علیرضا رخشانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ضرورت توجه به سناریوهای مختلف در برنامهریزیهای علمی و امنیتی اظهار کرد: پژوهشگر و تحلیلگر باید بتواند سناریوهای گوناگون، از جمله دشوارترین شرایط ممکن را در نظر بگیرد. نمیتوان در تحلیل مسائل راهبردی صرفاً بر امیدواری یا احتمال وقوع بهترین شرایط تکیه کرد؛ بلکه لازم است واقعیتها، ظرفیتها، آسیبپذیریها و پیامدهای احتمالی هر اتفاق بهصورت دقیق بررسی شوند.
وی افزود: در مواجهه با تهدیدها، شناخت واقعیتها و ارائه اطلاعات معتبر اهمیت دارد. در حوزههایی مانند جنگ شناختی نیز نمیتوان صرفاً با ارائه اطلاعات جهتدار یا تلاش برای القای تصویری مثبت، برداشتهای شکلگرفته در ذهن افراد را تغییر داد. اگر پیامهای ارائهشده با تجربه و اطلاعات قبلی مخاطب تناقض داشته باشد، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد کند و اعتماد او را کاهش دهد. بنابراین، مواجهه مؤثر با چنین پدیدههایی به شناخت واقعیتها، ارائه اطلاعات معتبر و فراهم کردن فرصت تفکر و تحلیل نیاز دارد.
توان علمی؛ یکی از پایههای امنیت بلندمدت کشور
این پژوهشگر امنیت بینالملل با تأکید بر ارتباط مستقیم میان توان علمی و امنیت کشورها تصریح کرد: وقتی از امنیت صحبت میکنیم، نباید صرفاً به تجهیزات نظامی، قدرت تسلیحاتی یا توان عملیاتی توجه داشته باشیم. بخشی از توان کشورها به دانش و فناوریای وابسته است که امکان شناسایی تهدیدها، تحلیل اطلاعات، پیشبینی شرایط و اتخاذ تصمیمهای مناسب را فراهم میکند.
رخشانی ادامه داد: برخی از آسیبهایی که در درگیریهای اخیر تجربه شد، تنها به تفاوت در تجهیزات یا توان نظامی مربوط نبود، بلکه لازم است نقش اطلاعات، تحلیل دادهها و شناخت آسیبپذیریها نیز در بررسی آنها مورد توجه قرار گیرد. ممکن است کشوری از نظر علمی و فنی ظرفیتهای قابلتوجهی داشته باشد، اما اگر نتواند اطلاعات خود را بهدرستی مدیریت کند و تهدیدهای احتمالی را بشناسد، بخشی از این ظرفیتها در عمل کارایی لازم را نخواهند داشت.
وی با اشاره به اهمیت تابآوری مراکز راهبردی بیان کرد: یک مرکز راهبردی باید بتواند در شرایط بحرانی نیز فعالیت خود را ادامه دهد و تصمیمگیری در آن متوقف نشود. بنابراین، موضوع فقط برخورداری از تجهیزات پیشرفته نیست؛ بلکه طراحی سامانههای تابآور، پیشبینی شرایط دشوار و ایجاد سازوکارهایی برای استمرار فعالیت مراکز مهم نیز اهمیت دارد.
این پژوهشگر امنیت بینالملل خاطرنشان کرد: کشور در برخی حوزههای فنی و علمی ظرفیتهای قابلتوجهی دارد و مسئله مهم این است که چگونه میتوان این توان علمی را به مجموعهای هماهنگ و کارآمد تبدیل کرد. در این مسیر، دانش تخصصی باید در کنار توان تحلیل، مدیریت اطلاعات، شناخت تهدیدها و آمادگی برای مواجهه با شرایط پیشبینینشده قرار گیرد.

نقش دانشگاهها در شناخت تهدیدها و افزایش آمادگی علمی
رخشانی با اشاره به اهمیت شناخت تهدیدهای اطلاعاتی اظهار کرد: مقابله با این تهدیدها را نباید صرفاً وظیفه نهادهای امنیتی یا مجموعههای نظامی دانست. این حوزه ابعاد علمی، دانشگاهی و اجتماعی نیز دارد و دانشگاهها میتوانند در شناخت روشهای نفوذ، تحلیل رفتارها، بررسی آسیبپذیریها و طراحی راهکارهای پیشگیرانه نقش مؤثری ایفا کنند.
وی ادامه داد: بخش مهمی از مسئله به این برمیگردد که جامعه علمی تا چه اندازه نسبت به ماهیت تهدیدهای موجود آگاهی دارد. اگر استادان و دانشجویان شناخت کافی از شرایط و مخاطرات نداشته باشند، ممکن است ظرفیتهای علمی کشور به شکل منسجم در خدمت حل مسائل قرار نگیرد.
این پژوهشگر امنیت بینالملل با تأکید بر اینکه چنین مسائلی را نمیتوان صرفاً با دستورهای مقطعی حل کرد، گفت: دانشگاه باید در این زمینه نقش فعال داشته باشد؛ زیرا تولید دانش، بررسی علمی مسائل و طراحی سناریوهای مختلف از وظایف دانشگاه است. نهادهای اجرایی نیز میتوانند از نتایج این پژوهشها برای افزایش آمادگی و بهبود تصمیمگیری استفاده کنند.
رخشانی افزود: این موضوع محدود به رشتههای فنی و مهندسی نیست؛ علوم انسانی، علوم اجتماعی، روانشناسی، ریاضیات، فیزیک و سایر حوزههای علمی نیز ظرفیتهایی دارند که میتوان از آنها برای تحلیل مسائل پیچیده و کاهش آسیبپذیریها بهره گرفت.

کیفیت آموزش و مهارتهای تخصصی؛ فراتر از افزایش تعداد دانشآموختگان
وی با اشاره به اهمیت نیروی انسانی متخصص در حوزههای حساس بیان کرد: برخورداری از تعداد زیادی دانشآموخته بهتنهایی به معنای داشتن ظرفیت علمی مؤثر نیست. آنچه اهمیت دارد، کیفیت آموزش، توانایی حل مسئله، قدرت تحلیل و برخورداری از مهارتهایی است که امکان استفاده از دانش را در شرایط واقعی فراهم میکند.
این پژوهشگر امنیت بینالملل ادامه داد: در برخی حوزهها ممکن است تعداد دانشآموختگان یا رشتههای دانشگاهی افزایش یافته باشد، اما این افزایش کمی لزوماً به معنای ارتقای متناسب کیفیت آموزش و توانمندی تخصصی نیست. باید بررسی کرد که آموزش ارائهشده تا چه اندازه عمیق، کاربردی و متناسب با نیازهای کشور است و آیا دانشآموختگان میتوانند آموختههای خود را در حل مسائل واقعی به کار بگیرند یا خیر.
رخشانی با تأکید بر ضرورت توجه به مهارتهای مکمل اظهار کرد: برای همکاری در پروژههای علمی و حساس، برخورداری از دانش تخصصی کافی نیست. توانایی کار گروهی، آشنایی با فناوریهای روز، تسلط بر زبانهای خارجی، تفکر انتقادی و رعایت اصول حفاظت از اطلاعات نیز اهمیت دارد. ضعف در هر یک از این حوزهها میتواند کارایی یک مجموعه را کاهش دهد.
وی تصریح کرد: دانشگاه باید بتواند استعدادهای دانشجویان را شناسایی و برای پرورش آنها برنامهریزی کند. البته این به معنای محدود کردن ظرفیتها به گروهی خاص یا نادیده گرفتن سایر دانشگاهها نیست؛ بلکه لازم است فرصت رشد و مشارکت علمی برای دانشجویان توانمند در رشتهها و مراکز دانشگاهی مختلف فراهم شود.
این پژوهشگر امنیت بینالملل با اشاره به تجربه همکاری با دانشجویان گفت: در برخی موارد، دانشجویانی که در ابتدا فاصله فکری بیشتری با دیدگاههای مورد بحث داشتهاند، پس از آشنایی با دادهها و استدلالهای علمی، برای مشارکت در فعالیتهای پژوهشی و حل مسائل اعلام آمادگی کردهاند. این تجربه نشان میدهد که گفتوگوی مستند و اقناع علمی میتواند زمینه همکاری میان افراد با دیدگاههای متفاوت را فراهم کند.
رخشانی ادامه داد: برای جلب مشارکت دانشجویان، باید به جای اتکا به پیشفرضها و قضاوتهای اولیه، مسئله را بهصورت روشن توضیح داد، شواهد را در اختیار آنان گذاشت و امکان بررسی و نقد را فراهم کرد. هنگامی که افراد با تحلیل مستند به درک روشنی از یک مسئله برسند، این شناخت میتواند مبنای تصمیمگیری و همکاری آنها قرار گیرد.

کیفیت پژوهش مهمتر از افزایش صرف تعداد مقالات است
این پژوهشگر با انتقاد از نگاه صرفاً کمی به ارزیابی فعالیتهای دانشگاهی اظهار کرد: تعداد مقالات، بهویژه در نشریات خارجی، بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش توان علمی استاد یا دانشگاه نیست؛ بلکه باید کیفیت پژوهش، توان حل مسئله، ارتباط با صنعت، تربیت نیروی انسانی و میزان اثرگذاری علمی آن نیز بررسی شود.
وی افزود: در پروژههای علمی و فناورانه حساس، باید میان گردش آزاد دانش و حفاظت از اطلاعات حساس تناسب برقرار شود. تعریف ضوابط روشن برای مدیریت اطلاعات، تعیین سطح دسترسی و حفاظت از دادههای پژوهشی، متناسب با ماهیت هر پروژه، میتواند آسیبپذیری را کاهش دهد؛ بدون آنکه فعالیتهای علمی و پژوهشی بیدلیل مختل شود.
رخشانی در پاسخ به پرسشی درباره حوزههای علمی و فناورانه مؤثر در کاهش وابستگی کشور اظهار کرد: هوش مصنوعی یکی از حوزههای مهم فناوری است، اما در کنار آن باید به زمینههایی مانند الکتروفوتونیک نیز توجه کرد. در برخی فناوریهای تخصصی، وابستگی به خارج میتواند پیامدهایی فراتر از تأمین یک قطعه یا محصول داشته باشد و بر استقلال فناورانه و امکان توسعه سامانههای داخلی اثر بگذارد.
وی ادامه داد: الکتروفوتونیک از جمله حوزههایی است که توسعه آن میتواند در فناوریهای پیشرفته کاربرد داشته باشد. اگر کشور در تأمین قطعات یا فناوریهای موردنیاز این حوزه به منابع خارجی وابسته باشد، ممکن است در شرایط محدودیت یا بحران با دشواری روبهرو شود. به همین دلیل، لازم است توان داخلی در زمینه طراحی، تولید و توسعه این فناوریها تقویت شود.
این پژوهشگر امنیت بینالملل با اشاره به اهمیت تراشهها و قطعات تخصصی گفت: وابستگی به تأمینکننده خارجی تنها به مسئله خرید محدود نمیشود؛ بلکه تولیدکننده ممکن است از نیازها و ویژگیهای فنی محصول نهایی نیز اطلاعاتی به دست آورد. بنابراین، توسعه ظرفیت داخلی در فناوریهای حساس میتواند هم وابستگی را کاهش دهد و هم امکان مدیریت بهتر زنجیره تأمین را فراهم کند.
رخشانی تأکید کرد: توسعه فناوریهای راهبردی به معنای تولید داخلی تمام محصولات و قطعات نیست. کشور باید بر اساس نیازهای واقعی، مزیتهای علمی و اقتصادی و میزان حساسیت هر فناوری اولویتگذاری کند. در این مسیر، شناسایی حوزههایی که وابستگی در آنها پیامدهای جدیتری دارد، اهمیت زیادی دارد.
وی با اشاره به کاربرد فناوریهای پیشرفته در سامانههای هوشمند تصریح کرد: برای نمونه، در سامانههای متکی بر تعداد زیادی پهپاد، هماهنگی میان اجزا، پردازش اطلاعات و توانایی تطبیق با تغییر شرایط اهمیت دارد. چنین قابلیتهایی به توسعه دانش در حوزههای مختلف، از الکترونیک و پردازش داده تا هوش مصنوعی و سامانههای کنترل، وابسته است. بنابراین، پیشرفت در این زمینهها نیازمند همکاری میان رشتههای دانشگاهی و تمرکز بر حل مسائل واقعی است.

حفاظت از سرمایه انسانی و تابآوری زیرساختهای پژوهشی
این پژوهشگر امنیت بینالملل با اشاره به ضرورت حفاظت از سرمایه انسانی در حوزههای علمی حساس اظهار کرد: دانشمندان و پژوهشگران متخصص حاصل سالها آموزش و تجربهاند و از دست رفتن این سرمایه انسانی، تنها به معنای حذف یک فرد از مجموعه علمی نیست؛ بلکه میتواند بر تداوم پروژهها، انتقال تجربه و تربیت نسل بعدی پژوهشگران نیز اثر بگذارد. به همین دلیل، حفاظت از نیروی انسانی متخصص باید در کنار سایر برنامههای توسعه علمی مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: این موضوع نیازمند شناخت دقیق خطرها، تدوین ضوابط متناسب با سطح حساسیت فعالیتها و ایجاد هماهنگی میان دانشگاهها و نهادهای مسئول است. در کنار حفاظت از افراد، باید تابآوری زیرساختهای علمی و پژوهشی نیز افزایش یابد. آزمایشگاهها و مراکز تخصصی باید برای مواجهه با شرایط اضطراری، اختلال در فعالیتها و آسیبهای احتمالی آمادگی داشته باشند.
رخشانی ادامه داد: در این زمینه، ارزیابی خطر و برنامهریزی برای استمرار فعالیتهای علمی اهمیت دارد. مدیریت چنین موضوعاتی به همکاری میان متخصصان رشتههای مختلف نیاز دارد و دانشگاهها میتوانند با بررسی سناریوهای احتمالی، شناسایی نقاط ضعف و ارائه راهکارهای علمی، به افزایش آمادگی مجموعههای اجرایی کمک کنند.
وی با بیان اینکه مزیت دانشگاه در امکان بررسی نظاممند مسائل، مقایسه سناریوها و ارزیابی راهکارهای مختلف است، تصریح کرد: دانشگاه بهتنهایی نمیتواند تمام مسائل امنیتی و اجرایی را حل کند؛ بلکه باید ارتباط مشخصی میان ظرفیت پژوهشی دانشگاهها و نیازهای واقعی دستگاههای اجرایی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، ممکن است پژوهشهای ارزشمندی انجام شود، اما نتایج آنها به مرحله استفاده و اجرا نرسد.

پیوند دانشگاه، صنعت و حاکمیت؛ حلقه ضروری توسعه علمی
این پژوهشگر امنیت بینالملل با تأکید بر نقش علوم انسانی در تحلیل مسائل امنیتی اظهار کرد: گاهی تصور میشود مشارکت دانشگاه در حوزه امنیت تنها به رشتههای فنی و مهندسی محدود است؛ در حالی که شناخت رفتار انسانها، تحلیل تحولات اجتماعی، بررسی روندهای سیاسی و مطالعه سازوکارهای تصمیمگیری نیز اهمیت دارد.
رخشانی با اشاره به نقش سناریونویسی در برنامهریزی راهبردی گفت: در این روش، بهجای پیشبینی قطعی یک اتفاق، چند وضعیت محتمل بررسی میشود و پیامدها و راهکارهای متناسب با هرکدام مورد ارزیابی قرار میگیرد. نهادهای اجرایی معمولاً با محدودیت زمان و منابع روبهرو هستند و در بسیاری از مواقع باید در شرایطی تصمیم بگیرند که همه اطلاعات در دسترس نیست. دانشگاه میتواند با انجام پژوهشهای پیشینی، سناریوهای مختلف را بررسی کند و نتایج آن را در اختیار تصمیمگیران قرار دهد تا امکان آمادگی بهتر برای شرایط متفاوت فراهم شود.
وی تصریح کرد: همکاری دانشگاه و نهادهای اجرایی باید بهگونهای باشد که پژوهشها صرفاً در قالب گزارش یا مقاله باقی نمانند. اگر مسئلهای در جامعه یا نظام اجرایی وجود دارد، دانشگاه باید بتواند آن را به موضوع پژوهش تبدیل کند و در ادامه، نتایج را برای ارزیابی و استفاده عملی ارائه دهد.
این پژوهشگر امنیت بینالملل با تأکید بر ضرورت تقویت ارتباط میان دانشگاه، صنعت و حاکمیت گفت: این سه بخش را میتوان اضلاع یک مثلث دانست که توسعه پایدار علمی و فناورانه به هماهنگی میان آنها وابسته است. دانشگاه دانش و نیروی انسانی متخصص تولید میکند، صنعت امکان توسعه و بهکارگیری بسیاری از دستاوردها را فراهم میآورد و حاکمیت نیز باید بستر سیاستگذاری، حمایت و هماهنگی را ایجاد کند.
رخشانی ادامه داد: اگر ارتباط میان این سه بخش ضعیف باشد، ممکن است دانشگاه پژوهشهایی انجام دهد که به نیازهای واقعی صنعت پاسخ نمیدهد یا صنایع نتوانند از ظرفیت علمی موجود استفاده کنند. از سوی دیگر، نبود سیاستهای پایدار میتواند اجرای پروژههای بلندمدت را دشوار کند.
وی با اشاره به ظرفیتهای صنعتی خراسان رضوی اظهار کرد: به باور من، این استان از ظرفیت مناسبی برای توسعه همکاری میان دانشگاه و صنعت برخوردار است. در این منطقه، صنعتگرانی حضور دارند که برای فعالیتهای علمی و توسعه کشور انگیزه دارند و میتوانند در صورت فراهم شدن زمینه همکاری، در پروژههای دانشگاهی مشارکت کنند. برخی فعالان صنعتی، علاوه بر فعالیت اقتصادی، به مسئولیت اجتماعی و نقش خود در توسعه کشور نیز توجه دارند. این ظرفیت میتواند زمینهساز اجرای پروژههای مشترک با دانشگاهها باشد؛ بهویژه در شرایطی که یک مسئله علمی به سرمایهگذاری، امکانات صنعتی و نیروی متخصص نیاز دارد.
این پژوهشگر امنیت بینالملل با اشاره به تجربههای خود در گفتوگو با فعالان دانشگاهی و صنعتی گفت: در برخی موارد، آمادگی برای همکاری وجود دارد، اما این آمادگی بهتنهایی کافی نیست. دانشگاه باید نیازهای خود را بهصورت روشن تعریف کند، پروژههای مشخص ارائه دهد و سازوکاری برای ارتباط مستمر با صنعت داشته باشد. در مقابل، صنعت نیز باید بتواند نیازهای فنی و پژوهشی خود را به دانشگاه منتقل کند.
رخشانی با تأکید بر اهمیت ثبات مدیریتی در اجرای طرحهای بلندمدت افزود: تغییر مدیران نباید به معنای توقف یا کنار گذاشتن پروژههایی باشد که بر اساس نیازهای علمی و منافع بلندمدت کشور تعریف شدهاند. اگر با هر تغییر مدیریتی، برنامهها بدون ارزیابی کارشناسی کنار گذاشته شوند، امکان شکلگیری همکاریهای پایدار کاهش مییابد.
وی خاطرنشان کرد: برای اینکه ظرفیت علمی کشور به توان واقعی در حل مسائل تبدیل شود، باید میان دانشگاه، صنعت و دستگاههای سیاستگذار ارتباطی مستمر برقرار باشد. این همکاری زمانی نتیجهبخش خواهد بود که مسئلهها بهدرستی تعریف شوند، مسئولیت هر بخش مشخص باشد و پروژهها با نگاه بلندمدت دنبال شود.
انتهای پیام
