آیا خطرهای طبیعی قابل پیشبینی نیستند یا آنچه بیش از همه به خسارتها دامن میزند، نادیده گرفتن هشدارهای علمی در تصمیمهای مربوط به ساختوساز، توسعه شهری و مدیریت منابع طبیعی است؟
خراسان رضوی استانی است که در آن کمآبی و سیلاب، دو روی متفاوت یک واقعیت اقلیمیاند؛ از یک سو، خشکسالیهای پیدرپی و فشار بر منابع آب، زندگی و معیشت بخشهایی از جمعیت را تحت تأثیر قرار داده و از سوی دیگر، بارشهای شدید و کوتاه مدت میتوانند در زمانی محدود، روانآبهای خطرناک ایجاد کنند. در کنار این شرایط، گستردگی ساختارهای گسلی و سابقه زمینلرزههای مخرب، خطر دیگری را پیش روی شهرها قرار داده است؛ خطری که اگرچه زمان وقوع آن قابل پیشبینی دقیق نیست، پیامدهای احتمالی آن را میتوان با مقاومسازی ساختمانها، رعایت ضوابط فنی و آمادگی عمومی کاهش داد.
مسئله اما فقط به طبیعت و ویژگیهای جغرافیایی استان بازنمیگردد. وقتی مسیر یک مسیل با ساختوساز محدود میشود، توسعه شهری بدون توجه کافی به ظرفیت شبکه هدایت آب ادامه مییابد یا ساختمانها و زیرساختهای آسیبپذیر سالها بدون ارزیابی ایمنی باقی میمانند، یک مخاطره طبیعی میتواند به بحرانی انسانی و اقتصادی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا سیلاب یا زلزله رخ خواهد داد، بلکه این است که شهرها تا چه اندازه برای مواجهه با آن آمادهاند.
خراسان رضوی در محاصره مخاطرات طبیعی
وجود صدها رودخانه و مسیل، گستردگی پهنههای مستعد سیلاب و حضور گسلهای لرزهزا، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت خطر در خراسان رضوی را برجسته میکند؛ به ویژه در شهرهایی مانند مشهد، نیشابور، بردسکن، خواف و کاشمر که بررسی دقیق شرایط زمینشناختی، وضعیت زیرساختها و سابقه مخاطرات در آنها اهمیت ویژهای دارد.
با این حال، خطر در همه محلهها یکسان نیست و تصمیمگیری مؤثر بدون نقشههای دقیق، مطالعات محلی و ارزیابی آسیبپذیری امکانپذیر نخواهد بود.
رئیس جمعیت هلال احمر کاشمر و کارشناس ارشد مخاطرات محیطی، مطرح کرد: خراسان رضوی در محاصره مخاطرات طبیعی؛ از گسلهای لرزهزا تا سیلابهای ناگهانی قرار دارد.
احمد رضاپور در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تنوع مخاطرات طبیعی در خراسان رضوی اظهار کرد: گستردگی شبکه گسلها، وجود صدها رودخانه و مسیل، تغییر الگوی بارشها، خشکسالیهای مستمر و توسعه سکونتگاهها در برخی پهنههای پرخطر، ضرورت بازنگری جدی در برنامهریزی شهری و روستایی استان را دوچندان کرده است، چراکه کاهش خسارتهای ناشی از زلزله و سیلاب، بیش از هر چیز به تصمیمهایی بستگی دارد که پیش از وقوع حادثه گرفته میشوند.
وی همچنین با اشاره به شرایط جغرافیایی و محیطی خراسان رضوی اظهار کرد: این استان با مجموعه متنوعی از مخاطرات طبیعی و انسانساخت مواجه است و نمیتوان مدیریت بحران را صرفاً به مقابله با زلزله و سیلاب محدود کرد. خشکسالی، تنش آبی، فرونشست زمین، سرمازدگی، تگرگ، طوفان، صاعقه، بیابانزایی، آلودگی هوا، آتشسوزی و سوانح انسانساخت نیز از جمله مخاطراتی هستند که در برنامهریزیهای استانی باید مورد توجه قرار گیرند.
رئیس جمعیت هلال احمر کاشمر افزود: در اطلاعات آماری ارائه شده درباره مخاطرات استان، از وقوع ۲۰ مورد از مجموع ۳۴ نوع حادثه مورد بررسی در کشور به صورت شایع در خراسان رضوی یاد شده است. این گستردگی نشان میدهد که برنامهریزی برای کاهش خطر در استان باید ناظر بر مجموعهای از مخاطرات مرتبط با یکدیگر باشد، نه اینکه هر حادثه به صورت جداگانه و بدون توجه به پیامدهای آن بر سایر بخشها مدیریت شود.
رضاپور ادامه داد: برای نمونه، خشکسالی و تنش آبی میتوانند بر منابع آب، کشاورزی و معیشت جوامع محلی اثر بگذارند؛ در حالی که بارشهای شدید و کوتاه مدت، در صورت فراهم بودن شرایط محیطی، احتمال وقوع سیلاب را افزایش میدهند. فرونشست زمین نیز میتواند به زیرساختها و ساختمانها آسیب برساند؛ بنابراین، شناخت ارتباط میان مخاطرات و بررسی اثر تجمعی آنها برای تصمیمگیریهای استانی اهمیت زیادی دارد.
وی با تأکید بر اینکه وجود مخاطرات طبیعی به تنهایی به معنای وقوع فاجعه نیست، بیان کرد: میزان خسارت به عوامل متعددی از جمله شدت حادثه، تعداد افراد در معرض خطر، کیفیت ساختوساز، وضعیت زیرساختها، آمادگی دستگاههای اجرایی و نحوه اطلاعرسانی وابسته است. هر اندازه این عوامل پیش از وقوع حادثه مدیریت شوند، امکان کاهش خسارتهای جانی و مالی بیشتر خواهد بود.
این کارشناس مخاطرات محیطی با اشاره به سابقه زمینلرزههای مخرب در خراسان رضوی اظهار کرد: موقعیت زمینشناختی استان و وجود گسلهای متعدد، ضرورت توجه مستمر به ایمنی سکونتگاههای شهری و روستایی را نشان میدهد.
در آمارهای منتشرشده از سوی مسئولان استانی نیز از وجود حدود ۹۰ گسل فعال یا لرزهزا در استان و اهمیت ویژه ۲۱ گسل از میان آنها یاد شده است؛ هرچند برای استفاده دقیق از این اعداد باید تعریف گسل فعال، محدوده بررسی و تاریخ تهیه آمار مشخص باشد.

رضاپور افزود: از جمله گسلهای مهم منطقه میتوان به گسلهای کشفرود، بینالود، نیشابور، تربتجام، سبزوار، درونه، دشتبیاض و کپهداغ اشاره کرد. این ساختارهای زمینشناختی در ارزیابی خطر لرزهای بخشهای مختلف استان اهمیت دارند، اما تعیین میزان خطر هر شهر یا محله باید بر اساس مطالعات تخصصی، موقعیت دقیق گسلها، ویژگیهای زمین و شرایط ساختوساز انجام شود.
وی ادامه داد: در مطالعات زمینشناسی، گسل بینالود و گسل شمال نیشابور از جمله ساختارهای مهم منطقه معرفی شدهاند. پژوهشهای دانشگاهی نیز نقش فعالیتهای تکتونیکی این گسلها را در شکلگیری و تحول عوارض زمین و شبکه آبراهههای دامنه جنوبی بینالود بررسی کردهاند؛ بنابراین، شناخت شرایط زمینشناختی باید در کنار مطالعات مهندسی و شهرسازی قرار گیرد و نتایج آن در تصمیمگیریهای مربوط به توسعه سکونتگاهها به کار گرفته شود.
رئیس جمعیت هلال احمر کاشمر با اشاره به سابقه زمینلرزههای شدید در نیشابور، قوچان، تربتجام، کاشمر، مشهد، سبزوار، تربتحیدریه و گناباد گفت: مرور تاریخ زمینلرزههای منطقه نشان میدهد که خطر لرزهای موضوعی مقطعی نیست و باید در برنامهریزی بلندمدت استان مورد توجه قرار گیرد.
بر اساس فهرست تاریخی ارائه شده، از ۲۵ زمینلرزه با بزرگی بیش از ۶ که در این مجموعه ثبت شدهاند، هشت مورد به محدوده شهرستان نیشابور، پنج مورد به قوچان، سه مورد به تربتجام و دو مورد به هر یک از شهرستانهای کاشمر، مشهد و سبزوار نسبت داده شده است. همچنین در این فهرست برای تربتحیدریه و گناباد و یک رخداد در محدوده سفیدسنگ فریمان نیز مواردی ذکر شده است.
رضاپور با تأکید بر اینکه سوابق تاریخی باید در کنار دادههای علمی جدید بررسی شوند، اظهار کرد: زلزلههای گذشته اهمیت آمادگی را نشان میدهند، اما نمیتوان از زمان وقوع رخدادهای پیشین برای پیشبینی زمان زمینلرزه بعدی استفاده کرد. آنچه در حال حاضر اهمیت دارد، شناخت پهنههای لرزهخیز، ارزیابی آسیبپذیری ساختمانها و کاهش خطر پیش از وقوع حادثه است.
وی افزود: در میان رخدادهای تاریخی منطقه، زمینلرزه کاخک گناباد در شهریور ۱۳۴۷ و زمینلرزههای تاریخی قوچان از نمونههایی هستند که ضرورت توجه به خطر زلزله را یادآوری میکنند.
رضاپور با اشاره به برآوردهای مطرح شده درباره موقعیت سکونتگاههای استان در مجاورت گسلها و مسیلها بیان کرد: در برخی دادههای استانی، بیش از ۷۰ درصد سکونتگاهها در محدودههای مرتبط با این دو نوع مخاطره قرار دارند.
وی افزود: قرار گرفتن یک شهر در منطقه لرزهخیز به معنای آن نیست که تمام ساختمانهای آن به یک اندازه آسیبپذیرند. کیفیت طراحی و اجرای ساختمان، نوع خاک، فاصله از گسل، تراکم جمعیت، وضعیت معابر و میزان آمادگی نیروهای امدادی در تعیین پیامدهای احتمالی نقش دارند.
این کارشناس مخاطرات محیطی ادامه داد: در برنامهریزی شهری و روستایی باید از توسعه سکونتگاهها در پهنههای پرخطر جلوگیری شود و در مناطقی که از قبل ساخته شدهاند، اقدامات کاهش آسیبپذیری در اولویت قرار گیرد.
وی در ادامه تأکید کرد: در مواردی که امکان کاهش خطر از طریق اصلاح زیرساخت یا مقاومسازی وجود دارد، باید برنامههای اجرایی مشخص تدوین شود و در شرایطی که خطر بسیار بالا و غیرقابلقبول است، گزینههایی مانند محدودیت ساختوساز یا جابهجایی سکونتگاه نیز بر اساس مطالعات کارشناسی بررسی شود.
رضاپور تصریح کرد: اطلاعات مربوط به گسلها و مسیلها باید در فرایند صدور مجوز ساختوساز و تصویب طرحهای توسعهای نقش واقعی داشته باشد. اگر مطالعات خطر انجام شود اما نتیجه آن در تصمیمهای اجرایی نادیده گرفته شود، تهیه نقشه بهتنهایی تأثیر قابلتوجهی در کاهش آسیبپذیری نخواهد داشت.
رئیس جمعیت هلال احمر کاشمر در ادامه با اشاره به ظرفیت سیلخیزی خراسان رضوی اظهار کرد: بر اساس اطلاعات ارائه شده درباره وضعیت هیدرولوژیک استان، بیش از دو سوم مساحت خراسان رضوی در پهنههایی با پتانسیل متوسط تا بسیار زیاد سیلخیزی قرار دارد.
وی بیان کرد: نواحی کوهستانی و دامنهای، به دلیل شیب زمین و سرعت شکلگیری روانآب در برخی شرایط، از جمله مناطقی هستند که باید در مطالعات سیلاب مورد توجه قرار گیرند. البته شدت خطر در هر حوضه به عواملی مانند میزان و شدت بارش، وضعیت پوشش گیاهی، جنس خاک، شیب زمین، شرایط بستر رودخانه و میزان مداخله انسانی وابسته است.
رضاپور با اشاره به وجود حدود ۳۵۰ رودخانه و مسیل مهم با طول مجموع تقریبی ۱۲ هزار و ۵۵۰ کیلومتر در اطلاعات آماری ارائه شده درباره استان گفت: این گستردگی شبکه آبراههها نشان میدهد که مدیریت سیلاب نمیتواند صرفاً به محدوده شهرها یا چند رودخانه اصلی محدود شود. رودخانهها و مسیلهای کوچکتر نیز ممکن است هنگام بارشهای شدید به مسیر انتقال جریانهای پرسرعت تبدیل شوند و سکونتگاهها، راهها، اراضی کشاورزی و تأسیسات را تحت تأثیر قرار دهند.
در شمال غرب استان، رود اترک از جریانهای سطحی مهم به شمار میرود. کشفرود نیز یکی از مهمترین محورهای زهکشی در شمال شرق استان و دشت مشهد است. رودهای درونگر و زنگلانلو در محدوده شمالی استان، رود جام در محدوده فریمان و تربتجام، کالشور در بخشهایی از غرب و جنوب غرب و رود ششطراز در منطقه کاشمر از جمله جریانهای مهم منطقهای هستند. ضمن اینکه هریرود نیز از افغانستان سرچشمه میگیرد و در بخشهایی از مرز شرقی و جنوب شرقی استان اهمیت هیدرولوژیک دارد.
رضاپور با تأکید بر اینکه شناخت رودخانهها باید با بررسی حوضه آبریز آنها همراه باشد، اظهار کرد: برای ارزیابی خطر سیلاب نمیتوان تنها به مسیر اصلی رودخانه توجه کرد. آبراهههای فرعی، مسیلهای فصلی، مخروط افکنهها و مسیرهای طبیعی انتقال روانآب نیز باید در مطالعات لحاظ شوند. در بسیاری از موارد، خطر برای سکونتگاهها از مسیرهایی شکل میگیرد که در شرایط عادی خشک به نظر میرسند، اما هنگام بارندگی شدید حجم قابلتوجهی از آب را منتقل میکنند.
این کارشناس مخاطرات محیطی خاطرنشان کرد: در شهرهایی که در مجاورت ارتفاعات یا آبراههها قرار دارند، از جمله برخی محدودههای طرقبه و شاندیز و سایر مناطق کوهپایهای استان، بررسی سیلابهای ناگهانی و رعایت حریم قانونی مسیلها اهمیت زیادی دارد. در مشهد نیز توسعه شهری، افزایش سطوح نفوذناپذیر و تغییرات مسیر طبیعی جریان آب میتواند در برخی محدودهها احتمال آبگرفتگی را افزایش دهد. با این حال، تعیین میزان خطر هر منطقه به نقشههای بهروز و مطالعات فنی نیاز دارد.
وی ادامه داد: ساختوساز در بستر یا حریم قانونی رودخانهها و مسیلها، محدود کردن ظرفیت عبور آب و بیتوجهی به مسیرهای طبیعی روانآب میتواند در زمان وقوع بارندگیهای شدید پیامدهای جدی به دنبال داشته باشد. از این رو، حفاظت از مسیر آبراههها و جلوگیری از مداخلات ناسازگار با کارکرد طبیعی آنها باید در اولویت مدیریت شهری و روستایی قرار گیرد.
رضاپور در ادامه با اشاره به تغییرات اقلیمی و وضعیت منابع آب استان بیان کرد: در سالهای اخیر، موضوع تغییر الگوی بارش، تداوم دورههای خشکسالی و افزایش اهمیت بارشهای شدید و کوتاه مدت به یکی از دغدغههای مدیریت منابع آب و کاهش خطر بلایا تبدیل شده است. با این حال، برای اثبات روندهای اقلیمی در مقیاس استان باید دادههای بلندمدت ایستگاههای هواشناسی بررسی شود و سهم تغییرات اقلیمی از نوسانات طبیعی آبوهوا به صورت علمی ارزیابی شود.
وی افزود: خشکسالی طولانی مدت به معنای حذف خطر سیلاب نیست. حتی در مناطقی که با کمبود آب مواجهاند، ممکن است در یک بازه کوتاه بارش شدیدی رخ دهد و روانآب قابلتوجهی تولید شود؛ بنابراین مدیریت خشکسالی و سیلاب باید در چارچوب یک برنامه جامع منابع آب و مدیریت حوضه آبریز انجام شود.
رئیس جمعیت هلال احمر کاشمر ادامه داد: اجرای طرحهای آبخیزداری متناسب با شرایط هر حوضه، حفاظت از پوشش گیاهی، جلوگیری از تخریب اراضی بالادست، نگهداری شبکههای هدایت آب و اصلاح نقاط حادثهخیز از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در کاهش برخی پیامدهای سیلاب مؤثر باشند. با این حال، هیچ سازه یا طرحی نمیتواند خطر سیلاب را بهطور کامل حذف کند و اقدامات اجرایی باید بر اساس سناریوهای مختلف بارش و ظرفیت واقعی حوضه طراحی شوند.

رضاپور خاطرنشان کرد: در محدودههای شهری، لازم است شبکه جمعآوری آبهای سطحی متناسب با توسعه شهر بازبینی شود و نقاطی که سابقه آبگرفتگی دارند، بر اساس مطالعات فنی اصلاح شوند. همچنین، پاکسازی مسیرهای عبور آب پیش از فصل بارندگی و ایجاد سامانههای مؤثر هشدار و اطلاعرسانی میتواند فرصت بیشتری برای واکنش شهروندان و دستگاههای امدادی فراهم کند.
وی با بیان اینکه مخاطرات استان به سیلاب و زلزله محدود نیست، اظهار کرد: فرونشست زمین و تنش آبی نیز از موضوعات مهمی هستند که باید در کنار سایر مخاطرات مورد توجه قرار گیرند. بررسی دقیق وضعیت فرونشست در هر محدوده نیازمند دادههای پایش زمین، مطالعات آبخوانها و بررسی ارتباط میان برداشت آب زیرزمینی، ویژگیهای زمینشناختی و تغییر شکل سطح زمین است.
رضاپور افزود: در مناطقی که وابستگی به منابع آب زیرزمینی بالاست، مدیریت برداشت از آبخوانها و ایجاد تعادل میان منابع و مصارف اهمیت زیادی دارد. فرونشست میتواند در برخی شرایط به ساختمانها، راهها، خطوط انتقال آب و سایر زیرساختها آسیب وارد کند؛ به همین دلیل، پایش مستمر و استفاده از نتایج آن در برنامهریزی توسعه شهری و روستایی ضروری است.
وی ادامه داد: خشکسالی، کاهش منابع آب و تنش آبی همچنین میتوانند بر کشاورزی، اشتغال و معیشت جوامع محلی تأثیر بگذارند. از این رو، برنامه کاهش خطر باید علاوه بر حفاظت از جان و اموال در زمان حادثه، به کاهش آسیبپذیری اقتصادی و اجتماعی نیز توجه داشته باشد.
شناخت گسلها باید مبنای توسعه شهری قرار گیرد
بررسی خطر زلزله نباید به شناسایی گسلها و ترسیم نقشههای زمینشناسی محدود شود، بلکه نتایج این مطالعات باید در تصمیمگیریهای مربوط به توسعه شهرها، مکانیابی ساختمانها و ایمنسازی زیرساختها مورد استفاده قرار گیرد.
یک کارشناس ارشد زمینشناسی و استاد دانشگاه، با تأکید بر ضرورت توجه به ویژگیهای زمینشناختی خراسان رضوی و از سویی وجود ساختارهای گسلی متعدد در خراسان رضوی اظهار کرد: گسلهای بینالود، کشفرود، نیشابور، توس، درونه و کپهداغ از جمله ساختارهایی هستند که در مطالعات زمینشناختی منطقه اهمیت دارند. با این حال، ارزیابی خطر هر گسل به بررسی شواهد فعالیت زمینشناختی، دادههای لرزهای، موقعیت دقیق گسل و شرایط زمین در محدودههای پیرامونی نیاز دارد.
محمود فخرائیان ادامه داد: یکی از نکات مهم در بررسی خطر زمینلرزه، تفاوت میان خطر لرزهای و میزان آسیبپذیری ساختمانهاست. ممکن است دو منطقه از نظر لرزهخیزی شرایط مشابهی داشته باشند، اما به دلیل تفاوت در نوع خاک، کیفیت ساختمانها، تراکم جمعیت و وضعیت زیرساختها، خسارتهای متفاوتی را تجربه کنند؛ بنابراین، ارزیابی خطر باید در مقیاس محلی انجام شود و به یک طبقهبندی کلی برای کل شهر محدود نماند.
فخرائیان با تأکید بر اهمیت مطالعات زمینشناسی مهندسی در شهرهای بزرگ اظهار کرد: در شهری مانند مشهد که جمعیت زیاد و زیرساختهای گستردهای دارد، شناخت ویژگیهای زمین و استفاده از نتایج مطالعات ریزپهنهبندی لرزهای میتواند در اولویتبندی اقدامات ایمنسازی مؤثر باشد.
وی تأکید کرد: این مطالعات باید در کنار بررسی وضعیت ساختمانهای موجود و ارزیابی مراکز حیاتی انجام شوند تا مشخص شود کدام محدودهها و زیرساختها به اقدامات فوریتری نیاز دارند.
فخرائیان، افزود: در کنار زلزله، توجه به تغییرات سطح زمین و مخاطرات مرتبط با آب نیز ضروری است. توسعه شهری بدون شناخت ویژگیهای زمین، مسیرهای طبیعی جریان آب و شرایط زیرسطحی میتواند مشکلاتی ایجاد کند که در زمان وقوع حوادث طبیعی شدت بیشتری پیدا کنند.
این کارشناس ارشد زمینشناسی خاطرنشان کرد: هدف از مطالعات زمینشناختی، ایجاد نگرانی عمومی نیست، بلکه فراهم کردن اطلاعات دقیق برای تصمیمگیری درست است. هرچه شناخت ما از شرایط زمین و مخاطرات احتمالی بیشتر باشد، امکان انتخاب محل مناسب برای ساختوساز، طراحی ایمنتر ساختمانها و کاهش خسارتهای احتمالی نیز افزایش خواهد یافت.
تغییر الگوی بارش و ضرورت بازنگری در مدیریت سیلاب شهرهای خراسان رضوی
یک پژوهشگر هواشناسی و تغییر اقلیم، با اشاره به اهمیت تغییر الگوی بارشها اظهار کرد: در بررسی خطر سیلاب، تنها میزان بارندگی اهمیت ندارد، بلکه شدت بارش، مدت تداوم آن، وضعیت رطوبت خاک، ویژگیهای حوضه آبریز و میزان نفوذپذیری زمین نیز در شکلگیری روانآب و سیلاب نقش دارند. به همین دلیل، برنامهریزی برای کاهش خطر سیلاب باید بر پایه مجموعهای از دادههای هواشناسی، هیدرولوژیک و محیطی انجام شود.
مجید بیجندی، در گفت و گو با ایسنا با بیان اینکه شهرهای مختلف کشور به دلیل تفاوتهای اقلیمی و جغرافیایی با شرایط یکسانی مواجه نیستند، افزود: در برخی مناطق، بارندگی شدید در مدت کوتاه میتواند فرصت کافی برای نفوذ آب در زمین ایجاد نکند و در نتیجه بخشی از بارش به روانآب سطحی تبدیل شود. اگر این شرایط با شیب زیاد زمین، محدودیت ظرفیت آبراههها یا توسعه نامناسب شهری همراه شود، احتمال بروز سیلاب و آبگرفتگی افزایش مییابد.
بیجندی ادامه داد: در شهرهای بزرگتری همچون مشهد، گسترش سطوح نفوذناپذیر مانند آسفالت، بتن و ساختمانها میتواند بر حجم و سرعت حرکت روانآب تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، شبکه جمعآوری آبهای سطحی باید متناسب با توسعه شهر طراحی و نگهداری شود و نقاطی که احتمال تجمع آب در آنها وجود دارد، پیش از وقوع بارشهای شدید شناسایی شوند.
این پژوهشگر تغییر اقلیم با اشاره به ضرورت توجه به دادههای بلندمدت هواشناسی اظهار کرد: تغییر اقلیم را نمیتوان صرفاً بر اساس یک بارندگی شدید یا یک دوره خشکسالی ارزیابی کرد. برای بررسی تغییرات اقلیمی باید روند دما، مجموع بارش، شدت بارندگیها و فراوانی رخدادهای حدی در یک دوره آماری مناسب تحلیل شود. چنین مطالعاتی میتواند به برنامهریزان کمک کند تا برای شرایط آینده آمادهتر باشند.
وی افزود: نتایج برخی مطالعات اقلیمی نیز ضرورت توجه به شاخصهای بارش حدی را نشان میدهد. این یافتههای پژوهشگران ضرورت بررسی ظرفیت زیرساختهای شهری در برابر بارشهای شدید را تقویت میکند؛ هرچند برای تعمیم نتایج به تمام شهرها باید مطالعات محلی و دادههای بیشتری در نظر گرفته شود.
بیجندی با تأکید بر اینکه مدیریت سیلاب باید پیش از آغاز بارندگیها مورد توجه قرار گیرد، گفت: پاکسازی مسیرهای انتقال آب، بررسی وضعیت دهانه پلها و کانالها، شناسایی نقاط حادثهخیز، حفاظت از مسیلها و اطلاعرسانی بهموقع از جمله اقداماتی هستند که میتوانند احتمال خسارت را کاهش دهند. همچنین، دستگاههای مسئول باید برای شرایطی که شدت بارش از ظرفیت معمول شبکههای شهری فراتر میرود، برنامه مشخصی داشته باشند.

این پژوهشگر هواشناسی و تغییر اقلیم خاطرنشان کرد: هشدارهای هواشناسی زمانی بیشترین اثر را دارند که با برنامه عملیاتی دستگاههای مسئول همراه باشند. اعلام احتمال بارندگی شدید باید به اقداماتی مانند آمادهباش نیروهای امدادی، بررسی مسیرهای پرخطر، اطلاعرسانی به ساکنان مناطق آسیبپذیر و محدود کردن تردد در نقاط خطرناک منجر شود.
بیجندی با اشاره به نقش شهروندان در کاهش خسارتهای سیلاب خاطرنشان کرد: مردم باید هشدارهای رسمی را جدی بگیرند و هنگام بارندگی شدید از توقف یا عبور از بستر رودخانهها، مسیلها و مسیرهای آبگرفته خودداری کنند. همچنین، نباید خشک بودن یک آبراهه در بیشتر روزهای سال را نشانه بیخطر بودن آن دانست؛ زیرا شرایط جریان آب میتواند در مدت کوتاهی تغییر کند.
وی تأکید کرد: سازگاری با تغییر اقلیم به معنای پیشبینی قطعی زمان و مکان همه حوادث نیست، بلکه به معنای استفاده از دادههای علمی برای کاهش آسیبپذیری و افزایش آمادگی است. شهرهای مختلف برای مواجهه با بارشهای شدید به برنامهریزی مبتنی بر مطالعات اقلیمی، مدیریت صحیح روانآبها، حفاظت از مسیرهای طبیعی جریان آب و هماهنگی میان دستگاههای مسئول نیاز دارند.
آنچه از بررسی وضعیت خراسان رضوی برمیآید، این است که زلزله و سیلاب زمانی به بحرانهای پرهزینه و خسارتبار تبدیل میشوند که خطرهای شناخته شده در برنامهریزی شهری و مدیریت زیرساختها نادیده گرفته شوند. در استانی که همزمان با خشکسالی، تنش آبی و مخاطرات لرزهای مواجه است، عبور از مدیریت واکنشی و حرکت به سمت پیشگیری و برنامهریزی علمی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ چراکه تابآوری شهرهای خراسان رضوی نه در روز وقوع حادثه، بلکه در تصمیمهایی رقم میخورد که امروز برای حفظ جان مردم و کاهش خسارتهای فردا گرفته میشوند.
انتهای پیام
