به گزارش ایسنا، فیلم «غذای نیمروز» ساخته جدید مجید مجیدی, نخستین نمایش جهانی خود را در بخش مسابقه اصلی سیویکمین جشنواره بینالمللی فیلم بوسان تجربه کرد.
الیزابت کِر در نقد منتشر شده از این فیلم در نشریه اسکرین مینویسد: «در نماهای آغازین فیلم «غذای نیمروز» ساخته مجید مجیدی، دوربین بر فراز قلههای ناهموار و غبارگرفته تپههای منطقه چابهار در جنوب شرقی ایران حرکت میکند. فیلم در پایان نیز با نمایی هوایی و مشابه به پایان میرسد؛ این بار دوربین باغ سبزی سرسبزی را هنگام برداشت مختصر محصول به تصویر میکشد.
این تقابل بصری، نشاندهنده تغییرات چشمگیری است که طی چند ماه کوتاه در زندگی مردانی رخ داده که مشغول برداشت محصول هستند. در نهایت، فیلم این پرسش را مطرح میکند: آیا هدف، وسیله را توجیه میکند؟
مجیدی دوربین خود را بر جزئیات معمولی و روزمره متمرکز میکند و خشمش را بهتدریج در روایت فیلم نشان می دهد.
این بخشی از معضل اخلاقی است که یک معلم باید با آن دست و پنجه نرم کند؛ معلمی که مدرسهاش در آستانه تعطیلی قرار گرفته و در نتیجه، امیدها و رویاهایش برای استخدام رسمی در دولت به خطر افتاده است.
«غذای نیمروز» که نخستین نمایش جهانی خود را در بخش مسابقه جشنواره بوسان تجربه میکند، فیلمی متناسب با زمانه ماست؛ اما در عین حال، نقد ظریف آن به ساختارهایی است که حتی برگزاری یک کلاس ساده علوم را به کاری دشوار تبدیل میکنند.
مجیدی با جشنوارهها و رقابتهای سینمایی بیگانه نیست و نخستین فیلمساز ایرانی بود که برای فیلم «بچههای آسمان» محصول ۱۹۹۷ نامزد جایزه اسکار شد. آن فیلم را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید کرده بود؛ نهادی که در تولید این فیلم نیز مشارکت دارد.
«غذای نیمروز» با تکیه بر بازی ظریف محمد رحیمی، همان ریتم سنجیده و تاملبرانگیزی را دارد که از سینمای ایران انتظار میرود؛ ریتمی که در کنار خود، گرهای اخلاقی و اجتماعی پیش روی شخصیتها میگذارد تا آن را بگشایند.
این فیلم که از نظر ساختار سینمایی پرداختی دقیق دارد، مخاطب را بهخوبی درگیر میکند و با تصاویر تلخ اما زیبایی که هومن بهمنش، فیلمبردار و یکی از نویسندگان اثر خلق کرده، جهانی دیدنی میسازد. «غذای نیمروز» پس از حضور موفق در جشنوارهها، ظرفیت آن را دارد که در سینمای هنری نیز به موفقیت دست پیدا کند.
داوود سولان، با بازی درخشان محمد رحیمی، معلم مدرسهای است که حدود سه ماه تا پایان سال تحصیلیاش باقی مانده است و پس از آن قرار است استخدام رسمی وزارت آموزشوپرورش شود. این رویایی ساده است که او سالها برای رسیدن به آن تلاش کرده و امیدوار است به کمک آن بتواند هزینه خرید خانهای جدید برای خود و مادرش را تامین کند و کلاس درسش را در روستای گورانکش برای ۴۲ کودکی که به آن وابستهاند، باز نگه دارد.
داوود میخواهد بچهها درس بخوانند، اما بهخوبی میداند که بیشتر آنها صرفا برای دریافت ناهار رایگان به کلاس میآیند. منطقه محروم است و برای بسیاری از کودکان، این غذا تنها وعده روزانهشان به شمار میرود؛ برخی نیز باقیمانده غذا را برای خانوادههایشان به خانه میبرند.
زندگی دشوار داوود زمانی آشفتهتر میشود که نیکوکار ناشناسی که هزینه ناهار دانشآموزان را تامین میکرد، از دنیا میرود و.. ماجراها و چالش های فیلم از این پس آغاز میشود.
مجیدی با استفاده از دیالوگهای محدود و بازیهای طبیعی و واقعگرایانه و با تکیه به بازی تاثیرگذار و بی ادعای رحیمی، وارد بحثهی مستقیم سیاسی در ایران نمیشود. او بهجای آن، دوربینش را بر امور عادی زندگی متمرکز میکند، تصویری که پیامش را به همان اندازه بلند و رسا منتقل میکند.
سی و یکمین جشنواره بینالمللی فیلم بوسان که از ۶ تا ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۴ تا ۲۳ مهر ۱۴۰۵) در کره جنوبی برپاست.
انتهای پیام
