به گزارش ایسنا، در متن مونا مهرجویی که در فضای مجازی اش منتشر شده و به رسم الخط خودش بازنشر میشود، آمده است: «سه سال پیش همچین روزی، آخرین روز عادی در زندگی من بود.
فرداش همه چی تغییر کرد؛ من رسیدم ،خونه زنگ زدم کسی جواب نمیداد ، دلم شور میزد، کلید انداختم رفتم داخل خونه ، خون دیدم ، فقط خون و پدر و مادری که منشا خون از جسم اونها بود، از خونه اومدم بیرون، تو کوچه
جیغ میکشیدم هیچکس نبود ، هیچکس صدامو نمیشنید ، شروع کردم دویدن تا کسیو پیدا کنم که کمک کنه همه چیز همینجا برای من عوض شد در یک لحظه ، یک ساعت، بدون داشتن جواب مشخصی که چیشد؟ چرا؟ و هنوز هم نمیدونم چرا؟ چی شد؟
حقیقتا بعد از اون ،شب بارها شکستم و به زبون نیاوردم ، من هیچوقت آدمی نبودم که بتونم در ملا عام چیزی از احساساتمو بروز بدم و این شد یک مشکل که آدمها بخاطر این موضوع شروع کردن به سر زنش کردن من در نهایت، من الان اینجام و این هم بخشی از سر نوشت و زندگی من بود همه آدمها که قرار نیست یک زندگی عادی داشته باشن درسته؟ و این اشکال نداره ، ما آدمها محکومیم به تجربه کردن به زندگی کردن درد کشیدن و بازهم تجربه کردن و درد کشیدن. ماهیت انسان ، به درد کشیدن وصل شده ، و راهی جز کنار اومدن باهاش نیست، همونطور که پذیرای خنده و عشق هستیم مجبوریم پذیرای این بخش از زندگی که سراسر رنج ست و هیچ جوره گویا هیچ قسمتیش دست ما
نیست، هم باشیم.»
داریوش مهرجویی خالق برخی آثار شاخص سینمای ایران همچون «هامون »، «مهمان مامان» «سارا»، «لیلا» ۲۲ مهر ماه ۱۴۰۲ در منزل شخصی اش در کرج به همراه همسرش وحیده محمدی فر (فیلمنامه نویس) به قتل رسید.
انتهای پیام
