به گزارش ایسنا، آموزش زبان انگلیسی در دهههای اخیر، همزمان با گسترش فناوریهای نوین، دستخوش تغییرات مهمی شده است. دانشآموزان امروز با محیطهای دیجیتال، بازیهای رایانهای و ابزارهای تعاملی خو گرفتهاند و همین مسئله باعث شده روشهای سنتی آموزش، مانند انتقال یکطرفه مطالب و تمرینهای تکراری، همیشه نتوانند توجه و انگیزه آنان را حفظ کنند. در چنین شرایطی، بازیوارسازی بهعنوان یکی از رویکردهای تازه آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. بازیوارسازی به معنای استفاده از عناصر و سازوکارهای بازی در محیطی است که ذاتاً بازی نیست؛ برای مثال، معلم میتواند برای انجام تمرینها امتیاز در نظر بگیرد، مراحل دشواری مختلف طراحی کند، به دانشآموزان بازخورد فوری بدهد یا فعالیتهای گروهی و رقابتی ایجاد کند. هدف این روش، سرگرمکردن دانشآموز بهتنهایی نیست، بلکه افزایش درگیری ذهنی و کمک به یادگیری عمیقتر است.
اهمیت بررسی این موضوع از آنجا ناشی میشود که یادگیری زبان خارجی تنها به حفظ واژهها و قواعد دستوری محدود نیست و به تمرین مداوم، تعامل، اعتمادبهنفس و فرصت استفاده از زبان در موقعیتهای گوناگون نیاز دارد. فعالیتهای بازیوار میتوانند فضای کلاس را به محیطی شبیه موقعیتهای واقعی تبدیل کنند؛ محیطی که در آن دانشآموز فرصت دارد واژهها، تلفظ و مهارت شنیداری خود را تمرین کند و در عین حال از اشتباهکردن نترسد. این روش همچنین میتواند به دانشآموزان اجازه دهد با سرعت متفاوت پیش بروند و بازخوردی متناسب با عملکرد خود دریافت کنند. با این حال، استفاده از بازیوارسازی در مدرسه، بهویژه در ساختار رسمی آموزش و پرورش، ساده نیست. محدودیت زمان، برنامههای درسی فشرده، آزمونهای استاندارد، کمبود تجهیزات و آشنایی ناکافی معلمان با طراحی فعالیتهای بازیوار، از جمله عواملی هستند که ضرورت مطالعه دقیق این رویکرد را نشان میدهند.
علی عباسی آرام، کارشناس ارشد گروه آموزش زبان انگلیسی دانشگاه ایلام، در همین زمینه تحقیقی درباره عوامل مؤثر و چالشهای استفاده از بازیوارسازی در آموزش زبان انگلیسی انجام داده است. این پژوهش به زبان ساده بررسی میکند که برای اجرای موفق فعالیتهای بازیمحور در کلاس چه شرایطی لازم است و معلمان در مسیر استفاده از این روش با چه موانعی روبهرو میشوند.
این مطالعه با روش کیفی انجام شد؛ یعنی پژوهشگر به جای تمرکز بر اعداد و پرسشنامههای آماری، تجربهها و دیدگاههای معلمان را بررسی کرد. در این تحقیق با ۱۵ معلم زبان انگلیسی در استان ایلام مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. نیمهساختاریافته بودن مصاحبهها به این معناست که پژوهشگر مجموعهای از پرسشهای اصلی را از پیش آماده کرده بود، اما در جریان گفتوگو میتوانست بر اساس پاسخهای معلمان، پرسشهای تکمیلی نیز مطرح کند. همه معلمان شرکتکننده تجربه عملی استفاده از بازیوارسازی در کلاسهای خود را داشتند. پس از جمعآوری گفتوگوها، دادهها با روش تحلیل خاص بررسی شدند.
نتایج این بررسیها نشان دادند که اجرای موفق بازیوارسازی به شش عامل اصلی وابسته است. نخست، اهداف یادگیری باید روشن باشند؛ یعنی بازی و رقابت نباید جدا از محتوای درس طراحی شوند. دوم، معلم باید انگیزهها و نیازهای متفاوت دانشآموزان را در نظر بگیرد. سوم، فعالیتها باید عادلانه و فراگیر باشند تا دانشآموزان با تواناییها و شرایط مختلف امکان مشارکت داشته باشند. چهارم، ارزیابی و بازخورد باید معنادار باشد و فقط به دادن امتیاز یا اعلام برنده محدود نشود. پنجم، فعالیتهای بازیوار باید با فرهنگ مدرسه، امکانات موجود و شرایط نهادی سازگار باشند و ششم، معلمان برای طراحی و اجرای چنین فعالیتهایی به آموزش حرفهای مستمر نیاز دارند.
یافتهها همچنین نشان دادند که بازیوارسازی با چالشهای مهمی همراه است. کمبود زمان برای طراحی و اجرای فعالیتها، محدودیت منابع و تجهیزات، آموزش ناکافی معلمان، دشواری حفظ مشارکت دانشآموزان در بلندمدت، تفاوتهای فردی میان زبانآموزان و انعطافناپذیری برنامههای درسی سنتی از مهمترین موانع گزارششده بودند. برخی دانشآموزان ممکن است در آغاز به دلیل تازگی فعالیتها جذب شوند، اما پس از مدتی علاقه خود را از دست بدهند. گروهی دیگر نیز ممکن است بیش از اندازه بر جایزه و امتیاز تمرکز کنند و هدف اصلی، یعنی یادگیری زبان، برایشان کمرنگ شود.
بر اساس نتیجهگیری پژوهش، بازیوارسازی میتواند تجربه یادگیری زبان انگلیسی را تعاملیتر، انگیزشیتر و مؤثرتر کند، اما تنها زمانی که در خدمت اهداف آموزشی قرار گیرد. به بیان دیگر، جذابیت بازی نباید جای محتوای درس را بگیرد. طراحی فعالیت باید به دانشآموز کمک کند واژهای را بهتر بیاموزد، مهارتی زبانی را تمرین کند یا در یک موقعیت ارتباطی واقعیتر قرار بگیرد. پژوهش همچنین بر ضرورت آموزش تخصصی معلمان، طراحی فعالیتهای فراگیر و حمایت مدیران و نهادهای آموزشی تأکید دارد.
یکی از نکات مهم این مطالعه، توجه به عدالت آموزشی است. فعالیتهای رقابتی اگر بدون برنامهریزی اجرا شوند، ممکن است دانشآموزانی را که سطح زبانی پایینتری دارند یا به ابزارهای دیجیتال دسترسی کمتری دارند، کنار بگذارند. برای جلوگیری از این وضعیت، معلمان میتوانند فعالیتها را در چند سطح دشواری طراحی کنند، نقشهای متفاوتی برای دانشآموزان در نظر بگیرند و به جای تأکید صرف بر برندهشدن، پیشرفت فردی هر دانشآموز را نیز ارزیابی کنند. همچنین لازم نیست بازیوارسازی همیشه به رایانه، تلفن همراه یا اینترنت وابسته باشد. در شرایطی که امکانات دیجیتال محدود است، میتوان از کارتهای آموزشی، جدول پیشرفت، فعالیتهای گروهی، امتیازهای کلاسی و چالشهای مرحلهای نیز استفاده کرد؛ البته به شرط آنکه این ابزارها با هدف یادگیری هماهنگ باشند.
پژوهشگران بر اهمیت بازخورد نیز تأکید کردهاند. در روشهای سنتی، ارزیابی معمولاً در پایان درس یا هنگام آزمون انجام میشود، اما در فعالیتهای بازیوار، دانشآموز میتواند در طول یادگیری بفهمد کدام بخش را درست انجام داده و در کدام قسمت نیاز به تمرین بیشتری دارد. چنین بازخوردی بهویژه در یادگیری زبان اهمیت دارد، زیرا مهارتهایی مانند تلفظ، مکالمه، تعامل اجتماعی و تفکر انتقادی همیشه با یک آزمون کتبی ساده قابل سنجش نیستند.
مجریان این مطالعه که نتایج آن در در «فصلنامه جامعهشناسی آموزش و پرورش» وابسته به انجمن جامعهشناسی آموزش و پرورش ایران منتشر شدهاند، معتقدند انجام پژوهشهای آینده با مشاهده مستقیم کلاس، بررسی عملکرد دانشآموزان و مقایسه مدارس شهری، روستایی، دولتی و خصوصی میتواند تصویر کاملتری از موضوع ارائه کند.
انتهای پیام