تجربه کشورها و مقاصدی که از نظر جغرافیا و جاذبه شرایط مشابهی دارند و در این حوزه موفقتر عمل کردهاند، میتوان دریافت که جامعه محلی نباید صرفاً به عنوان نیروی کار گردشگری دیده شود، بلکه باید صاحب بخشی از زنجیره ارزش گردشگری باشد. اگر گردشگر وارد روستا شود، در اقامتگاه فردی غیربومی اقامت کند، غذای خود را از بیرون تهیه کند و سوغات خود را نیز از فروشگاههای خارج از روستا خریداری کند، ممکن است آمار گردشگری افزایش پیدا کند، اما الزاماً توسعه محلی اتفاق نیفتاده است.
وی ادامه داد: هدف باید این باشد که درآمد حاصل از گردشگری در روستا توزیع شود. زنان روستایی میتوانند در تولید صنایعدستی و غذاهای محلی نقش داشته باشند، جوانان به عنوان راهنمایان محلی فعالیت کنند، کشاورزان از گردشگری کشاورزی درآمد کسب کنند و صاحبان خانههای تاریخی نیز بتوانند از طریق مرمت و بهرهبرداری اصولی از بناهای خود درآمد داشته باشند. نمونه ریاب نشان میدهد، که اقامتگاههای بومگردی میتوانند به کسبوکارهای اجتماعمحور تبدیل شوند و اشتغال و درآمد را در مقصد ایجاد کنند.
رحیمیخوش اظهار کرد: هنوز در بسیاری از روستاهای استان سهم جامعه محلی میتواند بسیار بیشتر شود و سیاست درست این است که از «گردشگری برای روستا» به سمت «گردشگری با مشارکت روستا و برای منافع روستا» حرکت کنیم.
وی درباره اینکه کدام روستاها باید در اولویت برنامههای توسعه گردشگری قرار گیرند، خاطرنشان کرد: انتخاب روستاها نباید صرفاً براساس قدمت آنها انجام شود، زیرا قدمت به تنهایی معیار کافی برای تبدیل یک روستا به مقصد گردشگری نیست. برای انتخاب روستاهای اولویتدار باید حداقل هفت شاخص مورد توجه قرار گیرد، نخست ارزش و اصالت میراث تاریخی و معماری، دوم جذابیت طبیعت و منظر روستا، سوم میراث ناملموس شامل غذا، موسیقی، آیینها و مهارتهای سنتی، چهارم دسترسی و فاصله تا بازارهای گردشگری، پنجم ظرفیت جامعه محلی برای مشارکت، ششم ظرفیت سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال و هفتم توانایی مقصد برای پذیرش گردشگر بدون آسیب به محیط و هویت روستا. پس از انجام این ارزیابی باید چند روستا به عنوان پایلوت انتخاب شوند و برنامه توسعه گردشگری در آنها به شکل هدفمند و مرحلهای اجرا شود.
نخستین اقدام، ساختوساز نیست
وی با تأکید بر اینکه توسعه گردشگری روستایی نباید با ساختوساز آغاز شود، اظهار کرد: نخستین اقدام را ساختوساز نمیدانم، ابتدا باید برنامه مدیریت مقصد روستایی تهیه شود. باید بدانیم چه چیزی در اختیار داریم، چه چیزی را میخواهیم حفظ کنیم، چه نوع گردشگری را میخواهیم جذب کنیم، ظرفیت پذیرش روستا چقدر است و درآمد گردشگری چگونه باید میان جامعه محلی توزیع شود. پس از مشخص شدن این موارد، میتوان زیرساخت و سرمایهگذاری را هدفمند کرد. در غیر این صورت ممکن است منابع در بخشهایی هزینه شود که تأثیر واقعی بر توسعه گردشگری مقصد ندارد.
رحیمیخوش ادامه داد: روستای تاریخی زمانی میتواند به یک مقصد گردشگری پایدار تبدیل شود که میان میراث، جامعه محلی، زیرساخت، خدمات، بازار و تجربه گردشگر ارتباط برقرار شود. اگر یکی از این حلقهها نادیده گرفته شود، حتی برخورداری از جاذبههای ارزشمند تاریخی و طبیعی نیز لزوماً به رونق گردشگری منجر نخواهد شد.
وی تصریح کرد: خراسان رضوی از نظر تنوع فرهنگی، تاریخی، طبیعی و روستایی ظرفیت قابل توجهی دارد و میتواند از تمرکز گردشگری در مشهد برای توسعه سایر مقاصد استان استفاده کند، اما این اتفاق نیازمند برنامهریزی مقصد، مشارکت واقعی جامعه محلی، حفاظت از هویت روستاها و طراحی محصولات گردشگری متناسب با نیاز بازار است. در واقع، مسئله امروز بسیاری از روستاهای استان این نیست، که جاذبهای برای ارائه به گردشگر ندارند، بلکه باید بتوانند این جاذبهها را به تجربهای قابل عرضه، پایدار و اقتصادی تبدیل کنند.
انتهای پیام
