سیدمجتبی موسوی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: دامها بهعنوان موجودات خونگرم، برای حفظ دمای پایه بدن خود به تعادل دقیقی میان تولید و دفع حرارت نیاز دارند، اما با افزایش دمای محیط، این تعادل بر هم میخورد و پدیدهای تحت عنوان تنش گرمایی (Heat Stress) بروز میکند.
وی افزود: تنش گرمایی تنها یک پدیده اقلیمی نیست، بلکه عاملی فیزیولوژیک و پیچیده است که از طریق فعالسازی محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال، افزایش ترشح کورتیزول، تغییر در تقسیم مواد مغذی (Nutrient Partitioning) و القای تنش اکسیداتیو، عملکردهای حیاتی دام را تحت تأثیر قرار میدهد.
این دانشیار فیزیولوژی دام دانشگاه لرستان ادامه داد: کاهش مصرف خوراک، افت تولید شیر و گوشت، اختلال در رشد، کاهش عملکرد تولیدمثلی، سرکوب سامانه ایمنی و افزایش حساسیت به بیماریها از جمله پیامدهای تنش گرمایی در دامهاست.
موسوی با اشاره به تفاوت میزان تأثیرپذیری دامها از تنش گرمایی بیان کرد: شدت این اثرات به گونه، نژاد، سطح تولید و وضعیت فیزیولوژیک دام بستگی دارد. در این میان، دامهای بومی ایران به دلیل سازگاری تکاملی با اقلیم گرم و خشک، از مزیتهای فیزیولوژیک و ژنتیکی منحصربهفردی برخوردارند که میتوان از این ظرفیتها در برنامههای اصلاح نژاد و مدیریت پایدار گله استفاده کرد.
پاسخهای فیزیولوژیک دام به افزایش دما
وی با تشریح تأثیر تغییرات اقلیمی بر سامانههای فیزیولوژیک دام گفت: افزایش میانگین دمای کره زمین و بروز مکرر امواج گرمایی، بهطور مستقیم و غیرمستقیم، سامانههای فیزیولوژیک دام را تحت فشار قرار میدهد.
موسوی افزود: دامها در مواجهه با تنش گرمایی، برای حفظ دمای پایه بدن خود مجموعهای از پاسخهای فیزیولوژیک را فعال میکنند که افزایش نرخ تنفس، افزایش ضربان قلب، گشادشدن عروق محیطی برای دفع حرارت از طریق تبخیر و جابهجایی و کاهش مصرف خوراک بهمنظور کمکردن گرمای متابولیکی ناشی از هضم، از جمله این واکنشهاست.
این دانشیار فیزیولوژی دام تصریح کرد: اگرچه این تغییرات فیزیولوژیک برای بقای کوتاهمدت دام ضروری هستند، اما در بلندمدت موجب میشوند مواد مغذی به سمت فرآیندهای مرتبط با تنظیم حرارت هدایت شوند و در نتیجه، انرژی و پروتئین کمتری برای تولید شیر و گوشت و رشد دام در دسترس باشد.
وی ادامه داد: فعالشدن محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال و افزایش ترشح هورمون کورتیزول که معمولاً هورمونی کاتابولیک است، به تجزیه پروتئینهای عضلانی و بروز تغییرات متابولیکی گسترده منجر میشود.
موسوی خاطرنشان کرد: پیامد نهایی این فرآیندها، تضعیف سلامت عمومی دام، کاهش عملکرد سامانه ایمنی و افت محسوس عملکرد تولیدی و تولیدمثلی است.
کاهش تولید شیر و افت عملکرد دامهای گوشتی
این متخصص فیزیولوژی دام در ادامه به تأثیر تنش گرمایی بر تولید شیر، گوشت، رشد و تولیدمثل پرداخت و اظهار کرد: تنش گرمایی یکی از مهمترین عوامل محدودکننده در صنعت دامپروری است و آثار آن بر عملکرد تولیدی و تولیدمثلی دامها گسترده و قابل اندازهگیری است.
وی توضیح داد: در گاوهای شیری، تنش گرمایی با کاهش مصرف ماده خشک، بهطور مستقیم تولید شیر را کاهش میدهد و درصد چربی و پروتئین شیر را نیز پایین میآورد.
موسوی افزود: مطالعات نشان میدهد آسیب ناشی از تنش گرمایی در سطوح بالای شاخص دما ـ رطوبت (Temperature-Humidity Index) میتواند معادل کاهش ۴۲ کیلوگرم شیر بهازای هر رأس گاو در ماه باشد.
وی ادامه داد: در دامهای پرواری و گوشتی نیز کاهش افزایش وزن روزانه، افت بازده غذایی و کاهش کیفیت لاشه از پیامدهای تنش گرمایی به شمار میرود.
تأثیر تنش گرمایی بر رشد و سلامت نسل آینده دام
دانشیار فیزیولوژی دام دانشگاه لرستان با اشاره به تأثیر این پدیده بر دامهای جوان گفت: در گوسالهها و تلیسهها، تنش گرمایی از طریق بازتوزیع انرژی به سمت تنظیم حرارت، موجب کاهش مصرف خوراک و افت عملکرد رشد میشود.
موسوی خاطرنشان کرد: تنش گرمایی پیش از تولد نیز میتواند از طریق ایجاد اختلال در عملکرد جفت، رشد جنین را محدود کند و بر وضعیت ایمنی و میزان تولید شیر گوساله در آینده تأثیر منفی بگذارد.
اختلال در تولیدمثل دامهای ماده و نر
وی با تأکید بر آثار تنش گرمایی بر فرآیندهای تولیدمثلی دام اظهار کرد: این پدیده فرآیندهای تولیدمثلی را در هر دو جنس دام بهشدت مختل میکند و میتواند بهرهوری گله را تحت تأثیر قرار دهد.
موسوی توضیح داد: در دامهای ماده، کاهش کیفیت تخمک، کاهش نرخ لقاح، افزایش مرگومیر اولیه رویان، اختلال در عملکرد جفت، تغییر در پویایی جسم زرد و تضعیف بروز علائم فحلی از جمله پیامدهای گزارششده تنش گرمایی است.
وی افزود: در دامهای نر نیز تنش گرمایی به اسپرمها آسیب میرساند و کیفیت مایع منی را کاهش میدهد؛ موضوعی که میتواند توان تولیدمثلی دام را تحت تأثیر قرار دهد.
این دانشیار فیزیولوژی دام دانشگاه لرستان بیان کرد: تنش گرمایی همچنین با کاهش ترشح هورمون لوتئینیزهکننده (LH) و استرادیول، چرخه فحلی را مختل میکند و نرخ گیرایی را بهشدت کاهش میدهد.
انتهای پیام