دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۲
چه کسی هرمز را بست؟ زنجیره علتی که بارها وارونه خوانده شد

/یادداشت/

چه کسی هرمز را بست؟ زنجیره علتی که بارها وارونه خوانده شد

قم (ایسنا) - استاد حوزه و دانشگاه گفت: آنچه که تنگه هرمز را به موضوع و چالش در تعاملات بین‌المللی و ترانزیت و تجارت جهانی و منطقه‌ای تبدیل کرده است نه مدیریت ایران بر تنگه، بلکه جنگ غیرقانونی، تجاوزگرانه و ددمنشانه ایالات متحده آمریکا و اسرائیل و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن‌ها است و نباید اجازه داد با انفعال در برابر تبلیغات دروغین بوق‌های استکبار، حقایق، دگرگونه به اذهان جهانیان رسانده شود.

حجت‌الاسلام خدابخش عبدلی، دکترای علوم سیاسی و استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: بعضی چیزها هرچه بیشتر تکرار شوند، بیشتر شبیه حقیقت به نظر می‌رسند. مثلاً این جمله: «ایران تنگه هرمز را بست و اقتصاد جهانی را گروگان گرفت.» این جمله در ماه‌های گذشته آن‌قدر تکرار شده که کمتر کسی می‌ایستد و این سؤال ساده را می‌پرسد: تنگه از چه زمانی مشکل پیدا کرد؟ پیش از آن در چه وضعی بود؟ پاسخ پیچیده نیست، اما گفتنش کمی صداقت می‌خواهد.

پیش از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، تنگه هرمز باز بود. روزانه حدود بیست میلیون بشکه نفت و حجم عظیمی گاز طبیعی مایع از آن می‌گذشت، نزدیک به یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان و حدود یک‌پنجم تجارت گاز مایع. نفتکش‌ها عادی رفت‌وآمد می‌کردند، بیمه عادی بود، کرایه پایدار. خود ایران هم استفاده‌کننده این آبراه بود، صادرات نفتش از اینجا بیرون می‌رفت، وارداتش از اینجا داخل می‌آمد. کشوری که حجم زیادی از صادارات و وارداتش به این آبراه بند است، دلیل عقلانی ندارد که خودش آن را ببندد. این یک واقعیت است، نه یک موضع‌گیری.

در ۲۸ فوریه، آمریکا و اسرائیل حمله نظامی به ایران را آغاز کردند. دلیل اعلام‌شده «تهدید وجودی ایران» و «فاصله یک‌هفته‌ای تا مواد سلاح هسته‌ای» بود. اما نیویورک‌تایمز و مقامات عمانی که در مذاکرات میانجی بودند، این روایت را به‌شدت زیر سؤال بردند. در واقع، در لحظه حمله، مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در ژنو بسیار نزدیک به توافق بود. وزیر خارجه عمان گفت: «مذاکرات مثبت و جدی، دوباره تخریب شد.»

بعد از شروع جنگ بود که تنگه به مشکل خورد

اولین واکنش‌دهنده ایران نبود، شرکت‌های بیمه بودند. در همان ساعت‌های نخست پس از حملات، بیمه‌گران بزرگ پوشش را لغو کردند، حق بیمه را چند برابر بالا بردند و از بیمه کشتی‌های عازم منطقه درگیری خودداری کردند. مالکان کشتی‌ها شروع به تردید، تغییر مسیر و توقف کردند. این دستور ایران نبود، این غریزه بازار بود. سپس تردد روزانه هرمز از بیش از صد فروند کشتی به تک‌رقم سقوط کرد.

وزیر دفاع آلمان، پیستوریوس، در ژوئن جمله‌ای گفت که بسیار نقل شد: «در نهایت، کسی که چوب‌پنبه را در گلوگاه هرمز فرو کرد، ترامپ بود، نه ما.» این یک تعارف دیپلماتیک نبود، توصیف ترتیب زمانی بود.

ایران در ۲۲ مارس در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل صریح نوشت: تنگه هرمز باز است و ترافیک دریایی متوقف نشده. ایران به‌عنوان کشور ساحلی، بر اساس حق دفاع مشروع، تردد کشتی‌های «متعلق به متجاوزان و حامیانشان» را محدود کرده است. کشتی‌های کشورهای غیرمتخاصم، تا زمانی که در تجاوز به ایران مشارکت یا از آن حمایت نکنند، با هماهنگی مقامات ایرانی می‌توانند با امنیت عبور کنند. لحن این نامه حقوقی است، اما منطق پشتش ساده است: تو داری به من حمله می‌کنی؛ نمی‌توانم اجازه دهم از جلوی خانه من برای حمل ابزار حمله به من استفاده کنی.

این «بستن تنگه» نیست. این استفاده یک کشور مورد حمله از تنها اهرم جغرافیایی‌اش است.

پس صورت‌حساب اقتصاد جهانی را چه کسی می‌پردازد؟

عنوان وبلاگ بانک جهانی صریح است: «اختلال در تنگه هرمز، جهش قیمت نفت را رقم زد — بزرگ‌ترین شوک تاریخ بازار»؛ قیمت برنت در پایان مارس حدود ۶۵ درصد جهش کرد — بزرگ‌ترین افزایش ماهانه در تاریخ. عرضه جهانی نفت در مارس روزانه ۱۰ میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه سقوط کرد. گزارش برنامه توسعه سازمان ملل اشاره می‌کند که تولید نفت خاورمیانه حداقل روزانه ۹ میلیون بشکه کاهش یافت و آسیب به تأسیسات گاز مایع قطر، عرضه جهانی گاز را «برای سال‌ها» محدود خواهد کرد.

اما مسئله فقط انرژی نیست. حدود یک‌سوم تجارت جهانی کود شیمیایی از هرمز می‌گذرد. کود گران شود، غذا گران می‌شود. سازمان ملل هشدار داد که اقتصادهای در حال توسعه به‌ویژه آسیب‌پذیرند: افزایش هزینه سوخت، کود و واردات، ذخایر ارزی را می‌فشارد، تورم را بالا می‌برد و فشار تراز پرداخت‌ها را تشدید می‌کند. قیمت گاز مایع در آسیا حدود ۸۰ درصد و در اروپا حدود ۷۰ درصد افزایش یافت. قیمت بنزین در آمریکا حدود ۳۰ درصد بالا رفت و تورم به ۳٫۷ درصد رسید.

یک اقتصاددان ایرانی در رسانه‌ای وابسته به بانک مرکزی ایران تحلیلی نوشت که نتیجه‌گیری‌اش صادقانه بود: این جنگ «هزینه‌های عظیمی بر اقتصاد جهان تحمیل کرد» و «هیچ کشوری از رویدادهای نیمه دیگر جهان در امان نیست.» او از پیروزی ایران حرف نمی‌زد، از واقعیت تلخ یک جهان به‌هم‌پیوسته حرف می‌زد.

پس به سؤال اول خود برمی‌گردیم: چه کسی هرمز را بست؟

اگر فقط خبرهای بعد از مارس را بخوانید، فکر می‌کنید پاسخ ایران است. اما اگر وضعیت پیش از ۲۸ فوریه را ببینید و بعد بپرسید در ۲۸ فوریه چه شد، پاسخ روشن می‌شود. تنگه پیش از جنگ باز بود. جنگ ناامنی آفرید. ناامنی، خروج بیمه‌ها، توقف کشتیرانی و گسست زنجیره تأمین را آفرید. «محدودیت» ایران واکنشی به جنگ است، نه علت جنگ.

یک تحلیل مؤسسه بین‌المللی صلح استکهلم (SIPRI) هشدار قابل توجهی داد: در تفاهم‌نامه ژوئن میان آمریکا و ایران، عبارتی وجود دارد که ممکن است به ایران اجازه دهد در توافق صلح نهایی، آزادی کشتیرانی در هرمز را به‌طور دائمی محدود کند. SIPRI اشاره کرد که آمریکا مدت‌ها سرسخت‌ترین مدافع آزادی کشتیرانی بوده، اما امضای این تفاهم‌نامه ممکن است نشانه تغییر سیاست حقوقی-دیپلماتیک واشینگتن باشد. این یعنی چه؟ یعنی حتی خود آمریکا پشت میز مذاکره، نوعی حق کنترل ایران بر تنگه را به‌طور ضمنی پذیرفته و این دقیقاً نشان می‌دهد وضعیت تنگه هرگز یک‌طرفه و تنها به دست ایران تعیین نشده؛ به چارچوب کلی جنگ و صلح بند است.

واقعیت این است: هرمز پیش از ۲۸ فوریه باز بود. واقعیت این است: جنگ همه‌چیز را تغییر داد. واقعیت این است: هر هزینه اضافی که تجارت جهانی امروز می‌پردازد، (جهش قیمت نفت، انفجار بیمه، کمبود کود، خطر غذا، گسترش تورم) نقطه شروع زمانی‌اش دقیقاً همان روز قابل ردیابی است.

می‌توانید درباره ایران نظرهای متفاوتی داشته باشید. اما نمی‌توانید پیامد یک جنگ را به حساب طرفی بنویسید که به او حمله شده. این تحلیل نیست؛ این وارونه خواندن زنجیره علت است، و بعد ادعا کردن که آن را درست خوانده‌اید.

نگارنده بر این باور و اهتمام است مخصوصا از این جهت که در عصر روایت‌ها قرار گرفته‌ایم و روایت‌ها هستند که به نحوه تلقی و درک از واقعیت‌ها و حقایق، شکل و قالب و جهت می‌دهند پاشنه روایات، بیانات و پروپاگاندای رسانه‌ای و دیپلماتیک، بایستی روی این مقوله بچرخد که آنچه که تنگه هرمز را به موضوع و چالش در تعاملات بین‌المللی و ترانزیت و تجارت جهانی و منطقه‌ای تبدیل کرده است نه مدیریت ایران بر تنگه، بلکه جنگ غیرقانونی، تجاوزگرانه و ددمنشانه ایالات متحده آمریکا و اسرائیل و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن‌ها است و نباید اجازه داد با انفعال در برابر تبلیغات دروغین بوق‌های استکبار، حقایق، دگرگونه به اذهان جهانیان رسانده شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها