سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ | ۰۹:۴۵
کار ما اقناع است، نه ابلاغ

در گفت‌وگو حجت‌الاسلام حقانی عنوان شد:

کار ما اقناع است، نه ابلاغ

دستیار ویژه معاونت فرهنگی و راهبری استان‌های سازمان تبلیغات اسلامی معتقد است سازمان تبلیغات در برنامه‌هایی که برگزار می‌کند، نباید سهمی بیشتر از ۱۰ درصد داشته و در عوض سهم مردم در این جنس فعالیت‌ها باید ۹۰ درصد باشد. اگر روزی این نسبت برعکس شد و سهم سازمان بیشتر شد، یعنی شکست خورده‌ایم؛ چون آن دیگر کار ما نیست. در این گفت‌وگو دوگانه «تصدی‌گری» و «تنظیم‌گری» را به بررسی کردیم.

حجت‌الاسلام غلامحسین حقانی- دستیار ویژه معاونت فرهنگی و راهبری استان‌های سازمان تبلیغات اسلامی- در گفت‌وگو با ایسنا، معتقد است سازمان تبلیغات در برنامه‌هایی که برگزار می‌کند، نباید سهمی بیشتر از ۱۰ درصد داشته و در عوض سهم مردم در این جنس فعالیت‌ها باید ۹۰ درصد باشد. اگر روزی این نسبت برعکس شد و سهم سازمان بیشتر شد، یعنی شکست خورده‌ایم؛ چون آن دیگر کار ما نیست. در این گفت‌وگو دوگانه «تصدی‌گری» و «تنظیم‌گری» را به بررسی کردیم.

وی در پاسخ به این سوال که در کلیت موضوع می‌خواهیم ببینیم در دوگانه «تصدی‌گری» و «تنظیم‌گری» اکنون کجا ایستاده‌ایم. اگر بخواهیم این دو مفهوم را به زبان ساده توضیح دهیم، دقیقاً سازمان تبلیغات اسلامی امروز چه کاری انجام می‌دهد؟ اظهار کرد: رهبر انقلاب تعریفی دقیق از تبلیغ اسلامی دارند؛ ایشان می‌فرمایند: «تبلیغ یعنی رساندن پیام به مردم، جهت تفاهم با آن‌ها» بر همین اساس، مسئولیت ما این است که در مقام تنظیم‌گری باشیم. یعنی اگر سازمان تبلیغات اسلامی هر کاری را خودش انجام دهد، خطاست؛ یا اگر هم ناچار است خودش انجام دهد، باید بداند که این یک وضعیت اضطراری است.

حقانی ادامه داد: اصل بر این نیست که سازمان، مجری مستقیم کارها باشد. سازمان تبلیغات اسلامی یک سازمان حاکمیتی است، اما تقریباً هیچ‌یک از مؤلفه‌های رایج قدرت حاکمیتی را در اختیار ندارد. یعنی ما قدرت ساختاری نداریم. در شهرستان یا استان، وقتی وارد فضای مدیریتی می‌شوید، سازمان تبلیغات از نظر ساختار حاکمیتی یک نهاد قدرتمند محسوب نمی‌شود. همچنین بودجه قابل توجهی هم در اختیار ما نیست. زیرساخت‌های گسترده هم نداریم البته ممکن است در بعضی جاها امکاناتی وجود داشته باشد، اما در مقایسه با سایر دستگاه‌ها، قابل توجه نیست. بنابراین سؤال مطرح می‌شود، سازمانی که نه قدرت دارد، نه پول و نه زیرساخت، چگونه می‌خواهد به موفقیت برسد؟ پاسخ در این نکته است که باید با مردم کار کنیم. قدرت واقعی ما مردم هستند.

وی یادآور شد: هر جا مردم حرف ما را فهمیده‌اند و همراه شده‌اند، موفق بوده‌ایم. مثل محرم؛ مردم کار را انجام می‌دهند و ما صرفاً جهت می‌دهیم و پشتیبانی می‌کنیم. هر جا مردم همراه شوند، ما موفق هستیم. به همین دلیل، گاهی اثرگذاری ما از بسیاری از دستگاه‌هایی که امکانات بیشتری دارند، بیشتر می‌شود. در نهایت هم همان دستگاه‌های حاکمیتی به سراغ ما می‌آیند و می‌گویند این کار را شما انجام دهید. این همان معنایی است که رهبر انقلاب از تبلیغ بیان می‌کنند؛ یعنی ایجاد تفاهم با مردم. ما یک سازمان پیام‌رسان هستیم؛ آن هم یک پیام‌رسان قدرتمند. کار پیام‌رسان، پول رساندن نیست؛ کارش اجبار هم نیست. پیام را می‌رساند و این مخاطب است که باید آن را بپذیرد. ممکن است پیام‌رسان‌های دیگری هم وجود داشته باشند، اما مأموریت ما رساندن پیام است.

