فرهاد پروانه در گفتوگو با ایسنا با اشاره به چگونگی بررسی نقش نمادگرایی زنانه در جریانهای اعتراضی پیرامون حضرت فاطمه زهرا (س)، اظهار کرد: باید به جایگاه ویژه ایشان در حافظه تاریخی مسلمانان و تحولات سیاسی پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) توجه کرد.
وی افزود: حضرت فاطمه (س) به دلیل پیوند نزدیک با پیامبر، جایگاه ممتاز در خاندان نبوت و حضور معنادار در منازعات آغازین بر سر حقوق اهلبیت، به شخصیتی تبدیل شد که یاد و نام او فراتر از یک منزلت خانوادگی، واجد ظرفیتهای اخلاقی، دینی و سیاسی بود. از این منظر، نمادگرایی زنانه در تاریخ تشیع را میتوان یکی از راههای بازنمایی عدالتخواهی، اعتراض به قدرت و دفاع از حقوق تضییعشده دانست.
پروانه بیان کرد: اعتراض حضرت فاطمه(س) به شرایط پس از رحلت پیامبر، الگویی از کنشگری زنانه در عرصه عمومی به شمار میرود.
این دکترای تاریخ اسلام خاطرنشان کرد: در گزارشهای مربوط به مسئله فدک و خطبه منسوب به ایشان، با زنی مواجه هستیم که در مقام دختر پیامبر، نهتنها از حقوق خود دفاع میکند، بلکه درباره عدالت، جایگاه قرآن و مسئولیت جامعه اسلامی نیز سخن میگوید.
وی افزود: اهمیت تاریخی این کنش در آن است که زن در این روایتها صرفاً در جایگاه همسر و مادر یا شخصیتی متعلق به حوزه خصوصی خانواده قرار ندارد، بلکه میتواند بهعنوان کنشگری اخلاقی و اجتماعی، مناسبات قدرت را به پرسش بکشد. البته برای تحلیل دقیق این موضوع باید میان اصل گزارشهای تاریخی، جزئیات نقلشده در منابع مختلف و تفسیرهای کلامیِ شکلگرفته در دورههای بعد تمایز قائل شد.
عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان تصریح کرد: تصویر حضرت فاطمه (س) بهعنوان نماد مظلومیت اهلبیت، در شکلگیری حافظه اعتراضی شیعی نقش مهمی ایفا کرد.
پروانه ادامه داد: در قرون نخستین، بهویژه در شرایطی که علویان با حکومتهای اموی و سپس عباسی درگیر بودند، یادآوری جایگاه خاندان پیامبر میتوانست زمینهای برای نقد مشروعیت سیاسی حاکمان فراهم آورد.
وی اضافه کرد: در این چارچوب، حضرت فاطمه(س) به دلیل انتساب مستقیم به پیامبر و پیوند مادری با امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، جایگاهی ویژه در بازنمایی رنجها و حقوق خاندان پیامبر پیدا کرد. بااین حال، باید میان استفاده سیاسی از نمادهای مرتبط با اهلبیت و وجود یک جریان اعتراضی سازمانیافته با محوریت آیینهای فاطمیه تفاوت گذاشت؛ زیرا شواهد تاریخی برای اثبات وجود شکل یکپارچه و امروزی این آیینها در سراسر قرون نخستین کافی نیست.
عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان بیان کرد: نمادگرایی زنانه در این زمینه، معنایی فراتر از جنسیت دارد و با مفاهیمی همچون حقطلبی، کرامت انسانی و اقتدار اخلاقی پیوند میخورد.
وی ادامه داد: در فرهنگ شیعی، حضرت فاطمه (س) به شخصیتی تبدیل شد که مظلومیت او میتوانست به معیاری برای سنجش عدالت حکومتها و رفتار صاحبان قدرت بدل شود. این تصویر، بهویژه در پیوند با واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع)، در حافظه مذهبی شیعیان اهمیت بیشتری یافت، زیرا نسب مادری امام حسین (ع) به حضرت فاطمه (س)، پیوند عاطفی و نمادین میان رنج خاندان پیامبر و اعتراض به بیعدالتی را تقویت میکرد. البته این پیوند را باید در روند تاریخی شکلگیری و تحول حافظه شیعی بررسی کرد، نه بهعنوان الگویی ثابت و یکسان در همه دورهها.
این دکترای تاریخ اسلام خاطر نشان کرد: باید میان حضور تاریخی زنان در اعتراضات و نمادینشدن شخصیت یک زن در حافظه جمعی تمایز قائل شد.
پروانه اظهار کرد: در قرون نخستین اسلام، زنان خاندان پیامبر، از جمله حضرت زینب (س)، در انتقال روایت کربلا و بیان پیامدهای سیاسی و اخلاقی آن نقشی مهم داشتند. این حضور نشان میدهد که زنان در شرایطی خاص میتوانستند از طریق سخنرانی، روایتگری و اعتراض اخلاقی، در فضای عمومی تأثیرگذار باشند. بااین حال، نقش تاریخی حضرت زینب (س) و جایگاه نمادین حضرت فاطمه (س) را نباید یکسان تلقی کرد؛ بلکه باید نسبت میان کنشگری زنان خاندان پیامبر و تحول تدریجی حافظه جمعی شیعی را بهصورت مستقل بررسی کرد.
این دکترای تاریخ اسلام تصریح کرد: در مجموع، نمادگرایی زنانه پیرامون حضرت فاطمه زهرا (س) را میتوان یکی از مؤلفههای مهم شکلگیری فرهنگ عدالتخواهانه و حافظه اعتراضی در تشیع دانست.
عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان در پایان افزود: اهمیت این نمادگرایی در آن است که تجربه رنج و اعتراض یک شخصیت زن در صدر اسلام، در دورههای بعد به زبانی اخلاقی و دینی برای بیان مطالبات مربوط به عدالت، کرامت انسانی و حقوق اهلبیت تبدیل شد. بااین حال، تحلیل علمی این فرایند مستلزم توجه به تفاوت دورههای تاریخی، تحول آیینهای مذهبی و تمایز میان گزارشهای اولیه و بازخوانیهای متأخر است.
انتهای پیام