به گزارش ایسنا، آینده بیمارستانها از هماکنون و با تصمیمهایی ساخته میشود که مدیران، برنامهریزان و سیاستگذاران در زمان حاضر میگیرند. در حوزه سلامت، تصمیمگیری همیشه در شرایطی کاملاً روشن و قابل پیشبینی انجام نمیشود. ممکن است نوع بحران، زمان وقوع آن، شمار آسیبدیدگان، میزان نیاز به دارو و تجهیزات یا حتی ظرفیت نیروی انسانی از پیش مشخص نباشد. به همین دلیل، برنامهریزی برای آینده فقط به معنای پیشبینی یک اتفاق خاص نیست، بلکه به معنای آماده شدن برای چند وضعیت احتمالی و داشتن راهکارهای مناسب برای هرکدام است. یکی از ابزارهایی که برای چنین کاری استفاده میشود، «سناریونگاری» است. سناریو در اینجا به معنای داستان یا تصویر منظم و قابل بررسی از یک وضعیت احتمالی در آینده است؛ تصویری که به مدیران کمک میکند پیامد تصمیمهای خود را بهتر بسنجند.
اهمیت این موضوع در بیمارستانها بیشتر است، زیرا این مراکز در زمان بحران باید همزمان چند مسئولیت سنگین را بر عهده بگیرند. بیمارستان باید به ارائه خدمات درمانی ادامه دهد، بیماران و کارکنان را ایمن نگه دارد، تجهیزات و داروهای ضروری را تأمین کند و میان بخشهای مختلف خود و دیگر مراکز امدادی هماهنگی ایجاد کند. این فشار در بیمارستانهای نظامی میتواند با شرایطی مانند جنگ، حوادث امنیتی، آسیبهای گسترده، بیماریهای نوظهور یا بلایای طبیعی افزایش یابد. جنگهای آینده نیز ممکن است با سرعت زیاد، شدت بالا و غافلگیری آغاز شوند و از نظر فناوریهای تسلیحاتی، راهبردهای نظامی و شیوههای نامتقارن با تجربههای گذشته تفاوت داشته باشند. در چنین وضعیتی، وجود برنامههای از پیش طراحیشده میتواند زمان واکنش را کاهش دهد و از تصمیمهای شتابزده و پراکنده جلوگیری کند.
در همین زمینه، پرستو محمدی از گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی آجا، به همراه دو همکار همدانشگاهی و با همراهی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، پژوهشی را درباره ترسیم وضعیتهای محتمل برای آینده بیمارستانهای نظامی انجام دادهاند. پژوهشگران در این بررسی، به جای تمرکز بر یک پیشبینی قطعی، مجموعهای از عوامل اثرگذار را بررسی کردند تا مشخص شود بیمارستانهای نظامی برای افزایش آمادگی و توان ادامه فعالیت در شرایط بحرانی، به چه تغییراتی نیاز دارند.
این مطالعه با مشارکت خبرگان اجرایی و مدیریتی بیمارستانهای نظامی شهر تهران انجام و جمعآوری اطلاعات از طریق مصاحبه انجام شده است. پژوهش در دو مرحله پیش رفت: ابتدا تأثیر متقابل عوامل مختلف بر یکدیگر بررسی شد و سپس بر اساس این بررسی، راهبردها و سیاستهای مناسب تدوین شد.
نتایج نشان دادند که از میان عوامل بررسیشده، شش سناریوی سازگار برای آینده بیمارستانهای نظامی میتوان استخراج کرد. نخستین سناریو بر تغییر نگاه رؤسای بیمارستانها نسبت به مدیریت خطر تأکید دارد. بر اساس این دیدگاه، مدیریت خطر نباید فقط یک وظیفه اداری یا واکنشی پس از وقوع حادثه باشد، بلکه باید به بخشی از فرهنگ روزمره سازمان تبدیل شود. سناریوی دوم به نیاز بیمارستانها به برنامههای جامع مدیریت بحران برای مقابله با بیماریهای نوظهور مربوط است. سناریوی سوم نیز بر ایجاد بیمارستانهای مقاوم، هم از نظر ساختمان و تجهیزات و هم از نظر برنامهها، آموزشها و سامانههای مدیریتی تأکید میکند.
