فاطمه تحصیلی در گفتوگو با ایسنا درباره مهمترین تغییرات الگوی مصرف فرهنگی دانشجویان طی سالهای اخیر، اظهار کرد: مهمترین تحول در این زمینه، گذار از مصرف فرهنگی نسبتاً محدود، زمانمند و عمدتاً یکطرفه به مصرف محتوای دیجیتال، مستمر، شخصیسازیشده و تعاملی است. در گذشته، بخش قابلتوجهی از تجربه فرهنگی دانشجویان از طریق کتاب، مطبوعات، سینما، تلویزیون و برنامههای فرهنگی دانشگاه شکل میگرفت، اما امروزه شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال سهم مهمی در تعیین نوع محتوایی دارند که دانشجویان میبینند، میشنوند، میخوانند و درباره آن فکر میکنند.
وی با بیان اینکه تغییرات فرهنگی دانشجویان تنها به ابزارهای دسترسی به محتوا محدود نمیشود، ادامه داد: سرعت، حجم و منطق مصرف فرهنگی نیز در سالهای اخیر دگرگون شده است. دانشجوی امروز با انبوهی از محتوا مواجه است، که بخش قابلتوجهی از آن بر اساس علایق قبلی، رفتارهای آنلاین و الگوریتمهای پلتفرمها به او پیشنهاد میشود. در چنین شرایطی، محتوای کوتاه، تصویری، سریع و قابل اشتراکگذاری جایگاه پررنگتری پیدا کرده است.
این روانشناس با تأکید بر ضرورت پرهیز از قضاوتهای کلی درباره سلیقه فرهنگی نسل جدید، بیان کرد: از این تغییرات نباید نتیجه گرفت که دانشجویان امروز الزاماً کمتر مطالعه میکنند یا علاقه کمتری به محتوای عمیق دارند. مسئله اصلی این است، که رقابت برای جلب توجه آنها شدیدتر شده و محتوای فرهنگی برای دیدهشدن باید بتواند در فضای شلوغ رسانهای امروز جای خود را پیدا کند.
تحصیلی اضافه کرد: یکی از چالشهای مهم در این زمینه، ایجاد تعادل میان مصرف سریع و پراکنده محتوا با مطالعه عمیق، تفکر انتقادی و تجربههای فرهنگی ماندگار است. دسترسی گسترده به محتوا میتواند فرصتهای متنوعی برای آشنایی با موضوعات و دیدگاههای مختلف فراهم کند، اما در عین حال، مدیریت توجه و انتخاب آگاهانه محتوا را نیز به مسئلهای مهم تبدیل میکند.

شبکههای اجتماعی؛ از مصرفکننده تا تولیدکننده محتوا
وی با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی در تغییر جایگاه دانشجویان در فضای فرهنگی، خاطرنشان کرد: شبکههای اجتماعی مرز میان مصرفکننده و تولیدکننده محتوا را تا حد زیادی از بین بردهاند. در گذشته، تولید و انتشار محتوای فرهنگی معمولاً به امکانات فنی، رسانههای رسمی یا دسترسی به ناشران و نهادهای فرهنگی وابسته بود، اما امروزه یک دانشجو میتواند با استفاده از تلفن همراه فیلم بسازد، پادکست تولید کند، تجربههای شخصی خود را روایت کند، درباره مسائل اجتماعی نظر بدهد و آثار هنری یا فکری خود را در معرض دید مخاطبان گسترده قرار دهد.
این روانشناس با بیان اینکه چنین تحولی از نظر روانشناختی نیز اهمیت دارد، ادامه داد: تولید محتوا به دانشجو فرصت میدهد هویت فردی و اجتماعی خود را شکل دهد، دیده شود، بازخورد دریافت کند و احساس اثرگذاری بیشتری داشته باشد. به این ترتیب، دانشجو دیگر صرفاً دریافتکننده پیامهای فرهنگی نیست، بلکه میتواند در شکلدادن به گفتمانها، سلیقهها و حتی ارزشهای فرهنگی مشارکت کند.
تحصیلی اضافه کرد: این امکان میتواند زمینهای برای بروز خلاقیت، بیان دیدگاهها و مشارکت فعالتر دانشجویان در عرصه فرهنگی باشد. با این حال، گسترش امکان تولید محتوا بهتنهایی به معنای افزایش کیفیت یا اعتبار محتوای منتشرشده نیست و باید پیامدهای این تحول را نیز مورد توجه قرار داد.
وی با اشاره به تأثیر بازخوردهای شبکههای اجتماعی بر شیوه تولید محتوا، بیان کرد: وابستگی به تعداد بازدیدها، پسندها و دنبالکنندگان ممکن است باعث شود برخی افراد بهجای تولید محتوای اصیل و اندیشیدهشده، به سمت محتوای هیجانی، سطحی یا صرفاً پربازدید حرکت کنند. همچنین، تولید محتوا لزوماً به معنای برخورداری از سواد رسانهای یا توانایی ارزیابی اعتبار اطلاعات نیست.
این روانشناس خاطرنشان کرد: در کنار فراهمکردن فرصت برای خلاقیت و مشارکت فرهنگی دانشجویان، آموزش سواد رسانهای، مسئولیتپذیری در انتشار اطلاعات و توانایی تشخیص محتوای معتبر از غیرمعتبر نیز باید جدی گرفته شود. دانشجویان در فضای دیجیتال هم با فرصتهای گستردهای برای یادگیری و بیان دیدگاههای خود مواجهاند و هم با ضرورت ارزیابی دقیق اطلاعاتی که دریافت یا منتشر میکنند.

تفاوت سلیقه فرهنگی دانشجویان؛ فراتر از تغییر ذائقه
تحصیلی درباره تفاوت میان محتوای فرهنگی مورد علاقه دانشجویان امروز و نسلهای گذشته، ادامه داد: تفاوت سلیقه فرهنگی نسلها را نمیتوان صرفاً به تفاوت در ارزشها یا تغییر ذائقه فردی نسبت داد، بلکه این تفاوت حاصل مجموعهای از عوامل فناورانه، اجتماعی، اقتصادی و روانشناختی است.
وی اضافه کرد: دانشجویان امروز در محیطی رشد کردهاند، که دسترسی به اطلاعات و محتوای فرهنگی بسیار گستردهتر و سریعتر است. در چنین فضایی، تنوعطلبی، امکان انتخاب فردی و دسترسی به محتواهای متناسب با علایق شخصی اهمیت بیشتری پیدا میکند. از سوی دیگر، شرایط اجتماعی و اقتصادی، تجربههای متفاوت هر نسل و مسائل روزمرهای که افراد با آنها مواجهاند نیز بر اولویتهای فرهنگی تأثیر میگذارد.
این روانشناس با اشاره به اهمیت موضوعات مرتبط با زندگی روزمره دانشجویان در شکلگیری علایق فرهنگی آنها، بیان کرد: محتوایی که به هویت فردی، روابط انسانی، آینده شغلی، سلامت روان یا دغدغههای اجتماعی میپردازد، ممکن است برای بخشی از دانشجویان امروز جذابیت ویژهای داشته باشد، هرچند این ترجیحات در میان همه دانشجویان یکسان نیست.
تحصیلی با بیان اینکه گسترش دسترسی به رسانههای جهانی نیز در تغییر سلیقه فرهنگی نسل جدید مؤثر بوده است، ادامه داد: نسلهای پیشین در بسیاری از موارد از مسیر رسانههای محدودتر و نهادهای فرهنگی مشخص با آثار هنری و فرهنگی آشنا میشدند، اما دانشجوی امروز میتواند بهطور همزمان به موسیقی، فیلم، ادبیات و تولیدات فرهنگی از فرهنگهای مختلف دسترسی داشته باشد. این دسترسی گسترده، امکان شکلگیری هویتهای فرهنگی متنوعتر و ترکیبیتر را فراهم کرده است.
وی خاطرنشان کرد: با وجود تفاوتهای موجود، نباید تفاوت نسلی را به معنای گسست کامل فرهنگی دانست. نیاز به تعلق، معنا، ارتباط انسانی، سرگرمی و شناخت خود در نسلهای مختلف وجود داشته است، آنچه بیشتر تغییر کرده، قالب بیان این نیازها و ابزارهایی است که افراد برای پاسخدادن به آنها استفاده میکنند.
این روانشناس دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: بهجای قضاوت درباره سلیقه فرهنگی نسل جدید، بهتر است زمینههای شکلگیری این سلیقه را بشناسیم. شناخت شرایط اجتماعی، اقتصادی و فناورانهای که دانشجویان در آن زندگی میکنند، میتواند به درک دقیقتر انتخابهای فرهنگی آنها کمک کند و زمینه گفتوگوی مؤثرتر میان نسلها را فراهم آورد.

ضرورت شناخت دقیقتر نیازهای فرهنگی دانشجویان از سوی دانشگاه
تحصیلی درباره میزان شناخت دانشگاهها از سلیقه و نیازهای فرهنگی دانشجویان، بیان کرد: پاسخ به این پرسش نیازمند تفکیک میان شناخت رسمی دانشگاه از دانشجویان و شناخت واقعی و بهروز از تجربه زیسته آنهاست. دانشگاه ممکن است از طریق تشکلهای دانشجویی، نظرسنجیها، برنامههای فرهنگی و ارتباط با دانشجویان اطلاعاتی درباره علایق آنها داشته باشد، اما این اطلاعات لزوماً به معنای شناخت دقیق و مستمر از نیازها و سلیقههای فرهنگی همه گروههای دانشجویی نیست.
وی با تأکید بر تنوع جامعه دانشجویی، خاطرنشان کرد: دانشجویان گروهی یکدست نیستند. تفاوتهای فردی، رشته تحصیلی، شرایط اقتصادی، پیشینه خانوادگی، تجربههای اجتماعی و حتی میزان استفاده از رسانههای دیجیتال میتواند بر ترجیحات فرهنگی آنها تأثیر بگذارد. بنابراین، نمیتوان بر اساس حضور تعداد محدودی از دانشجویان در یک برنامه فرهنگی یا نتایج یک نظرسنجی محدود، درباره علایق کل جامعه دانشجویی نتیجهگیری کرد.
این روانشناس ادامه داد: شناخت نیازهای فرهنگی دانشجویان به بررسی مستمر و توجه به تفاوتهای موجود میان گروههای مختلف نیاز دارد. ممکن است برنامهای برای بخشی از دانشجویان جذاب و مفید باشد، اما نتواند نیازها یا علایق گروه دیگری را پوشش دهد. از این رو، تنوع در طراحی برنامهها و استفاده از شیوههای مختلف ارتباط با دانشجویان اهمیت زیادی دارد.
تحصیلی با اشاره به احتمال وجود فاصله میان نگاه برنامهریزان فرهنگی و نیازهای واقعی دانشجویان، بیان کرد: گاهی میان آنچه دانشگاه برای دانشجو مفید یا مطلوب میداند و آنچه خود دانشجو به آن نیاز دارد، فاصله وجود دارد. این فاصله لزوماً به معنای نادرستبودن برنامههای دانشگاه نیست، بلکه میتواند نشاندهنده ضرورت گفتوگو، ارزیابی و بازنگری در شیوه طراحی برنامههای فرهنگی باشد.
وی اضافه کرد: دانشگاه برای شناخت دقیقتر دانشجویان باید از رویکردی مشارکتی استفاده کند، به این معنا که علاوه بر انجام نظرسنجیهای معتبر و تحلیل الگوهای مشارکت، امکان گفتوگوی مستقیم و مستمر با دانشجویان را فراهم کند و خود آنها را در طراحی و اجرای برنامههای فرهنگی دخالت دهد.
این روانشناس دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: مشارکت دانشجویان در برنامهریزی فرهنگی میتواند به شناسایی دقیقتر علایق و نیازهای آنها کمک کند. زمانی که دانشجو فرصت داشته باشد دیدگاهها، پیشنهادها و انتقادهای خود را مطرح کند، امکان تطبیق برنامهها با شرایط واقعی جامعه دانشگاهی نیز افزایش مییابد.
تحصیلی با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوه ارزیابی برنامههای فرهنگی، ادامه داد: ارزیابی موفقیت این برنامهها نباید صرفاً به تعداد شرکتکنندگان محدود شود، بلکه میزان رضایت، تداوم مشارکت، احساس تعلق دانشجویان و تناسب برنامهها با نیازهای واقعی آنها نیز اهمیت دارد.
وی اضافه کرد: حضور دانشجویان در یک برنامه فرهنگی بهتنهایی نشان نمیدهد، که آن برنامه توانسته است با نیازها و علایق آنها ارتباط برقرار کند. برای ارزیابی دقیقتر باید به تجربه شرکتکنندگان، میزان تمایل آنها به مشارکت دوباره و کیفیت ارتباطی که میان دانشجویان و فضای فرهنگی دانشگاه شکل میگیرد نیز توجه شود.
تحصیلی تصریح کرد: دانشگاه زمانی میتواند نقش مؤثرتری در زندگی فرهنگی دانشجویان ایفا کند که بهجای تلاش صرف برای جذب مخاطب، دانشجو را بهعنوان یک کنشگر فرهنگی به رسمیت بشناسد، فردی که نهتنها مصرفکننده برنامههای فرهنگی، بلکه دارای توانایی، سلیقه و حق مشارکت در شکلدادن به فضای فرهنگی دانشگاه است.
انتهای پیام