وی در پاسخ به این سوال که با این حساب سازمان تبلیغات اسلامی افزون بر تنظیم‌گری عمومی، بین نهادهای حاکمیتی نیز باید این تنظیم‌گری را داشته باشد تا به نوعی بتواند مجموعه‌ها را همگرا کند تا همه آن‌ها در خدمت مردم قرار بگیرند و ظرفیت مجموعه‌های مردمی افزایش پیدا کند؛ چنین است؟ افزود: ما تلاش می‌کنیم مسئولان باور کنند که اگر با مردم تفاهم کنند، قدرت مردم از بسیاری از ساختارهای رسمی بیشتر است. حاکمیت معمولاً کارش ابلاغ است؛ دستور می‌دهد و می‌رود. اما کار ما ابلاغ نیست، اقناع است. ابلاغ با اقناع تفاوت زیادی دارد. ما از یک طرف حاکمیت را قانع می‌کنیم که به مردم اعتماد کند و از طرف دیگر مردم را قانع می‌کنیم که مسیر حاکمیت را بپذیرند؛ این کار بسیار سختی است. شما با یک مجموعه مردمی صحبت می‌کنید. آن‌ها اصل کار را قبول دارند، اما ممکن است شیوه شما را نپذیرند و روش خودشان را اجرا کنند. در چنین شرایطی، وظیفه ما این نیست که آن‌ها را مجبور کنیم؛ بلکه باید به آن‌ها کمک کنیم.

وی با بیان اینکه این رویکرد باعث همگرایی مجموعه‌های مردمی می‌شود، گفت: بنیاد هدایت در این مسیر بسیار موفق بوده است. توانسته با ادبیات مردم ارتباط برقرار کند. در هیچ برنامه‌ای که سازمان تبلیغات برگزار می‌کند، سهم ما نباید بیشتر از ۱۰ درصد باشد و سهم مردم باید ۹۰ درصد باشد. اگر روزی این نسبت برعکس شد و سهم سازمان بیشتر شد، یعنی شکست خورده‌ایم؛ چون آن دیگر کار ما نیست. بعضی دستگاه‌ها همه کار را خودشان انجام می‌دهند. ما زمانی موفق هستیم که مردم خودشان کار را انجام دهند و ما فقط مسیر را نشان بدهیم، نقشه بدهیم و تسهیل‌گری کنیم. برای ایجاد تسهیل‌گری هم انعطاف در مقام تسهیل‌گری بسیار مهم است. تفاوت اصلی تسهیل‌گری با تصدی‌گری همین‌جاست. تصدی‌گری می‌گوید باید دقیقاً این کار را انجام دهید؛ اما در تسهیل‌گری،ما فقط مسیر را پیشنهاد می‌کنیم. مثلاً در طرح «زندگی با آیه‌ها»، افراد زیادی در سراسر کشور، بدون هیچ هماهنگی با ما، محتوا را گرفتند و خودشان برنامه اجرا کردند، مسابقه برگزار کردند و جایزه دادند. این برای ما نشانه موفقیت است؛ چون مردم خودشان صاحب کار شده‌اند.

وی با طرح این موضوع که ما باید باور کنیم که اگر هر شب ده‌ها هزار نفر در یک مراسم حضور پیدا می‌کنند، هیچ سازمانی نمی‌تواند ادعا کند این جمعیت را خودش ایجاد کرده است. اصلاً چنین توانی وجود ندارد. این مردم هستند که صحنه را می‌سازند و ما فقط پشتیبان آن‌ها هستیم افزود: مشکل ما معمولاً این است که وقتی مدیر می‌شویم، تصور می‌کنیم باید همه چیز را خودمان انجام دهیم؛ اما ویژگی سازمان تبلیغات این است که اساساً نه پولش را دارد و نه قدرتش را، و همین باعث شده یاد بگیرد مردم را محور قرار دهد. این همان نکته‌ای است که رهبر شهیدمان در اواسط دهه ۹۰ درباره موکب‌داران ایرانی می‌فرمودند؛ این که از وقتی حضور ایرانی‌ها در اربعین پررنگ شد، تأکید می‌کردند حواستان باشد این حرکت، آن حال و هوای سنتی و مردمی عراق را از بین نبرد.  ایشان می‌گفتند شأن میزبانی مردم عراق را از آن‌ها نگیرید. یعنی حتی میزبانی مردم عراق هم نباید از آن‌ها گرفته شود. به همین دلیل، هر جا موکب ایرانی جای موکب عراقی را بگیرد، از نظر من اشتباه است. آن زمان ما چند روحانی بودیم که در قالب یک گروه مردمی در عراق فعالیت می‌کردیم. موکب داشتیم، اما موکب ایرانی نبود. یک عراقی را پیدا کردیم، با او صحبت کردیم و گفتیم ما به شما کمک می‌کنیم. اگر شما شام می‌دهید، ما صبحانه موکب را تأمین می‌کنیم. کنار او قرار گرفتیم، نه به جای او. یعنی هویت او را نگرفتیم. ما هر جا از تسهیل‌گری فاصله گرفتیم و متصدی شدیم، مطالبه مردم هم تغییر کرد.

او یادآور شد: در حوزه تبلیغ هم همین اتفاق افتاد. سال‌های ۸۳ و ۸۴ برای تبلیغ به روستاها می‌رفتیم. خودمان اتوبوس کرایه می‌کردیم، با طلبه‌ها راه می‌افتادیم، به روستاهای خوزستان و مناطق مختلف می‌رفتیم، شب‌ها در خانه مردم می‌خوابیدیم و بعد هم به تهران برمی‌گشتیم. ممکن بود کسی کمکی بکند یا نکند، اما احساس مردم این بود که ما از خودشان هستیم. بعد کم‌کم احکام تبلیغی صادر شد. وقتی به روستا می‌رفتیم، مردم می‌گفتند شما که از دولت حقوق می‌گیرید. دیگر احساس نمی‌کردند ما از جنس خودشان هستیم؛ در حالی که رهبر معظم انقلاب صریحاً فرمودند ما افتخار می‌کنیم نان‌خور مردم باشیم. اینجاست که باید از تسهیل‌گری به سمت تصدی‌گری رفت. تفاوت اصلی این دو در ماندگاری است. اگر مردم خودشان مهمانی غدیر را برگزار کنند، این حرکت ماندگار می‌شود؛ اما اگر سازمان برگزارکننده باشد، با رفتن سازمان، آن حرکت هم از بین می‌رود.

وی یادآور شد:‌ بزرگ‌ترین نقطه قوت سازمان تبلیغات این است که پول، زیرساخت و قدرت گسترده ندارد. من همیشه می‌گویم ای کاش روزی برسد که سازمان تبلیغات اصلاً پولی نداشته باشد. علت این که مردم سراغ ما می‌آیند، امکانات نیست؛ برای آن است که احساس می‌کنند کنارشان هستیم. من شاید نتوانم به یک موکب‌دار کمک مالی کنم، اما او می‌داند که من طرفدار او هستم. همین باعث می‌شود حرف مرا بپذیرد کار من همین بود. آن‌ها کار خودشان را می‌کردند و من از آن‌ها حمایت می‌کردم. برایشان تلاش می‌کردم، حتی اگر تلاش من هم همیشه به نتیجه نمی‌رسید. بعضی وقت‌ها امکانات، به جای اینکه نقطه قوت باشند، ما را خراب می‌کنند. در دوران کرونا، چون صدور مجوز هیأت‌ها در اختیار ما بود، مراجعه مردم به سازمان بسیار زیاد شد؛ برای ثبت‌نام، دریافت مجوز، تهیه اقلام بهداشتی و مسائل مختلف. این اتفاق، در آن مقطع فرصت خوبی بود، اما اگر بعد از پایان کرونا ارتباط مردم با ما فقط به خاطر مجوزها قطع می‌شد، یعنی از آن فرصت استفاده نکرده بودیم. شهید حاج قاسم سلیمانی می‌گفت: «در دل بحران‌ها فرصت‌هایی وجود دارد که در خود فرصت‌ها نیست.» یعنی اگر از بحران، یک ارتباط ماندگار با مردم بسازی، هنر کرده‌ای؛ نه اینکه فقط تا پایان بحران کنار مردم باشی.

وی با تاکید بر این موضوع که در مسیر تبلیغ نباید دلسرد و ناامید شد ما این را از روحانیت یاد گرفته‌ایم. ویژگی منبر همین است گفت: روحانی وظیفه‌اش را انجام می‌دهد و دنبال این نیست که حتماً اثر کار را همان لحظه ببیند. گاهی سال‌ها بعد کسی تماس می‌گیرد و می‌گوید هر چه دارم، نتیجه همان حرفی است که سال‌ها قبل از شما شنیدم. یعنی از اول به ما یاد داده‌اند که وظیفه‌ات را انجام بده؛ لازم نیست حتماً بدانی اثرش کجا ظاهر می‌شود. به نظر من، سازمان تبلیغات باید همین روحیه را حفظ کند؛ یعنی سازمانی با روحیه طلبگی باشد. بارها پیش آمده که استاندار یا مسئول دیگری، حرفی را زده که قبلاً ما آن را مطرح کرده بودیم. هیچ ناراحت نشدم، چون مهم این است که آن حرف به نتیجه برسد.

انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری