میدان رزم و خیابان، دو سنگری هستند که هر یک پشتوانه دیگری است و هر دو باید حفظ و تقویت شود.
به گزارش ایسنا، در کرمان هم مانند دیگر شهرهای کشورمان مردم با شنیدن خبر شهادت رهبر عزیزتر از جان، پرچم خونخواهی برافراشتند و در خیابانها و میادین حضور حماسی خود را به نمایش گذاشتند.
میادین آزادی، کوثر، شهدا و دیگر میدانها، چهارراهها و خیابانها، شد مأمن امت دلسوختهای که تاب در خانه ماندن نداشت.
یکی از این مکانهای تجمع امت مبعوث شده، میدان عاشورا بود که البته با کمی تاخیر به محل اجتماع مردم تبدیل شد اما تاکنون هر شب جمع کثیری از عاشقان رهبری را در خود جا میدهد.
با چند نفر از حاضران در این میدان به گفت و گو نشستیم و از علت حضورشان پرسیدیم و اینچنین شنیدیم:
حدیث کارنما از اولینهای حضور در میدان عاشورا گفت: «من اوایل به میدان آزادی یا کوثر میرفتم. آن موقع در میدان عاشورا حضور مردمی نداشتیم، فقط گاهی کاروانهای خودرویی اینجا قرار میگذاشتند و بعد از جمع شدن، حرکت میکردند. من اینجا ماندم و هر شب به آنهایی که توقف کوتاهی داشتند التماس میکردم که بمانید تا اینجا را رونق بدهیم. کمکم تلاش من به نتیجه رسید و چند خانواده در حاشیه میدان عاشورا ماندند و شبها با سیستم صوتی کوچکی میدان را گرم نگه داشتیم. اما حالا بحمدالله حضور مردم خیلی خوب است و انشاءالله بهتر هم خواهد شد.
فرحناز تاجالدینی که روی ویلچر مینشیند و هر شب حضور خود را ثبت میکند، میگوید: حال دلم با حضور در این تجمع، خوش است. این حضور را وظیفه خود میدانم برای حمایت از رهبری و انقلاب اسلامی و در این راه حاضرم تا پای جان و نثار آخرین قطره خون تلاش کنم. سرما و گرما هم در اراده من برای تداوم حضور تاثیری ندارد و حتی اگر سنگ هم از آسمان ببارد، من ثابتقدم در میدان حضور خواهم داشت.

پیرزنی مقابل جمعیت از ماشین پیاده شد و عصازنان رفت روی یک صندلی نشست. پرچمی به دستش دادند و شروع به تکان دادن پرچم کرد. پرسیدم با این وضعیت جسمی برایتان سخت نیست که برای تجمع شبانه میآیید؟ گفت: افتخار میکنم که میآیم و تا زمانی که جسمم یاری کند، میآیم. این روزها مهمتر از روزهای اول تجمعات است، باید حضور داشته باشیم.
مردی که هر شب دو پرچم «یا مهدی ادرکنی» برمیدارد و در جاهای مختلف میدان مانور میدهد نیز معتقد است که اینجا جبهه جنگ است، اگر امنیت و آرامش میخواهیم باید این جبهه را حفظ کنیم. دشمن منتظر غفلت ماست تا کشور را به آشوب بکشد، پس باید سنگر خیابان و میدان را نگه یداریم.
یکی دیگر از بانوانی که پای ثابت اجتماع شبانه میدان عاشورای کرمان است، خواهر شهید هم هست.
او میگوید: مهم نیست از چه زمانی به این تجمعات آمدهام، مهم این است که تا آخر بمانم و انشاءالله توفیق داشته باشم همیشه همراه انقلاب باشم و تا زمانی که رهبرم اعلام کنند، در میدان هستم.
پرسیدم آیا وقتی که صرف حضور در خیابان و میدان میکنید به زندگی شما لطمه نمیزند؟ جواب داد: «مگر کسی نماز میخواند به زندگیاش لطمه میرسد؟ این هم یک تکلیف و وظیفه است. انشاءالله بهزودی زود رهبرمان از غیبت بیرون بیایند. من شبها در میدان به خاطر تنفس دود اگزوز ماشینها ریهام میسوزد اما به عشق رهبرم میآیم و حاضرم تمام وجودم فدای یک تار موی رهبر عزیزم شود.
من میدان عاشورا را مانند صحنهای از کربلا میبینم که علمداران لشکر پشت رهبر را خالی نمیکنند.»
خانم دیگری که شبها در ایستگاه صلواتی، مبعوثین میدان عاشورا با چای و دمنوش پذیرایی میکند، گفت: اینجا که من هستم برایم حکم پشت جبهه جنگ را دارد. با افتخار از مردم غیرتمند حاضر در میدان پذیرایی میکنم و معتقدم کسانی که در این تجمعات شرکت نمیکنند، انگار غایب جبهه هستند. انشاءالله تا پیروزی نهایی حضور داریم و این حضور بخشی از زندگی ماست. خداوند به زندگی و وقت ما برکت داده است.

به گزارش ایسنا، طاهره افضلی از شاعران کرمانی هم در وصف مردم مبعوث شده میدان عاشورا شعر زیر را سروده است:
به میدان آمده شور و نوایی
ببینی در همه حال و هوایی
همه مردم شده مبعوث یکجا
ز پیر و هم جوان گشته هویدا
بسی حال خوش و بس مهربانی
بهم آمیخته آن سان که تو دانی
دل رهبر شده شاد از عزیزان
چرا که حاضرند در برگریزان
کسی وحدتشکن ناید به میدان
همه هستند ولایی از دل و جان
ببوسم دست خوبان دو عالم
همه باشند خلف* فرزند آدم
بوند هر شب مهیا که در این بزم
که باشند حاضر و آمادهی رزم
حضور جمعیت شکر خدا را
که کرده شاد این دلهای ما را
*فرزند خلف و شایسته
انتهای پیام
