به گزارش ایسنا، در این نشست، محمد علی رجبی عضو پیوسته و رییس تخصصی گروه هنرهای سنتی و صنایع دستی فرهنگستان هنر، حسین یاوری دبیر علمی بزرگداشت و عضو گروه تخصصی هنرهای سنتی و صنایع دستی فرهنگستان هنر، حمید کارگر مدیر عامل شرکت تهیه و تولید فرش آستان قدس رضوی، فیصل مرداسی رئیس اسبق مرکز ملی فرش و پژوهشگر حوزههای اقتصادی، محمد مهدی میرزا امینی مدیر بازرگانی و طراحی شرکت سهامی فرش ایران و استاد رضا اللهداد پیشکسوت حوزه فرش، ارزیاب و ارزشیاب فرش دستبافت ایرانی در سخنانی به اهمیت و جایگاه فرش دست بافت پرداختند و درباره نقش تاثیرگذار استاد اللهداد بر فرش دستباف ایرانی و پرورش دانشجویان فرش صحبت شد.
فرش ایرانی در دورهای از مهمترین منابع ارزآوری کشور بود/ امیدواریم جایگاهش را بازیابد
علیرضا اسماعیلی، دبیر فرهنگستان هنر با اشاره به پیشینه تاریخی و فرهنگی فرش دستباف ایران اظهار کرد: فرش ایرانی با نقشهای چشمنواز و دلانگیز خود، ریشه در نمادها و باورهای تاریخی و فرهنگی کشور دارد و به واسطه قدمت چند هزار سالهاش، همواره بهعنوان هنری فاخر و ارزشمند در ایران و جهان مورد توجه بوده است.
او با اشاره به اهمیت معنوی فرش دستباف، تاکید کرد: فرش ایرانی صرفاً کالایی مادی و تجاری نیست، بلکه بخشی از هویت ملی و فرهنگی کشور را تشکیل میدهد. بسیاری از فرشهای نفیس ایرانی امروزه زینتبخش موزههای داخل و خارج از کشور هستند و میتوان هر یک از فرشهای نگهداریشده در موزههای خارجی را سفیری فرهنگی برای ایران دانست.
دبیر فرهنگستان هنر همچنین به اقدامات انجامشده برای ثبت ملی و جهانی مهارتهای مرتبط با فرش اشاره کرد و ثبت جهانی مهارت بافت فرش روستایی فارس و فرش شهری کاشان را از جمله اقدامات ارزشمند در زمینه معرفی و پاسداشت این هنر برشمرد.
اسماعیلی در عین حال تأکید کرد که با وجود اقدامات صورتگرفته، همچنان ظرفیتها و زمینههای فراوانی برای فعالیت بیشتر در حوزه فرش دستباف وجود دارد و باید برای حفظ و معرفی این میراث فرهنگی تلاشهای گستردهتری انجام شود.

دبیر فرهنگستان هنر در بخش دیگری از سخنان خود، با تجلیل از فعالیتهای مستمر استاد اللهداد، بیش از نیم قرن تلاش این هنرمند و متخصص در حوزه فرش را حاصل عشق، علاقه و تعهد به این هنر اصیل دانست.
اسماعیلی با اشاره به جایگاه تاریخی فرش دستباف در اقتصاد کشور یادآور شد: فرش ایران در دورهای از مهمترین اقلام صادراتی و منابع ارزآوری کشور به شمار میرفت و در زمینه اشتغالزایی نیز نقش قابلتوجهی داشت.
او با بیان اینکه در گذشته زنان و مردان، از جوان تا سالمند، در شهرها و روستاهای مختلف به بافت فرش اشتغال داشتند، افزود: فرشبافی علاوه بر تأمین بخشی از درآمد خانوادهها، هنری ارزشمند بود که در بسیاری از مناطق کشور رونق داشت.
دبیر فرهنگستان هنر با اشاره به تجربه شخصی خود در شهرستان نجفآباد اصفهان و آشنایی با هنر فرشبافی، ابراز امیدواری کرد که فرش ایران بار دیگر جایگاه شایسته خود را بازیابد و این هنر اصیل، هم در داخل کشور از رونق بیشتری برخوردار شود و هم در عرصه جهانی جایگاه پیشین خود را احیا کند.
اگر در سنت خود کجروی کنیم، هویت خود را از دست میدهیم
محمدعلی رجبی، عضو پیوسته و رییس تخصصی گروه هنرهای سنتی و صنایع دستی فرهنگستان هنر، در سخنانی با تأکید بر پیوند هنر و سنت گفت: من همیشه به مسئولان وقت میگفتم که هرچه داریم، در سنت ما ریشه دارد. اگر در این سنت اندکی کجروی کنیم، همهچیز را از دست خواهیم داد؛ هویت خود را از دست میدهیم و دیگر حرفی برای گفتن نخواهیم داشت.
او با طرح این پرسش که چرا گرفتار اکنونزدگی شدهایم، اظهار کرد: کسی که تاریخ ندارد، انسانی اکنونزده است. اکنون چیست؟ اکنون، برزخی میان گذشته و آینده است؛ چیزی که بهتنهایی نمیتواند هویت و معنای کاملی داشته باشد. چگونه میتوانیم گذشته را به فراموشی بسپاریم و آن را با مجموعهای از دستاوردهایی جایگزین کنیم که ریشه در فرهنگ ما ندارند؟
رجبی ادامه داد: ما به کشوری تعلق داریم که میراث فرهنگی آن برای تمام دنیا و در گستره همه تاریخ ارزشمند است. چنانکه بزرگان و اندیشمندان غرب نیز به این حقیقت اشاره کردهاند. برای مثال گوته، درباره حافظ گفته است که او شاعر شاعران جهان و شاعری متعلق به همه تاریخ است. این هنرها از مرزهای تاریخ عبور میکنند. آنها به یک زمان خاص تعلق ندارند، بلکه متعلق به همه زمانها هستند.
رییس تخصصی گروه هنرهای سنتی و صنایع دستی فرهنگستان هنر با اشاره به عالم بزرگان هنر گفت: ما امروز باید دوباره این عالم را بسازیم؛ زیرا عالم ما تغییر کرده است. عالم چیست؟ تنها انسان است که عالم دارد و در عالم خود زندگی میکند. سایر موجودات چنین عالمی ندارند؛ چراکه انسان میتواند از وضع موجود خود به وضع مطلوبش سیر کند، یا به تعبیر فرهنگ ما، از وضعیت خلقی خود به سوی وضعیت حقیقی حرکت کند. در پی پاسخ به این پرسشهاست که انسان درمییابد کیست و از کجا آمده است و به کجا میرود. به "قول مولانا، به کجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟ "
رجبی اظهار کرد: انسانهایی که ریشه دارند، از همان ریشه تغذیه میکنند و تا پایان به حیات خود ادامه میدهند. این ریشهها هستند که امکان رشد و بالندگی را فراهم میکنند تا انسان بتواند میوه وجود خود را به عالم عرضه کند؛ میوهای که صرفاً مصرف نمیشود و پس از مصرف، چیزی از آن باقی نمیماند، بلکه میتواند منشأ حیات و بالندگی دوباره باشد.

او در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به هنرهایی مانند فرش و صنایع دستی گفت: در هنرهایی مانند فرش، یا آنچه ما صنایع دستی مینامیم، از ابتدا چنین نگاهی وجود داشته است. البته ما در گذشته هرگز از تعبیر «صنایع دستی» استفاده نمیکردیم، بلکه از هنرهای سنتی سخن میگفتیم. هنرهایی مانند فرش، از آغاز تا پایان، در یک چرخه تعالی قرار دارند؛ برخلاف صنعت جدید که پسماندهای آن گاه جهان را آلوده و ویران میکنند. در اینجا میتوان به فرمایش قرآن کریم اشاره کرد که فساد در زمین، حاصل عملکرد انسان است.
رجبی افزود: یکی از نمونههای تمدن جدید، صنعت است، درحالیکه در هنرهایی مانند فرش، همهچیز از طبیعت گرفته میشود و سیر تحول آن نیز بر اساس الگوهای موجود در طبیعت شکل میگیرد. هنگامی که این چرخه به پایان میرسد، طبیعت دوباره احیا میشود. انسانی هم که در این میان قرار میگیرد، وظیفه دارد این چرخه را در جهت تعالی هدایت کند. او باید با علم، تلاش و زحمت خود، در مسیر تعالی آفرینش و تمدن حرکت کند.
رییس تخصصی گروه هنرهای سنتی و صنایع دستی فرهنگستان هنر با تأکید بر اینکه آفرینش اثر هنری، امری یکطرفه نیست، گفت: چنانکه گفتهاند «من که باشم که اثری را کنم؟» البته آفرینش و پدیدآوری اثر، امری وجودی است، اما ظهور و پیدایی آن بهسادگی و بدون زمینههای لازم اتفاق نمیافتد. این ظهور، نیازمند نوعی همسخنی و مغازله است؛ یعنی گفتوگویی عاشقانه میان هنرمند و عالم. هنگامی که اثر هنری در چنین بستری پدیدار شود، میتواند جاودانه بماند؛ زیرا حقیقت در آن بازتاب یافته و جلوهای از حقیقت در آن آشکار شده است. اثر هنری در مسیر کمال حرکت میکند؛ چراکه، همانطور که گفتیم، بازگشت همهچیز به سوی اوست. بنابراین، هنر نیز در مسیر تعالی قرار دارد. ازاینرو، هر کسی که در این زمینه قابلیت و توانایی انجام کاری را پیدا کرده است، باید معرفی شود و هنر او مورد توجه قرار گیرد.
اللهداد دارهای قالی را در خانههای محروم برپا کرد
حمید کارگر، مدیرعامل شرکت تهیه و تولید فرش آستان قدس رضوی و عضو کمیته فرش فرهنگستان هنر که سه دهه با رضا اللهداد آشناست، با مرور خاطراتی از دوران دانشجویی خود گفت: نخستین آشنایی ما با نام ایشان از طریق مصاحبههای سختگیرانهاش با دانشجویان متقاضی جذب در شرکت سهامی فرش بود؛ مصاحبههایی که در ابتدا ما را از ایشان ترستانده بود.
او با اشاره به دیدار نخست خود بعد از مصاحبه با استاد اللهداد در موزه فرش، گفت: برخلاف تصور اولیه، ایشان بسیار پرانرژی، بشاش و با آغوش باز به پرسش یک دانشجوی تازهکار پاسخ داد و این نشان داد که ایشان چطور برای دانشجویی که نمیشناسد وقت میگذارد و دانش خود را به راحتی انتقال میدهد.
مدیرعامل شرکت تهیه و تولید فرش آستان قدس رضوی، همکاری استاد اللهداد با زندهیادان مرحوم دانشگر و مرحوم محسنی در بازنگری دانشنامه فرش را از جمله نقاط درخشان کارنامه او دانست و گفت: ساعتها در محضر این سه استاد بزرگوار مینشستیم و واقعاً تلمذ میکردیم تا دانشنامه چهارجلدی فرش به سرانجام رسید.

او با اشاره به خاطرات استاد از اشتغالزایی در زابل و ایلام در دهه ۵۰ خاطرنشان کرد: ایشان با برپایی دارهای قالیبافی در خانههای محروم، زمینه اشتغال و تحول معیشتی مردم را فراهم کرد تا جایی که مسئولان وقت را برای بازدید از این طرحها به منطقه برد.
به گفته کارگر، امروز نیز فرش زابل و ایلام از فرشهای شناختهشده و باکیفیت کشور هستند.
در بخش دیگری از این سخنان، به فعالیتهای استاد اللهداد در حوزه ترویج فرشبافی در زندان عادلآباد شیراز اشاره شد و خاطرهای از آزادی یک زندانی به واسطه نامهنگاری او با آستان قدس رضوی نقل شد.
کارگر، استاد اللهداد را شخصیتی دانست که هم در تولید فرش بزرگپارچه تجربه عملی دارد، هم بهعنوان منبع دستاول در تدریس دانشگاهی شناخته میشود و هم تجربه خود را در قالب تألیف برای نسلهای آینده ماندگار کرده است.
او همچنین با اشاره به نقش کلیدی استاد در صدور گواهی فرش ایرانیان و همکاری با شرکت SGS گفت: ایشان یکتنه، علیرغم ناهمراهی برخی واحدهای دولتی، پای این ماجرا ایستاد و ادامهاش داد.
بزرگداشت استاد اللهداد در این سختیها، یادآور خاطرهای از شهید چمران است
فیصل مرداسی، رییس اسبق مرکز ملی فرش و پژوهشگر حوزههای اقتصادی، با اشاره به خاطرهای از شهید چمران گفت: اکنون که بعد از دو جنگ تحت فشارهای اقتصادی هستیم، دعوت شدن به این برنامه برای من مثل خاطرهای از شهید چمران بود که در جنگ و با وجود سختیها یک روز دیدند به گلی که از بین ترکهای زمین روییده نگاه میکند و از روح بزرگ ایشان شگفتزده شدند. حالا بزرگداشت استاد اللهداد در این سختیها برای من چنین معنایی دارد.
او با اشاره به فرهنگ غنی ایران گفت: نمیدانم طرز تفکر امروز جوان ایرانی چگونه است، اما من هیچوقت دوست نداشتم در جایی به غیر از ایران به دنیا بیایم. شاید از ابتدا به ما آموزش دادهاند که اقتصاد مهمترین مسئله است، اما به نظر من فرهنگ غنی و عمیق ایرانی چیزی است که همهجا پیدا نمیشود.

محمدمهدی میرزا امینی، مدیر بازرگانی و طراحی شرکت سهامی فرش ایران، با بیان خاطرهای از دوران آغاز تدریس خود، از نقش اعتماد استاد اللهداد در شکلگیری مسیر حرفهایاش سخن گفت.
او اظهار کرد: تازه در مقطع دکتری دانشگاه هنر اصفهان پذیرفته شده بودم و این نخستین تجربه تدریس من در دانشگاه به شمار میرفت. روزی با من تماس گرفتند و پیشنهاد دادند درس ارزیابی فرش را تدریس کنم. از این پیشنهاد بسیار خوشحال شدم؛ چراکه برای نخستین بار بود دانشگاه برای تدریس با من تماس میگرفت.
اما وقتی پرسیدم پیش از این چه کسی این درس را تدریس میکرد، گفتند استاد اللهداد. با خودم فکر کردم که من کجا و استاد اللهداد کجا! من شاگرد ایشان بودم و احساس میکردم نمیتوانم جایگزین مناسبی برای ایشان باشم. به همین دلیل، از آنها عذرخواهی کردم و گفتم واقعاً نمیتوانم این مسئولیت را بپذیرم؛ چراکه معتقدم دانشجویانی که در کلاس من مینشینند، در مقایسه با کلاسی که استاد اللهداد برگزار میکردند، از تجربهای ارزشمند محروم میشوند.
میرزا امینی افزود: یکی دو روز بعد، خود استاد اللهداد با من تماس گرفتند و پرسیدند چرا با من تماس گرفتهاند و تدریس را قبول نکردهام. توضیح دادم که نمیتوانم این مسئولیت را بپذیرم. ایشان پرسیدند چرا نمیتوانی؟ من دیگر پیر شدهام و رفتوآمد به اصفهان برایم دشوار است. خودم تو را معرفی کردهام و دیگر نمیتوانم به آنجا بروم و بعد با اطمینان به من گفتند که میتوانم از عهده این کار بربیایم؛ چراکه دانشجوی خوبی بودهام و توانایی تدریس دارم.

مدیر بازرگانی و طراحی شرکت سهامی فرش ایران گفت: واقعیت این است که ابتدا از پیشنهاد تدریس بسیار خوشحال شده بودم، اما وقتی متوجه شدم قرار است جای استاد اللهداد را بگیرم، خودم از این موضوع ناراحت شدم و احساس کردم ممکن است فرصت تدریس را از دست بدهم. تماس ایشان برای من فرصتی بود تا با اطمینان بیشتری این مسئولیت را بپذیرم. در واقع، اعتماد استاد به من، اعتمادبهنفس زیادی داد و مسیر تدریس را برایم هموار کرد.
او ادامه داد: پس از آن، در دانشگاههای دیگری نیز به تدریس مشغول شدم و این مسیر برایم تجربهای ارزشمند بود. نگاه من به تدریس صرفاً انتقال یک محتوای آموزشی و پایان دادن به یک درس نبود؛ بلکه تلاش میکردم آموزش را عمیقتر و کاربردیتر دنبال کنم. چند سال بعد، دوره دکتریام به پایان رسید و با تکیه بر تجربههای ارزشمندی که از استادان مختلف کسب کرده بودم، وارد شرکت سهامی فرش ایران شدم. یکی از نخستین افرادی که پس از ورودم به شرکت و آغاز فعالیت در جایگاه مدیر روابط عمونی با من تماس گرفت، استاد اللهداد بودند. ایشان اولین کسی بودند که برای تبریک با من تماس گرفتند و با عنوان زیبای «مدیرکل روابط عمومی شرکت سهامی فرش» از من یاد کردند. این توجه و دلگرمی برایم بسیار ارزشمند بود.
میرزا امینی گفت: هر زمان که در شرکت، برای مثال در ارتباط با آقای کارگر مرکزی، موضوعی پیش میآمد یا مسئولیت جدیدی به من واگذار میشد، استاد اللهداد پیگیر بودند و تماس میگرفتند تا ببینند آیا کاری از دستشان برمیآید یا خیر. این همراهی و اعتمادی که ایشان نهفقط به من، بلکه به همه دانشجویان خود داشتند، انگیزهای مضاعف برای تلاش و پیشرفت در من ایجاد میکرد.
او در پایان با قدردانی از استاد اللهداد گفت: «قطعاً ایشان مسیر بسیاری از جوانان را هموار کردهاند. ما از استادان بزرگی بهره بردهایم که خودشان با انگیزه و علاقه فراوان فعالیت میکردند و این روحیه را به دانشجویانشان نیز منتقل میکردند.
درحال تکمیل است...