طاهره صادقلو در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به ظرفیتهای خراسان رضوی برای توسعه گردشگری زعفران اظهار کرد: فصل برداشت این محصول فرصتی برای آشنایی گردشگران با زندگی روستایی، دانش بومی و فرآیند تولید یکی از محصولات شاخص کشاورزی ایران است. جذابیت این تجربه تنها به زیبایی مزارع و تماشای گلهای بنفش پاییز محدود نمیشود، بلکه مشاهده مراحل برداشت، جداسازی کلالهها، خشککردن و شناخت عوامل مؤثر بر کیفیت زعفران را نیز در بر میگیرد.
وی افزود: گردشگران از این طریق میتوانند رابطه میان مهارت انسانی، شرایط محیطی و ارزش اقتصادی زعفران را درک کنند. همچنین، شیوههای همکاری خانوادگی، تقسیم کار و انتقال دانش میان نسلها، بخشی از میراث زنده روستایی است که میتواند تجربهای فرهنگی و متفاوت برای بازدیدکنندگان ایجاد کند.
این دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: گردشگری زعفران علاوه بر معرفی میراث بومی، فرصتهایی برای فروش مستقیم محصول، عرضه خوراک محلی و صنایعدستی و ارائه خدمات پذیرایی و راهنمایی فراهم میکند. پیوند مزارع زعفران با معماری روستایی، میراث تاریخی، طبیعت و خوراک محلی نیز میتواند زمینه طراحی سفرهای متنوع برای زائران مشهد و سایر گردشگران را فراهم آورد.
صادقلو با بیان اینکه نزدیکی روستاهای زعفرانخیز به مشهد و برخورداری خراسان رضوی از دانش بومی تولید این محصول، زمینه مناسبی برای توسعه این نوع گردشگری ایجاد کرده است، تصریح کرد: محدودبودن دوره برداشت، بر جذابیت تجربه گردشگری میافزاید، اما فعالیتهای گردشگری باید با ریتم واقعی کار کشاورزان هماهنگ باشد و به نمایشی مصنوعی از زندگی روستایی تبدیل نشود.
بازدید از مزارع بهتنهایی برای شکلگیری مقصد گردشگری کافی نیست
وی با تأکید بر ضرورت تکمیل زیرساختها و خدمات گردشگری در روستاهای زعفرانخیز گفت: بازدید از مزرعه شرط لازم، اما شرط کافی برای شکلگیری مقصد گردشگری نیست. مقصد زمانی شکل میگیرد که دسترسی مناسب، خدمات پایه، فعالیتهای مکمل و مدیریت حرفهای در کنار جاذبه اصلی قرار گیرند.
این پژوهشگر با اشاره به ضرورت بهبود راههای دسترسی، نصب علائم راهنما، تأمین سرویسهای بهداشتی، آب آشامیدنی، محل استراحت و مدیریت پسماند بیان کرد: این امکانات باید متناسب با ظرفیت و شرایط محیطی هر روستا فراهم شوند. همچنین، تعیین مسیرهای بازدید، ظرفیت پذیرش گردشگر و محدودههای مجاز ورود به مزارع برای جلوگیری از آسیب به محصول و اختلال در فعالیت کشاورزی اهمیت دارد.
صادقلو آموزش راهنمایان محلی برای معرفی زعفران، فرهنگ روستا و مراحل تولید را از دیگر الزامات توسعه این نوع گردشگری دانست و افزود: گردشگر باید علاوه بر مشاهده مزرعه، امکان آشنایی عملی با جداسازی کلالهها، فرآوری و بستهبندی محصول را در فضایی مناسب داشته باشد. اطلاعرسانی دقیق درباره زمان گلدهی، هزینه خدمات، نحوه رزرو و شرایط بازدید نیز ضروری است؛ زیرا زمان برداشت تحت تأثیر شرایط آبوهوایی تغییر میکند.
وی خاطرنشان کرد: پیوند مزارع با اقامتگاههای بومگردی، خوراک محلی و فروش محصولات معتبر میتواند بازدیدی کوتاه را به تجربهای کاملتر تبدیل کند. در این مسیر، اولویت باید تکمیل امکانات ضروری و هماهنگی خدمات موجود باشد، نه ساختوساز گسترده و ناسازگار با محیط روستا.
لزوم پیوند اقامتگاههای بومگردی با تجربه برداشت زعفران
این دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر ضرورت طراحی یک محصول گردشگری منسجم اظهار کرد: مزرعه، اقامتگاه، خوراک محلی و تجربههای فرهنگی باید اجزای هماهنگ یک سفر باشند، نه فعالیتهایی پراکنده. میتوان این سفر را با محوریت روایت «از مزرعه تا سفره و بازار» طراحی کرد تا گردشگر ضمن آشنایی با تاریخچه و شیوه کشت زعفران، مراحل برداشت، کاربردهای غذایی و روشهای عرضه این محصول را نیز بشناسد.
وی افزود: اقامتگاههای بومگردی میتوانند با معرفی معماری، خوراک و شیوه زندگی روستایی، نقشی فراتر از محل اقامت ایفا کنند. در این میان، مشارکت کشاورزان باید واقعی باشد و حقوق اقتصادی آنان حفظ شود؛ بهگونهای که کشاورز صرفاً به بازیگر یک نمایش گردشگری تبدیل نشود، بلکه در معرفی فرایند تولید، تعیین شرایط بازدید و دریافت حقالزحمه نقش داشته باشد.
صادقلو ایجاد شبکهای میان کشاورزان، اقامتگاهها، راهنمایان و عرضهکنندگان محصولات محلی را برای هماهنگی خدمات، تعیین قیمت و تقسیم درآمد ضروری دانست و گفت: طراحی بستههای یکروزه و چندروزه، معرفی شفاف خدمات و تضمین اصالت محصول میتواند گروههای مختلف گردشگران را جذب کند. هر روستا نیز میتواند متناسب با ویژگیهای فرهنگی و محیطی خود، تجربهای متمایز ارائه دهد.
وی با اشاره به محدودبودن دوره گلدهی و برداشت زعفران اظهار کرد: اتکای اقتصاد روستا به چند هفته برداشت، درآمد گردشگری را ناپایدار میکند؛ ازاینرو، راهکار اصلی، پیوند این جاذبه با سایر ظرفیتهای روستایی و طراحی سفرهای ترکیبی است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: بازدید از مزارع را میتوان با دیدار از بناهای تاریخی، بافتهای روستایی، چشماندازهای طبیعی، کارگاههای صنایعدستی و مراکز تولید محصولات محلی همراه کرد. همچنین، طراحی مسیرهای مشترک میان چند روستا با ظرفیتهای مکمل میتواند مدت سفر را افزایش دهد و منافع گردشگری را در محدوده گستردهتری توزیع کند.
صادقلو اضافه کرد: در خارج از فصل برداشت نیز فعالیتهایی مانند آشنایی با فرآوری و کیفیت زعفران، کارگاههای آشپزی محلی، شناخت صنایعدستی و تجربههای مرتبط با سایر فعالیتهای کشاورزی میتوانند مبنای ارائه خدمات گردشگری باشند. پیوند این برنامهها با سفرهای زیارتی و فرهنگی مشهد نیز امکان جذب گردشگران شهری و زائران را فراهم میکند.
وی تأکید کرد: افزایش مدت اقامت تنها با معرفی جاذبههای بیشتر محقق نمیشود و وجود اقامتگاه مناسب، خدمات پذیرایی، برنامههای عصرگاهی و اطلاعات دقیق درباره فعالیتهای فصلی نیز ضروری است. هدف باید افزایش ارزش اقتصادی هر سفر و سهم کسبوکارهای محلی از هزینهکرد گردشگران باشد، نه صرفاً افزایش تعداد بازدیدکنندگان.
فصلیبودن جاذبه و ضعف هماهنگی نهادی از موانع توسعه گردشگری زعفران است
دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد، فصلیبودن جاذبه، تأثیر شرایط آبوهوایی بر زمان گلدهی، محدودیت زیرساختهای پایه، ضعف مهارتهای میزبانی و بازاریابی و نبود خدمات هماهنگ را از جمله موانع توسعه گردشگری زعفران برشمرد.
صادقلو خاطرنشان کرد: ورود گردشگران بدون مدیریت مناسب ممکن است با الزامات برداشت محصول تعارض پیدا کند و به فعالیت کشاورزان آسیب برساند. از سوی دیگر، نبود همکاری مؤثر میان کشاورزان، نهادهای گردشگری، دستگاههای کشاورزی و مدیریت روستا میتواند موجب پراکندگی فعالیتها و نامشخصبودن مسئولیتها شود.
وی ضعف برندسازی مبتنی بر هویت محلی و نبود سازوکارهای شفاف برای معرفی مبدأ و کیفیت زعفران را از دیگر چالشها دانست و افزود: محدودیت سرمایه و احتمال تمرکز درآمد در دست واسطهها یا تعداد محدودی از صاحبان کسبوکار نیز میتواند مانع مشارکت عادلانه جامعه محلی شود.
این پژوهشگر با اشاره به پیامدهای احتمالی توسعه نامتوازن گردشگری تصریح کرد: افزایش پسماند، فشار بر منابع آب، اختلال در زندگی روزمره و تجاریشدن افراطی فرهنگ روستایی ازجمله مخاطراتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، چالش اصلی، تبدیل جاذبهای ارزشمند به نظامی توانمند برای مدیریت گردشگری است؛ نظامی که بر هماهنگی نهادی، توانمندسازی محلی، حفاظت محیطی و توزیع عادلانه منافع استوار باشد.
گردشگری زعفران میتواند فرصتهای شغلی زنان و جوانان روستایی را گسترش دهد
صادقلو با اشاره به ظرفیت این نوع گردشگری برای تقویت اقتصاد خانوارهای روستایی اظهار کرد: فروش مستقیم زعفران همراه با معرفی مبدأ و شیوه تولید، ارائه خدمات بازدید و آموزش و عرضه محصولات فرآوریشده، فرصتهایی فراهم میآورد تا کشاورزان علاوه بر تولید محصول، از ارزش تجربه گردشگری نیز بهرهمند شوند.
وی افزود: گردشگری زعفران میتواند زمینه اشتغال زنان را در حوزههایی مانند تولید خوراک محلی، فرآوری محصولات، بستهبندی، صنایعدستی و خدمات پذیرایی گسترش دهد. جوانان نیز میتوانند در راهنمایی گردشگران، بازاریابی دیجیتال، مدیریت رزرو، تولید محتوا و طراحی بستههای سفر فعالیت کنند. این مشاغل در صورت برخورداری از آموزش و دسترسی به بازار، میتوانند به تقویت کارآفرینی و ماندگاری جمعیت جوان در روستا کمک کنند.
این دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد تأکید کرد: افزایش تعداد گردشگران الزاماً به معنای افزایش منافع جامعه محلی نیست و اگر بخش عمده خدمات توسط واسطههای بیرونی تأمین شود، درآمد گردشگری ممکن است از روستا خارج شود. از اینرو، توافق شفاف میان کشاورزان و مجریان تور، پرداخت حقالزحمه منصفانه، تقویت تعاونیها و استفاده از تأمینکنندگان محلی اهمیت دارد.
وی ادامه داد: زنان و جوانان باید علاوه بر مشارکت در کار، به درآمد مستقیم دسترسی داشته باشند و در تصمیمگیریها نیز نقش مؤثری ایفا کنند. ارزیابی موفقیت این نوع گردشگری باید بر شاخصهایی مانند درآمد مستقیم کشاورزان، میزان خرید از کسبوکارهای محلی، اشتغال پایدار زنان و جوانان و سهم درآمد باقیمانده در روستا استوار باشد.
توسعه گردشگری زعفران به برنامهای یکپارچه و مشارکت جامعه محلی نیاز دارد
صادقلو با تأکید بر ضرورت عبور از برنامههای مقطعی و جشنوارههای فصلی اظهار کرد: اولویت اصلی، تدوین و اجرای برنامهای یکپارچه برای توسعه مقصد گردشگری زعفران با محوریت جامعه محلی است. جشنواره میتواند ابزاری برای معرفی مقصد باشد، اما توسعه پایدار مستلزم ایجاد شبکهای منسجم برای عرضه خدمات، بازاریابی، اشتغالزایی و توزیع منافع است.
وی افزود: در گام نخست باید ظرفیت روستاهای زعفرانخیز از نظر دسترسی، امکانات، جاذبههای مکمل، توان پذیرش گردشگر و آمادگی جامعه محلی ارزیابی شود. سپس میتوان چند روستای مستعد را بهعنوان مقصد پایلوت انتخاب کرد و با طراحی بستههای گردشگری، آموزش نیروی انسانی، تکمیل زیرساختهای ضروری و ایجاد سازوکارهای مشارکت، الگوی اجرایی مناسبی را آزمود و توسعه داد.
این پژوهشگر، ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان رضوی را از نهادهای دارای نقش محوری در هماهنگی تخصصی، استانداردسازی خدمات و بازاریابی مقصد دانست و بیان کرد: سازمان جهاد کشاورزی و تشکلهای تولیدکنندگان زعفران نیز باید در شناسایی مزارع مستعد، حفظ کیفیت محصول و هماهنگی فعالیت گردشگری با تقویم کشاورزی مشارکت کنند. در سطح محلی نیز دهیاریها، شوراهای اسلامی روستا و تشکلهای مردمی میتوانند در ساماندهی خدمات، تسهیل مشارکت و مدیریت مسائل محیطی نقشآفرین باشند.
صادقلو خاطرنشان کرد: بخش خصوصی و مجریان گردشگری مسئولیت طراحی و عرضه محصولات رقابتی را برعهده دارند و دانشگاهها نیز میتوانند با مطالعات بازار، ارزیابی ظرفیتها و پایش پیامدهای اقتصادی و اجتماعی، پشتوانه علمی تصمیمگیری باشند. موفقیت این همکاری به تقسیم کار روشن، تأمین منابع و مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیری وابسته است.
وی ایجاد نظامی برای پایش نتایج بر اساس شاخصهایی مانند مدت اقامت، هزینهکرد گردشگران، درآمد کشاورزان، اشتغال محلی، رضایت جامعه میزبان و آثار محیطی را ضروری دانست و گفت: چنین ارزیابی امکان اصلاح برنامهها و جلوگیری از توسعه نامتوازن را فراهم میکند.
این دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد تأکید کرد: خراسان رضوی ظرفیت آن را دارد که گردشگری زعفران را به محصولی متمایز در گردشگری کشاورزی ایران تبدیل کند؛ هدفی که نه با افزایش صرف جشنوارهها، بلکه با پیوند پایدار میان کشاورزی، گردشگری، میراث فرهنگی و کارآفرینی محلی محقق میشود. معیار اصلی موفقیت این مسیر آن است که گردشگری زعفران ضمن حفظ اصالت فرهنگی و پایداری محیطی، به بهبود معیشت روستاییان و تقویت اقتصاد محلی منجر شود.
انتهای پیام