سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ | ۰۰:۱۰
باغ ایرانی؛ پیوند طبیعت، معماری و زیارت در خراسان

باغ ایرانی؛ پیوند طبیعت، معماری و زیارت در خراسان

خراسان رضوی (ایسنا) - یک پژوهشگر فرهنگی گفت: باغ ایرانی تنها مجموعه‌ای از درختان، آب و بناهای تاریخی نیست، بلکه بازتابی از پیوند طبیعت، معماری و فرهنگ ایرانی است؛ پیوندی که در باغ‌مزارهای خراسان با مفهوم زیارت گره خورده، اما شناخت همه‌جانبه این میراث و احیای آن، نیازمند بازنگری در شیوه مطالعه و حفاظت از باغ‌های تاریخی است.

علی برادران، شامگاه ۲۰ مهرماه، در نشست «باغ ایرانی» که در مکتب بافت مشهد برگزار شد، با اشاره به ریشه‌شناسی واژه باغ اظهار کرد: این واژه از فارسی میانه آمده و در بررسی ریشه آن، مفاهیمی مانند تقسیم‌بندی و سهم‌بندی زمین مطرح است؛ به این معنا که زمین بر اساس نقشه‌ای مشخص تقسیم و گیاهان در بخش‌های مختلف آن کاشته می‌شدند.

وی با اشاره به واژه «پردیس» افزود: این واژه با مفهوم فضای محصور و دیوارکشی‌شده ارتباط دارد؛ فضایی که در اقلیم خشک و نیمه‌خشک ایران، محیطی سرسبز در میان سرزمین‌های کم‌آب ایجاد می‌کرد. چنین فضاهایی برای آشنایان با فرهنگ ایران تداعی‌کننده بهشت بود و پردیس به‌تدریج این معنا را نیز پیدا کرد. واژه‌هایی مانند فردوس، پالیز و جالیز نیز در بررسی‌های واژه‌شناختی با این حوزه معنایی ارتباط دارند.

این پژوهشگر فرهنگی با اشاره به منابع تاریخی باغ ایرانی بیان کرد: در کتاب استر از عهد عتیق به ضیافت پادشاه در حیاط باغ کاخ اشاره شده است. گزنفون نیز از باغ‌های شاهان هخامنشی و شیوه استقبال از مهمانان در این فضاها سخن گفته و هرودوت به موضوعاتی مرتبط با کاخ‌ها و سامانه‌های آبیاری پرداخته است. این شواهد نشان می‌دهند باغ علاوه بر کارکرد طبیعی و زیبایی‌شناختی، نمادی از قدرت و شکوه حکومت نیز بوده است.

برادران مجموعه پاسارگاد را از نمونه‌های مهم باغ‌سازی ایرانی دانست و گفت: تقسیم‌بندی چهارتایی این مجموعه از شواهد مهم شناخت الگوی باغ ایرانی است. پس از اسلام نیز ابن‌بلخی در «فارس‌نامه»، تألیف‌شده در حدود سال‌های ۵۰۰ تا ۵۰۱ هجری قمری، باغ‌سازی را به منوچهر از پادشاهان پیشدادی نسبت می‌دهد و از گردآوری گیاهان از کوه و دشت و کاشت آن‌ها در فضایی محصور سخن می‌گوید. واژه بوستان نیز در این متن دیده می‌شود که بعدها در ادبیات فارسی، از جمله در آثار سعدی، جایگاهی برجسته یافت.

وی با اشاره به تنوع کارکرد باغ‌ها ادامه داد: باغ‌های حکومتی و سکونتی، حکومتی و اداری، باغ‌های موقت حکومتی، باغ‌مزارها، باغ‌های معمولی و خانه‌باغ‌ها ازجمله گونه‌های باغ ایرانی هستند. برای نمونه، باغ سعدآباد را می‌توان در ارتباط با کاربری سکونتی و حکومتی و مجموعه گلستان را با کارکردهای حکومتی و اداری بررسی کرد. ویژگی‌های طبیعی زمین، ازجمله شیب و جنس خاک نیز در شکل‌گیری ساختار باغ مؤثر بوده‌اند. باغ‌ها در طول تاریخ کارکردهای اقتصادی و اجتماعی داشته‌اند و امروزه نیز برگزاری رویدادهای فرهنگی، نمایشگاه‌ها و فعالیت‌های دیگر در پارک‌ها و فضاهای عمومی، بخشی از این کارکردها را ادامه می‌دهد.

پوشش گیاهی؛ حلقه مغفول در مطالعات باغ ایرانی

این پژوهشگر فرهنگی با تأکید بر اینکه بنا، گیاه و آب سه رکن اصلی باغ ایرانی هستند، اظهار کرد: در بسیاری از مطالعات، تمرکز بر معماری و بناهاست و به پوشش گیاهی کمتر توجه می‌شود؛ در حالی که گیاهان بخش عمده فضای باغ را تشکیل می‌دهند و نمی‌توان آن‌ها را عنصری فرعی دانست.

وی از بین رفتن پوشش گیاهی و رها شدن باغ‌ها را از مشکلات شناسایی گونه‌های تاریخی دانست و افزود: در برخی باغ‌ها تنها درختانی باقی مانده‌اند که به منابع آب دسترسی داشته‌اند. در نمونه‌هایی مانند باغ نشاط نیشابور و باغ طبس نیز وضعیت کنونی یا کاشت‌های جدید، بازسازی ترکیب گیاهی گذشته را دشوار کرده است. شناخت پوشش گیاهی باغ‌های دوره‌های سلجوقی، ایلخانی و دیگر دوره‌ها به مطالعات معماری محدود نمی‌شود و باید یافته‌های باستان‌شناسی، شواهد تصویری و متون تاریخی را نیز در نظر گرفت.

برادران با اشاره به پژوهش‌های انجام‌شده در پاسارگاد بیان کرد: بررسی نمونه‌های خاک و گرده‌های گیاهی می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره پوشش گیاهی گذشته ارائه دهد. در برخی مطالعات این مجموعه، شواهدی از حضور سرو، انار، گیلاس، گردو و گیاهان زینتی مانند سوسن گزارش شده است. نقش‌برجسته‌ها، کتیبه‌ها، کاشی‌کاری‌ها و فرش‌های ایرانی نیز منابعی برای بررسی شناخت گیاهان در دوره‌های مختلف هستند. نقش سرو، رز، میخک، سنبل، گل‌های زرد و انگور در هنرهای تزئینی، افزون بر جنبه زیبایی‌شناختی، می‌تواند اطلاعاتی درباره جایگاه گیاهان در فرهنگ ایرانی ارائه کند.

وی با تأکید بر ظرفیت متون ادبی افزود: تنوع اقلیمی ایران سبب تفاوت پوشش گیاهی مناطق مختلف شده است و شعر فارسی نیز می‌تواند سرنخ‌هایی درباره شناخت طبیعت هر منطقه به دست دهد. در آثار شاعرانی مانند فردوسی و منوچهری دامغانی، نام درختان غیرمثمر، درختان میوه و گیاهان پیازی دیده می‌شود. سرو، انگور با نام‌هایی مانند تاک، مو و رَز، گلنار و لاله از نمونه‌های پرتکرار هستند. البته ذکر نام یک گیاه در شعر به‌تنهایی حضور آن را در باغی مشخص اثبات نمی‌کند و باید این شواهد با یافته‌های باستان‌شناسی، تصاویر تاریخی و اطلاعات جغرافیایی تطبیق داده شوند.

برادران با اشاره به تقسیم‌بندی چهارتایی باغ‌ها خاطرنشان کرد: در بسیاری از باغ‌های ایرانی، نقشه‌ای مستطیلی یا مربعی با خطوط عمودی و افقی دیده می‌شود که فضا را به چهار بخش تقسیم می‌کند. عدد چهار در برخی سنت‌ها و باورهای فرهنگی ایران جایگاه ویژه‌ای داشته است، اما ارتباط این باورها با ساختار باغ باید با بررسی شواهد تاریخی و معماری هر دوره مشخص شود. توصیف‌های باغ در شاهنامه و دیگر متون ادبی نیز می‌توانند در شناخت سازمان‌دهی فضا و محل قرارگیری بخش‌های مختلف باغ مؤثر باشند.

باغ ایرانی؛ منظومه‌ای از کاشت، آب و معماری

در ادامه، حمید ذوقی مرندیز، پژوهشگر حوزه بناها و بافت‌های تاریخی، با اشاره به مفهوم «منظومه‌بودن» در معماری ایرانی اظهار کرد: شهرهای تاریخی ایران، به‌ویژه شهرهای خراسان و ارتباط آن‌ها از طریق راه‌ها، باید به‌عنوان اجزای مرتبط یک نظام بررسی شوند؛ زیرا این فضاها صرفاً عناصر مستقل نیستند و در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. همین نگاه را می‌توان به مقیاس یک واحد معماری مانند باغ نیز تعمیم داد.

وی باغ‌مزار را نمونه‌ای از معماری ترکیبی دانست و افزود: در این الگو، دو کارکرد تاریخی باغ و فضای تدفینی به یکدیگر پیوند می‌خورند. برای شناخت باغ‌های خراسانی باید ابتدا الگوی باغ ایرانی را در مقیاسی گسترده‌تر بررسی کرد و سپس نقش اقلیم و شرایط محیطی منطقه را در شکل‌گیری ویژگی‌های محلی شناخت.

این پژوهشگر سه نظام اصلی باغ ایرانی را نظام کاشت، نظام آبیاری و نظام هندسه و ابنیه معرفی کرد و گفت: این سه نظام در ارتباط با یکدیگر عمل می‌کنند و توپوگرافی زمین، شیب، جنس خاک و منابع آب بر طراحی باغ تأثیر می‌گذارند. نمونه‌هایی مانند باغ عباس‌آباد بهشهر، باغ شاهزاده ماهان و باغ‌های مناطق کویری نشان می‌دهند که اصول مشترک باغ ایرانی در هر منطقه، متناسب با شرایط محیطی، شکل متفاوتی پیدا می‌کند.

ذوقی مرندیز با اشاره به اهمیت سلسله‌مراتب فضایی در باغ‌ها ادامه داد: مسیرهای حرکتی، محل قرارگیری عمارت، حوض‌ها، آب‌نماها و بخش‌های کاشت بر اساس نظمی مشخص شکل می‌گیرند. در برخی باغ‌ها، عمارت در انتهای محور اصلی قرار دارد و امکان مشاهده بخش گسترده‌ای از باغ را فراهم می‌کند. حرکت مرحله‌به‌مرحله از ورودی به بخش‌های داخلی نیز بخشی از این سازمان‌دهی فضایی است.

وی با تأکید بر اهمیت دوره تیموری در بررسی باغ‌های خراسانی بیان کرد: در حوزه فرهنگی خراسان بزرگ، از جمله سمرقند، هرات و بخارا، باغ‌هایی با سازمان‌دهی منسجم فضای سبز، آب و بنا شکل گرفته بودند. بررسی اسناد، منابع تاریخی، نقشه‌ها و شواهد معماری این مناطق و نمونه‌هایی مانند باغ‌های بیرجند، برای شناخت تنوع الگوهای باغ ایرانی ضروری است.

باغ‌مزار؛ پیوند معماری، آیین و حافظه جمعی

ذوقی مرندیز با بیان اینکه صرف قرار گرفتن یک آرامگاه در باغ به معنای شکل‌گیری باغ‌مزار نیست، اظهار کرد: برای شناسایی این گونه باید رابطه میان فضای باغ، بنای تدفینی، مسیرهای دسترسی و کارکرد زیارتی بررسی شود. در برخی مجموعه‌ها، بنای تدفینی هسته اولیه بوده و در دوره‌های بعد مسجد، فضاهای خدماتی و عناصر دیگری متناسب با نیاز زائران به آن افزوده شده‌اند. بنابراین، بررسی باغ‌مزار به شناخت روند تاریخی شکل‌گیری و توسعه مجموعه نیاز دارد.

وی با اشاره به نقش حافظه جمعی در تداوم این الگو افزود: ارتباط مردم با باغ، درخت، آب روان و فضاهای محصور، بخشی از تجربه تاریخی زندگی در خراسان بوده است؛ تجربه‌ای که از حیاط خانه و کوچه‌باغ‌ها تا باغ‌ها، کشتزارها و مسیرهای آب امتداد می‌یافت. این آشنایی فرهنگی می‌تواند در بازآفرینی الگوی باغ در فضاهای زیارتی نقش داشته باشد.

این پژوهشگر با تأکید بر اهمیت نظام مدیریت آب خاطرنشان کرد: باغ ایرانی را نمی‌توان جدا از سازوکارهای تأمین و توزیع آب، از جمله قنات و دیگر مسیرهای انتقال، بررسی کرد. آبیاری تنها برای تأمین نیاز گیاهان اهمیت نداشت، بلکه با فعالیت‌های اقتصادی و زندگی اجتماعی پیرامون باغ نیز ارتباط داشت. از این رو، شناخت باغ‌مزارهای خراسان به بررسی هم‌زمان معماری، اقلیم، منابع آب، فرهنگ و کارکردهای آیینی نیاز دارد.

ضرورت احیای باغ‌مزارهای خراسان

در ادامه، حامد طهماسبی زاوه، باستان‌پژوه، با اشاره به پیوند باغ و زیارت در فرهنگ خراسان اظهار کرد: آرامگاه‌هایی مانند حرم مطهر رضوی، آرامگاه فردوسی و خیام نشان‌دهنده اهمیت این پیوند هستند؛ فضاهایی که امکان زیارت، استراحت و بهره‌مندی از طبیعت را فراهم می‌کردند.

وی با انتقاد از تغییر کاربری باغ‌های تاریخی افزود: عبور خیابان از میان باغ یا تبدیل بخش‌هایی از آن به فضای تجاری، آرامش و هویت تاریخی باغ را تضعیف می‌کند و حتی درختان آن را در معرض نابودی قرار می‌دهد.

این باستان‌پژوه با اشاره به تداوم باغ‌سازی و ساخت باغ‌مزارها در دوره‌های تیموری، صفوی و قاجار بیان کرد: در دوره پهلوی نیز باغ‌آرامگاه‌هایی برای بزرگداشت مشاهیری مانند فردوسی، خیام و عطار مورد توجه قرار گرفتند، اما در چند دهه اخیر توجه به این میراث و شیوه زندگی مرتبط با آن کم‌رنگ شده است.

طهماسبی زاوه خاطرنشان کرد: باغ‌های خانگی و روستایی علاوه بر تأمین نیازهای اقتصادی، فضایی برای استراحت و فاصله گرفتن از شلوغی زندگی روزمره بودند و باغ‌مزارها نیز کارکردهای زیارتی و اجتماعی داشتند. برای احیای باغ‌های تاریخی خراسان، باید فارغ از دسته‌بندی آن‌ها به باغ‌مزار، باغ زیارتی یا باغ اقتصادی، هویت و کارکردشان را شناخت و زمینه بازگشت آن‌ها به زندگی مردم را فراهم کرد.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها