به گزارش ایسنا، سایت «کالکتر» در مقالهای به این موضوع پرداخته و در مقدمه پیشنهاد کرده است که «همراه با دانته، از کوه برزخ بالا بروید و با مشهورترین ساکنان آن دیدار کنید.»
در این مقاله آمده است: کوه برزخ که در جایگاهی میانی میان «دوزخ» (جایی که گناهکاران گمنام و نامدار کیفر ابدی خود را میبینند) و «بهشت» قرار دارد؛ قلمرویی در جهان پس از مرگ که در آن به ارواح فرصت داده میشود تا از گناهان خود پاک شوند. دانته به راهنمایی ویرژیل، در روز عید پاک به دومین مرحله از سفر خود میرسد و پس از عبور از حلقههای دوزخ، از تنفس هوای تازه احساس آسودگی میکند. شاعر در ۳۳ سرود (canti) پس از آن، با ارواحی دیدار خواهد کرد که در انتظار ورود به بهشت هستند.
برزخ؛ قلمرو تحول اخلاقی
ژاک لو گوف (Jacques Le Goff مورخ فرانسوی)، در کتاب «پیدایش برزخ» (۱۹۸۱) خاطرنشان میکند که در روزگار دانته، مفهوم برزخ نسبت به دو قلمرو دیگر حیات پس از مرگ در مسیحیت، یعنی بهشت (Paradiso) و دوزخ (Inferno) سابقهای متاخرتر داشت. در واقع، لو گوف زمان ابداع واژه لاتین purgatorium به معنای برزخ، برگرفته از purgare یا به معنی پاکسازی کردن را حدود سال ۱۱۷۰ میلادی تعیین میکند. نکته مهمتر اینکه، اگرچه مسیحیان دیرزمانی بود که برای آمرزش ارواح مردگان دعا میکردند (عملی که تلویحا به معنای قرار داشتن آن ارواح در وضعیتی موقت بود)، اما زمانی که دانته اثر خود، کمدی الهی را مینوشت، مفهوم برزخ و آموزههای مربوط به آن هنوز تعریفی دقیق و منسجم نداشتند.
نبود اجماع و اتفاق نظر درباره دومین قلمرو مردگان، آزادی عمل خلاقانه فراوانی به شاعر فلورانسی بخشید. در واقع، همانطور که پرفسور تئودولیندا بارولینی (Teodolinda Barolini )، استاد دانشگاه کلمبیا خاطرنشان میکند، «ایده برزخ به شکل یک کوه، ابداع شخصِ دانته است»؛ و همچنین قواعد خود دارد.
«سایهرنگ ملایم یاقوت کبود شرقی» (The gentle hue of oriental sapphire) که به پیشواز دانته میآید، روح او را مینوازد و بیدرنگ به خوانندگان میگوید که شاعر، خشونت و استیصال «دوزخ» را پشت سر گذاشته است. در واقع، دانته در نخستین ابیات «برزخ»، آنجا که از آن با عنوان «سیاره دلفریبی که حامی عشق است» یاد میکند، میگوید که از «قلمرو دوم» خواهد سرود؛ قلمرویی که در آن، جان آدمی از گناه پاک میشود و شایستگی صعود به بهشت را مییابد.
در حالی که عذاب ابدی ساکنان دوزخ، نوعی بازپرداخت جزای ناشی از گناه بود، ارواحی که به برزخ فرستاده میشوند باید دورهای از رنج را تاب آورند تا به تحول اخلاقی و رهایی (از قید گناه) دست یابند. در «کمدی الهی»، برزخ تنها قلمرویی است که در آن به مردگان «فرصت تداوم شدن» (ادامه مسیر تکامل) داده میشود. ارواح ساکن کوه برزخ، با بهرهگیری از تأمل، دعا و سرودهای مذهبی، میآموزند که همزمان با صعود به سوی قله، یعنی همان باغ بهشت که در آن معصومیت ازدسترفتهشان را بازمییابند، دلبستگیهای دنیوی را پشت سر بگذارند.
برزخ در پی سقوط لوسیفر از بهشت پدید آمد
دانته در آخرین سرود بخش دوزخ (Inferno)، ماجرای گذر خود از دوزخ به برزخ را روایت میکند؛ او پس از رویارویی با شیطان، از مرکز زمین عبور کرده، نیمکره شمالی تاریک را پشت سر میگذارد و به روشنایی نیمکره جنوبی گام میگذارد. در آنجا، کوه برزخ که بر اثر سقوط لوسیفر از بهشت شکل گرفته است، در میان آبها قرار دارد.
به گفته دانته، هنگامی که آن فرشته راندهشده از بهشت سرنگون شد، زمین از او رو برگرداند. این فضای مخروطیشکل خالی به جایگاه عذاب ابدی بدل گشت و لوسیفر در عمیقترین نقطه آن جای گرفت. همزمان، توده خاکی که بر اثر آن سقوط جابهجا شده بود، کوهی را در سوی دیگر کره زمین پدید آورد که به «کوه برزخ» بدل شد. برزخ که در آن سوی کره فراطبیعی واقع شده، تنها خشکی موجود در نیمکره جنوبی است و منطقهای خالی از سکنه به شمار میآید.
دانته و ویرژیل، شاعر رومی که در بخش عمدهای از این سفر ماورایی راهنمای اوست، پس از پیمودن کورهراهی باریک که جریان آب در دل صخره پدید آورده بود، به کوه میرسند. دانته در یکی از مشهورترین ابیات «کمدی الهی»، با لحنی حاکی از آسودگی خاطر میگوید: «و بدینسان پا به بیرون نهادیم تا - بار دیگر - ستارگان را ببینیم.»
پس از آنکه آدم و حوا از باغ بهشت رانده شدند، دانته نخستین انسان زندهای است که پا بر کوه برزخ میگذارد. پیش از او، تنها اولیس - که شاعر در سرود بیستوششم «دوزخ» با او دیدار میکند - هنگام درنوردیدن آبهای جنوبی به همراه خدمهاش، توانسته بود نمایی از برزخ را ببیند؛ کوهی که به گفته خود او، «چنان بلند بود که هرگز نظیرش را ندیده بودم.» اولیس که در اینجا نمادی از آدم نیز محسوب میشود، دست به پرواز دیوانهوار (folle volo) میزند؛ اقدامی که با هدف فراتر رفتن از مرزهای دانش بشری، سرانجامی جز فاجعه نخواهد داشت.
با این حال، سفر خود دانته نیز بخشی از طرح الهی است. ویرژیل به خارون (قایقرانی که ارواح را به دوزخ میبرد و در ابتدا از عبور دانته جلوگیری میکند) یادآور میشود: «عبور ما به اراده آن بالا مقدر شده است؛ آنجا که او هر چه را اراده کند، به انجام میرساند؛ پس دیگر پرسشی مکن.»
توپوگرافی «برزخ»: از پیشبرزخ تا باغ بهشت
دانته، به عنوان فردی برگزیده برای بازدید از سه قلمرو جهان پس از مرگ، از دسترسی کامل به «برزخ» برخوردار است. به گفته این شاعر، کوه برزخ به سه بخش تقسیم میشود. دامنه کوه که «پیشبرزخ» نامیده میشود، به ارواح کسانی اختصاص دارد که باید پیش از ورود به سطوح بالاتر این قلمرو، در آنجا منتظر بمانند. دانته در این بخش با طردشدگان از کلیسا، توبهکنندگان دیرهنگام، کسانی که مرگی خشونتبار داشتهاند و فرمانروایانی که در انجام وظایف خود کوتاهی کردهاند، دیدار میکند.
سپس، پس از گذشتن از دروازهای که در آن فرشتهای حرف «P» را هفت بار بر پیشانی دانته نقش میزند، به خود «برزخ» میرسیم؛ مکانی متشکل از هفت طبقه (یا طاقچه) که در دل صخره تراشیده شدهاند. هر طبقه به تزکیه و پاکسازی روح از یکی از هفت گناه کبیره اختصاص دارد: تکبر، حسادت، خشم، تنبلی، طمع، شکمپرستی و شهوت. در اینجا نیز، همچون «دوزخ»، ارواح ساکن برزخ بر اساس اصل کنتراپاسو (contrappasso) مجازات میشوند؛ قانونی الهی که مقرر میدارد هر کیفر باید بازتابی از گناه یا نقطه مقابل آن باشد. برای نمونه، متکبران زیر بار سنگهای عظیمالجثه خم شدهاند، حال آنکه شهوترانان ناچارند از میان دیواری از آتش عبور کنند.
دانته، در حالی که ویرژیل او را راهنمایی میکند، ضمن یادآوری صعودش به قله کوه برزخ، شرح بازدید خود از هر طبقه را با الگویی یکسان بیان میکند. نخست، شاعر نمونهای از آن فضیلت را ارائه میدهد که درست در تقابل با رذیلتی است که در آن طبقه کیفر داده میشود؛ سپس دیدار خود با ارواح را توصیف میکند؛ و سرانجام، نمونههایی از رذیلتهای اصلی را برای خوانندگان برمیشمارد.
در پایان گشتوگذار در هر یک از هفت طبقه، فرشتهای حرف «P» را از پیشانی دانته پاک میکند که نماد پاک شدن از یکی از رذایل اخلاقی است. سپس او نیز، همچون تمام ارواح آن طبقه، از میان دیواری از آتشِ سوزان عبور میکند. شاعر، باغ بهشت را - همانجایی که بشر مرتکب گناه نخستین شد - در قله برزخ قرار داده است.
دیدارهای کلیدی در کوه برزخ
در کوه در حالی که ارواح جهنم در عادات گناهآلودی که آنها را به رنج ابدی کشانده است، گرفتار شدهاند. ساکنان برزخ در حرکت هستند و دائما در مورد شکستهای خود تفکر و برای اصلاح اخلاقی تلاش میکنند. این امر به دانته اجازه میدهد تا شخصیتهایی غنی از نظر روانشناختی را ترسیم کند.
نخستین شخصیتی که دانته و ویرژیل با او روبرو میشوند، «کاتوی اوتیکا» (Cato of Utica یا همان کاتوی جوان) است؛ سناتور رومی که برای تن ندادن به سلطه ژولیوس سزار، دست به خودکشی زد. حضور او در «برزخ»، جایی که نقش نگهبان را ایفا میکند، خود امری بحثبرانگیز و نشاندهنده تمایل دانته به پذیرش پیچیدگیها و ظرافتهای معنایی است. ویرژیل پیشتر به دانته گفته بود که مشرکان (غیرمسیحیانِ) نیککردار رستگار نمیشوند؛ پس چگونه است که کاتو، مشرکی که خودکشی کرده به برزخ راه یافته است؟ امتناع او از ادامه زندگی در شرایط فقدان آزادی، نمادی برازنده برای تلاشِ ارواح ساکن این قلمرو است: آنان نیز پیش از ورود به بهشت، باید خود را از قید رذایل اخلاقی رها سازند.
تصمیم به گنجاندن ارواح کسانی که توسط کلیسا تکفیر شده بودند نیز تا حدی بحثبرانگیز است، چرا که با آموزههای رسمی کلیسا تضاد دارد. تکفیر به معنای طرد شدن از جامعه مسیحیان بود، با این حال دانته در سرود سوم با روح رستگارشده «مانفردی» - پسر امپراتور فردریک دوم - دیدار میکند. مانفردی که با ویژگیهایی همچون «موهای روشن، چهرهای زیبا» و «هیبتی نجیبانه» توصیف شده، تجسم فضایل جوانمردی قرونوسطایی است و رویارویی او با دانته، سرشار از حس همدلی با آسیبپذیری انسان است. از آن مهمتر، این ماجرا نشان میدهد که کسانی که حقیقتا توبه کردهاند، حتی در صورت تکفیر شدن، میتوانند به رستگاری دست یابند.
الهیات و آموزههای اعتقادی، کانون مواجهه شاعر با «مارکو لومباردو» در «طاقه خشم» (یکی از طبقات دوزخ) را تشکیل میدهند. این درباری سدهی سیزدهم، برای تبیین اینکه آیا منشا شرارت در «ستارگان» است یا در روی زمین، نظریه جبر فلکی را رد میکند و سخنانی درباره اختیار بیان میدارد که در کانون گفتمان ایدئولوژیک «کمدی الهی» جای دارد. اگر علت کنش انسان در ستارگان نهفته بود، دیگر اختیار حقیقی معنایی نداشت؛ در نتیجه، افکندن برخی ارواح به دوزخ و نجات برخی دیگر نیز بیمعنا میبود. با این حال، هم از دیدگاه دانته و هم مارکو، اختیار در جهانی که تحت حاکمیت خدایی قادر مطلق است، وجود دارد. شاعر این همزیستی را در قالب یک پارادوکس خلاصه میکند:«liberi soggiacete» یعنی شما که آزادید، [در عین حال] تابع و فرمانبردارید.
پیشتر دیدهایم که برای دستیابی به آزادی اخلاقی، ارواح برزخ باید خود را از تعلقات دنیوی رها سازند. پوچی دستاوردهای دنیوی، محور گفتوگوی دانته با «اودریزی دا گوبیو» است. این تذهیبگر نامدار نسخههای خطی اذعان میکند که رقیبی بر او پیشی گرفته است؛ درست همانگونه که شهرت «چیمابوئه» (نقاش) تحتالشعاع «جوتو» قرار گرفت و دانته نیز از «گویدو کاوالکانتی» فراتر خواهد رفت. اودریزی میگوید: «شکوه تو رنگ همان علفی را دارد که میآید و میرود»؛ با این حال، میتوان گفت که شهرت دانته تا به امروز همچنان پایدار و ماندگار مانده است.
انتهای پیام
