به گزارش ایسنا، بیش از شش دهه است که آمریکا کوبا را تحت تحریمهای اقتصادی، تجاری و مالی قرار داده است؛ تحریمهایی که از سال ۱۹۶۰ آغاز شده و در طول دهههای گذشته به یکی از طولانیترین مناقشات سیاسی و اقتصادی واشنگتن با یک کشور دیگر تبدیل شدهاند. دولت کوبا خواستار پایان این تحریمهاست و مجمع عمومی سازمان ملل نیز از سال ۱۹۹۲، تقریباً هر سال با تصویب قطعنامهای از آمریکا خواسته است به این سیاست پایان دهد.
هر چند این قطعنامه الزامآور نیست و بهخودیخود واشنگتن را به لغو تحریمها وادار نمیکند، اما اهمیت آن در نمایش موضع جامعه بینالمللی در برابر سیاست تحریمی آمریکاست. به همین دلیل، دولت دونالد ترامپ امسال تلاش گستردهای برای تغییر موضع کشورهای عضو و کاهش حمایت از این قطعنامه انجام داد.
در آستانه رأیگیری ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶، اختلاف واشنگتن و هاوانا در صحن مجمع عمومی نیز به مشاجرهای کمسابقه کشیده شد. مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل، در حال سخنرانی و انتقاد از حکومت کوبا بود که اعضای هیئت کوبایی با کوبیدن بر میز و اعتراض به سخنان او، خواستار تذکر رئیس جلسه شدند. برونو رودریگز، وزیر خارجه کوبا، نیز به سمت جایگاه سخنرانی رفت و والتز را دروغگو خواند. در واکنش، نماینده آمریکا چندین بار از او خواست عقب برود و در نهایت گفت: «میفهمی با چه کسی طرف هستی؟ اینجا آمریکاست. عقب برو.»
این مشاجره با مداخله مقامهای سازمان ملل و تعلیق موقت جلسه همراه شد. رودریگز پس از بازگشت به جایگاه خود نیز سخنان والتز را دروغهای آشکار خواند و به رفتار او اعتراض کرد.
اما آنچه این رویارویی را از یک اختلاف لفظی معمول میان دو دیپلمات متمایز میکند، عبارت و سخنان والتز است؛ نماینده کشوری که مقر سازمان ملل در آن قرار دارد، در برابر وزیر خارجه یک کشور دیگر به قدرت و هویت ملی خود متوسل میشود و میگوید: «اینجا آمریکاست. نمیتوانی من را بترسانی.»
سازمان ملل، حیاط خلوت آمریکا
مقر سازمان ملل در نیویورک قرار دارد، اما مجمع عمومی ملک سیاسی دولت آمریکا نیست. این نهاد بر اساس منشور ملل متحد و قواعد و رویههای بینالمللی فعالیت میکند و کشورهای عضو، صرفنظر از قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی خود، از اصل برابری حاکمیتی برخوردارند. میزبانی یک نهاد بینالمللی نیز به معنای برخورداری از حق ویژه برای تحمیل اراده کشور میزبان بر دیگر اعضای آن نیست.
والتز میتوانست با وجود غیرقانونی بودن سیاستهای واشنگتن علیه هاوانا، با ارائه ادلههای حقوقی از سیاست کشور خود علیه کوبا دفاع کند، حکومت این کشور را به چالش بکشد و حتی به اعتراض هیأت کوبایی پاسخ دهد؛ اما ارجاع به قدرت و هویت ملی آمریکا برای عقبراندن نماینده یک کشور دیگر در صحن مجمع عمومی، تصویری از رویکردی قدرتمحور به دیپلماسی ارائه میدهد؛ رویکردی که در آن گویی قدرت بیشتر، حق بیشتری برای تعیین حدود رفتار دیگران ایجاد میکند.
اگر قرار باشد کشور میزبان بتواند به اتکای قدرت خود در برابر نمایندگان دیگر دولتها چنین موضعی بگیرد، اصل برابری حاکمیتی اعضا چه معنایی خواهد داشت؟ سازمان ملل دقیقاً برای آن شکل گرفت که روابط میان کشورها صرفاً بر اساس قدرت و اراده دولتهای بزرگ تنظیم نشود.
چرا آمریکا با وجود غیرالزامآور بودن قطعنامه، برای مقابله با آن تلاش میکند؟
اهمیت این مشاجره زمانی روشنتر میشود که به موضوع اصلی نشست بازگردیم. واشنگتن نهتنها با قطعنامه پایان تحریمهای کوبا مخالفت میکند، بلکه امسال تلاش کرده است شمار بیشتری از کشورها را نیز به مخالفت با آن ترغیب کند.
دلیل این تلاش روشن است. اگرچه قطعنامه مجمع عمومی الزامآور نیست و اختیار لغو تحریمهای آمریکا در نهایت در چارچوب نظام حقوقی و سیاسی این کشور، بهویژه کنگره، قرار دارد، اما رأیگیری سازمان ملل یک شاخص مهم برای سنجش مشروعیت و مقبولیت بینالمللی سیاست واشنگتن است.
تصویب سالانه این قطعنامه، با وجود مخالفت آمریکا، نشان میدهد که سیاست تحریمی این کشور با مخالفت گسترده دولتهای جهان روبهروست. چنین اجماعی برای واشنگتن هزینه سیاسی دارد و روایت این کشور درباره ضرورت و مشروعیت تحریمها را با چالش مواجه میکند. به همین دلیل، دولت ترامپ تلاش کرد این اجماع را تضعیف کند. مقامهای آمریکایی از کشورهای عضو خواستند به قطعنامه رأی منفی بدهند و در هفتههای منتهی به رأیگیری، فعالیت دیپلماتیک واشنگتن برای تغییر مواضع کشورها افزایش یافت. مقامهای کوبایی نیز آمریکا را به تهدید و اعمال فشار بر دولتها برای تغییر رأی متهم کردند.
نتیجه رأیگیری ۲۸ اکتبر نشان داد که قطعنامه با ۱۳۰ رأی موافق، ۱۷ رأی مخالف و ۲۵ رأی ممتنع تصویب شده است؛ در حالی که سال گذشته ۱۶۵ کشور به آن رأی موافق داده بودند و تنها هفت کشور مخالفت کرده بودند. بنابراین، هر چند واشنگتن نتوانست مانع تصویب قطعنامه شود، اما کاهش ۳۵ رأی موافق و افزایش شمار مخالفان و ممتنعان نشان میدهد که فشارهای این کشور در تغییر فضای رأیگیری بیتأثیر نبوده است.
با این حال، کاهش حمایت از قطعنامه را نباید به معنای حمایت همه کشورهای ممتنع از تحریمها تلقی کرد. نکته اصلی این است که آمریکا حتی در برابر قطعنامهای غیرالزامآور نیز حاضر نیست بهسادگی با نمایش مخالفت گسترده بینالمللی با سیاست خود مواجه شود.
محاصره کوبا؛ فرار رو به جلو برای پنهان کردن مسئولیت
فشار آمریکا بر کوبا در دولت دونالد ترامپ، تنها ادامه تحریمهایی نیست که بیش از شش دهه اقتصاد این کشور را هدف قرار داده است. واشنگتن در ماههای اخیر، با تشدید محدودیتها بر تأمین سوخت کوبا و تهدید کشورهایی که به این جزیره نفت میرسانند، عملاً دامنه محاصره را از مرزهای این کشور فراتر برده است؛ بهگونهای که حتی دولتهای دیگر نیز برای برقراری رابطه تجاری با هاوانا باید هزینه تهدیدهای آمریکا را در نظر بگیرند. این سیاست، چیزی جز تلاش برای محروم کردن یک کشور از منابع حیاتی خود و واداشتن آن به تسلیم از طریق فشار بر زندگی مردم نیست.
نتیجه چنین رویکردی را نمیتوان از وضعیت امروز کوبا جدا کرد. کمبود سوخت، خاموشیهای گسترده و اختلال در تأمین نیازهای روزمره، تنها مشکلاتی در ترازنامه اقتصادی دولت نیستند؛ زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهند. وقتی واشنگتن راه تأمین انرژی را محدود میکند و همزمان کشورهای صادرکننده نفت به کوبا را به مجازات اقتصادی تهدید میکند، طبیعی است که پیامدهای این فشار به نیروگاهها، بیمارستانها، حملونقل و خانههای مردم برسد. محاصره در عمل، پیش از آنکه مقامهای دولتی را هدف قرار دهد، زندگی عادی مردم را نشانه میگیرد.

با این حال، والتز نماینده آمریکا در سازمان ملل در مواضع خود در مجمع عمومی، به جای پاسخگویی درباره نقش آمریکا در شکلگیری و تشدید بحران کوبا، انگشت اتهام را به سوی هاوانا گرفت. او از مشکلات و رنج مردم کوبا سخن گفت، اما اشارهای به سیاستی نکرد که دسترسی همین مردم به سوخت و امکانات اولیه زندگی را محدود کرده است. در واقع، با برجسته کردن مشکلات داخلی کوبا، خود بحران را دستاویزی برای حمله به هاوانا قرار داد و کوشید مسئولیت پیامدهای محاصره و فشارهای آمریکا را از دوش واشنگتن بردارد.
واشنگتن میکوشد جای عامل و قربانی را عوض کند؛ محاصره و فشار اقتصادی را از متن ماجرا کنار بزند و بحران حاصل از آن را به سندی علیه حکومت کوبا تبدیل کند. مشکلات داخلی و عملکرد دولت هاوانا میتواند موضوع نقد باشد، اما نمیتوان با نادیده گرفتن نقش تحریمها و محاصره، تمام مسئولیت شرایط موجود را متوجه آن کرد. نمیتوان کشوری را از دسترسی به منابع حیاتی محروم کرد، زندگی مردمش را تحت فشار گذاشت و سپس با استناد به همین وضعیت، برای ادامه فشارها مشروعیت ساخت. اظهارات والتز در واقع تلاشی برای همین وارونهنمایی است؛ تلاشی برای آنکه اقدامات آمریکا در پس اتهامزنی به هاوانا پنهان بماند و مسئولیت پیامدهای انسانی آن نیز از دوش واشنگتن برداشته شود.
وقتی قدرت جایگزین قوانین میشود
رفتار نماینده آمریکا در مجمع عمومی را باید در امتداد همین رویکرد دید. واشنگتن در بیرون از سازمان ملل، با ابزار تحریم و تهدید میکوشد هزینه مخالفت با سیاستهایش را افزایش دهد و حتی کشورهای ثالث را از همکاری با کوبا منصرف کند؛ در داخل این نهاد نیز، هنگامی که با اعتراض نماینده هاوانا روبهرو میشود، به جای پاسخگویی درباره اقدامات کشورش، قدرت آمریکا را به رخ میکشد و دست به زورگویی میزند. عبارت «اینجا آمریکاست» در چنین موقعیتی، تنها یک جمله در جریان مشاجرهای دیپلماتیک نیست؛ بیان همان منطقی است که در سیاست واشنگتن در قبال جهان از جمله ایران دیده میشود؛ سیاستی که در دوره ترامپ دیگر یک سیاست پنهان نیست و آشکارا هویت و استقلال و تمامیت ارضی کشورها را نشانه میگیرد.
انتهای پیام