به گزارش خبرنگار ایسنا، مراسم بزرگداشت فریدون صدیقی، استاد روزنامهنگاری، با حضور جمعی از اساتید مطرح این حوزه از جمله علیاکبر قاضیزاده، دکتر محمدمهدی فرقانی، دکتر یونس شکرخواه، فرید قاسمی، دکتر مسعود کوثری، علی ربیعی و جمعی از اهالی رسانه در خانه خبرنگاران شهر برگزار شد.
در این زمینه تماشا کنید:
این مراسم با سخنرانی علی ربیعی آغاز شد. علی ربیعی در ابتدای سخنان خود با اشاره به سنت انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در برگزاری نشستهای علمی و دوستانه، اظهار کرد: خانواده بزرگ ارتباطات سالهاست در تلاش است تا در کنار فعالیتهای رسمی دانشگاهی، زمینه ترویج علم، دانشافزایی و بهبود وضعیت مطالعات ارتباطات را فراهم کند. این فعالیتها در حقیقت به شکلگیری گفتوگوی اجتماعی میان کنشگران علمی هر حوزه کمک میکند.

وی با بیان اینکه برگزاری چنین دیدارهایی به دلایل مختلف همواره میسر نبوده است، افزود: هدف این نشستها آن است که فارغ از قالبهای رسمی و مرسوم بزرگداشت، فضایی صمیمانه برای گردهمایی اهالی ارتباطات و گفتوگو درباره تجربهها و خاطرات مشترک فراهم شود. انجمن نیز بر اساس وظیفه و مسئولیت خود، پیگیری این سنت را در دستور کار دارد.
ربیعی با ابراز خرسندی از برگزاری مراسم بزرگداشت فریدون صدیقی، به سابقه ۵۵ ساله فعالیت مطبوعاتی او اشاره کرد و گفت: صدیقی با سالها فعالیت در عرصه مطبوعات، نمونهای از پیوند میان نسلهای مختلف روزنامهنگاری است. این پیوند نسلی تنها از طریق کتاب، دانش و مطالعه شکل نمیگیرد، بلکه ارتباط با انسانهایی که تجربههای خود را در اختیار نسلهای بعد قرار میدهند، نقش مهمی در تداوم این ارتباط دارد.
وی ادامه داد: برخی افراد در طول سالها فعالیت حرفهای، خود را با تحولات روز هماهنگ میکنند و همچنان سخنانشان شنیدنی و اثرگذار باقی میماند. فریدون صدیقی از جمله این افراد است که با وجود گذشت سالهای طولانی، همچنان در عرصه مطبوعات میدرخشد و از خوشنامی برخوردار است؛ نامی که حضورش میتواند اعتماد و اطمینان ایجاد کند.
ربیعی در ادامه به گستردگی فعالیتهای صدیقی اشاره کرد و با یادآوری دریافت جایزه از مجله «تماشا» در سال ۱۳۵۱، اظهار کرد: او در طول فعالیت حرفهای خود در حوزههای مختلفی از جمله نقد ادبی، سینما و ادبیات فعالیت داشته و به تدریس نیز پرداخته است. مجموعه این تجربهها، او را به گنجینهای از دانش و تجربههای ارزشمند تبدیل کرده است.
وی در پایان با تأکید بر اهمیت ثبت تجربهها و خاطرات پیشکسوتان برای نسلهای آینده، برگزاری این مراسم را فرصتی برای شنیدن خاطرات و دیدگاههای دوستان و همکاران فریدون صدیقی دانست؛ افرادی که در کنار تجربههای مشترک، فعالیتهای علمی و حرفهای نیز داشتهاند.

قاضیزاده: هیچ وقت فریدون صدیقی را عصبی و پرخاشگر ندیدم
علیاکبر قاضیزاده در مراسم تجلیل از استاد فریدون صدیقی بیان کرد: حرف زدن در مورد فریدون صدیقی سخت است چون در این سالها من هم همپای ایشان بودم و از ایشان یاد گرفتم.
وی در بیان ویژگیهای صدیقی بیان کرد: عزیز روزنامهنگاری که هم نقد فیلم و تئاتر میکنند، هم یادداشت عالی مینویسند، هم مصاحبهگر حرفهای هستند و هم این حرفه را سالهای سال به علاقمندان آموزش دادند و کارهای دیگر. در روزگاری که امثال بنده در حال پاک شدن از عرصه روزگار هستیم، برگشتن به سالهایی که روزنامهنگاری و روزنامهنگار، ارج و قربی داشت، کمی دشوار است. یک ویژگی برجسته در مورد آقای صدیقی، خُلق انسانی ایشان است؛ با انسانها بودن و غم انسانها را خوردن از برجستهترین وجه اخلاقی ایشان است. ما سالها همراه هم بودیم، هیچ وقت ایشان را عصبی و پرخاشگر ندیدم در عین حال ایشان همیشه با مردم و مردم دوست بودند.
علی اکبر قاضیزاده در ادامه توضیحاتش درباره ویژگیهای اخلاقی فریدون صدیقی، افزود: از صدیقی طنز نوشتاری به یاد ندارم اما در طنز شفاهی و کلامی استاد بزرگی هستند.
این استاد روزنامهنگاری سپس به بیان خاطراتی از دوران زندگی فریدون صدیقی پرداخت و ماجراهایی از زندگی او از جمله جلسه خواستگاریاش را که طنزگونه روایت کرده بود، بازگو کرد.
وی در پایان بیان کرد: من نثر صدیقی را به همه توصیه کردم و هرکسی خوانده، مشتری شده به خصوص یادداشتهای سهشنبه روز ایشان که از زیباترین متنهای کوتاه در تاریخ روزنامهنگاری ماست. امید دارم ایشان سالهای سال سلامت و پرتلاش و شاد باشند.

راست این است آقای صدیقی میخواهد تکثیر شود نه تجلیل
فرید قاسمی در مراسم تجلیل از استاد فریدون صدیقی بیان کرد: ایشان از ترقیخوانی به خیابان ادبیات آمد و سرچهاراه ادبی وارد بزرگراه روزنامهنگاری شد. منظورم از ترقیخوانی مجله ترقی است.
استاد صدیقی متولد هفتم آذر ۱۳۲۸ سنندج هستند و روزنامهنگاری را از زادگاهشان آغاز کردند. گزارشهایشان در روزنامه کیهان، داستانهایشان در نشریههای گوناگون از جمله نشریه تماشا، شعرهایشان در مجلات گوناگون از جمله مجله نگین چاپ شده است. در طول شش دهه قلمزنی استاد صدیقی آنچه برای همه ما مشهود است، ویژگی معلمی ایشان است که میتوانیم رد آن را از زمانی که ایشان سپاه دانش بودند تا به امروز ببینیم.
ایشان بیش از ۵۷ سال عضو بنیانگذار دهها نشریه بودند، گزارشنویسیهای متعدد و مصاحبههایی که ایشان داشتند، داستاننویسی و شاعری ایشان، منتقد ادب و هنر، چهار دهه تدریس، دریافت دهها لوح و جایزه از سال ۱۳۵۱ تا به امروز. ما امروز این پرسش را داریم آیا استاد صدیقی با این کارنامه امروز جایگاه سزاواری دارند؟ من خواهم گفت خیر که البته مختص ایشان هم نیست به ساختارهای فشل برمیگردد. استاد صدیقی الان با جایگاهی که سزاوارشان است و با آن تجربهای که دارند، زمینه و زمانهای برای انتقالش نیست. سالها پیش گفتم که میز پیشکسوت در تحریریهها مانع گسست نسلی خواهد شد. بعضی دوستان وقتی این سخن را شنیدند از دگرگونی زمانه گفتند و ترکیب غلط روزنامهنگاری سنتی را در برابر مدرن به کار بردند که متاسفانه ناظر به ابزار است. در پاسخ به آنها گفتم ما کشوری با پیشینه کهن هستیم از روزنامهنگاری خطی و سنگی به روزنامهنگاری چاپی رسیدیم، امروز هم که روزگار وبسالاری شروع شده محمل نشر تغییر کرده، اصول که تغییر نکرده. شما در هر حال نیازمند پیشکسوت هستید. مسائل امروز رسانهها که یکی دوتا نیست، گواه این مدعاست.
وی با انتقاد از وضعیت امروز روزنامهنگاری در ایران بیان کرد: با این اوضاع رسانهای جایگاه استاد صدیقی کجاست؟ خانهنشینی و قدم زدن در حیاط یک شرکت خصوصی و گهگاه داوری آثار رسیده به جشنوارهها؟! انسانی با این همه پشتکار. استاد صدیقی باید مدارا و مدیریت، روزنامهنگاری در شرایط دشواریها، دوام در تحریریههای پرتحرک و شلوغ، پیشبرندگی در اوج بازدارندگی را بیاموزاند. راست این است آقای صدیقی میخواهد تکثیر شود نه تجلیل. گواه ما تدریس چهل ساله اوست.
قاضیزاده در پایان گفت: فهرست نشریاتی که فریدون صدیقی در آنها حضور داشته فهرست بلند و بالایی است ولی نکته جالب این است که استاد صدیقی حتی به نشریههای دانشجویی که چند دانشجو در دانشکده خودشان در میآوردند، نه نگفتند. حضور او در آن نشریه جوانانه بوده و به هر صورت دعوتها را بیپاسخ نگذاشته. نمیدانم چرا در این جهانی که مشاهده جای مطالعه را گرفته، به جای دلشکنها، مراعاتیها مورد عتاب و خطاب قرار میگیرند. اما بعد از آن هم بزرگانه بگذار و بگذر را پیش میگیرند.

محمدمهدی فرقانی هم در سخنانی درباره سابقه دوستیاش با فریدون صدیقی اظهار کرد: داستان دوستی من و فریدون، به قول خودش، به هزار سال پیش از این برمیگردد؛ عصر به قول خود ایشان عصر دایناسورها. حداقل من از سال ۵۲ به بعد را میتوانم بگویم که گام به گام و لحظه به لحظه با هم طی کردیم؛ در فراز و فرودهای زمانه و فراز و فرودهای کیهان به خصوص با هم بودیم. میز و صندلیمان جوری بود که پشت به پشت هم بودیم و بسیاری اوقات من در سرویس گزارش، سرویس شهرستانها صندلی را میچرخاندیم و صحبت و درد و دل میکردیم. از همان روزها و در واقع ماههای اول، صمیمیت جداییناپذیری بین ما شکل گرفت؛ چون احساس خود من این بود که یکی مثل خودم را پیدا کردم، بهتر از خودم را، که میتوانم مفتخر باشم به اینکه این دوستی سالهای سال ادامه پیدا کند و خوشبختانه ادامه پیدا کرد.
این استاد ارتباطات درباره ویژگیهای شخصیتی صدیقی اظهار کرد: فریدون یک کُرد اصیل دوستداشتنی، شفاف و زلال است که هر چه هست پشت و رویش یکی است؛ و همینطور که دوستان اشاره کردند، جز صمیمیت، جز مدارا، جز خشونتپرهیزی و همدلی و همراهی، من واقعاً در زندگی چیزی از ایشان ندیدم.
همراهی در فراز و فرودهای کیهان و انقلاب
فرقانی درباره همراهیاش با صدیقی در دورههای مختلف گفت: در خیلی از فراز و فرودها با هم بودیم؛ دوران قبل از انقلاب، بهخصوص سالهای ۵۶ و ۵۷، بعد از پیروزی انقلاب و همینطور جنگ، تغییرات و تحولات گاه فرسایندهای که در کیهان پیش آمد، مدیران متعددی که بعد از انقلاب تغییر کردند و هر کدام مدعی میراثداری انقلاب بودند و ما باید با همه این بازیها کنار میآمدیم و آمدیم و تلقیمان این بود که رسالتمان این است که بمانیم و نگذاریم استانداردهای روزنامهنگاری حرفهای حداقل بیش از این افول کند، نزول کند و در یک حدی حفظ کنیم تا بعد به تدریج بتوانیم آن را ارتقا بدهیم؛ و امروز خدا را شکر میکنم که شاید در این مورد موفق بودیم.
انسان چندوجهی، شاعر، نویسنده، منتقد و مصاحبهگر
فرقانی درباره وجوه چندگانه شخصیت صدیقی اظهار کرد: فریدون در واقع علاوه بر خصلتهای شخصی و اخلاقی که خودش دارد، یک انسان چندوجهی است و برای روزنامهنگار شدن ما به چنین شخصیتهایی نیاز داریم: کسی که شاعر است، نویسنده است، منتقد است، مصاحبهگر خوبی است، گزارشنویس خوبی است، یادداشتنویس خوبی است.
خاطره مصاحبه با مردهشور برای کتاب سال کیهان
فرقانی درباره همکاری با صدیقی در کتاب سال کیهان گفت: یادم هست که وقتی در سالهای ۱۳۶۴ و ۶۵ و ۶۶ قرار شد کتاب سال کیهان را دربیاورم، من خواهش کردم که خلاصهای به ما بدهد. گفت که من فکر کردم یکی دو تا مصاحبه برای این کتاب تهیه کنم. گفتم: استاد، خیلی خوب، هر چیزی که خودت انتخاب کنی، همان انتخاب ما هم هست و رفت و مصاحبه با یک مردهشور را به عنوان اولین مصاحبهاش به ما داد. در این مصاحبه فضا را به خوبی ترسیم کرده بود؛ درست است که شناخت سینمایی بالایی دارد و این شناخت سینماییاش به شدت تأثیر گذاشته بر کار روزنامهنگاریاش و بنابراین یک تصویرگر خوب کلامی، چه در حوزه مصاحبه، چه گزارش، چه یادداشت و امثال اینهاست.

خاطره مصاحبه با «مرتضی سارق» و تدریس آن در کلاس
فرقانی درباره دومین مصاحبه صدیقی برای کتاب سال اظهار کرد: مصاحبه دومی هم برای کتاب بعدی ایشان تهیه کرد درباره فردی به اسم «مرتضی بیامو» بود که فقط عاشق سرقت اتومبیلهای آلمانی بود؛ بنز و بیامو و ...؛ به قول خودش یک بار که موفق نشده بود روشنش کند و ببرد، جرثقیل خبر کرده بود و گذاشته بود بالای جرثقیل و برده بود. خیلی از این مصاحبهها را من سالها در کلاسهای درسم به دانشجویان میدادم و میگفتم بارها و بارها بخوانید، در موردش صحبت کنید و یاد بگیرید که چگونه میشود از یک سوژه معمولی، مطلبی تا این اندازه دلچسب و جذاب نوشت.
فرقانی درباره جایگاه حرفهای صدیقی گفت: انسان چندوجهی بودن، در واقع فریدون را یک سر و گردن بالاتر از خیلی از روزنامهنگاران این کشور قرار داده و همینطور که اشاره کردند، یک تلاش خستگیناپذیر در طول نزدیک حالا ۶۰ سال، ۵۵، ۵۶ سالی که از شروع کار روزنامهنگاریاش میگذرد، ما شاهدش هستیم؛ در روزنامههای مختلف، نشریات مختلف، بنیانگذاری، سردبیری و مدیریت آن حضور داشته.
نگاه نسل جوان و ضرورت رعایت اصول در عصر هوش مصنوعی
فرقانی درباره نگاه نسل جوان به نسل پیشین و ضرورت اصول حرفهای اظهار کرد: گاهی من میبینم که دوستان جوان به نوعی به نسل ما نگاه میکنند که آقا، دوره شما گذشته دیگر، بروید خانهتان بنشینید، حالا ما که خانهنشین شدیم، اشکالی ندارد، ببخشید. ولی من میخواهم بگویم که در عصر روزنامهنگاری هوش مصنوعی، در عصر تولید فیکنیوزها، در عصر تولید دیپ فیکها (جعل عمیق) که شما امروز به هیچ چیز نمیتوانید اعتماد کنید و این خطر بزرگی است که نسل جوان و آینده ما را تهدید میکند ـ بیش از حتی زمانی که ما در واقع مشغول روزنامهنگاری به اصطلاح سنتی بودیم ـ رعایت اصول و ارزشها و هنجارهای حرفهای روزنامهنگاری ضروری است.
دکتر فرقانی تاکید کرد: هیچ پیشرفتی بدون تکیه بر میراث گذشته ممکن نیست. اگر بین آن میراث و وضعیت جدید انقطاعی ایجاد شود، مطمئناً آن وضعیت جدید نمیتواند به جایگاه قابل قبولی برسد. روزنامهنگاری هم همینطور است؛ تجربههای ما، تجربههای دوستانی مثل فریدون، تکیهگاهی است برای نسل جوان، آموزشگاهی است برای نسل جوان و در زمان سهولت تولید جعل و دروغ، تکیه بر ارزشهایی مثل صحت، دقت، امانتداری، اخلاق حرفهای، راستیآزمایی بهخصوص در زمانه ما، در این عصر که وظیفه اصلی روزنامهنگاران حرفهای هست، راستیآزمایی و بیان واقعیت آنچنان که هست، جزو وظایف و مسئولیتهای حرفهای و اخلاقی، روزنامهنگاران حرفهای است.
فرصت حضور فریدونها را غنیمت بشمارید
فرقانی درباره لزوم بهرهگیری نسل جوان از تجربه پیشکسوتان گفت: نسل جوان خیلی از امثال فریدون آموختند و امیدوارم باز هم فرصت حضور فریدونها را غنیمت بشمارند و استفاده کنند؛ به هر شکلی که ممکن و مقدور هست. فکر نکنند که این نسل برای سپردن به بایگانی تاریخ دیگر آماده شده و به درد آنجا میخورد. واقعاً حتی هیچ پیشرفت تکنولوژی بدون تکیه بر میراث تکنولوژی گذشته، اتفاق نیفتاده است، چه برسد به پیشرفتهای اخلاقی و حرفهای. برای فریدون عزیز آرزوی عمری طولانی، سلامتی و موفقیت روزافزون دارم و افتخار میکنم که در کنارش هستم و امیدوارم که بتوانم از فیض وجودش بهره ببرم.

روحیه شاعرانه فریدون صدیقی چه نسبتی با نشریه حوادث دارد؟
محسن مهدیان ـ مدیرعامل مؤسسه همشهری ـ در سومین ماهنشست «گفتامد» که به بزرگداشت فریدون صدیقی اختصاص داشت، با اشاره به تجربه شاگردی نزد این روزنامهنگار پیشکسوت، گفت: حدود ۱۴ یا ۱۵ سال پیش این پرسش در ذهنم شکل گرفته بود که فریدون صدیقی با روحیه شاعرانه و ادبی خود، چه نسبتی با نشریه حوادث دارد؛ نشریهای که موضوع اصلی آن خشونت، خونریزی و اتفاقات تلخ است.
وی افزود: وقتی بیشتر با شیوه کار ایشان آشنا شدم، متوجه شدم نگاه متفاوت ایشان به حوادث، نکتهای مهم و آموزنده برای روزنامهنگاری است.
به گفته مهدیان، یکی از مهمترین ویژگیهایی که با گسترش هوش مصنوعی و رسانههای دیجیتال همچنان اهمیت خود را حفظ میکند، خلاقیت است؛ یکی از شاخصههای اصلی تمایز روزنامهنگار حرفهای از غیرحرفهای، توانایی سوژهیابی، یعنی تبدیل زغال به طلاست که به خلاقیت و هوش روزنامهنگار نیاز دارد.
مدیرعامل مؤسسه همشهری با اشاره به شیوه انتقال اخبار تلخ اظهار کرد: در دوران کودکی دیده بودم که در محله ما، هنگام انتقال خبر مرگ یا اتفاقی تلخ به یک خانواده، انتخاب فردی که خبر را بیان میکرد اهمیت زیادی داشت؛ مردم به دنبال کسی میگشتند که بتواند با بیان مناسب، خانواده را بهتدریج با واقعیت روبهرو کند. به نظرم استاد صدیقی نیز در نشریه حوادث از شیوهای مشابه استفاده میکردند؛ ایشان بهجای آنکه صرفاً یک اتفاق تلخ را گزارش کنند، مخاطب را در مسیر روایت با خود همراه میساختند.
وی با بیان اینکه روزنامهنگاری حقیقی باید خبر تلخ را به مخاطب منتقل کند، اما مخاطب پس از دریافت آن صرفاً در اندوه و رخوت باقی نماند، یکی از ویژگیهای مهم روزنامهنگاری حوادث را تبدیل گزارش حادثه به درام دانست و گفت: هنگامی که حادثه در قالب یک روایت دراماتیک بیان میشود، عناصری مانند قهرمان، ضدقهرمان، کشمکش، گره، رمزگشایی، تعلیق و پایانبندی شکل میگیرند و مخاطب فقط اطلاعات دریافت نمیکند، بلکه با یک تجربه انسانی روبهرو میشود.
مهدیان در پایان بر ضرورت بررسی این شیوه در مراکز دانشگاهی و پژوهشی تأکید کرد و گفت: در کشور ما که اخبار تلخ، حوادث و جنگ بخش مهمی از محتوای رسانهای را تشکیل میدهند، باید بررسی کنیم که روزنامهنگاری چگونه میتواند این اخبار را بهگونهای به مردم منتقل کند که مخاطب پس از پایان پیام صرفاً در اندوه و رخوت باقی نماند، بلکه به فکر کردن، درک عمیقتر و واکنش آگاهانه ترغیب شود.

استاد صدیقی ماندن و بقا را انتخاب کرد، نه محافظهکاری
مرتضی کاردر، مدیرعامل نشر هرمس، در بزرگداشت فریدون صدیقی با رد اتهام محافظهکاری به پیشکسوتان روزنامهنگاری گفت: استادانی چون فرقانی، قاضیزاده یا صدیقی متهم به محافظهکاری میشوند، در حالی که آنها ماندن و بقا را انتخاب کردند.
وی افزود: در روایتهای امروزی از تاریخ رسانه، هیچکس قهرمان نیست جز خود روایتگر؛ اما پرسیده نمیشود چه کسی به مدیران امروز رسانهها روزنامهنگاری یاد داد.
کاردر با تأکید بر نقش استاد صدیقی در تربیت نسل روزنامهنگاران اظهار کرد: اگر استاد نبود، آنها کجا باید یاد میگرفتند؟ ۵۰ سال حضور در تحریریه و آغوش گشاده او فارغ از گرایش سیاسی باعث شد بیدریغ آموزش بدهند، چنانکه بیش از ۳۰۰ نفر از ۴۰۰ نفر تحریریه همشهری مستقیماً از او آموختند.
وی با اشاره به هشدار ۱۰ سال پیش صدیقی درباره بنبست «روزنامهنگاری کتابی» و توصیه سال ۱۳۹۴ درباره جایگاه او برای آموزش «روزنامهنگاری بحران و دوام آوردن» گفت که هیچکدام جدی گرفته نشد و امروز سرمایههای ملی رسانههایی مانند همشهری، اطلاعات و کیهان با زیادهخواهی و کار آدمهایی که حداقلهای نوشتن را نمیدانند به نابودی کشیده شدهاند.

سخنان فریدون صدیقی در مراسم بزرگداشتش
فریدون صدیقی ـ استاد روزنامهنگاری ـ در پایان مراسم بزرگداشت خود، روزنامهنگاری را رابطه انسان با انسان توصیف کرد و از دیدن دردهای مردم گفت.
این استاد روزنامهنگاری خطاب به حاضران در مراسم گفت: عمیقاً شرمندهام از الطاف بیپایانتان که همه به گردن من حق دارید. رابطه من با آدمها متقابل بوده؛ اگر چیزی آموختم، چیزی یاد گرفتم. من مدرس نبودم، من درسآموز بودم.
او با اشاره به علاقه خود به سینما و کتابخوانی، با بیانی اعترافی اظهار کرد: اینجا یک اعتراف میکنم که خیلی ضداخلاقی بوده؛ من دزدی کردم، فکر کنم کلاس پنجم دبستان بودم، سالها پیش در سنندج. دوستی داشتم آقای بابان، از بستگان آقای بابان مجری تلویزیون. یک بار به دلیل علاقه، یک دوره مجله هفتگی ترقی را آورد که بخوانم و من آن را به او پس ندادم. هر چه را میخواندم میبلعیدم و مال خود میکردم. آن ترقی را دزدیدم و دیگر پس ندادم. سینمای آن موقع، داستان آن موقع را مال خود کردم و با آن بزرگ شدم.
صدیقی درباره وضعیت سلامت خود افزود: روزی ۱۷ قرص در شبانهروز میخورم که بخش قابل توجهش قرص آرامش و اضطراب است. دغدغهها و دردمندیهای بیپایانی است که مرا دربرمیگیرد.
او با اشاره به وضعیت معیشتی مردم گفت: وقتی این درماندگی را میبینم درد میکشم. یک بار برای خرید رفته بودم، سبدم را پر کرده بودم، مرغی و ... بعد یک خانم خیلی محترم آمد جلو و گفت: «میشه یه مرغ هم برای من بخرید؟» من نتوانستم و گفتم یک شانه تخممرغ بدهید. از اینها رنج میکشم.
صدیقی در پایان اظهار کرد: همه حرفم این است که روزنامهنگاری رابطه انسان با انسان است. اگر این رابطه قرار باشد معنادار باشد، هستیبخش باشد، بالا ببرد، والا باشد، رابطه انسانی معنادار میشود.

در بخش پایانی مراسم از استاد فریدون صدیقی تقدیر به عمل آمد.
انتهای پیام