به گزارش ایسنا، مراسم اهدای نخستین جایزه «حافظانه بهاءالدین خرمشاهی» همزمان با برگزاری همایش «سخن عشق حافظ از شیراز تا سمرقند» روز سهشنبه - ۲۱ مهر - در سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد.
غلامرضا امیرخانی - رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی- با خیر مقدم به حاضران در سخنانی اظهار کرد: مرحوم اسلامی ندوشن در خاطرهای میگوید، دوست ادیب اهل شیراز داشتیم که به او گفتم تاریخ تولد حافظ مشخص نیست، شما شیرازیها چطور تاریخ تولد شیراز را درآورید، گفت: دلیل دارد حافظ شاعر مهر و محبت است و ماه مهر را انتخاب کردیم، شعرش هم نمره ۲۰ دارد، پس روز ۲۰ مهر گذاشتیم و احتمالاً آقای کمالی تفسیرهای دیگری دارد.
او با اشاره به اینکه سعدی، شاعر محبوبش است نه حافظ، اظهار کرد: این را همواره گفتهام، ایرانیترین شاعر ایران، حافظ است؛ هرچند جایگاه فردوسی دست نیافتنی است اما میخواهم اینگونه او را توصیف کنم که هیچ شاعر ایرانی مثل او بین مردم حضور ندارد.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی با اشاره به درگذشت آیتالله شبیری زنجانی و کتاب «جرعهای از دریا» که شامل تقریرات و سخنان اوست، اظهار کرد: پدر آیتالله شبیری، سید احمد زنجانی، شخصیتی ادیب، خوشنظر و خوش مشرب بود. او رفیق امام خمینی (ره) بود و همراه باهم بحث میکردند. در یک جلسه آقای عبدالله مجتهدی بحث میکردند و بحث کشیده شد به حافظ و سعدی و آقای مجتهدی ذوق عرفانی و ادبی نداشت. امام (ره) حافظ و پدر ما سعدی را دوست داشت. امام در میان بحث با اشاره به آقای مجتهدی میگوید: «این چوب خشک هم میفهمد حافظ از سعدی بهتر است.»
او یادآور شد: هر دو رهبر انقلاب اسلامی ایران، به حافظ علاقه داشتنند.
مهدی سنایی - نویسنده و دیپلمات- نیز در سخنانی با بیان اینکه حافظ در دل هر ایرانی است و رابطهای با او احساس میکند، گفت: بنده ادیب و شاعر نیستم و تخصصم حافظشناسی نیست اما به عنوان یک ایرانی علاقهمندی و ذوقی نسبت به شعر دارم. نمیتوانم قضاوت کنم حافظ بهتر است یا سعدی اما مانند دکتر امیرخانی، علاقه بیشتری به سعدی دارم و حکایت و شعر بیشتری از او از بر هستم؛ اما لذت همراهی با حافظ فراتر است. سعدی رفیق و معلم است اما حافظ طبیب است و در غم و شادی به حافظ مراجعه میکنیم.
او با اشاره به حضورش در عرصه سیاست خارجی، اظهار کرد: یکی از بزرگترین سرمایه سیاست خارجی کشور ما، شعر و ادبیات است. فرهنگ و تمدن ایرانی قدرت نرمی است که کشور ما از آن برخوردار است. بدون تردید هر دیپلمات ایرانی و هر ایرانی که این سرمایه عظیم را با خود به همراه دارد از رقبا و شرکا پیش است ولی سؤال این است که آیا به اندازه کافی از این سرمایه استفاده میکنیم و کارگزارانمان به اهمیت آن وقوف دارند؟ من تردید دارم. هرچند کارگزارانی هستند که وقوف کافی دارند.
سنایی با اشاره به اینکه در این همایش از ناتالیا پریگارینا تقدیر میشود، گفت: وقتی در روسیه رایزن فرهنگی بودم این ایرانشناس را شناختم، او دیوان اشعار حضرت امام (ره) را نیز ترجمه کرده و از برجستهترین ایرانشناسان است. یکبار در نشستی که عثمان اُف هم حضور داشت، اشاره کرد که وقتی ما در دوره شوروی کارمان را روی ادبیات کشورهای مختلف شروع کردیم، همکاران بخشهای دیگر به ما که درباره ایران کار میکردیم، حسادت میکردند و میگفتند کار شما تفریح است و انصاف نیست حقوقتان با ما برابر باشد.
او اظهار امیدواری کرد که نسل جوان هر چه بیشتر با آموزههای شاعران بزرگ از جمله حافظ مانوس شوند.
در ادامه این مراسم، کوروش کمالی سروستانی -رئیس مؤسسه حافظ شیراز و مدیر دانشنامه فارس - پس از بررسی تاریخ شیراز در روزگار حافظ گفت: بزرگداشت حافظ، در کنار پاسداشت شعر و اندیشهاش، معطوف به کوششهایی بیدریغ است تا شناخت و معرفی آثارش را استمرار بخشد و زمینه پژوهش درباره او را فراهم آورد. از این رو در سال ۱۳۷۵، اندیشه نامگذاری روزهایی از سال، به دو شاعر بزرگ شیراز، سعدی و حافظ، به ذهنم رسید.
او ادامه داد: بر این اساس، برای انتخاب این روزها با جمعی از ادیبان، از جمله استاد بهاءالدین خرمشاهی، دکتر منصور رستگار فسایی و زندهیاد دکتر عبدالحسین زرینکوب و نیز جمع ادبی یاران یکشنبه مشورت کردم و در نهایت، اول اردیبهشتماه بهعنوان یادروز سعدی و بیستم مهرماه بهعنوان روز بزرگداشت حافظ انتخاب شد. در انتخاب بیستم مهرماه، دلایلی چند در نظر گرفته شد، از جمله: آبوهوای مساعد شیراز در پاییز، بسامد واژه «مهر» در دیوان حافظ و تناسب این ماه با بزرگداشت شاعری که مهر و محبت، در جهان شعری او، جایگاهی ویژه دارد. همچنین، بیستم مهرماه تاریخی بهیادماندنی بود و با گذشت مدتی از آغاز سال تحصیلی، فرصت مناسبی برای برگزاری مراسم فراهم میکرد. در سال ۱۳۷۶، نخستین مراسم روز حافظ برگزار شد. این مراسم در آغاز بیشتر جنبه استانی داشت، اما با پیگیری مستمر و طرح موضوع در شورای فرهنگ عمومی کشور، زمینه رسمیشدن یادروز حافظ و سعدی فراهم آمد.
کمالی در ادامه بیان کرد: با گسترش این امر، برپایی مراسم روز حافظ از جغرافیای استان فارس فراتر رفت و به رویدادی ملی تبدیل شد. همچنین، با هماهنگی مراکز ایرانشناسی، دانشگاههای دارای گروه زبان فارسی و نهادهای فرهنگی خارج از کشور، مراسم بزرگداشت حافظ در شماری از شهرهای دیگر کشورها نیز برگزار شد. دو سال پس از برگزاری مراسم بزرگداشت حافظ، مرکز حافظشناسی در سال ۱۳۷۸ تأسیس شد تا در کنار برگزاری یادروز حافظ، فعالیتهای دیگری را نیز پیگیری کند؛ از جمله تهیه کتابشناسی مقالات حافظ، تدوین و تصحیح دیوان جامع حافظ، تدوین فرهنگ حافظپژوهی و ایجاد کتابخانه تخصصی و...
مدیر دانشنامه فارس افزود: بدینسان، یادروز حافظ به فرصتی برای معرفی آثار منتشرشده درباره این شاعر، برگزاری نشستهای علمی و ادبی و جلب توجه رسانهها و مردم به شعر و اندیشه او تبدیل شد. استمرار این حرکت فرهنگی، زمینهای برای سنجش آثار حافظپژوهی و معرفی پژوهشهای برتر فراهم آورد؛ زمینهای که جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی نیز در امتداد آن قرار میگیرد. بر این باور، به پاس ارجگذاری به این شاعر فرزانه و اندیشه ناب او و در جهت تداوم حافظپژوهی، دانشنامه فارس و بخش فرهنگی و بینالمللی شهر کتاب، جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی را برای پاسداشت پژوهشهای گرانمایه، ماندگار و تأثیرگذار استاد بهاءالدین خرمشاهی بنیان نهادند؛ پژوهشگری که نزدیک به پنجاه سال از عمر خویش را عاشقانه به شناخت و معرفی حافظ شیراز اختصاص داده و با تدوین و انتشار آثار متعدد، نقشی ماندگار در حافظشناسی معاصر ایفا کرده است. نام این جایزه با کارنامه پژوهشی استاد خرمشاهی پیوند خورده است؛ کارنامهای که آثار متعدد و ارزشمندی را در حوزه حافظشناسی در بر میگیرد. این آثار، در کنار یکدیگر، نشاندهنده گستره کوششهای استاد خرمشاهی در زمینه شناخت شعر و شخصیت حافظ، شرح دشواریهای دیوان، بررسی پیوند حافظ و قرآن، تصحیح متن و گردآوری پژوهشهای حافظشناسیاند.
او خاطرنشان کرد: از این منظر، جایزه حافظانه، افزون بر پاسداشت نام استاد خرمشاهی، فرصتی برای ارجگذاری به پژوهشهایی است که در راه شناخت حافظ انجام میشوند؛ پژوهشهایی که میتوانند به تداوم حافظپژوهی و معرفی آثار ارزشمند در این حوزه یاری رسانند. در ایران و جهان، بر این اساس، هر سال بهترین کتاب پیرامون حافظ انتخاب میشود و هیئت داوران، هر سال در ماه مهر و همزمان با یادروز حافظ، پس از بررسی آثار ارائهشده به دبیرخانه، اثر برگزیده را معرفی و جایزه را اهدا میکنند. باشد که این آیین، در کنار پاسداشت نامها، زمینهای برای استمرار شناخت و معرفی حافظ و گسترش پژوهش درباره شعر و اندیشه او باشد.
بر اساس بیانیه هیأت داوران که کتابهای منتشر شده در مورد حافظ را در سال ۱۴۰۴ در ایران و کتابهای منتشره در مورد حافظ را در خارج از ایران، در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ مورد بررسی قرار داده است، جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی در سال ۱۴۰۵، در بخش کتابهای ایرانی به کتاب «رندی آموز و...» اثر زندهیاد اصغر دادبه که توسط نشر فرهنگ معاصر در سال ۱۴۰۴ منتشر شده، اهدا شد و در بخش خارجی نیز جایزه سال ۲۰۲۶ به ناتالیا پریگارینا، به مناسبت ترجمه دیوان حافظ با شرح و توضیحات به زبان روسی اهدا شد.
در متن هیئت داوران جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی آمده است: حافظ، شاعر بلندآوازه ایرانزمین، با غزلهای جاودانه خویش، مرزهای زبان و جغرافیا را درنوردیده و اندیشه، عاطفه و حکمت ایرانی را در گستره فرهنگ جهانی بازتابانده است. شناخت و معرفی این میراث گرانسنگ، نیازمند پژوهشهایی استوار، دقیق و ژرفنگر است؛ پژوهشهایی که با تکیه بر دانش و روش علمی، افقهای تازهای در فهم شعر و اندیشه او بگشایند.
«جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی» با هدف پاسداشت پژوهشهای ارزشمند حافظشناسی و ارجگذاری به کارنامه علمی استاد بهاءالدین خرمشاهی، فرصتی برای معرفی و تقدیر از آثاری فراهم میآورد که در شناخت، شرح، تحلیل و معرفی شعر و اندیشه حافظ سهمی درخور توجه دارند.
هیئت داوران این جایزه، پس از بررسی و ارزیابی آثار، در دو بخش داخلی و بینالملل، با در نظر گرفتن معیارهایی چون اعتبار علمی، دقت پژوهشی، اصالت و نوآوری، استواری روش، بهرهگیری سنجیده از منابع و میزان تأثیرگذاری در گسترش حافظشناسی، دیدگاه نهایی خود را اعلام میکند.
بخش داخلی
هیئت داوران، ضمن ارجگذاری به کوشش پژوهشگران ایرانی در حوزه حافظشناسی و قدردانی از همه نویسندگان و محققانی که آثار ارزشمندی را در سال ۱۴۰۴، در عرصه حافظپژوهی منتشر ساختهاند، با باور به پاسداشت نام بلندی که از میان ما رفته است، اما اندیشهاش همچنان در جهانِ آفاق جاریست که مردانِ فرهنگ از میان نمیروند، در کلمات خویش جاودانه میمانند و هر بار که آثارشان را از نو میخوانیم، نقش روشن آنان را در آینه آثارشان بازمییابیم؛ برآن است تا نخستین «جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی» را در سال ۱۴۰۵ به نام زندهیاد استاد دکتر اصغر دادبه، حافظپژوه و پاسدار میراث ادب فارسی، به پاس انتشار کتاب ارزشمند« رندی آموز و ....» ثبت و ماندگار سازد؛ بزرگامردی که حافظ را آینهای از جان ایرانی و جلوهای از پیوند عشق، حکمت، آزادی و زیبایی میدانست و در فرصتِ عمر گرانمایه، دل و جان در راه شناخت و معرفی این میراث گرانسنگ نهاد.
امید که نام نیک او، در سایهسار نام بلند حافظ، بر جریده فرهنگ این سرزمین بر دوام بماناد.

بخش بینالملل
در بخش بینالملل نیز هیئت داوران، با توجه به جایگاه جهانی حافظ و گستره حضور شعر او در فرهنگها و زبانهای گوناگون، پژوهشهای بینالمللی درباره حافظ را بخشی ارزشمند از فرایند شناخت و معرفی این شاعر بزرگ میداند؛ چراکه ترجمه، تفسیر و بررسی شعر حافظ در زبانها و فرهنگهای دیگر، زمینهای برای بازشناسی ظرفیتهای معنایی و زیباییشناختی شعر او و گسترش گفتوگوی فرهنگی فراهم میآورد.
بر همین اساس، هیئت داوران ضمن بررسی آثار منتشر شده در برخی از کشورهای جهان و بهویژه کشورهای اوراسیا، جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی را به سرکار خانم پروفسور ناتالیا بریگارینا، ایرانشناس و شرقشناس روسی، به پاس ترجمه دیوان حافظ شیرازی همراه با شرح و توضیحات ادبی و زبانشناختی در دو جلد اهدا میکند.
این انتخاب، ارجگذاری به کوششی پژوهشی است که در گسترش شناخت حافظ در بیرون از مرزهای زبان فارسی و در معرفی ظرفیتهای فرهنگی و ادبی شعر او نقشی شایسته ایفا کرده است.
هیئت داوران، ضمن تبریک به برگزیدگان دو بخش داخلی و بینالملل و سپاس از همه پژوهشگرانی که با آثار خود در این رویداد فرهنگی مشارکت داشتهاند، بر این باور است که استمرار چنین جایزهای میتواند به گسترش پژوهشهای معتبر، معرفی دستاوردهای تازه و تقویت جایگاه حافظشناسی در عرصه ملی و بینالمللی یاری رساند.
هیئت داوران، در پایان از برگزارکنندگان این جایزه برای فراهم آوردن زمینه پاسداشت پژوهشهای حافظشناسی قدردانی میکند و توفیق همه دوستداران و پژوهشگران شعر و اندیشه حافظ را در راه شناخت و معرفی این میراث ماندگار آرزو دارد.
در بخش دیگری از این مراسم، اکرم باقروف - از جمهوری آذربایجان - از حافظشناسی در آذربایجان گفت: سخن گفتن از حافظ شیرازی در آذربایجان، تنها سخن گفتن درباره یکی از بزرگترین شاعران زبان فارسی نیست؛ بلکه سخن از تاریخ طولانی ارتباطات ادبی و فرهنگی میان ایران و آذربایجان است. حافظ در فرهنگ ادبی آذربایجان جایگاهی فراتر از یک شاعر کلاسیک دارد. غزلهای او قرنهاست که خوانده، نسخهبرداری، شرح، ترجمه و بررسی شده و در دوره معاصر نیز پژوهش درباره او در مراکز علمی آذربایجان ادامه دارد.
او در ادامه افزود: ارتباط آذربایجان با ادبیات فارسی، سابقهای بسیار طولانی دارد. شاعران و ادبای آذربایجان در طول قرنها با آثار فردوسی، سعدی، مولانا و حافظ شیرازی آشنایی داشتهاند. اما در میان این بزرگان، حافظ همواره جایگاه ویژهای داشته است؛ زیرا غزلیات او علاوه بر زیبایی زبانی و موسیقایی، سرشار از مضامین عرفانی، اخلاقی، فلسفی و انسانی است. همین ویژگی سبب شده است که دیوان حافظ در محیط فرهنگی آذربایجان نیز همواره مورد توجه قرار گیرد. حافظ در آذربایجان نه تنها بهعنوان شاعر فارسیزبان، بلکه بهعنوان بخشی از میراث مشترک ادبی منطقه شناخته شده است. بیتردید این ترجمۀ اشعار حافظ بوده است که راهگشای شناخت حافظ در میان خوانندگان آذربایجانی گشته و او را به جامعۀ آذربایجانی شناسانده است. در دوره جدید، شاعرانی مانند میرزا علیاکبر صابر و محمد هادی از نخستین چهرههایی بودند که مضامین برخی ابیات و اشعار حافظ را به زبان آذربایجانی منتقل کردند. این ترجمهها، اگرچه در آن زمان بهصورت ترجمه کامل دیوان نبودند، ولیکن در معرفی حافظ به نسل جدید خوانندگان نقش داشتند.
باقروف همچنین افزود: اگر بخواهیم تاریخ حافظشناسی در آذربایجان را بهصورت خلاصه بیان کنیم، میتوانیم از سه مرحله اصلی سخن بگوییم: مرحله نخست، آشنایی تاریخی و ادبی با حافظ و حضور شعر او در محیط فرهنگی آذربایجان است. مرحله دوم، ترجمه و انتشار اشعار حافظ به زبان آذربایجانی است که در این زمینه نامهایی مانند میرزا علیاکبر صابر، محمد هادی، ابراهیم طاهر قرهباغی، ابوالفضل حسینی و حافظ رستم اهمیت دارند و مرحله سوم، پژوهش علمی، عروضی، ادبی، نسخهشناختی و متنشناختی حافظ است که پژوهشگرانی مانند اکرم جعفر، دکتر مسیح آقا محمدی، ابراهیم قلیاف و پاشا علیاوغلو در آن سهم داشتهاند.

در ادامه شریف مراد اسرافیلنیا از تاجیکستان طی سخنانی گفت: از آنجا که موضوع «حافظپژوهی در تاجیکستان» گستره وسیعی دارد، در اینجا تنها به یکی از جنبههای آن، یعنی انتشار اشعار حافظ در تاجیکستان، خواهم پرداخت. باید یادآور شد که به گفته استاد گرانقدر، دکتر عبدالحسین زرینکوب، محبوبیت حافظ در میان تاجیکان «از همان روزگار شاعر آغاز شده است». کاروانهای جاده ابریشم که از شهرهای خجند، سمرقند، بخارا و پنجکنت نیز عبور میکردند، در کنار کالاهای تجاری، اشعار خواجه حافظ را نیز به ارمغان میآوردند. افزون بر محبوبیت حافظ در میان مردم تاجیک، وجود نسخههای متعدد دیوان او در کتابخانههای دولتی و خانههای مردم نیز گواهی بر این مدعاست.مردم تاجیکستان، در کنار قرآن، دیوان حافظ را نیز کتابی مقدس میشمارند و گاه آن را در گهواره، زیر بالش کودک، قرار میدهند. شاعر نامدار تاجیک، مؤمن قناعت، در این باره سروده است:
اگر در خانه تاجیک همهچیز ناچیز بود، در هر گهواره حافظ بود یا دیوان حافظ بود...
اگر با نام حافظ به خانه تاجیک درمیآمدی، ویرانه تاجیک ناگهان از کرم به کاخی بدل میشد.
او در ادامه سخنانش گفت: اشعار خواجه حافظ شیرازی، بهویژه غزلیات دلانگیز او که از شیواترین، پرمعناترین و زیباترین نمونههای شعر فارسی بهشمار میروند، سالهاست مورد توجه اهل علم و ادب و نیز مردم عادی تاجیکستان قرار دارند. مطالعه زندگی و آثار حافظ اندکی پس از درگذشت او آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است. بهویژه در زمینه پژوهش و تعیین متن دقیق و کامل اشعار دیوان حافظ، تلاشهای فراوانی صورت گرفته است. از دهه ۱۹۴۰ میلادی تاکنون، میراث جاودان این شاعر ملکوتی بارها، هم بهصورت کامل و هم در قالب گزیدههایی از اشعار، در زادگاه او، ایران و نیز در تاجیکستان و افغانستان منتشر شده است. با اینحال، هنوز متنی جامع که همه اشعار شاعر را در بر گیرد و انتساب تمام آنها به حافظ قطعی و بیتردید باشد، فراهم نیامده است. پیش از ادامه بحث، باید به خدمات شرقشناسان اتحاد جماهیر شوروی سابق در زمینه مطالعه و انتشار اشعار حافظ اشاره کرد؛ در میان آنان، پژوهشگران تاجیک نیز سهم مهمی داشتهاند. از جمله این پژوهشگران میتوان به الکساندر بولدریف، عبدالغنی میرزایف، یوگنی ادواردوویچ برتلس، یوسف براگینسکی، اعلاءخان افصحزاد، آ. کوتتیشویلی، جمشید شانبهزاده، خالق میرزازاده، فاتح عبدالله، نذیره قهاروا، گلثوم گلیموا، شریفمراد اسرافیلنیا، مهری محمدوا، مشکیننساء رحیموا و دیگران اشاره کرد.

چی ون دنگ از دانشگاه مطالعات بینالملل پکن و مترجم حافظ به زبان چینی نیز در سخنانی درباره «تساهل، صلح و انساندوستی در شعر حافظ» سخن گفت و یادآور شد: حافظ شیرازی از برجستهترین چهرههای ادب فارسی است؛ شاعری که سخنش، با گذشت سدهها، همچنان با پرسشهای بنیادین انسان درباره حقیقت، عشق، آزادی، مدارا و معنای زندگی پیوند دارد. شعر او از مرزهای زبان و جغرافیا فراتر رفته و در فرهنگهای گوناگون مخاطب یافته است. راز این ماندگاری را باید، از جمله در توانایی حافظ برای بیان تجربههای مشترک انسانی و در نگاه انتقادی او به تعصب، ریاکاری و داوری شتابزده درباره دیگران جستوجو کرد.
او همچنین اظهار کرد: در روزگاری که جنگها، منازعات هویتی و سوءتفاهمهای فرهنگی همچنان جهان را میآزمایند، بازخوانی حافظ میتواند، فرصتی برای تأمل درباره ارزشهای مشترک انسانی و نقش فرهنگ و ادبیات در نزدیککردن ملتها فراهم آورد.
چی ون دنگ، همچنین درباره حافظ و ظرفیت گفتوگوی تمدنی و فرهنگی ایران و چین توضیح داد: گفتوگوی فرهنگی ایران و چین، با پشتوانه تاریخی و ادبیات غنی هر دو سرزمین، میتواند از شعر حافظ بهرهای فراتر از معرفی یک شاعر بزرگ ایرانی ببرد. حافظ، با تأملات خود درباره عشق، مدارا، حقیقتجویی و نقد تعصب، امکان طرح پرسشهایی را فراهم میکند که برای مخاطبان فرهنگهای دیگر نیز قابل درک و تأمل است. در سوی دیگر، سنتهای ادبی و فکری چین نیز میراثی گسترده در زمینه هماهنگی اجتماعی، مسئولیت اخلاقی، رابطه انسان با طبیعت و اهمیت پرورش خویشتن دارند. مقصود از گفتوگوی تمدنی آن نیست که این سنتها را یکسان یا هممعنا بدانیم؛ بلکه باید با حفظ تفاوتهای تاریخی و مفهومی، زمینهای برای شناخت متقابل فراهم آوریم. ترجمه دقیق شعر حافظ به زبان چینی، بررسی شیوه دریافت او در میان خوانندگان و پژوهشگران چینی، و برگزاری نشستهای مشترک میان ادیبان و دانشگاهیان دو کشور میتواند این گفتوگو را از سطح تعارفهای فرهنگی فراتر ببرد و به تبادل واقعی اندیشه و تجربه برساند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: حافظ را نباید به صاحب چند پند اخلاقی یا پیامآور ساده و بیمسئله صلح فروکاست. شعر او سرشار از ابهام، طنز، نقد اجتماعی و پرسشهای دشوار درباره حقیقت و رفتار انسان است. با این همه، در جهان شعری او میتوان منابعی ارزشمند برای تأمل درباره مدارا، پرهیز از تعصب، حرمت انسان و امکان گفتوگو یافت. امروز، در روابط میان ملتها و تمدنها، چنین میراثی زمانی اثرگذار خواهد بود که از حد ستایش لفظی فراتر رود و به شناخت دقیق، ترجمه سنجیده، گفتوگوی دانشگاهی و همکاری فرهنگی بیانجامد. ظرفیت شعر حافظ برای نزدیککردن فرهنگها نه در حذف تفاوتها، بلکه در ایجاد فضایی است که در آن تفاوتها بتوانند بدون دشمنی و تحقیر، موضوع گفتوگو قرار گیرند.


انتهای پیام
