سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ | ۲۲:۲۸
استاد حوزه: شهید سید مصطفی «خمینی ثانی» و تجلی کامل ابعاد علمی و عملی امام راحل بود

استاد حوزه: شهید سید مصطفی «خمینی ثانی» و تجلی کامل ابعاد علمی و عملی امام راحل بود

قم (ایسنا) - یک استاد حوزه علمیه قم، با تجلیل از مقام شامخ آیت‌الله شهید سید مصطفی خمینی در آستانه سالگرد شهادت ایشان، این شخصیت برجسته را «خمینی ثانی» و مظهر تجلی تمامی ابعاد نظری، عملی، سلوکی و سیاسی امام خمینی (ره) خواند و بر ضرورت بازشناسی ابعاد علمی، نجفی و به‌ویژه آثار تفسیری عمیق ایشان تأکید کرد.

آیین چهل‌ونهمین سالگرد شهادت عالم مجاهد آیت‌الله شهید حاج سید مصطفی خمینی، شامگاه سه‌شنبه ۲۸ مهر با حضور مراجع، فقها، اساتید برجسته سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم، اندیشمندان، فضلا، پژوهشگران علوم دینی و به‌ویژه یادگاران معزز بیت امام راحل، حجت‌الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی، رئیس بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء و از اساتید برجسته حوزه علمیه، به‌عنوان سخنران ویژه این مراسم، با ارائه تحلیلی مبسوط و چندوجهی پیرامون شخصیت جامع‌الاطراف شهید سید مصطفی خمینی، منظومه فکری امام راحل و افق‌های نوگشوده در علم تفسیر و اندیشه سیاسی اسلام به ایراد سخن پرداخت.

جایگاه قدسی و افق‌های ناشناخته شخصیت شهید سید مصطفی خمینی

وی با تصریح بر اینکه عظمت روحی و بلندای شأن وجودی شهید سید مصطفی همچنان در پس پرده تاریخ پوشیده مانده است، اظهار کرد: اگرچه در طول دهه‌های گذشته، بارها گوشه‌هایی از فضائل و مکارم اخلاقی و علمی این چهره ممتاز یادآوری شده، اما بی‌تردید ژرفای وجودی او هنوز آن‌گونه که شایسته بوده شناخته نشده است. آنچه از مجلدات فقهی، اصولی، تفسیری و آثار فلسفی ایشان در دستان پژوهشگران قرار دارد، تنها جرقه‌ها و بخشی از پرتوهای وجودی این شخصیت یگانه و فرزانه است.

جوادی آملی محور سخنان خود را معطوف به دو ضلع اصلی دانست و گفت: ضرورت دارد که شأن شهید سید مصطفی در دو ساحت مکمل تبیین شود؛ ساحت نخست ناظر بر بعد شخصیتی، همجواری با بنیان‌گذار نهضت و جلوه‌های عقل نظری و عملی اوست و ساحت دوم، متمرکز بر ساختار معرفتی، جایگاه اصیل قرآنی و اندیشه تفسیری این عالم سترگ است که حوزه‌های علمیه را به افق‌های متفاوتی رهنمون می‌سازد.

انقلاب امام خمینی؛ گذار تاریخی از «معرفت ذهنی» به «ایمان و حاکمیت عینی»

این استاد حوزه علمیه با بازخوانی تحولات سده اخیر و چرایی پیدایش قیام الهی امام خمینی (ره) تشریح کرد: نهضتی که امام امت (قدس‌سره) پی افکندند، حرکتی کاملاً بدیع، بی‌سابقه، شگفت‌انگیز و تا آن زمان ناشناخته بود. این خروش نه صرفاً یک کنش سیاسی و عکس‌العمل اجتماعی، بلکه متکی بر کمال ایمان، باور قلبی، معرفت عمیق و طهارت نفس بود. پس از ارتحال زعیم یگانه و مرجع وحید شیعیان، حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی (ره)، امام با بصیرت الهی خود دریافتند که اسلام راستین در موقعیت اصیل و خدایی خود، در غربت و انزوای مطلق به سر می‌برد.

وی ادامه داد: اسلامی که در باور و شهود امام تجلی یافته بود، دینی منفعل و محبوس در دیوارهای حجره‌ها نبود؛ امام باور قلبی داشت که اسلام اصیل قادر است با قدرتی قاهر و نافذ در برابر مستکبران بین‌المللی بایستد، سایه سنگین استبداد داخلی را به زباله‌دان تاریخ بیفکند و بر پایه آموزه‌های قدسی وحی و فقه جواهری اهل‌بیت (ع)، کاخ بلند تمدن و حکومت را بنا سازد.

جوادی آملی در تشریح مرز دقیق میان «معرفت» و «ایمان» در بستر حوزه‌های علمیه قم و نجف افزود: گرچه نوعی معرفت و شناخت اجمالی نسبت به آموزه‌ها و معارف اسلام در عموم حوزه‌های علمیه وجود داشت، اما این علم و دانستن هیچ‌گاه به مرتبه «باور و یقین میدانی» نرسیده بود؛ چنان‌که در تعابیر روایی آمده است «یَعمُرُ العُلومَ الإیمان». نیل به آگاهی و معرفت مفهومی کاری در دسترس است، اما تبدیل این علم به باوری پولادین که جان را به قیام برانگیزد، موهبتی خاص است که کمتر نصیب انسان‌ها می‌شود.

وی یادآور شد: زمانی که امام راحل از ساحت‌های اجتماعی دین و شأن تمدنی مکتب تشیع داد سخن سر می‌داد، چنین سطحی از فاعلیت دین در باور قاطبه حوزویان و علمای دین وجود خارجی نداشت. از دوران هزاره شیخ طوسی تا عصر معاصر، هرچند بحث‌های دقیق فقهی پیرامون ولایت فقیه، زعامت شرعی و امور حسبیه در کتب مطرح می‌شد، اما قلمرو آن غالباً به امور محجورین، اوقاف و دایره بسته حسبه محدود می‌ماند.

جوادی آملی یادآور شد: اندیشه شکل‌گیری حکومتی جامع که سکان اداره یک جامعه را به دست گیرد و دین را از منبر قدرت به عالم عرضه کند، در ذهن احدی نمی‌گنجید. در آن فضا شک و تردید جدی سایه افکنده بود که آیا فقه امامیه کشش ورود به سقف حاکمیت را داراست؟ اگر هم عده‌ای در سنگر اولیه یعنی نفی ظلم و استبداد با امام همراهی می‌کردند، هنگامی که صحبت از برپایی نظامی متکی بر وحی می‌شد، با پای سست و مردد گام برمی‌داشتند. اما امام خمینی با روحی متعالی و افقی تمدنی، همه هستی خود را به میدان آورد تا آن معرفت تجریدی از گردنه شک بگذرد و به حقیقت ایمان و عینیت تاریخی بدل شود.

 تجلی تمام‌عیار امام در فرزند؛ «شهید مصطفی، خمینی ثانی بود

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به لزوم اقتدار و صلابت در پیشبرد این مسیر پرمخاطره گفت: پیاده‌سازی این اندیشه تحول‌آفرین محتاج توانمندی، شوکت، صلابت و اراده‌ای سازش‌ناپذیر بود. امام راحل از چنان هیمنه، وقار و سطوت روحی برخوردار بودند که هرکسی را یارای نزدیک شدن به ساحت ایشان و هم‌کلامی مستقیم نبود. در چنین وضعیتی، مشیت الهی امکانی شگرف و نعمتی بی‌بدیل را برای آن رهبر الهی فراهم ساخت.

وی با اشاره به کلام مشهور امام راحل که شهادت فرزند را از «الطاف خفیه الهی» نامیدند، تصریح کرد: اگر شهادت مظلومانه این فرزند از الطاف خفیه حضرت حق بود، بدون کمترین تردیدی، وجود، حیات و حضور چنددهه‌ای ایشان در رکاب پدر، از «الطاف جلیه و آشکار» پروردگار به شمار می‌رفت. آن سطوت و هیبت امام ایجاب می‌کرد پلی وثیق، آگاه و مطمئن میان آن قله معرفت و بدنه امت و نخبگان وجود داشته باشد؛ شخصیتی که بتواند مقاصد، دقایق، استراتژی‌ها و فتاوای سرنوشت‌ساز امام را بدون تحریف منتقل سازد.

جوادی آملی افزود: اینجاست که ویژگی ممتاز قرابت و همجواری «قائد و ولد» رخ می‌نماید. رابطه این دو بزرگوار صرفاً نسبتی عاطفی میان پدر و فرزندی برومند و دانشمند نبود؛ بلکه می‌توان با شهامت ادعا کرد که امام با تمام ابعاد وجودی‌اش در سید مصطفی «تجلی» یافته بود. تجلی در اصطلاح عرفانی و کلامی یعنی هر آنچه در مخزن وجود، جان و عقل امام خمینی اعم از عقل نظری و عقل عملی، شجاعت، دلیری، ولایت، شهامت، تقوا، ملکات قدسی و درک عمیق سیاسی بود، تماماً در قامت سید مصطفی بازتاب یافت.

وی تأکید کرد: این انطباق حیرت‌انگیز تا آن پایه بود که شهید مصطفی خمینی را به معنای راستین کلمه «خمینی ثانی» بدل ساخت. امام تا آخرین لحظات از ایشان به عنوان نور چشم خویش و «امید آینده اسلام و انقلاب» یاد می‌کردند. این بیان، تعارفی لفظی یا برخاسته از عاطفه پدری نبود؛ امام حقیقت را در خشت خام می‌دید و می‌دانست که اگر حوادث روزگار جان خود ایشان را می‌گرفت، با حضور مصطفی، این مسیر بدون کمترین انحراف و تزلزل ادامه می‌یافت. این اندیشه چنان زنده و پرثمر بود که حتی پس از تبعید و شهادت، امواج آن شرق و غرب عالم را درنوردید و لرزه‌ای که از سال ۱۳۴۲ افکنده شده بود تا امروز تداوم یافته است.

دوازده سال حضور حماسی در نجف؛ نقطه عطف ناکامی نقشه‌های حاکمان جور

جوادی آملی سپس به فراز سرنوشت‌ساز دوران تبعید امام و فرزند شهیدشان به نجف اشرف اشاره کرد و گفت: یکی از زوایای تاریک و ناشناخته تاریخ نهضت، مقطع دوازده‌ساله حضور شهید سید مصطفی خمینی در نجف اشرف است. متأسفانه ما هنوز حقیقت باطنی و دستاوردهای عمیق این دوران دوازده‌ساله را که با اتکا به دو بال پرتوان علم و عمل، حکمت و مجاهدت طی شد، به‌روشنی نشناخته‌ایم.

وی افزود: رژیم ستم‌شاهی و حاکمان استبدادی گمان می‌کردند با تبعید امام خمینی(ره) به حوزه علمیه کهنسال و پرصلابت نجف که مملو از فحول فقها و اعلام بود، امام در میان دریای بزرگان فراموش خواهد شد و مشعل قیام خاموش می‌شود. اما آنچه محاسبات دشمن را درهم شکست، علاوه بر شخصیت آسمانی امام، وجود بابرکت شهید مصطفی خمینی بود.

این استاد برجسته حوزه علمیه گفت: این چهره برجسته علمی در سنین جوانی در مجامع درسی و محافل بحث نجف حاضر شد و با تسلط خیره‌کننده بر مبانی فقه، اصول، حکمت متعالیه، عرفان و تفسیر، نگاه حیرت‌زده استادان و استوانه‌های نجف را به خود خیره ساخت، تا جایی که حوزه سنتی نجف در برابر مراتب اجتهاد، نبوغ و ژرف‌نگری او سر تسلیم و تکریم فرود آورد.

رئیس بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء یادآور شد: شهید مصطفی خمینی توانست همسنگ و در موازات اساتید درجه‌اول نجف سخن بگوید و همزمان، مواضع قاطع، انقلابی و ضدصهیونیستی امام را نمایندگی کند. خروش سازش‌ناپذیر علیه استکبار، استبداد پهلوی، آمریکا و اسرائیل غاصب ویژگی اختصاصی این بیت بود که با شهامت تام توسط او در نجف به گوش مجاهدان و انقلابیون سایر کشورها می‌رسید.

وی اضافه کرد: اگر آن حضور فعال، آن درایت، زهد و پایمردی در کنار پدر نبود، جریان انقلاب در پیچ‌وخم دسیسه‌ها و محاصره‌های شدید دوران تبعید ابتر می‌ماند و عقیم می‌شد؛ اما حضور این عالم عامل نگذاشت ارتباط بدنه نهضت با قلب تپنده آن منقطع شود.

افق‌گشایی تفسیری؛ ضرورت سنجش تطبیقی میان «المیزان» و تفسیر شهید سید مصطفی

این استاد حوزه علمیه با ورود به عرصه میراث مکتوب و جایگاه تفسیری شهید سید مصطفی خمینی تصریح کرد: بحمدالله در عصر ما به برکت مجاهدت‌های بی‌بدیل علامه طباطبایی (رضوان‌الله تعالی علیه) و تدوین اثر گرانسنگ «تفسیر المیزان»، امواج انس با قرآن و تفکر وحیانی در مجامع شیعی اوج گرفت و قرآن کریم وارد عرصه‌های عمل، سیاست، اجتماع و حیات فکری شد. علامه طباطبایی با چشمی بیدار، هجمه‌های مکاتب مادی، تفکرات الحادی و کمونیستی، مکاتب فلسفی غرب و نیز آثار متأخران اهل‌سنت همچون المنار را رصد کرد و المیزان را بر آن پایه نگاشت.

وی با اشاره به اینکه شهید سید مصطفی خود از برجسته‌ترین شاگردان علامه طباطبایی بود، عنوان کرد: خوشبختانه تفسیر مفصل و ژرف‌نگر شهید مصطفی خمینی نیز امروز در دسترس قرار دارد. یکی از وظایف خطیر امروز مراکز پژوهشی و فضلا، سنجش و مقایسه تطبیقی میان روش‌شناسی تفسیری علامه طباطبایی و رویکرد نوآورانه شاگرد فرزانه‌اش، شهید مصطفی خمینی است. این مقایسه می‌تواند باب‌های تازه‌ای را برای شکوفایی علم تفسیر در حوزه‌ها بگشاید.

جوادی آملی در ادامه با اشاره به خشوع و حیرت شهید سید مصطفی در مواجهه با کلام وحی گفت: هرکس بخواهد به وادی تفسیر قرآن گام نهد، نخست باید این کتاب را بشناسد. این کلام، فصوص‌الحکم فارابی یا فصوص‌الحکم محیی‌الدین ابن‌عربی یا متون دقیق فقهی چون شرایع‌الاسلام محقق حلی نیست که انسان با تسلط بر ادبیات و اصطلاحات بتواند به شرح و بسط آن برآید؛ اگرچه آن کتب هم در جای خود دشوارند، اما در حیطه ادراک بشری قرار دارند. قرآن کلام پادشاه لایزال هستی است که علمش بی‌کران است. 

وی با قرائت عباراتی از مقدمه عمیق تفسیری شهید مصطفی خمینی و تطبیق آن با اشارات شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا و کلمات صدرالمتألهین شیرازی گفت: ایشان در مقدمه تفسیر خویش با کلماتی لرزاننده و خاضعانه تصریح می‌کند که این عرصه، جایگاه پرواز همگان نیست؛ اینجا ورطه‌ای است که اگر مفسر بدون اذن، طهارت باطن و موهبت خاص الهی وارد شود، در امواجش محو و هلاک خواهد شد.

جوادی‌آملی ادامه داد: ایشان با الهام از حدیث شریف امام صادق (ع) که فرمودند: «کتاب اللّه علی أربعة أشیاء العبارة و الإشارة و اللطائف و الحقائق فالعبارة للعوام و الإشارة للخواص و اللطائف للأولیاء و الحقائق للأنبیاء»، حقیقت قرآن را بحری متلاطم و ژرف دانسته که تنها برگزیدگان حق و آنان که حامل وراثت نبوی و ولایت اولیا هستند می‌توانند به باطن آن راه یابند.

رئیس بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء افزود: شهید بزرگوار حتی در مقدمه تفسیر خود دیدگاه والد بزرگوارشان را بازگو می‌کند؛ جایی که از امام خمینی درباره حقیقت تفسیر پرسیدند و امام با ژرف‌نگری توحیدی پاسخ دادند که تفسیر حقیقی کلام‌الله جز برای ذات اقدس الهی میسر نیست، چراکه کلام نازل اوست و هیچ اندیشه‌ای به کنه آن راه ندارد. با این همه، شهید مصطفی در مدت حدود 10 سال و در اوج فشارهای روحی و محدودیت‌های سیاسی، تفسیری نگاشت که حاکی از تسلط بر ابعاد زبان‌شناختی، رسم‌الخط، قرائات، فلسفه، عرفان و فقه است.

آسیب‌شناسی رویکرد حوزوی به قرآن؛ بازگشت به «الهیات طبیعی» و پاسخ به علوم انسانی

جوادی آملی در فرازی انتقادی و مهم، به آسیب‌شناسی مهجوریت مضامین قرآن در نظام‌سازی و مدیریت جامعه پرداخت و اظهار کرد: امروز ادعای ما این است که قرآن کریم باید در ارکان نظام اسلامی، دانشگاه‌ها، حوزه‌ها، تقنین و سبک زندگی ما حاکمیت داشته باشد. اما باید با کمال تواضع پرسید: کدام قرآن؟ قرآنی که در ذهن و رفتار روزمره برخی مجاری اداری و غیررسمی کشور عرضه می‌شود، با آن حقیقت نابی که امام و شهید سید مصطفی خمینی ادراک کردند، از زمین تا آسمان فاصله دارد. هم‌چنان‌که در ساحت شناخت عترت طاهره (ع) نیز گاه دچار سطحی‌نگری مفرط شده‌ایم و از معارف عمیق ولایت الهی فاصله گرفته‌ایم.

وی افزود: قرآنی که امام امت می‌شناخت و بر پایه آن نظریه حکومت را استخراج نمود، متنی الهی و زنده است که قابلیت حل بحران‌های تمدنی را دارد. علومی که شهید سید مصطفی در آغاز تفسیر خویش برمی‌شمارند، تازه مقدمات کار در حوزه است؛ معارف قرآن پایان‌ناپذیرند. چرا ما به مقوله «الهیات طبیعی» که در قرآن موج می‌زند بی‌توجهیم؟ خداوند متعال مکرراً به زمین، زمان، آسمان، پدیده‌های زیستی، کوه، تین و زیتون، و واقع‌شدن نجوم (فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ) سوگند یاد می‌کند. آیا حوزه نباید به پژوهش‌های عمیق پیرامون کیهان‌شناسی، زمین‌شناسی، زیست‌شناسی و پیوند آن با توحید روی آورد؟

استاد حوزه علمیه قم با نقل خاطره‌ای از مباحث تفسیری حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی یادآور شد: زمانی که آیت‌الله العظمی جوادی آملی آیه کریمه «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ» در سوره مبارکه عنکبوت را تشریح می‌کردند، فرمودند انسان درمی‌یابد که آورنده این وحی چه قاطعیت و زهره‌ای در پرده‌برداری از آغاز آفرینش و جهان دودآلود نخستین داشته است. قرآن بارها و بارها از تسخیر باد و آفتاب، اختلاف شب و روز و اسرار آفاقی سخن گفته است؛ این الهیات طبیعی است که توحید را از کنج ذهن‌ها به عینیت هستی پیوند می‌زند.

وی تأکید کرد: جهان معاصر امروز با مبانی پیچیده «علوم انسانی»، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی مدیریت می‌شود. اگر عالم فرزانه‌ای چون شهید سید مصطفی خمینی با دستی پر و تسلط بر لغت و بلاغت به کشف رموز وحی پرداخت، حوزویان معاصر نیز باید به این علوم مسلح شوند. قرآن تنها منحصر به ادبیات و احکام فردی نیست؛ ما با اتکا به روش‌شناسی شهیدان حوزه و اندیشه حکومتی امام، موظفیم جامعه و نیازهای آن را با تکیه بر متون اصیل وحیانی مدیریت کنیم و اجازه دهیم محققان واقعی و متخصصان آزاداندیش، توحید ناب را از متن آیات استخراج و به جهان عرضه کنند.

رئیس بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء، ادای دین به دومین یادگار برومند امام را وظیفه‌ای شرعی، اخلاقی و تاریخی خواند و بیان کرد: پس از عروج غریبانه و شهادت مظلومانه آیت‌الله حاج سید مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ در نجف اشرف، بار سنگین اداره امور بیت، هماهنگی‌های نهضت و همراهی لحظه‌به‌لحظه با امام، بر دوش برادر ارجمند ایشان، مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی (رضوان‌الله تعالی علیه) قرار گرفت.

وی گفت: از سال ۱۳۵۶ تا واپسین دم حیات خورشید انقلاب در سال ۱۳۶۸ و سال‌های پس از آن، حاج احمد آقا در سخت‌ترین، طاقت‌فرساترین و پرمخاطره‌ترین بزنگاه‌ها امین بی‌بدیل امام بود. تحمل مصائب سنگین دوران دفاع مقدس، بمباران‌ها، بحران‌های خطیر سیاسی، شهادت مظلومانه شهید بهشتی و هفتادودوتن، فاجعه شهادت رئیس‌جمهور رجایی و نخست‌وزیر باهنر و توطئه‌های پیچیده داخلی و خارجی، همگی فشارهایی سهمگین بود که مرحوم احمد آقا با متانت، رازداری و صبر ستودنی به جان خرید.

جوادی آملی با ابراز تأسف از حق‌ناشناسی‌های تاریخی بیان کرد: متأسفانه تاکنون زوایای گوناگون خدمات فداکارانه، سکوت نجیبانه و ایستادگی مرحوم حاج سید احمد خمینی به‌درستی باز نشده و مجالس تکریم درخوری که شایسته آن مجاهدت‌های بی‌ریا باشد برگزار نشده است. در روزگارانی که افراد زیادی مدعی انطباق افکار خویش با مواضع امام بودند، او کسی بود که با انطباق تام، از اعمال سلیقه فردی پرهیز کرد و سخن و موضع امام را بی‌کم‌وکاست پیاده ساخت؛ شخصیتی که معادل فهم اراده امام عمل می‌کرد و تا پایان عمر خویش، تکیه‌گاهی استوار برای حفظ میراث خط امام بود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها