به گزارش ایسنا، مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت:
محمدرضا شفیعی کدکنی در ۱۹ مهر ۱۳۱۸ در کدکن از توابع تربت حیدریه در خراسان به دنیا آمد. شفیعی کدکنی هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از آغاز کودکی نزد پدر خود (که روحانی بود) و مرحوم ادیب نیشابوری دوم به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت. در هفت سالگی تمام الفیه ابن مالک را از حفظ بود و فقه، کلام و اصول را نزد آیتالله شیخ هاشم قزوینی فرا گرفت. اما پس از درگذشت شیخ هاشم قزوینی (معروف به فقیه آزادگان) تا آخرین مراحل درس خارج فقه را نزد آیتالله میلانی خواند و در این دوره با آیتالله سید علی خامنهای همدرس بود.
حضور او در انجمنهای ادبی مشهد یکی دیگر از برگهای زندگانی شفیعی کدکنی در جوانی بود.
از افراد شرکت کننده در انجمن ادبی چندین نام برده شده است: دکتر علی اکبر فیاض، مؤسس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد؛ دکتر احمدعلی رجایی بخارایی، استاد و رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد؛ دکتر غلامحسین یوسفی، استاد دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد؛ دکتر سیدعلی رضا مجتهدزاده، سرپرست دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد؛ احمد خراسانی؛ سید محمد خامنهای؛ سیدعلی خامنهای؛ سیدجلال الدین آشتیانی، حکیم و شارح حکمت صدرایی؛ محمدرضا حکیمی؛ علی شریعتی؛ محمود عبادی؛ سید جلال طباطبایی؛ سید حسین خدیوجم، مصحح و مترجم؛ محمدرضا شفیعی کدکنی؛ قرائی؛ میلانی؛ قاسم رسا؛ غلامرضا قدسینژاد؛ محمد قهرمان؛ غلامرضا صدیق؛ أحمد کمالپور؛ شریفی؛ نعمتالله میرزازاده؛ حسین امینی؛ بیگناه؛ محمد عظیمی؛ محمد آگاهی، کارمند دادگستری؛ ذبیحالله صاحبکار؛ سیدتقی بینش، مدیر نشریه فرهنگ خراسان؛ دکتر سعید هدایتی، چشم پزشک؛ علی باقرزاده.
شفیعی کدکدنی به پیشنهاد مرحوم دکتر علیاکبر فیاض در دانشگاه فردوسی مشهد نامنویسی کرد و در کنکور آن سال نفر اول شد و به دانشکده ادبیات رفت و مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.
او از سال ۱۳۴۸ استاد دانشگاه تهران شد. او از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی به شمار میرود و دلبستگی خود را به اشعار وی پنهان نمیکرد.
محمدرضا شفیعی کدکنی، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸ تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد. این سفر بازتاب وسیعی در مطبوعات ایران داشت. او برای استفاده از یک فرصت مطالعاتی به مؤسسه مطالعات پیشرفته پرینستون رفت تا در باب تاریخ و تطور فرقه کرامیه تحقیق کند و پس از ۹ ماه دوری از وطن به ایران بازگشت و بر سر کرسی تدریس خود در دانشگاه تهران حاضر شد.
شفیعی کدکنی سرودن شعر را از جوانی به شیوه کلاسیک آغاز کرد. پس از چندی به سوی سبک نیمایی روی آورد. با انتشار دفتر شعر در کوچه باغهای نشابور نام آور شد. آثار شفیعی را میتوان به سه گروه انتقادی و مجموعه اشعار خود وی تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه نظریه ادبی میشود.
در میان آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب موسیقی شعر جایگاهی ویژه دارد و در میان مجموعه اشعارش در کوچه باغهای نشابور آوازه بیشتری دارد. زمزمهها، شبخوانی، از زبان برگ، بوی جوی مولیان، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، هزاره دوم آهوی کوهی، صور خیال در شعر فارسی، موسیقی شعر، با چراغ و آینه (در جستجوی ریشههای تحول شعر معاصر ایران)، تصحیح اسرارالتوحید نوشته محمدبن منور، تصحیح تاریخ نیشابور نوشته حاکم نیشابوری، تصحیح آثار عطار نیشابوری، تصحیح مختارنامه، تصحیح مصیبتنامه، تصحیح منطق الطیر، تصحیح اسرارنامه، تصحیح دیوان عطار و تصحیح آفرینش و تاریخ نیز از جمله آثار محمدرضا شفیعی کدکنی هستند. در مهر ۱۳۹۸ در هفتمین دورهٔ جشنواره بینالمللی هنر برای صلح نشان عالی این جشنواره به او اهدا شد.
اسناد ساواک درباره استاد شفیعی کدکنی
اما در دهه چهل و پنجاه شفیعی کدکنی از سویی به واسطه تدریس در دانشگاه تهران و از سوی دیگر ارتباط با کانون نویسندگان ایران و برخی از روشنفکران، مورد توجه دستگاه امنیتی رژیم پهلوی قرار گرفت. هر چند گزارشهای اولیه او را فاقد هرگونه سابقه سیاسی میداند، اما نام او پای بیانیههای کانون نویسندگان و همچنین برخی سخنان و اقداماتش در روزهای اوجگیری مبارزات، موجب حساسیت ساواک روی این استاد دانشگاه تهران میشود. نام شفیعی کدکنی پای اعلامیه نویسندگان ایران در اعتراض به دستگیری فریدون تنکابنی از این قبیل است.
از نکات جالب توجه گزارشهای ساواک درباره این استاد برجسته ادبیات فارسی آنست که در گزارشی به سال ۱۳۴۴ ساواک خراسان در پاسخ به اداره کل سوم ساواک درباره افرادی که در حوزه علمیه مشهد به زبانهای خارجی تسلط دارند عنوان «شیخ» را برای او به کار برده و مینویسد: «شیخ شفیعی کدکنی دانشجوی دانشکده معقول منقول بزبان انگلیسی آشنا است.»
در سند دیگری در سال ۱۳۵۳ با موضوع «دکتر غلامحسین ساعدی» وقتی ساواک به دوستان و معاشران نزدیک ساعدی میرسد درباره دکتر شفیعی کدکنی چنین توضیح میدهد: «استاد سابق دانشگاه تهران که به عللی از ادامه تدریس وی جلوگیری [بعمل آمده]و تا یکی دو ماه دیگر جهت تدریس در یکی از دانشگاههای انگلیس به آن کشور خواهد رفت.».
اما در سال ۱۳۵۶ ساواک سمنان درباره «تشکیل محفل ادبی» سخنرانی محمدرضا شفیعی کدکنی را در کنار افرادی همچون مجید رهنما، حسین پیرنیا، سید حسن [حسین]نصر، احسان نراقی، عبدالحسین زرکوب [زرینکوب]، رضا مظلومان، علیمحمد کاردان و محمود هومان بلامانع میداند.
اوجگیری مبارزات سیاسی در سال ۱۳۵۷ حساسیت دستگاه امنیتی رژیم پهلوی را دوچندان کرد. سند ۳ مهر ۱۳۵۷ که در آستانه بازگشایی دانشگاهها و پس از فاجعه ۱۷ شهریور گزارش شده است درباره «محمدرضا شفیعی کدکنی» مینویسد:
«۱- مشخصات یادشده بالا به پیسوت ایفاد میگردد. ضمنا عکس وی در دست تهیه میباشد.
۲- برابر تحقیقات انجام شده یادشده از همفکران نزدیک هما ناطق بوده و در سال تحصیلی گذشته افکار و اقدامات دانشجویان ناراحت دانشکده ادبیات و علوم انسانی را تلویحا تایید نموده و دارای افکار مثبتی نمیباشد. ضمنا به منابع و همکاران پیرامون کنترل اعمال و رفتار مشارالیه آموزش لازم داده خواهد شد.
۳- در سال تحصیلی آتی در محیط دانشکده معاشرین وی شناسایی و باستحضار میرسد.»
مهمترین سند در رابطه با فعالیت سیاسی شفیعی کدکنی گزارش فرمانداری نظامی در ۹ آبان ۱۳۵۷ از اجتماع هفت هزار نفری دانشجویان و دانشآموزان در دانشگاه تهران است که طی آن «دکتر شفیعی کدکنی استاد ادبیات بعد از خواندن چند بیت شعر و سورهای از قرآن اظهار نمود کسانی که با امکانات خود در راه آرمانهای انسانهای محروم به درجه شهادت میرسند در پیشگاه پروردگار مقامی رفیع دارند.»
انتهای پیام
