به گزارش ایسنا، حمیدرضا کشاورز در نشست رونمایی از سومین شماره مجله تخصصی «الگورا» با عنوان «کد، بدن، نشانه؛ تأملاتی پیرامون هویت دیجیتال» که در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، به بررسی نسبت میان تحولات فناوری، واقعیت اجتماعی و روشهای پژوهش در علوم اجتماعی پرداخت.
وی با اشاره به اینکه تحولات فناوری همواره بر زندگی اجتماعی اثر گذاشتهاند، اظهار کرد: با ظهور و گسترش اینترنت و شکلگیری جامعه دیجیتال، اطلاعاتی یا شبکهای، فناوری دیگر صرفاً ابزاری برای انتقال پیام نیست، بلکه به یکی از عناصر سازنده محیط اجتماعی تبدیل شده است. در این شرایط، با لایهای جدید از حیات اجتماعی مواجهیم که اقتضائات هستیشناختی، معرفتشناختی و روششناختی خاص خود را دارد.
کلاندادهها؛ فرصتی برای پژوهش و چالشی برای روششناسی
مدیرعامل یکی از شرکت های دانش بنیان با اشاره به گسترش دسترسی پژوهشگران به دادههای شبکههای اجتماعی، این تحول را فرصتی کمسابقه برای علوم انسانی و اجتماعی دانست و گفت: در گذشته، پژوهشگران عمدتاً از طریق پیمایشها و روشهای کیفی، با محدودیتهایی در دسترسی به جامعه آماری مواجه بودند؛ اما امروز امکان بررسی رفتار میلیونها کاربر و شناسایی الگوهای کنشگری در مقیاسی گستردهتر فراهم شده است.
بااینحال، به گفته کشاورز، افزایش حجم دادهها لزوماً به معنای دستیابی به شناخت دقیقتر از واقعیت اجتماعی نیست و همین موضوع پرسشهای تازهای را درباره اعتبار دادهها و روشهای تحلیل آنها مطرح میکند.
وی توضیح داد: در تحلیل دادههای شبکههای اجتماعی باید به این مسئله توجه کرد که آیا رفتارهای مشاهدهشده بازتاب کنشهای طبیعی کاربران هستند یا فعالیت گروههای سازمانیافته، کاربران بسیار فعال و حسابهای شبهرباتیک نیز در شکلگیری الگوهای مشاهدهشده نقش دارند. ازاینرو، روششناسی پژوهش در این حوزه باید بتواند چنین عواملی را شناسایی کند و اثر آنها را در تحلیلها در نظر بگیرد.
کشاورز همچنین با اشاره به اهمیت روابط شبکهای در شکلگیری و انتشار پدیدههای اجتماعی گفت: یک مضمون یا روایت ممکن است در چند اجتماع آنلاین منتشر شود، اما سرعت انتشار و میزان اثرگذاری آن در هر اجتماع متفاوت باشد. این تفاوتها صرفاً به محتوای پیام مربوط نیستند، بلکه ساختار روابط و ویژگیهای شبکه نیز در آنها نقش دارند.
ردپای دیجیتال، معادل هویت واقعی کاربران نیست
کشاورز یکی دیگر از مسائل مهم در پژوهشهای دیجیتال را نحوه تفسیر ردپای دیجیتال کاربران دانست و گفت: میان موضعی که فرد صریحاً بیان میکند، محتوایی که آن را تأیید میکند و رفتاری که پلتفرم ثبت میکند، تفاوت وجود دارد.
وی برای توضیح این مسئله به فعالیت کاربران در شبکههای اجتماعی اشاره کرد و افزود: برای مثال، دنبالکردن یا پسندیدن محتوایی درباره یک موضوع خاص، لزوماً به معنای پذیرش دیدگاه مطرحشده در آن محتوا نیست؛ ممکن است فرد صرفاً به دلیل علاقه پژوهشی یا کنجکاوی، آن صفحه را دنبال کند.
به گفته کشاورز، این تمایز در مطالعه هویت دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا کاربران در پلتفرمهای مختلف، جنبههای متفاوتی از هویت خود را به نمایش میگذارند.
مدیرعامل یکی از شرکت های دانش بنیان توضیح داد: ممکن است صفحه یک فرد در اینستاگرام بیشتر بازتابدهنده سبک زندگی و علایق روزمره او باشد، درحالیکه صفحه همان فرد در لینکدین، وجه حرفهای و شغلی هویتش را نشان دهد. بنابراین، نمیتوان اطلاعات بهدستآمده از یک پلتفرم را معادل تمامیت هویت فرد در نظر گرفت.
کشاورز همچنین تأکید کرد که دادههای شبکههای اجتماعی مستقل از سازوکارهای پلتفرمها شکل نمیگیرند. الگوریتمهای پیشنهاد محتوا و قواعد دیدهشدن مطالب بر آنچه کاربران مشاهده میکنند و محتوایی که با آن تعامل دارند، اثر میگذارند؛ بنابراین، پژوهشگر باید نقش این سازوکارها را در تفسیر دادهها لحاظ کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به گسترش ابزارهای پردازش داده، یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی، بر ضرورت حفظ پیوند میان تحلیل محاسباتی و نظریهپردازی در علوم اجتماعی تأکید کرد.
مدیرعامل شرکت دانش بنیان با طرح این پرسش که آیا شناسایی الگوها و پیشبینی روندهای اجتماعی برای شناخت جامعه کافی است، گفت: حتی اگر بتوانیم روند شکلگیری یک پدیده را شناسایی یا گسترش آن را پیشبینی کنیم، همچنان باید به این پرسش پاسخ دهیم که چرا آن پدیده در مقطع زمانی مشخصی اهمیت پیدا کرده و چه معنایی برای گروههای مختلف اجتماعی دارد.
کشاورز برای توضیح این مسئله به نوسانات قیمت دلار و واکنشهای متفاوت جامعه به این تحولات اشاره کرد و گفت: صرف مشاهده یک روند یا شناسایی میزان انتشار یک موضوع در شبکههای اجتماعی، برای توضیح واکنشهای متفاوت افراد و گروهها کافی نیست. پژوهشگر باید بتواند عوامل زمینهای، تفاوت نگرشها و سازوکارهای انتشار محتوا را نیز بررسی کند.
وی با اشاره به چهار کارکرد اصلی نظریه در پژوهشهای مبتنی بر کلاندادهها گفت: نخست، نظریه به تعیین پرسش پژوهش و تشخیص مسائل مهم از میان انبوه الگوهای قابلشناسایی کمک میکند؛ دوم، امکان مقایسه توضیحهای رقیب درباره یک پدیده را فراهم میآورد؛ سوم، پژوهش را از توصیف و پیشبینی صرف فراتر میبرد و به سمت تبیین و فهم پدیدهها هدایت میکند؛ و چهارم، به انباشت دانش و مقایسه نظاممند یافتههای پژوهشی کمک میکند.
کشاورز با اشاره به بحثهایی که درباره افول اهمیت نظریه در عصر کلاندادهها مطرح شده است، بر ضرورت تعامل میان داده و نظریه تأکید کرد و گفت: رابطه این دو نباید به شکل تقابل میان سلطه داده و برتری نظریه تعریف شود؛ بلکه دادهها و نظریهها میتوانند در یک فرایند متقابل، یکدیگر را اصلاح و تکمیل کنند.
«الگورا»؛ بستری برای گفتوگوی صنعت و دانشگاه
کشاورز در ادامه، به ضرورت شکلگیری بسترهایی برای ارتباط میان تجربههای عملی صنعت و دانش دانشگاهی پرداخت و گفت: در فعالیتهای اجرایی، پرسشها و نیازهایی مطرح میشوند که پاسخگویی به آنها مستلزم توسعه روشهای پژوهش و رفع خلأهای معرفتی است. بااینحال، دسترسی به منابع علمی و پژوهشهای کاربردی در برخی حوزههای نوظهور همچنان با محدودیتهایی همراه است.
وی با اشاره به تجربه حدود ۱۵ سال فعالیت شرکت دانش بنیان خود در گردآوری و تحلیل دادههای شبکههای اجتماعی، از ابزارهایی مانند تحلیل شبکه، پردازش زبان طبیعی، یادگیری ماشین و مدلسازی محاسباتی بهعنوان بخشی از ظرفیتهای مورد استفاده در این حوزه نام برد.
به گفته کشاورز، مجله تخصصی «الگورا» میتواند زمینهای برای طرح مسائل، به اشتراک گذاشتن تجربههای حاصل از پروژههای عملی و قرار دادن یافتهها و نظریهها در معرض نقد جامعه علمی فراهم کند.
وی ابراز امیدواری کرد که تعامل میان دانشگاه و فعالان این حوزه، به توسعه روشهای پژوهشی معتبرتر، شکلگیری گفتوگوهای علمی و انباشت دانش در مطالعات اجتماعی محاسباتی و رسانهای کمک کند.
هویت در شبکههای اجتماعی بدون توجه به نقش پلتفرمها قابل تحلیل نیست
شیما فرزادمنش، مدیر اندیشکده افرا و دبیر گروه تحلیل شبکه انجمن جامعهشناسی ایران، با تأکید بر تأثیر رسانههای اجتماعی بر شکلگیری هویت افراد گفت: انسانِ زیسته در شبکههای اجتماعی، از نظر مختصات فکری، شیوه زیست و الگوهای کنشگری، با انسانِ پیش از گسترش این رسانهها تفاوت دارد و هویت او را نمیتوان بدون در نظر گرفتن تأثیر پلتفرمها تحلیل کرد.
فرزادمنش در نشست رونمایی از سومین شماره مجله تخصصی «الگورا» با عنوان «کد، بدن، نشانه؛ تأملاتی پیرامون هویت دیجیتال» در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به تجربه مطالعه این نشریه، بر اهمیت بررسی زمینههای زمانی و اجتماعی تولید محتوای دیجیتال تأکید کرد.
وی با اشاره به انتشار شمارههای مختلف «الگورا» در مقاطع زمانی متفاوت، بهویژه همزمان با شرایط جنگی و پس از آن، اظهار کرد: توجه به زمان و زمینه انتشار محتوا برای تحلیل شبکههای اجتماعی اهمیت دارد؛ زیرا افراد در شرایط مختلف، تجربهها و شیوههای متفاوتی از حضور در این فضاها دارند.
فرزادمنش با اشاره به تجربه انتشار مطالب درباره هویت دیجیتال در شرایط جنگی و بازگشت به این موضوع در فضایی متفاوت، گفت: در شرایط جنگ، اضطراب، ناامیدی، عدم قطعیت و کاهش احساس عاملیت و کنشگری در میان افراد، بهویژه دانشجویان، قابل مشاهده بود. در چنین فضایی، پرداختن به شبکههای اجتماعی و هویت دیجیتال را میتوان از منظر تجربه زیسته افراد و نحوه مواجهه آنها با شرایط اجتماعی بررسی کرد.
وی افزود: در فضایی آرامتر، شبکههای اجتماعی میتوانند بار دیگر بستری برای دوستی، فراغت و شکلگیری روابط روزمره باشند؛ روابطی که ممکن است با فضای قطبیشده و پرتنش دورههای بحرانی تفاوت داشته باشند. از این منظر، بررسی تفاوت زمینههای زمانی و اجتماعی انتشار محتوا میتواند به درک دقیقتر کنش کاربران در شبکههای اجتماعی کمک کند.
شبکههای اجتماعی و گسترش امکان کنشگری فردی
این پژوهشگر با اشاره به تحولاتی که رسانههای اجتماعی در ساختار ارتباطات ایجاد کردهاند، گفت: در گذشته، برخورداری افراد از رسانهای اختصاصی برای انتشار دیدگاهها و تأثیرگذاری بر مخاطبان، امکانی محدود بود؛ اما امروز، با گسترش تلفنهای هوشمند و دسترسی به اینترنت، هر فرد میتواند به تولیدکننده محتوا تبدیل شود، دیدگاههای خود را منتشر کند و مخاطبانی گسترده به دست آورد.
به گفته فرزادمنش، این تحول امکان تازهای برای کنشگری فردی فراهم کرده است؛ بهگونهای که گاهی یک فرد میتواند منشأ شکلگیری جریانها و موجهای گسترده در شبکههای اجتماعی باشد و محتوای تولیدشده از سوی او، از نظر میزان انتشار و اثرگذاری، با محتوای رسانههای بزرگ رقابت کند.
وی با تأکید بر اهمیت این تحول در مطالعات ارتباطی افزود: گسترش رسانههای اجتماعی، فرصتها و امکانات تازهای برای حضور و اثرگذاری افراد فراهم کرده است؛ اما در کنار این فرصتها، باید به ویژگیهای انسانی که در این فضا زندگی میکند و تغییراتی که در شیوه زیست و کنشگری او رخ داده است نیز توجه داشت.
فرزادمنش تأکید کرد: نسلی که از کودکی و نوجوانی در محیط رسانهای و شبکههای اجتماعی رشد کرده، از نظر تجربه زیسته و مختصات فکری با نسلهای پیشین تفاوتهایی دارد. ازاینرو، هویت در این فضا پدیدهای سیال است که تحت تأثیر ویژگیها و سازوکارهای پلتفرمها شکل میگیرد و تحول مییابد. بر همین اساس، تحلیل هویت دیجیتال بدون توجه به نقش پلتفرمها و تأثیر آنها بر رفتار و کنش کاربران، تصویری ناقص از واقعیت اجتماعی ارائه خواهد داد.
حامد طاهریکیا، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با بررسی نقش رسانهها در تحولات اجتماعی و سیاسی ایران، به تبیین سازوکارهایی پرداخت که به باور او میتوانند زمینهساز ظهور و گسترش گرایشهای فاشیستی در فضای مجازی شوند.
طاهریکیا در این نشست با اشاره به نقش رسانهها در دورههای مختلف تاریخی، توضیح داد که رسانهها صرفاً ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه در شکلگیری و گسترش کنشهای اجتماعی و سیاسی نیز نقش دارند. از این منظر، برای فهم تحولات امروز باید علاوه بر محتوای پیامها، به بسترهای ارتباطی و شرایط اجتماعی شکلگیری آنها نیز توجه کرد.
از روزنامه و نوار کاست تا شبکههای اجتماعی
این عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، در بررسی تاریخی نقش رسانهها، به تجربههای دورههای مختلف در ایران اشاره کرد؛ از روزنامهها در دوران مشروطه تا نوارهای کاست و اعلامیههای تکثیرشده در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ و در نهایت شبکههای اجتماعی در دوران معاصر.
به گفته وی، هر یک از این رسانهها در شرایط تاریخی مشخصی امکان تازهای برای گردش اطلاعات، شکلگیری ارتباطات و گسترش کنش جمعی فراهم کردهاند. با این حال، فهم تأثیر آنها مستلزم توجه به زمینه اجتماعی و سیاسیای است که رسانه در آن به کار گرفته میشود. از این منظر، شبکههای اجتماعی را نمیتوان صرفاً ابزارهایی برای انتشار محتوا دانست؛ این شبکهها در تعامل با شرایط اجتماعی، نارضایتیها و شیوههای کنشگری، میتوانند بر چگونگی بیان مطالبات و شکلگیری جریانهای سیاسی تأثیر بگذارند.
طاهریکیا در ادامه، به نسبت میان نارضایتیهای اجتماعی و امکان بروز رفتارهای خشونتآمیز پرداخت. در چارچوب تحلیلی او، هنگامی که مطالبات و نارضایتیهای انباشتهشده امکان بروز و پیگیری مؤثر از مسیرهای رسمی و نهادهای واسط را پیدا نکنند، احتمال سوق پیدا کردن بخشی از این نارضایتیها به شکلهای دیگری از کنش افزایش مییابد.
وی در این زمینه به نقش نهادهایی مانند احزاب، تشکلهای صنفی و روشنفکران در بازنمایی و پیگیری مطالبات اجتماعی اشاره کرد. بر اساس این تحلیل، محدود بودن مسیرهای نمایندگی و بیان مطالبات میتواند بر چگونگی بروز نارضایتیها در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی تأثیر بگذارد. در این چارچوب، فضای مجازی نه جدا از جامعه، بلکه در پیوند با مسائل و تعارضهای موجود در آن قابل بررسی است؛ فضایی که در آن نارضایتیهای اجتماعی میتوانند صورتبندی تازهای پیدا کنند و در قالب روایتها، هشتگها و جریانهای سیاسی بازتاب یابند.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود، به بازنمایی گذشته در برخی جریانهای سیاسی و اجتماعی پرداخت.
به اعتقاد وی، ارجاع به گذشتهای آرمانیشده میتواند به یکی از عناصر شکلدهنده روایتهای سیاسی در فضای مجازی تبدیل شود؛ روایتی که در آن، گذشته بهعنوان دورهای مطلوب و راهحل مسائل امروز معرفی میشود.
طاهریکیا برای توضیح این موضوع به نمونههایی از شعارها و هشتگهای مطرحشده در فضای سیاسی و مجازی ایران، از جمله شعار «رضاشاه، روحت شاد» و هشتگ «من وکالت میدهم»، اشاره کرد.
در تحلیل وی، اهمیت این نمونهها صرفاً در محتوای ظاهری آنها نیست، بلکه باید بررسی کرد که چگونه یک روایت از گذشته میتواند به پاسخ یا راهحل پیشنهادی برای مسائل امروز تبدیل شود و چه نقشی در شکلگیری گرایشهای سیاسی و هویت جمعی ایفا کند.
طاهریکیا همچنین به سازوکار «دیگریسازی» در شکلگیری جریانهای اقتدارگرا و فاشیستی اشاره کرد و گفت: در این سازوکار، مسائل پیچیده اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ممکن است به یک فرد، گروه یا نیروی مشخص نسبت داده شوند و آن گروه در جایگاه عامل اصلی مشکلات معرفی شود.
به گفته وی، در چنین فرایندی، بهجای بررسی مجموعهای از عوامل و ساختارهای مؤثر بر یک مسئله، مسئولیت مشکلات به یک «دیگری» نسبت داده میشود. این دیگریسازی میتواند در قالب حمله به رقیبان سیاسی یا هدف قرار دادن گروههایی مانند مهاجران بروز پیدا کند.
در این چارچوب، طاهریکیا بر اهمیت بررسی شیوه بازنمایی گروههای مختلف در شبکههای اجتماعی تأکید کرد؛ بهویژه زمانی که محتوای منتشرشده، گروهی را بهعنوان عامل تهدید یا مسئول مشکلات عمومی معرفی میکند.
زیباییشناسی دیجیتال و بازنمایی جریانهای افراطی
این عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، در بخش دیگری از بحث خود، به نقش عناصر فرهنگی و زیباییشناختی در بازنمایی جریانهای سیاسی اشاره کرد و از «فشویو» (Fashwave) بهعنوان نمونهای از پیوند زیباییشناسی دیجیتال با برخی جریانهای راست افراطی نام برد.
وی افزود: فشویو به نوعی سبک موسیقایی و بصری گفته میشود که در برخی نمونههای آن، عناصر نوستالژیک و زیباییشناسی دیجیتال با نمادها و مضامین مرتبط با جریانهای راست افراطی ترکیب میشوند. اشاره به چنین نمونههایی، اهمیت بررسی شکلهای غیرمستقیم بازنمایی ایدئولوژیها را در فضای دیجیتال نشان میدهد. در این زمینه، محتواهای طنزآمیز، تصاویر دستکاریشده و تولیدات مبتنی بر هوش مصنوعی نیز میتوانند در بازتولید یا بازتعریف روایتهای سیاسی نقش داشته باشند. با این حال، تفسیر هر نمونه به زمینه تولید، نحوه انتشار و چگونگی دریافت آن از سوی مخاطبان وابسته است و نمیتوان صرفاً بر اساس ظاهر یک محتوا، درباره معنای سیاسی آن داوری قطعی کرد.
سومین شماره مجله تخصصی «الگورا» با عنوان «کد، بدن، نشانه؛ تأملاتی پیرامون هویت دیجیتال» به موضوع هویت در محیطهای دیجیتال اختصاص دارد و مراسم رونمایی از آن با حضور جمعی از پژوهشگران و فعالان حوزه رسانه و علوم اجتماعی در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
انتهای پیام