دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۵۷
منبع: نمایندگی فارس
استادیار دانشگاه شیراز: عشق حافظ منطق سودمحور زندگی را به پرسش می‌کشد

استادیار دانشگاه شیراز: عشق حافظ منطق سودمحور زندگی را به پرسش می‌کشد

فارس (ایسنا) - استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز با اشاره به ظرفیت اندیشه حافظ برای مواجهه با چالش‌های زندگی مدرن گفت: عشق در شعر حافظ، منطق حسابگرانه‌ای را که همه‌چیز، حتی روابط انسانی، را با سود، بازده و موفقیت می‌سنجد، به پرسش می‌کشد و انسان را به بازاندیشی درباره اولویت‌ها و معناهای زندگی دعوت می‌کند.

معین کاظمی‌فر در گفت‌وگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان از «فلسفه عشق» حافظ در دنیای مادی‌گرا و بی‌روح امروز استفاده کرد، اظهار کرد: نباید عشق حافظ را فقط به توصیه‌ای کلی درباره مهربانی و معنویت تبدیل کنیم. حافظ خود شاعر زیبایی‌های همین جهان، از باغ و موسیقی تا شور دیدار معشوق است. مسئله دنیای امروز هم لزوماً مادی بودن آن نیست؛ مشکل از جایی آغاز می‌شود که همه‌چیز، حتی رابطه‌های انسانی، با سود، بازده و موفقیت سنجیده شود. عشق در شعر حافظ این منطق حسابگر را به پرسش می‌کشد.

وی افزود: در پژوهشی درباره «ناظر معتبر» به این نکته پرداخته‌ام که انسان برای معنادار کردن زندگی، معمولاً به کانونی نیاز دارد که خواسته‌ها و کوشش‌های پراکنده‌اش را به هم پیوند دهد. عشق می‌تواند چنین کانونی باشد؛ تجربه‌ای که اولویت‌های ما را عوض می‌کند و به چیزهایی ارزش می‌دهد که با پول و موقعیت اجتماعی اندازه‌گرفتنی نیستند. حافظ در همین زمینه می‌گوید: «در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد».

کاظمی‌فر ادامه داد: کاربرد این نگاه در زندگی امروز شاید ساده باشد؛ وقتی درباره کار، رابطه یا سبک زندگی خود تصمیم می‌گیریم، فقط نپرسیم «چه سودی برای من دارد؟»؛ بلکه بپرسیم «چه چیزی واقعاً برایم عزیز و معنادار است؟» البته عشق حافظ همیشه آسایش نمی‌آورد؛ «عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد». این سخن به معنای ستایش آزار دیدن یا وابستگی کورکورانه نیست، بلکه یادآوری می‌کند که زندگی ارزشمند الزاماً زندگی بی‌رنج نیست.

رندی حافظ؛ راهی برای حفظ خویشتن در آشوب جهان مدرن

استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در پاسخ به این پرسش که حافظ چگونه به انسان کمک می‌کند در میان آشوب‌های دنیای مدرن خویشتن خود را حفظ کند، گفت: به نظرم مهم‌ترین پاسخ حافظ را باید در «رندی» جست‌وجو کرد. آشوب جهان امروز فقط شتاب خبرها و اتفاقات نیست؛ انبوه داوری‌هایی هم هست که هر روز با آنها روبه‌رو می‌شویم. خانواده، محیط کار و شبکه‌های اجتماعی، هرکدام از ما انتظار متفاوتی دارند. من در پژوهشم این وضعیت را «ازدحام ناظرها» نامیده‌ام؛ انسان برای راضی نگه داشتن همه، مدام نقش عوض می‌کند و سرانجام ممکن است نداند خودش چه می‌خواهد.

وی در ادامه با اشاره به سخنرانی «حافظ و هنر انتخاب نقاب شرافتمندانه» افزود: پیشنهاد کرده‌ام که مسئله حافظ حذف همه نقاب‌های اجتماعی نیست. ما ناچاریم در زندگی نقش‌های مختلفی داشته باشیم؛ مهم این است که آن نقش‌ها را با تمام حقیقت وجودمان اشتباه نگیریم. زاهد ریاکار برای کسب آبرو، تصویری از پاکی می‌سازد و چه‌بسا خودش هم اسیر آن می‌شود؛ اما رند حافظ گاهی حتی بدنامی را می‌پذیرد تا آزادی‌اش را به پسند دیگران نفروشد. حافظ می‌گوید: «حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزویر مکن چون دگران قرآن را».

کاظمی‌فر تأکید کرد: این نگاه مجوز فریب دیگران نیست؛ میان حفظ حریم و استقلال خود با تظاهر برای کسب منفعت تفاوت هست. درس عملی حافظ برای ما شاید این باشد که گاهی از هیاهوی داوری‌ها فاصله بگیریم و از خود بپرسیم: «این انتخاب واقعاً از آن من است یا فقط می‌خواهم در چشم دیگران پذیرفته شوم؟» حفظ خویشتن یعنی آگاهانه نقش بازی کنیم، نه اینکه زندانی نقش‌هایمان شویم.

خودشناسی در شعر حافظ و سلامت روان

کاظمی‌فر در پاسخ به پرسشی درباره ارتباط میان «خودشناسی» در غزل‌های حافظ و سلامت روان در دنیای امروز گفت: نمی‌توان حافظ را روان‌درمانگر امروزی دانست، اما شعر او می‌تواند به ما کمک کند نسبت صادقانه‌تری با خود داشته باشیم. یکی از فشارهای روانی امروز، کوشش دائمی برای نشان دادن تصویری موفق، پاک و بی‌نقص از خویش است. فاصله میان این تصویر و آنچه واقعاً احساس می‌کنیم، می‌تواند به شرم، اضطراب و خودسرزنشگری دامن بزند. از این نظر، خودشناسی در خوانشی از حافظ با کنار گذاشتن توهم بی‌نقص بودن آغاز می‌شود.

وی با اشاره به بحث «نقاب شرافتمندانه» اظهار کرد: زاهد ریاکار ممکن است فقط دیگران را نفریبد؛ چه‌بسا خودش نیز باور کرده باشد که همان چهره آرمانی است و دیگر نتواند ضعف‌ها و تناقض‌هایش را ببیند. در مقابل، رند کمتر مدعی کمال است. نکته جالب‌تر آن است که حافظ گاهی حتی با محتسب، که معمولاً هدف انتقاد اوست، لحنی همدلانه پیدا می‌کند و می‌گوید: «با محتسبم عیب مگویید که او نیز / پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است».

استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز ادامه داد: می‌توان در این بیت نوعی آگاهی از سرنوشت مشترک انسان‌ها دید؛ کسی که دیگران را سخت‌گیرانه داوری می‌کند، خود نیز از خواهش‌ها و کاستی‌های انسانی برکنار نیست. این دریافت ممکن است هم از خودسرزنشگری ما کم کند و هم از شتابمان در محکوم کردن دیگران.

کاظمی‌فر در پایان گفت: پذیرش ضعف‌ها به معنای توجیه خطا نیست و شعر هم جای درمان تخصصی را نمی‌گیرد. ارزش حافظ در این است که کمکمان می‌کند خود را نه موجودی بی‌نقص، بلکه انسانی پیچیده ببینیم و با خود و دیگران مسئولانه‌تر و مهربانانه‌تر برخورد کنیم.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها