دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ | ۱۳:۳۳
گناباد؛ گذرگاه راهبردی شرق ایران با تکیه بر تمدن دیرینه آب

گناباد؛ گذرگاه راهبردی شرق ایران با تکیه بر تمدن دیرینه آب

خراسان رضوی (ایسنا) - پژوهشگر میراث جهانی قنات قصبه گناباد با تأکید بر اهمیت موقعیت جغرافیایی، شواهد مهندسی آب و روایت‌های حماسی و تاریخی، گناباد را یکی از مناطق مهم در شناخت ساختارهای ارتباطی، نظامی و اقتصادی شرق ایران دانست و گفت: بررسی شواهد موجود درباره این منطقه‌ می‌تواند به درک بهتر تداوم سکونت و تحولات تمدنی در این بخش از فلات ایران کمک کند.

حمیدرضا محمودی قوژدی در گفت و گو با ایسنا با تأکید بر جایگاه تاریخی گناباد در شرق ایران افزود: موقعیت جغرافیایی، دسترسی به منابع آب و قرار گرفتن این منطقه در مسیرهای ارتباطی، نقش مهمی در شکل‌گیری و تداوم سکونت در گناباد داشته است.

وی خاطرنشان کرد: برای شناخت بهتر تاریخ گناباد، باید موقعیت جغرافیایی، منابع آب، مسیرهای ارتباطی و شواهد موجود در متون تاریخی و ادبی را در کنار یکدیگر بررسی کرد؛ چرا که این عوامل در شناخت جایگاه گناباد در تحولات تاریخی شرق ایران اهمیت دارند.

محمودی قوژدی با اشاره به موقعیت جغرافیایی گناباد در جنوب خراسان رضوی و جایگاه آن در پهنه تاریخی شرق ایران اظهار کرد: ساختار طبیعی منطقه، شامل دشت‌ها، ارتفاعات و مسیرهای عبور میان عوارض کوهستانی، در شکل‌گیری الگوی سکونت و ارتباطات انسانی نقش داشته است. چنین ویژگی‌هایی می‌توانست حرکت کاروان‌ها، دسترسی به منابع آب و انتخاب مسیرهای مناسب برای جابه‌جایی نیروها و کالاها را تحت تأثیر قرار دهد.

وی افزود: در دوره‌های تاریخی که راه‌های زمینی نقش اصلی را در ارتباط میان مراکز سیاسی و اقتصادی ایفا می‌کردند، برخورداری از منابع آب پایدار و امکان تأمین آذوقه از عوامل تعیین ‌کننده در تداوم استفاده از مسیرها بود. از این رو، مطالعه گناباد باید در چارچوب شبکه گسترده‌تری از ارتباطات شرق ایران انجام شود؛ شبکه‌ای که مناطق داخلی فلات ایران را به خراسان، سرزمین‌های تاریخی پارت و باختر و دیگر حوزه‌های فرهنگی آسیای مرکزی پیوند می‌داد.

این پژوهشگر معتقد است که اهمیت راهبردی یک منطقه در جهان باستان الزاماً به معنای برخورداری از جایگاه پایتختی یا حضور نام آن در همه منابع جغرافیایی نیست. برخی مناطق به دلیل موقعیت ارتباطی، منابع طبیعی و ظرفیت پشتیبانی از رفت‌وآمدهای انسانی اهمیت پیدا می‌کردند؛ بنابراین، نبود نامی با صورت امروزی گناباد در برخی متون باستانی را نمی‌توان به ‌تنهایی نشانه فقدان سکونت یا اهمیت منطقه دانست.

گناباد؛ گذرگاه راهبردی شرق ایران با تکیه بر تمدن دیرینه آب

محمودی قوژدی تأکید کرد: در این زمینه باید میان داده‌های مستند تاریخی و فرضیه‌های پژوهشی تمایز قائل شد و جایگاه گناباد را با استفاده از مجموعه‌ای از شواهد، نه صرفاً بر پایه یک نام یا روایت منفرد، مورد ارزیابی قرار داد.

قنات؛ سندی از دانش فنی و سازمان اجتماعی

پژوهشگر میراث جهانی قنات قصبه گناباد، مهندسی آب را یکی از مهم‌ترین محورهای شناخت تاریخ سکونت در این منطقه معرفی کرد و گفت: در محیط‌های خشک و نیمه‌خشک، آب فقط یک منبع طبیعی نیست، بلکه عامل اصلی شکل‌گیری و تداوم استقرارهای انسانی به شمار می‌رود. ایجاد و نگهداری قنات‌ها، به‌ ویژه سامانه‌های گسترده‌ای مانند قنات قصبه، مستلزم شناخت زمین‌شناسی، شیب زمین، جریان آب‌های زیرزمینی و روش‌های پیچیده حفاری و نگهداری بوده است.

وی افزود: شکل‌گیری چنین زیرساخت‌هایی بدون انباشت تجربه فنی، همکاری نیروی انسانی و نوعی سازماندهی اجتماعی امکان‌پذیر نبود. از همین رو، قنات‌ها را باید فراتر از سازه‌هایی برای انتقال آب بررسی کرد؛ این تأسیسات بخشی از تاریخ فناوری، اقتصاد کشاورزی و مدیریت منابع در جوامع تاریخی هستند.

محمودی قوژدی ادامه داد: قنات قصبه گناباد از این منظر اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا ابعاد و ساختار این سامانه، ضرورت بررسی دقیق‌تر شیوه‌های بهره‌برداری از منابع زیرزمینی و چگونگی شکل‌گیری جوامع وابسته به آب را نشان می‌دهد. مطالعه این میراث می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره رابطه انسان و محیط طبیعی و ظرفیت جوامع گذشته برای سازگاری با محدودیت‌های اقلیمی فراهم کند.

وی خاطرنشان کرد: هرچند زیرساخت‌های آبی گسترده می‌توانند از وجود سازماندهی اجتماعی و اقتصادی پیشرفته حکایت داشته باشند، تعیین زمان دقیق احداث بخش‌های مختلف یک قنات و نسبت دادن آن به دوره‌ای مشخص، نیازمند شواهد مستقل باستان‌شناختی، مطالعات فنی و بررسی‌های تاریخ‌گذاری است.

محمودی قوژدی تصریح کرد: از این رو، احتمال نقش‌آفرینی گناباد در پشتیبانی از مسیرهای ارتباطی و جابه‌جایی نیروها در دوران باستان، فرضیه‌ای قابل بررسی است؛ اما اثبات استفاده نظامی از قنات‌ها یا ارتباط مستقیم ساخت آن‌ها با نیازهای لشکری، به شواهد تاریخی و باستان‌شناختی مشخص نیاز دارد. اهمیت قطعی این سازه‌ها را باید پیش از هر چیز در توانایی آن‌ها برای تأمین آب و پشتیبانی از تداوم حیات انسانی در اقلیم خشک منطقه جست‌وجو کرد.

شاهنامه و بازتاب جایگاه گناباد در حافظه تاریخی

این پژوهشگر با اشاره به بازتاب نام‌های مرتبط با گناباد در شاهنامه فردوسی اظهار کرد: متون حماسی از جمله منابع مهم برای مطالعه حافظه تاریخی و جغرافیای فرهنگی ایران هستند. در بخش مربوط به جنگ دوازده رخ، نام‌هایی مانند کنابد و زیبد در روایت‌های مربوط به رویارویی ایران و توران مطرح می‌شوند؛ نام‌هایی که بررسی ارتباط آن‌ها با جغرافیای کنونی گناباد می‌تواند زمینه‌ای برای پژوهش‌های تطبیقی فراهم کند.

وی افزود: اهمیت این روایت‌ها تنها در بازگویی نبردهای حماسی نیست، بلکه در پیوندی است که میان مکان، هویت جمعی و حافظه تاریخی برقرار می‌کنند. هنگامی که نام یک منطقه در روایتی ادبی با جایگاه استقرار سپاهیان، حرکت نیروها یا رخدادهای مهم همراه می‌شود، بررسی جغرافیای آن می‌تواند به شناخت بهتر چگونگی بازنمایی فضاهای واقعی در ادبیات حماسی کمک کند.

محمودی قوژدی، بیان کرد: انطباق برخی توصیف‌های جغرافیایی شاهنامه با عوارض طبیعی منطقه، موضوعی قابل توجه است؛ با این حال، نباید میان بازتاب یک مکان در روایت حماسی و اثبات قطعی وقوع یک رویداد تاریخی در همان مکان، همسانی کامل برقرار کرد. شاهنامه اثری حماسی با لایه‌های تاریخی، اسطوره‌ای و ادبی است و تحلیل آن باید با در نظر گرفتن ماهیت این اثر انجام شود.

وی ادامه داد: نام‌های جغرافیایی در متون کهن ممکن است در گذر زمان دستخوش تغییر آوایی و نوشتاری شده باشند. از این رو، بررسی ریشه‌شناسی نام‌ها، مقایسه نسخه‌های مختلف متون و تطبیق آن‌ها با شواهد میدانی، برای تعیین نسبت میان نام‌های تاریخی و مکان‌های امروزی ضروری است.

محمودی قوژدی همچنین به اهمیت آثار و مکان‌های فرهنگی مرتبط با روایت‌های حماسی در منطقه اشاره کرد و افزود: وجود مکان‌هایی که در حافظه محلی به شخصیت‌های شاهنامه یا رویدادهای حماسی نسبت داده می‌شوند، بخشی از میراث فرهنگی ناملموس منطقه را تشکیل می‌دهد. این مکان‌ها، حتی در مواردی که انتساب تاریخی آن‌ها به شواهد قطعی نیاز دارد، می‌توانند در شناخت شکل‌گیری هویت محلی و استمرار روایت‌های تاریخی مورد مطالعه قرار گیرند.

از موقعیت ارتباطی تا رونق اقتصادی در دوره اسلامی

محمودی قوژدی با اشاره به تحول نقش گناباد در دوره اسلامی گفت: بررسی منابع جغرافیایی این دوره، از جمله آثار اصطخری و ابن‌حوقل، امکان مطالعه دقیق‌تر وضعیت شهرها، راه‌ها، منابع اقتصادی و شبکه‌های ارتباطی خراسان را فراهم می‌کند. در این منابع، اطلاعات مربوط به آبادی‌ها و مناطق مختلف در چارچوب توصیف سرزمین‌ها، مسیرهای سفر و ظرفیت‌های اقتصادی ارائه شده است.

وی تصریح کرد: برای شناخت جایگاه تاریخی گناباد، باید اطلاعات مربوط به نام‌های جغرافیایی، راه‌های ارتباطی، تولیدات کشاورزی و ساختار سکونت در این منابع با یکدیگر مقایسه شوند. چنین رویکردی می‌تواند نشان دهد که چگونه مناطق برخوردار از منابع آب و زمین‌های قابل کشت، در شبکه اقتصادی و اجتماعی خراسان نقش‌آفرینی می‌کردند.

این پژوهشگر اظهار کرد: در دوره اسلامی، کشاورزی و تولیدات وابسته به آن از عوامل مهم پایداری سکونت در بسیاری از مناطق خشک ایران بود. در این میان، قنات‌ها امکان بهره‌برداری مستمر از منابع آب زیرزمینی را فراهم می‌کردند و زمینه توسعه کشت، استقرار جمعیت و شکل‌گیری روابط اقتصادی را به وجود می‌آوردند.

وی تأکید کرد: زیرساخت‌های آبی را می‌توان از عوامل مؤثر در استمرار حیات اقتصادی گناباد دانست؛ کارکرد این زیرساخت‌ها محدود به یک دوره تاریخی نبوده و در طول زمان، متناسب با نیازهای جوامع محلی، در خدمت کشاورزی، سکونت و فعالیت‌های اقتصادی قرار گرفته‌اند.

محمودی قوژدی خاطرنشان کرد: تحول نقش گناباد از یک منطقه دارای اهمیت ارتباطی به یک مرکز اقتصادی و کشاورزی را نباید لزوماً به صورت جایگزینی کامل کارکرد نظامی با کارکرد اقتصادی تفسیر کرد. مناطق تاریخی معمولاً در دوره‌های مختلف چندین کارکرد هم‌زمان داشته‌اند و تغییر در منابع قدرت، شیوه‌های معیشت و شبکه‌های ارتباطی، بر برجسته شدن هر یک از این نقش‌ها اثر گذاشته است.

تداوم سکونت؛ پیوند میان شواهد مادی و منابع مکتوب

این پژوهشگر میراث جهانی قنات قصبه گناباد با اشاره به ضرورت مطالعه هم‌زمان شواهد باستان‌شناختی، متون حماسی و منابع جغرافیایی اظهار کرد: هیچ‌یک از این منابع به‌تنهایی برای بازسازی کامل تاریخ منطقه کافی نیست. قنات‌ها اطلاعاتی درباره فناوری و مدیریت منابع آب ارائه می‌کنند؛ متون حماسی بخشی از حافظه فرهنگی و بازنمایی ادبی جغرافیا را نشان می‌دهند و منابع جغرافیایی نیز اطلاعاتی درباره وضعیت سرزمین‌ها، آبادی‌ها و ارتباطات در دوره‌های تاریخی مشخص در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهند.

گناباد؛ گذرگاه راهبردی شرق ایران با تکیه بر تمدن دیرینه آب

وی افزود: زمانی که این داده‌ها با دقت و با توجه به تفاوت ماهیت آن‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند، امکان دستیابی به تصویری جامع‌تر از تحولات تاریخی گناباد فراهم می‌شود. در چنین رویکردی، شباهت نام‌ها یا انطباق یک روایت با موقعیت جغرافیایی، نقطه آغاز پژوهش است و نتیجه نهایی آن نیست.

محمودی قوژدی، بیان کرد: برای اثبات تداوم سکونت در یک منطقه باید مجموعه‌ای از شواهد، از جمله محوطه‌های باستانی، یافته‌های سفالی، بقایای معماری، داده‌های تاریخ‌گذاری و مطالعات محیطی بررسی شوند. همچنین، تداوم استفاده از یک منبع آب یا استمرار نام یک مکان، به ‌تنهایی به معنای سکونت بی‌وقفه در همان محدوده نیست؛ بلکه این داده‌ها باید در کنار سایر شواهد تحلیل شوند.

وی خاطرنشان کرد: یکی از ضرورت‌های پژوهش درباره گناباد، انجام مطالعات میدانی نظام‌مند و انتشار نتایج آن‌هاست؛ این مطالعات باید بتوانند ارتباط میان محوطه‌های استقراری، مسیرهای تاریخی، سامانه‌های آبی و شواهد فرهنگی را روشن کنند. چنین پژوهش‌هایی علاوه بر ارتقای شناخت تاریخی منطقه، در برنامه‌ریزی برای حفاظت از میراث فرهنگی و معرفی دقیق‌تر ظرفیت‌های گردشگری آن نیز مؤثر خواهند بود.

ضرورت بازخوانی تاریخ شرق ایران

محمودی قوژدی تأکید کرد: گناباد به دلیل موقعیت جغرافیایی، برخورداری از میراث ارزشمند مهندسی آب و بازتاب در روایت‌های تاریخی و حماسی، ظرفیت آن را دارد که به عنوان یکی از محورهای مهم مطالعه تمدن‌های شرق ایران مورد توجه قرار گیرد.

وی افزود: شناخت گذشته این منطقه نیازمند پرهیز از نگاه تک‌بعدی و توجه به ارتباط میان محیط طبیعی، فناوری، اقتصاد، جغرافیای سیاسی و حافظه فرهنگی است. بررسی قنات قصبه در کنار منابع مکتوب و شواهد باستان‌شناختی می‌تواند به روشن شدن ابعاد مختلف زندگی در این منطقه و شناخت بهتر سازوکارهای سازگاری جوامع انسانی با اقلیم خشک کمک کند.

این پژوهشگر اظهار کرد: موقعیت ارتباطی گناباد، منابع آب و ظرفیت‌های کشاورزی آن، زمینه‌های مهمی برای مطالعه تحولات تاریخی منطقه فراهم می‌کنند؛ اما تعیین دقیق نقش نظامی، زمان شکل‌گیری زیرساخت‌های آبی و میزان تداوم سکونت در دوره‌های مختلف، مستلزم تکمیل مطالعات و اتکا به شواهد قابل ارزیابی است.

وی در پایان تصریح کرد: میراث گناباد را نباید صرفاً به یک سازه تاریخی یا یک روایت حماسی محدود کرد. ارزش واقعی این میراث در مجموعه‌ای از تجربه‌های انسانی نهفته است که طی قرن‌ها در تعامل با محیط طبیعی شکل گرفته‌اند؛ تجربه‌هایی که قنات قصبه یکی از برجسته‌ترین نمودهای آن به شمار می‌رود و می‌تواند زمینه‌ساز شناخت عمیق‌تر تاریخ، فرهنگ و تمدن شرق ایران باشد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها