به گزارش ایسنا، بیستوششمین دوره حراج تهران، ویژه آثار مدرن و معاصر ایران، جمعه ۲۴ مهرماه برگزار میشود. بالاترین برآوردهای این دوره به سه اثر تعلق دارد: ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیارد تومان برای اثری از مجموعه «هیچ» پرویز تناولی، ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد تومان برای اثری از منیر فرمانفرمائیان و ۵۵ تا ۶۰ میلیارد تومان برای «درون بیرون» کوروش شیشهگران؛ ارقامی که با گرانترین آثار فروختهشده در دورههای قبلی فاصلهای قابلتوجه دارند.
علیرضا سمیعآذر، مدیر حراج تهران، پیشبینی میکند که اثر تناولی در مزایده این دوره به قیمتی حدود یک میلیون دلار فروخته شود. این برآوردها در شرایطی مطرح میشوند که نوسانات شدید نرخ ارز و کاهش ارزش ریال، یکی از عوامل احتمالی تأثیرگذار بر قیمتگذاری آثار هنری است. اما آیا دلار بهتنهایی این فاصله قیمتی را توضیح میدهد یا ویژگیهای خود آثار و سیاست قیمتگذاری حراج نیز در این میان سهم دارند؟
در پاسخ به این پرسش، سمیعآذر میگوید که تفاوت قیمتها بیش از هر چیز به جایگاه هنرمندان در بازار هنر و اهمیت و شاخصبودن آثار عرضهشده در مقایسه با دیگر آثار آنها مربوط است. به گفته او، افزایش عمومی قیمتها در ماههای اخیر نیز در این برآوردها تأثیر داشته است.
اما مبنای دقیق تعیین این برآوردها چیست و چه نسبتی میان ارزش هنری آثار، شرایط بازار و نرخ ارز وجود دارد؟ ایسنا در گفتوگو با مدیر حراج تهران، این پرسشها را بررسی کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
***
_ برآورد قیمت برخی از آثار شاخص در این دوره از حراج تهران، از جمله آثار پرویز تناولی، منیر فرمانفرمائیان و کوروش شیشهگران، تفاوت چشمگیری با قیمت فروش آثار در دوره پیشین حراج تهران دارد. برای مثال، در حراج تیرماه ۱۴۰۵، تابلوی «افق رفیع» از سهراب سپهری به قیمت ۴۲ میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان فروخته شد؛ درحالیکه برآورد قیمت گرانترین اثر این دوره به ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیارد تومان رسیده است. این تفاوت چشمگیر را چگونه توضیح میدهید؟ آیا این اختلاف ناشی از تفاوت ویژگیهای آثار است یا نشاندهنده تغییر در سیاست قیمتگذاری حراج تهران؟
نخست باید این نکته را در نظر داشت که قیمت نهایی یک اثر هنری را خریدار تعیین میکند. قیمت صرفاً مبلغی نیست که مالک اثر مایل به دریافت آن است؛ بلکه بر اساس میزان تمایل و آمادگی متقاضیان برای پرداخت شکل میگیرد.
از سوی دیگر، آثار پرویز تناولی و منیر فرمانفرمائیان در بازار بینالمللی تقاضای بیشتری نسبت به آثار سهراب سپهری دارند؛ زیرا سپهری بیشتر چهرهای ملی محسوب میشود و بخش عمده علاقهمندان به آثار او را ایرانیان تشکیل میدهند. در مقابل، آثاری از هنرمندانی مانند تناولی و فرمانفرمائیان در موزههای معتبر جهان و نمایشگاههای مشهور بینالمللی به نمایش درآمدهاند و همین موضوع به شناختهشدن بیشتر آنها در سطح بینالمللی و افزایش تقاضا برای آثارشان کمک کرده است. طبیعی است که این تفاوت در میزان تقاضا بتواند بر قیمت دلاری آثار نیز تأثیر بگذارد.
نکته دیگر، تفاوت در کیفیت و اهمیت آثار عرضهشده است. اثر سهراب سپهری که در بیستوپنجمین حراج تهران ارائه شد، در مقایسه با برخی آثار شاخصتر او، اثری درجه دو محسوب میشود؛ چراکه پیشتر آثار بزرگتر و مهمتری از این هنرمند در حراج تهران عرضه شده بودند. در مقابل، آثاری که در این دوره از پرویز تناولی و منیر فرمانفرمائیان ارائه شدهاند، از آثار درجه اول این هنرمندان به شمار میروند.
بنابراین، تفاوت قیمتها بیش از هر چیز به جایگاه این هنرمندان در بازار هنر و اهمیت و شاخصبودن آثار عرضهشده در مقایسه با دیگر آثار آنها مربوط است. البته افزایش عمومی قیمتها در ماههای اخیر، از جمله در پی کاهش ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی نیز در این روند تأثیرگذار بوده است.
برای نمونه، میتوان به اثر ابوالقاسم سعیدی در حراج مهرماه اشاره کرد که در مقایسه با اثری از همین هنرمند در حراج پیشین، ابعاد بزرگتر و اهمیت بیشتری دارد. طبیعی است که با در نظر گرفتن این تفاوتها و همچنین افزایش عمومی قیمتها، اثر جدید با قیمتی بالاتر از اثر قبلی عرضه شود.
_ در این دوره، برآورد قیمت یک اثر از پرویز تناولی به ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیارد تومان رسیده است؛ چه عواملی در رسیدن به چنین برآوردی نقش داشتهاند؟
باید این نکته را در نظر داشته باشیم که پرویز تناولی رکورددار فروش گرانترین اثر هنری خاورمیانه است؛ رکوردی که در آوریل ۲۰۰۸ با فروش اثر «پرسپولیس» رقم خورد و از آن زمان تاکنون، هیچ هنرمند دیگری از خاورمیانه موفق به شکستن آن نشده است. نکته دیگر این است که ابعاد اثر «پرسپولیس» از اثری که در بیستوششمین حراج تهران عرضه میشود، کوچکتر است.
از سوی دیگر، مجموعه «هیچ» از مشهورترین مجموعههای پرویز تناولی و از شناختهشدهترین آفرینشهای هنر مدرن ایران در سطح بینالمللی است. مجموعهدارانی که به خرید آثار هنرمندان ایرانی علاقهمند هستند، طبیعتا به سراغ چهرههای شاخصی مانند پرویز تناولی و آثار برجسته او، بهویژه مجموعه «هیچ»، میروند. در این میان، اثری برنزی با ارتفاع ۲ متر و ۱۰ سانتیمتر که در حراج مهرماه ارائه شده، میتواند گزینهای ایدهآل برای مجموعهداران باشد.
پیش از این، اثری از مجموعه «هیچ» با چنین ابعادی در حراجها عرضه نشده بود. حراج تهران طی ۲۵ دوره گذشته موفق به یافتن و ارائه اثری با این ویژگیها نشده بود و حراجهای بینالمللی کریستیز، ساتبیز و دیگر حراجهای معتبر جهان نیز چنین اثری را عرضه نکردهاند. بنابراین، مجموعهدارانی که در پی تملک چنین اثر نمادینی از هنر ایران بودهاند، تاکنون فرصت خرید آن را نداشتهاند.
اثر تناولی که در حراج مهرماه عرضه میشود، حدود ۸۰۰ هزار دلار برآورد شده است؛ رقمی که با توجه به جایگاه بینالمللی این هنرمند، فاصله زیادی با رکورد فروش او یعنی ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار دارد. از این رو، انتظار میرفت این اثر حتی با قیمتی بالاتر نیز عرضه شود. البته پیشبینی ما این است که رقابت خریداران در جریان حراج، میتواند قیمت نهایی را به رقمی بسیار بالاتر از سقف برآوردشده برساند.
در مجموع، برآورد قیمت این اثر بر اساس چند عامل صورت گرفته است: جایگاه پرویز تناولی در هنر ایران و بازار بینالمللی او، شهرت مجموعه «هیچ»، ابعاد بزرگ اثر و مهمتر از همه، کمیاببودن آن. اگر اثر در جریان حراج با قیمتی بالاتر از سقف برآوردشده به فروش برسد، میتوان آن را نشانهای از درستی این برآورد قیمتی دانست.
_ به صورت دقیقتر، مشخصا مبنای تعیین این بازه قیمتی چیست؟
مبنای قیمتگذاری این اثر و آثار مشابه، قیمتهای پیشین آثار هنرمند در بازارهای داخلی و بینالمللی است. قیمتهایی که در بازارهای هنر جهان ثبت شدهاند، در دسترس مجموعهداران قرار دارند و آنها میتوانند با مراجعه به این اطلاعات و مقایسه مشخصات آثار، ارزیابی کنند که برآورد قیمت یک اثر مناسب است یا میتوانست کمتر یا بیشتر باشد.
در عین حال، کارشناسی آثار هنری به شاخصهای دیگری نیز توجه دارد؛ از جمله کمیابی اثر و میزان اشتیاق مجموعهداران برای خرید آن. بررسی این عوامل نشان میدهد که اثر موردنظر از پرویز تناولی میتواند برای مجموعهداران اثری منحصربهفرد باشد و به ارتقای ارزش مجموعه هنری آنها کمک کند.
_ افزایش نرخ ارز و نوسانات آن تا چه اندازه در تعیین برآوردهای قیمتی تأثیرگذارند؟
بهطور طبیعی، نوسانات نرخ ارزهای خارجی و کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی، قیمت کالاها، بهویژه کالاهایی را که مبنای قیمتگذاری دلاری دارند، افزایش میدهد. بر همین اساس، باید در نظر داشت که آثار هنرمندانی مانند منیر فرمانفرمائیان و پرویز تناولی در بازارهای بینالمللی و کشورهای منطقه، اروپا و آمریکا، به دلار معامله میشوند و از این نوسانات ارزی مستثنا نیستند.
برای مثال، در حراج پیش روی کریستیز نیز قرار است آثاری از همین دو هنرمند عرضه شود. واضح است که قیمت این آثار در بازار بینالمللی بر مبنای دلار تعیین میشود و افزایش نرخ دلار در برابر پول ملی ما میتواند به افزایش قیمت تومانی آنها نیز بینجامد.
تلاش ما این است که قیمت آثار هنری در داخل کشور به سطحی برسد که خریداران انگیزه پیدا کنند تا آثار ایرانی را از حراجهای بینالمللی خریداری کنند و به کشور بازگردانند. مبنای این رویکرد آن است که این آثار در داخل کشور با تقاضای بیشتری مواجهاند و خریداران میتوانند با وارد کردن آنها به ایران، آثار را با قیمت بهتری به فروش برسانند.
در مقابل، شرایطی که در آن افراد آثار هنری را در داخل کشور با قیمت پایین خریداری کنند و سپس برای کسب سود در حراجهای خارجی به فروش برسانند، میتواند نگرانکننده باشد. چنین وضعیتی ممکن است به خروج آثار شاخص هنر معاصر ایران و عرضه و گردش گستردهتر آنها در بازارهای جهانی منجر شود؛ بهگونهای که در سالهای آینده، آثار ارزشمند هنرمندان ایرانی در داخل کشور کمیاب شوند.
به همین دلیل، معتقدیم که بازار داخلی باید جذابیت کافی داشته باشد. در گذشته، آثار هنری ایران در خارج از کشور با قیمتهای بهمراتب بالاتری نسبت به بازار داخلی به فروش میرسیدند. در نتیجه، طبیعی بود که بسیاری از صاحبان آثار ترجیح دهند آنها را در بازارهای خارجی عرضه کنند تا به سود بیشتری دست یابند و این روند موجب خروج شمار زیادی از آثار هنرمندان ایرانی از کشور شد.
به اعتقاد من، این موضوع یکی از اهداف ملی ماست که از طریق تقویت بازار داخلی، امکانپذیر است. برای مثال، در حراج پیش روی کریستیز، پیشبینی ما این است که افرادی از ایران برای خرید آثار اقدام میکنند و آنها را به کشور بازمیگردانند؛ حال این اقدام میتواند با هدف نگهداری و حفظ آثار در داخل کشور یا با هدف عرضه مجدد آنها در حراج تهران و فروش با قیمت بالاتر انجام شود.
_ بازگرداندن آثار شاخص هنرمندان ایرانی به کشور چه تاثیری در به تعادل رسیدن بازار هنر میگذارد؟
نخست آنکه میتواند به تقویت جایگاه بازار هنر ایران در عرصه بینالمللی و افزایش قیمت آثار هنرمندان ایرانی در سطح جهانی کمک کند. دوم آنکه مانع شکلگیری نوعی دوگانگی در قیمتگذاری میشود؛ وضعیتی که در آن آثار هنرمندان ایرانی در بازار داخلی با قیمتهای پایین عرضه شوند و در سطح بینالملل افراد از خرید این آثار اکراه داشته باشند.
نکته سوم و شاید مهمتر از همه، تغییر جهت حرکت آثار هنری به سوی داخل کشور است. هدف این است که در سالهای آینده با وضعیتی مواجه نشویم که آثار شاخص هنرمندان ایرانی در موزهها و مجموعههای داخل کشور یافت نشوند و علاقهمندان برای دیدن و مطالعه این آثار ناچار باشند آنها را در نقاط مختلف جهان جستوجو کنند.
کشورهایی که از فرهنگ و تمدن غنی برخوردارند، تلاش میکنند آثار شاخص هنرمندان خود را به شیوههای مختلف به کشور بازگردانند و در موزهها و مجموعههای داخلی حفظ کنند، نه آنکه این آثار در نقاط مختلف جهان پراکنده شوند.
_ با توجه به نوسانات نرخ ارز، قیمت آثار شاخص هنرمندان ایرانی در حراج تهران چه نسبتی با ارزش واقعی آنها و قیمتهای ثبتشده در بازارهای بینالمللی دارد؟
کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی باعث افزایش قیمتها میشود و این در حالی است که قیمت آثار افزایش پیدا نکرده است. به عنوان مثال، اثری از منیر فرمانفرماییان اکنون با قیمتی در حدود ۳۰۰ هزار دلار در این دوره از حراج تهران عرضه میشود؛ در حالی که آثار این هنرمند با ابعادی مشابه، در بازار بینالمللی به قیمتهایی بیش از دوبرابر این رقم نیز رسیدهاند.
در مورد پرویز تناولی نیز شرایط مشابهی وجود دارد. قیمت یکی از آثار او، به ۲٫۸ میلیون دلار رسیده و آثار دیگر از او بارها در حراجهای بینالمللی با قیمتهایی بیش از یک میلیون دلار به فروش رفتهاند. با این حال، ما اکنون اثری از او را با قیمت ۸۰۰ هزار دلار عرضه میکنیم و امیدواریم قیمت نهایی آن به یک میلیون دلار برسد. این رقم در مقایسه با سابقه فروش آثار این هنرمند، چندان بالا نیست؛ اما با توجه به ارزش پول ملی ما، ممکن است رقمی هنگفت به نظر برسد، در حالی که از منظر بازار بینالمللی هنر لزوماً چنین نیست.
_ آیا نزدیک کردن ارزش ریالی آثار شاخص هنرمندان ایرانی به قیمتهای دلاری آنها در بازارهای بینالمللی با معاملات واقعی و تقاضا در بازار هنر ایران تناسب دارد؟ چگونه میتوان میان افزایش واقعی ارزش آثار و شکلگیری حباب قیمتی تمایز قائل شد؟
هدف ما این است که دوگانگی قیمتی در بازار هنر ایران از بین برود؛ به این معنا که آثار هنرمندان ایرانی در خارج از کشور با قیمتهای بالا به فروش بروند و در داخل ایران با قیمتهای بسیار پایین فروخته شوند.
در گذشته چنین وضعیتی وجود داشت. در سالهای اولیه شکلگیری بازار بینالمللی هنر ایران، اثر یک هنرمند ایرانی در داخل کشور حدود ۷ تا ۱۰ هزار دلار قیمت داشت، در حالی که همان اثر در بازارهای منطقه، بهویژه در حراج کریستیز، با قیمتهایی بین ۳۰ تا ۵۰ هزار دلار به فروش میرسید. در نتیجه، خریداران بینالمللی آثار هنری ایران بهسرعت متوجه شدند که آثاری را که برای خرید آنها مبالغ بالایی میپردازند، در ایران بهمراتب ارزش مالی کمتری دارند. بنابراین، اگر میتوانستند واسطهای پیدا کنند که آثار را از داخل ایران خریداری کند، امکان تهیه آثار با قیمت پایینتر وجود داشت.
اما بهتدریج، با تقویت بازار داخلی، این دوگانگی قیمتی از بین رفت و قیمت آثار در داخل کشور همپای قیمتهای بینالمللی شد. همچنین هر بار که ارزش پول ملی کاهش پیدا کرد، پس از مدتی بار دیگر قیمت آثار افزایش یافت و دوباره به سطح قیمتهای بینالمللی و به تعادل رسید.
_با توجه به نوسانات اقتصادی، حراج تهران تا چه اندازه توانسته است بازار داخلی هنر را به بازاری رقابتپذیر و سودآور در مقایسه با بازارهای بینالمللی تبدیل کند؟
اساسا یکی از اهداف شکلگیری حراج تهران، تقویت بازار داخلی بود. این رویکرد، از یک سو، به معکوس کردن جریان انتقال آثار از داخل به خارج از کشور کمک میکرد و از سوی دیگر، میتوانست پشتوانهای برای بازار بینالمللی باشد، بهگونهای که خریداران بدانند آثاری را که هنرمندان ایرانی در نقاط مختلف جهان عرضه میکنند، در صورت بازگشت به ایران، میتوانند با سود مناسبی به مجموعهداران داخلی بفروشند.
رویکرد متقابل این جریان میتوانست بازار هنر ایران را به یک حباب تبدیل بکند؛ بازاری که در آن آثار در داخل کشور ارزش چندانی نداشته باشند و ارزش بینالمللی نیز بهتدریج با تردید و ابهام مواجه شود. برای مثال، در همین دوره از حراج تهران آثار متعددی عرضه شده که پیشتر در حراجهای مختلف خارجی خریداری شده بودند و اکنون به ایران بازگشتهاند تا با سود در بازار داخلی به فروش برسند.
این اتفاق خوبی است که با وجود ضعف پول ملی هنوز افرادی هستند که آثاری را با قیمتهای دلاری خریداری میکنند، به ایران میآورند و به صورت ریالی میفروشند و در این فرآیند سود هم میکنند.
_ تفاوت میان قیمت آثار در حراج تهران و قیمتگذاری آثار در گالریها تا چه اندازه میتواند بر عملکرد و تعادل بازار هنر ایران تأثیر بگذارد؟ آیا اختلاف قابلتوجه این قیمتها ممکن است به گالریها، هنرمندان و سازوکار عرضه و فروش آثار در بازار داخلی آسیب بزند؟
بهطور کلی، برآورد اولیه قیمت آثار در حراجها معمولاً پایینتر از قیمت پیشنهادی آنها در گالریهاست. در گالریها، قیمت اعلامشده ممکن است با تخفیف همراه شود؛ اما در حراج، رقابت میان خریداران میتواند قیمت نهایی را افزایش دهد. بنابراین، اگرچه قیمت پایه اثر در حراج معمولاً پایینتر از قیمت اولیه آن در گالری است، فروش نهایی آن ممکن است با قیمتی بسیار بالاتر از قیمت گالری انجام شود.
افزایش قیمت، بخشی از ماهیت طبیعی مزایده است. خرید از حراجها مزیتهایی دارد که برخی خریداران با وجود قیمتهای بالاتر، باز هم ترجیح میدهند از آنها اثر خریداری کنند؛ مهمترین آنها شفافیت در فرآیند فروش است. حراجها در حضور صدها نفر برگزار و بهصورت زنده از شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای مختلف پخش میشود؛ بنابراین، خریداران اطمینان بیشتری نسبت به روند فروش و قیمت نهایی دارند. این شفافیت در فروشهای خصوصی گالریها کمتر است، زیرا معمولا قیمت نهایی معامله و تخفیفهای احتمالی اعلام نمیشود.
نکته مهم دیگر این است که نتایج فروش حراجها، از جمله حراج تهران، در پلتفرمهای بینالمللی بازار هنر ثبت میشود. ثبت اطلاعات در این سایتها سندی است که به آثار خریداری شده اعتبار بیشتر میبخشد. در آینده نیز اگر خریدار بخواهد اثر را دوباره بفروشد، میتواند با مراجعه به این پلتفرمها، مستندات مربوط به خرید و فروش پیشین آن را ارائه کند. به این ترتیب، خرید از حراجها وجههای بینالمللی پیدا میکند که با خرید از گالریهای خصوصی متفاوت است. این مزیت برای بسیاری از خریداران اهمیت دارد و آنها حاضرند برای برخورداری از چنین پشتوانهای هزینه بیشتری بپردازند.
از سوی دیگر، سابقه حضور در حراج میتواند به یکی از مهمترین بخشهای پیشینه یک اثر هنری تبدیل شود. در بازار هنر بینالمللی، وقتی اثری در یک حراج عرضه میشود، در سوابق آن به حضور پیشینش در آن حراج اشاره میکنند. بنابراین، حتی یک بار عرضه شدن اثر در حراج میتواند پیشینهای ایجاد کند که در فروشهای بعدی، نقطه اتکایی برای خریدار و فروشنده باشد؛ درحالیکه خرید از گالری معمولاً چنین پشتوانهای را با همان میزان قدرت و اعتبار ایجاد نمیکند.
_ در شرایط اقتصادی کنونی ایران، تورم و کاهش قدرت خرید چه تأثیری بر بازار هنرهای تجسمی گذاشتهاند؟ آیا هنر همچنان برای مجموعهداران یک دارایی سرمایهای محسوب میشود یا شرایط اقتصادی باعث تغییر رفتار خریداران شده است؟
در سراسر جهان، هرگاه مشکلات اقتصادی باعث رکود در بخشهایی از بازار میشوند، دو حوزه معمولاً از این وضعیت راکد سود میبرند: یکی طلا و دیگری هنر. به همین دلیل، بالاترین رکوردهای تاریخ هنر، بعد از بحرانهای مالی و اقتصادی ثبت شدهاند. بزرگترین رکوردهای تاریخ هنر بلافاصله بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر رقم خورد.
در چنین شرایطی، بخشی از سرمایه، هرچند سهم کوچکی از کل بازار سرمایه، به سمت هنر حرکت میکند. چراکه، تحولات بزرگ تاریخی ممکن است ارزش بسیاری از داراییها، از جمله املاک و کارخانهها را کاهش دهند؛ اما اثر هنری پس از چنین رویدادهایی وارد دورهای جدید میشود و آثار متعلق به دوره پیشین میتواند ارزش تاریخی بیشتری پیدا کند.
بنابراین، ما معتقدیم در چنین شرایطی به دلیل تردیدهایی که ممکن است در سایر حوزههای سرمایهگذاری ایجاد شود، بخشی از سرمایه افراد به سمت هنر حرکت میکند. ممکن است بخشهای دیگری نیز در شرایط رکود یا تورم از این وضعیت بهرهمند شوند، اما بههرحال، هنر قطعا یکی از حوزههایی است که میتواند بخشی از سرمایه بازار را به خود جذب کند.
_ با توجه به سازوکار قیمتگذاری در حراجها و امکان افزایش ارزش آثار هنری در طول زمان، خرید آثار هنری تا چه اندازه میتواند بهعنوان یک فرصت سرمایهگذاری مطرح باشد؟ آیا روشهای جدیدی مانند توکنایز کردن آثار نیز میتوانند زمینه ورود سرمایهگذاران بیشتری به این بازار را فراهم کنند؟
تمام هنرمندانی که امروز آثارشان دهها میلیارد تومان ارزش دارد، روزگاری آثارشان با مبالغ بسیار پایین، حتی کمتر از قیمت یک خودروی معمولی خریداری میشد؛ اما امروز همان آثار ممکن است به قیمت یک خودروی گرانقیمت به فروش برسند.
این موضوع درباره بسیاری از هنرمندان جوان و کمتر شناختهشده نیز صدق میکند. آثار آنها امروز ممکن است قیمتهای پایینی داشته باشند، اما این احتمال وجود دارد که در سالهای آینده به قیمتهای بسیار بالاتری برسند و در عین حال، بهعنوان نوعی سرمایهگذاری نیز به حفظ ارزش دارایی خریداران کمک کنند. بنابراین، با درک این موضوع، ممکن است افراد بیشتری در شرایط کنونی به هنر بهعنوان بخشی از بازار سرمایه نگاه کنند.
در همین راستا، بازار توکنایز کردن آثار هنری شکل گرفته است. افرادی که توانایی خرید یک اثر هنری گرانقیمت را ندارند، میتوانند سهمی از آن اثر را خریداری کنند و مالکیت بخشی از آن را در اختیار داشته باشند. سپس میتوانند در زمان مناسب، سهم خود را از آن اثر هنری بفروشند. به این ترتیب، بازار هنر بهتدریج در حال پیوستن به بازار سرمایه است؛ بازاری که در مقایسه با بخشهای دیگر بازار سرمایه، مزیتهای خاص خود را نیز دارد.
_ محدودیتهای روابط بینالمللی و تبادلات بانکی تا چه اندازه مانع گسترش بازار جهانی هنر ایران شدهاند؟
متأسفانه، شرایط کنونی باعث محدود شدن بازار هنر ایران شده است. بازار ما در حال حاضر عمدتاً بازاری داخلی و ملی است و بُعد بینالمللی آن بسیار محدود است. حتی در مواردی که آثار هنرمندان ایرانی در خارج از کشور عرضه میشوند، بخش عمده متقاضیان آنها ایرانیان مقیم خارج از کشور هستند.
اما اگر شرایط سیاسی و بینالمللی و، مهمتر از همه، روابط بانکی ما با دنیا به وضعیت عادی بازگردد، بسیاری از افراد متمول در کشورهای همسایه نیز به خرید آثار هنرمندان ایرانی علاقهمند خواهند شد. در چنین شرایطی، آثار هنرمندان ایرانی میتوانند در بازارهای خارج از کشور نیز به فروش برسند و بازار هنر ایران در آینده به حوزهای برای صادرات فرهنگی تبدیل شود.
_ آیا ترکیب خریداران حراج تهران در دورههای اخیر تغییر کرده است؟ سهم مجموعهداران جوان و خریداران تازهوارد از بازار چقدر است و آیا شواهدی از گسترش یا محدودتر شدن جامعه خریداران وجود دارد؟
خریداران جدید تقریباً یکسوم خریداران هر دوره را به خود اختصاص دادهاند. معتقدیم همزمان با خروج تدریجی برخی مجموعهداران از بازار، افراد جدیدی به آن میپیوندند.
بهطور کلی، در سطح جهانی میانگین سنی خریداران آثار هنری بهصورت محسوسی کاهش یافته است. در گذشته، جمعآوری آثار هنر مدرن و معاصر بیشتر به مجموعهدارانی در سنین میانسالی و بالاتر اختصاص داشت. اما در سالهای اخیر، این روند در جهان و بهویژه در ایران تغییر کرده و افراد در سنین پایینتر نیز به خرید آثار هنری روی آوردهاند. بخشی از این افراد پیشتر آثاری با قیمتهای پایینتر را از گالریها خریداری میکردند، اما اکنون به خرید آثاری با قیمتهای بالاتر روی آوردهاند.
_ به نظر میرسد که تمرکز حراج تهران بیشتر بر آثار هنرمندان شاخص است. این نامهای تثبیتشده تا چه اندازه بازتابدهنده تقاضای واقعی بازار هستند؟
در این دوره از حراج تهران، آثار شاخصی از هنرمندان هنر مدرن و معاصر ایران عرضه شدهاند. در سطح بینالمللی نیز بالاترین بازههای قیمتی بازار هنر معمولاً به آثار استادان مدرنیسم اختصاص دارد؛ در ایران نیز شرایط مشابهی وجود دارد و آثار استادان مدرنیسم معمولاً در بالاترین بازههای قیمتی بازار قرار میگیرند.
در این دوره آثاری برجسته از بسیاری از چهرههای شاخص هنر مدرنیستی و نوگرای ایران ارائه شده که در میان آنها، نمونههایی با کیفیت موزهای نیز وجود دارند. هر چند که ما در انتخاب آثار صرفاً به شهرت هنرمندان توجه نمیکنیم؛ سبک هنری و کیفیت آثار، نیز از دیگر معیارهای مهم محسوب میشود. هنرمندانی که به آنها اشاره شد نیز جایگاه تثبیتشدهای در جریان مدرنیسم ایران دارند و آثارشان بخش مهمی از این جریان را نمایندگی میکند.
_ در کنار هنرمندان شناختهشده، چه جایگاهی برای هنرمندان کمترشناختهشده و نسلهای جدید در حراج تهران در نظر گرفته شده است؟ حراج تهران برای جلوگیری از تمرکز بیش از حد بازار بر تعداد محدودی از نامهای تثبیتشده و کمک به دیدهشدن نسلهای جدید چه سازوکاری در نظر گرفته است؟
حراج تهران مصمم است که در کنار معرفی هنرمندان تثبیتشده، تلاش میکند چهرههای جدید را نیز به بازار هنر معرفی کند و فرصتی برای دیدهشدن آنها فراهم کند؛ چراکه همین هنرمندان جدید ممکن است در آینده به جایگاه هنرمندان تثبیتشده امروز برسند.
از سوی دیگر اما باید به این نکته توجه کرد که آثار هنرمندان شناختهشده بهتدریج کمیابتر میشود؛ زیرا بسیاری از این هنرمندان درگذشتهاند یا در سنین بالایی قرار دارند و امکان خلق آثار جدید برایشان محدودتر شده است؛ و این درحالی است که تقاضا برای خرید آثارشان همچنان وجود دارد و حتی ممکن است افزایش پیدا کند. در عین حال اما لازم است که در کنار آثار هنرمندان شناختهشده، آثار هنرمندان کمترشناختهشده نیز به نمایش گذاشته شود تا علاقهمندان فرصت پیدا کنند آثار آنها را ببینند، بهتر بشناسند و در صورت تمایل، آثارشان را خریداری کنند.
در این دوره از حراج تهران نیز بیش از نیمی از آثار ارائهشده متعلق به هنرمندان جوان است که در بازارهای خارجی شناختهشده نیستند. ما امیدوار هستیم که این هنرمندان نیز بتوانند در سالهای آینده به نامهای تثبیتشده در بازار هنر تبدیل شوند و آثارشان با قیمتهای بسیار بالاتری به فروش برسد.
با این حال، اجرای این رویکرد باید با احتیاط صورت بگیرد. ما باید ابتدا از شکلگیری و تثبیت جایگاه هنرمند در بازار اولیه هنر اطمینان حاصل کنیم و سپس، بر پایه این جایگاه، زمینه ورود او را به بازار ثانویه یعنی بازار حراجها فراهم کنیم. اگر هنرمندی در نمایشگاههایی که گالریها برگزار کردهاند، مخاطبان و علاقهمندان خود را پیدا کرده باشد و آثارش با استقبال مواجه شده باشد، میتوان انتظار داشت که در مزایده حراج نیز شانس موفقیت داشته باشد.
انتهای پیام