سه سناریوی دیگر به استفاده از فناوریهای نوین، تبادل اطلاعات و تجربه در زمان بحران و مدیریت زنجیره تأمین مربوط بودند. هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، پزشکی از راه دور و روشهای درمانی مبتنی بر داده میتوانند به پیشبینی، پایش و تصمیمگیری سریعتر کمک کنند. همچنین ارتباط میان بیمارستانهای نظامی و غیرنظامی میتواند انتقال تجربه و هماهنگی در زمان حادثه را بهتر کند. مدیریت بهینه زنجیره تأمین نیز برای اطمینان از دسترسی به داروها و تجهیزات ضروری اهمیت دارد.
در مجموع، پژوهشگران نتیجه گرفتهاند که این سناریوها میتوانند آمادگی و تابآوری بیمارستانهای نظامی را افزایش دهند؛ تابآوری یعنی توان یک سازمان برای حفظ فعالیت، واکنش مناسب و بازگشت سریعتر به وضعیت پایدار پس از بحران.
بررسی جزئیتر یافتهها نیز نشان میدهد که تغییر نگرش مدیران، نقطه آغاز بسیاری از اصلاحات است. اگر مدیران ارشد، مدیریت خطر را یک اولویت سازمانی بدانند، زمینه برای آموزش کارکنان، اجرای مانورهای منظم، اصلاح دستورالعملها و اختصاص منابع فراهم میشود. در مقابل، حتی وجود ساختارهای رسمی نیز بدون حمایت مدیریتی و مشارکت کارکنان ممکن است نتیجه مطلوبی نداشته باشد. پژوهش تأکید میکند که بیمارستان مقاوم فقط ساختمانی با اسکلت محکم نیست. مسیرهای تخلیه، سامانههای هشدار، برنامههای پاسخ به بحران، آموزش کارکنان و سیستمهای اطلاعاتی پایدار نیز بخشی از مقاومت بیمارستان در برابر بحران به شمار میآیند.
از سوی دیگر، فناوری زمانی میتواند به افزایش آمادگی کمک کند که همراه با آموزش، زیرساخت مناسب و برنامه روشن به کار گرفته شود. استفاده از هوش مصنوعی یا سامانههای دیجیتال بدون داده قابل اعتماد، نیروی آموزشدیده و ارتباط پایدار، بهتنهایی مشکلات بیمارستان را حل نمیکند. برگزاری تمرینهای اضطراری و شبیهسازیشده نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا کارکنان در جریان این تمرینها میتوانند وظایف خود را بهتر بشناسند، ضعفهای هماهنگی را پیدا کنند و پیش از وقوع حادثه واقعی، راهحلهای مناسب را آزمایش کنند. یافتهها همچنین نشان میدهند که برخی ناسازگاریها میان عوامل مختلف ممکن است از کمبود منابع، ضعف آموزش یا پشتیبانی ناکافی از برنامهها ناشی شود، بنابراین اجرای سناریوها باید پیوسته، انعطافپذیر و متناسب با تهدیدهای واقعی باشد.
بر اساس جمعبندی مطالعه فوق که نتایج آن در فصلنامه «علوم پیراپزشکی و بهداشت نظامی» متعلق به دانشگاه علوم پزشکی آجا منتشر شدهاند، بیمارستانهای نظامی برای رویارویی مؤثر با آینده به یک اقدام منفرد نیاز ندارند، بلکه باید مجموعهای از تغییرات را همزمان دنبال کنند: تقویت زیرساختهای سازهای و غیرسازهای، آموزش مداوم کادر درمان، استفاده هدفمند از فناوریهای نوین، بهبود ارتباط میان سازمانها و مدیریت دقیق دارو و تجهیزات. همچنین توافقهای عملیاتی و مانورهای مشترک با نهادهای نظامی، بهداشتی و امدادی میتواند واکنش هماهنگتری در زمان بحران ایجاد کند.
سناریوهای تدوینشده در این مطالعه، در صورت تبدیل شدن به برنامههای عملیاتی و تمرینهای منظم، میتوانند به بیمارستانها کمک کنند پیش از وقوع بحران، نقاط ضعف خود را بشناسند و برای حفظ خدمات درمانی و کاهش آسیبپذیری آمادهتر باشند.
انتهای پیام
